به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، نشست تحلیلی نقش ادبیات در حماسهسازی با حضور علیرضا نورعلیپور، شاعر و پژوهشگر، به صورت مجازی با میزبانی دانشجویان دانشگاه علامه طباطبایی برگزار شد. نورعلیپور در این نشست با تبیین جایگاه هنر در برهههای حساس تاریخی، به بررسی پیوند عمیق میان متون کهن ادبی، هویت ملی و ایستادگی مردم در میدانهای معاصر پرداخت.
نورعلیپور در ابتدای این نشست با تاکید بر اینکه حضور در صحنه یک وظیفه وجودی است، گفت: هر کس باید به اندازه وسعش پرچمی بلند کند. دشمنان با محاسبات مادی فکر میکردند این ملت به خاطر فشارهای اقتصادی و نقدها، دست از هویت خود میکشد و به بیگانه پناه میبرد؛ اما آنها از درک این حقیقت عاجزند که پیوند این مردم با خاک و ایمانشان، با منطق دنیوی قابل اندازهگیری نیست. ایران بارها ثابت کرده که با مفاهیمی چون شهادت و ارق ملی، تمام معادلات جهانی را برهم میزند.
این پژوهشگر با بازخوانی حکیمانه داستانی از شاهنامه، مفهوم ولایتپذیری و مصلحتسنجی را تبیین کرد و گفت: وقتی افراسیاب به زابلستان یورش برد و زال در قلعه نبود، مهراب کابلی (پدربزرگ رستم) با زیرکی تمام، دشمن را معطل کرد تا زمان بخرد. او در ظاهر راه سازش را پیش گرفت، اما در باطن، قلعه را برای بازگشت پیروزمندانه زال حفظ کرد. این یعنی خرد جمعی ما ایرانیان به ما آموخته است که در وقت رزم و مذاکره، باید پشت "جلودار" ایستاد. ما شاید سواد سیاسی تخصصی نداشته باشیم، اما سواد فرهنگیمان به ما میگوید مصلحت ایران در گروی تبعیت از تصمیمی است که رهبری و جلودار این مملکت میگیرد؛ و ما با تمامِ وجود پای این مصلحت میمانیم.
وی با نگاهی به حضور مردم در میدانهای حماسه، آن را یک تکلیف قلبی دانست و افزود: وظیفه ما حضور است، حتی اگر نقش ما تنها یک نقطه در سیاهیلشکر عظیم حق باشد. من هر شب به نیت شعر خواندن به میدان نمیروم؛ گاهی میروم تا فقط یک قطره از این دریای سیهپوش باشم که پشت سر رهبر شهیدش ایستاده است. هر کسی باید باری را از زمین بردارد؛ این فلسفه اصلی زنده ماندن یک آرمان است.
بخش عمیقتر این گفتگو به معنای واژهی استاد اختصاص یافت. نورعلیپور گفت: استاد، عنوانی دانشگاهی نیست؛ استاد کسی است که همچون ابوعلیسینا، حکیم باشد و کلامش از هر سو راهگشا. من شهید بزرگوار آیتالله سید علی خامنهای را استاد خطاب میکنم؛ چرا که ایشان نه فقط یک رهبر، بلکه ادیبی کتابشناس و حکیمی ذوالفنون بودند. سلام من به ایشان در خلوت و جلوت، سلام شاگرد به استادی است که جای خالیاش با هیچ کلامی پر نمیشود.
این شاعر پژوهشگر، با یادآوری مقام والای شهید سید علی خامنهای و حضور همیشگی ایشان در جانِ جامعه، سرودهای حماسی را که تقدیم ایشان کرده بود، قرائت نمود:
گفتی شهید زندهست، گفتی که مرگ خوار است
گفتی شهادت آیا، جز عمر جاودان است؟
گفتی به حکم قرآن، پاینده باد ایران
این خطه مرز ایمان، این خاک آسمان است
گفتی به ما حکایت، از غیرت و شجاعت
گفتی به ما که شیطان، دنبال داستان است
این صدهزار موشک، لبیک ماست بیشک
مشتی که صهیون از آن، انگشت بر دهان است
دلتنگیام برایت، آنسوتر از بیان است
اشکم برای داغت، چون رودِ در روان است
حالا ای امین امت، بیانتظارِ نوبت
هر روز در دل من، دیدار شاعرانه است
خون تو شد حیاتِ این خاکِ غرقِ غیرت
راهت همیشگی و نامت جهانیان است
نورعلیپور با نگاهی ریشهشناسانه به فرهنگ، شعر را خوراک اصلی و هنر اول این سرزمین نامید و گفت: قدمت شعر در ایران از تمام هنرها فراتر است؛ به همین سبب، نخستین ابزار وجودی ما در مواجهه با تلاطمهای تاریخی، ترکیب سحرآمیز کلمه و موسیقی بوده است. از شعارهای ریتمیک سال 50 تا پدیدههایی مثل "سلام فرمانده"، شعر همواره ریسمانی بوده که دانههای ارادهی ملت را به هم پیوند داده است. این یک استثنا نیست، بلکه یک سنت فکری است که در آن، مفهوم تنها زمانی به عمقِ جان نفوذ میکند که در ظرف شیرین شعر ریخته شود.
این پژوهشگر با تحلیل مشاهدات میدانی خود، حماسه را یک فعل جمعی هنرمندانه توصیف کرد: حماسه در دل این مردم نهفته است. وقتی کودکی با رگهای برافروخته فریاد میزند "بزن که خوب میزنی"، این تنها یک شعار نیست؛ این تجلی نفوذ هنر در لایههای زیرین تربیت است. ما ملتی هستیم که شیطنت کودکانه را با غیرت ملی گره میزنیم. در میدانهای ما، هنر غایب نیست؛ هیچ تجمعی در ایران خالی از شاعرانگی نیست. ملت ما با این سوخت فرهنگی حرکت میکند؛ ملتی که حتی در طعنه زدن به دشمن نیز، آداب هنرمندانه را رعایت میکند، چون هویتش با شعر و شعور عجین شده است.
این شاعر با اشاره به اصالت تاریخی هویت ایرانی، نکتهای تأملبرانگیز را مطرح کرد: در اجتماعات ما، مادربزرگهایی حضور دارند که سنشان از کل تاریخ برخی رژیمهای مدعی و پوشالی بیشتر است. وقتی ریشه در چنین خاک کهنی داشته باشیم، معلوم است که فرهنگ ما با شعر و شعور عجین میشود. ما ملتی هستیم که حتی در هجو و طعنه به دشمن نیز ساحت هنر را رها نمیکنیم؛ چرا که ادبیات با گوشت و پوست ما آمیخته است.
وی با تحلیل نفوذ ادبیات در رسانههای نوین و فضای مجازی گفت: امروز میبینیم که حتی در فضای دیپلماسی و توییتر، لحن ایران در مواجهه با دشمنانی چون ترامپ، لحنی هنرمندانه و طعنهآمیز است. این توانمندی از اینجا نشأت میگیرد که ما با ادبیات رفیقیم و مسیر ملت ما از مسیر فرهنگ جدا نیست. این هنر، میراث تربیتی بزرگانی است که در رأس آنها اباعبدالله الحسین (ع) و در تداوم آن، شاگردان مکتب او همچون شهید جاوید، آیتالله سید علی خامنهای قرار دارند.
نورعلیپور در پایان، نگاه متعالی رهبر معظم انقلاب به مقولهی هنر را ناشی از یک ذوق اصیل و مطالعهی ژرف دانست و افزود: اینکه آقا شعر را یک رسانهی بیبدیل میدانستند، صرفاً یک دستور تشکیلاتی نبود؛ بلکه برخاسته از سیر عظیم مطالعاتی ایشان در تحولات شعر فارسی بود. ایشان یکی از کتابخوانترین شخصیتهای این مرز و بوم بودند و همین اشراف حکیمانه بود که باعث شد هنر به عنوان سوخت اصلی حرکتهای انقلابی در نظر گرفته شود.
انتهای پیام/