به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، رضا خسروی جامعه شناس و پژوهشگر علوم اجتماعی در نشست علمی تمایزات جنگ 12 روزه و جنگ رمضان و مسئولیت نخبگان در تولید معنا با تأکید بر این که فهم جنگ در دوران جدید دیگر صرفاً به معنای تقابل نظامی در یک جغرافیای محدود نیست، اظهار کرد: جنگ امروز بیش از آنکه در زمین رخ دهد، در زمان سازماندهی میشود. همچنین در جهان معاصر، زمان خود به یک ابزار قدرت تبدیل شده است؛ ابزاری که میتواند واقعیت را فشرده، تسریع یا حتی بازتعریف کند.
وی با اشاره به مفهوم جنگ 12 روزه بهعنوان یک الگوی تحلیلی،خاطر نشان کرد: در این نوع از جنگها، ما با نوعی فشردگی شدید زمانی مواجه هستیم؛ رخدادها در کوتاهترین بازه زمانی با بالاترین شدت اتفاق میافتند و همین امر فرصت تأمل و بازاندیشی را از کنشگران و جامعه سلب میکند. در چنین شرایطی زمان دیگر بستر آرام تجربه نیست، بلکه خود به بخشی از سازوکار جنگ تبدیل میشود. البته در منطق جنگهای تکنولوژیک و شبکهای، سرعت تصمیمگیری و دقت عملیاتی جایگزین روایتسازی میشود که در این وضعیت، جنگ بیش از آنکه تجربه شود،محاسبه میشود و هر تأخیر زمانی میتواند به معنای تغییر در معادله قدرت باشد. بنابراین زمان در این جا نه تنها خنثی نیست، بلکه کاملاً سیاسی و راهبردی است.
دکتر خسروی در ادامه این نشست به سویه دیگر این مقایسه یعنی جنگ رمضان پرداخت و تصریح کرد: در مقابل منطق فشرده و تکنولوژیک جنگ 12 روزه، ما با نوعی تجربه زمانی متفاوت مواجه هستیم که در بستر آیینی و دینی شکل میگیرد. رمضان بهعنوان یک ظرف زمانی قدسی، صرفاً یک ماه در تقویم نیست بلکه ساختاری معنایی است که حافظه جمعی، ایمان و همبستگی اجتماعی را بازتولید میکند. در این نوع از تجربه زمانی، زمان از حالت خطی و فشرده خارج میشود و به یک زمان گسترده تبدیل میگردد؛ زمانی که در آن معنا، روایت و تجربه جمعی بر سرعت و عملیات غلبه دارد. از این رو اگر در جنگ تکنولوژیک زمان شکسته و فشرده میشود، در جنگ رمضانی زمان گسترش یافته و در افق معنا تثبیت میگردد.
این استاد دانشگاه و پژوهشگر علوم اجتماعی با تبیین دو رژیم ادراکی متفاوت، تصریح کرد: در یک رژیم، واقعیت به داده، سرعت و عملیات فروکاسته میشود و در رژیم دیگر، واقعیت به معنا، روایت و تجربه جمعی تبدیل میگردد و نزاع اصلی در جهان امروز، دیگر صرفاً نزاع بر سر قدرت سخت نیست، بلکه نزاعی بر سر تعریف زمان است؛ زیرا هر کس بتواند زمان را تعریف کند، در واقع افق ادراک جامعه را نیز شکل میدهد.
خسروی به نقش نخبگان در طول جنگ اشاره کرد و افزود:در چنین شرایطی، نقش نخبگان دگرگون میشود، نخبه دیگر صرفاً تحلیلگر رخدادها نیست، بلکه به مهندس معنا تبدیل میشود؛ فردی که باید بتواند رخدادهای سریع و پراکنده را به سطح فهم اجتماعی ارتقا دهد. اگر نخبگان در این نقش ناتوان باشند، جامعه در سطحی از رخدادهای بیتفسیر باقی میماند؛ رخدادهایی که دیده میشوند اما فهم نمیشوند و در چنین شرایطی، میدان معنا بهسرعت توسط روایتهای رقیب اشغال میشود و جامعه کنترل ادراکی خود را از دست میدهد.
این پژوهشگر علوم اجتماعی در ادامه با اشاره به خطرات جنگهای سریعالوقوع اظهار کرد: در جنگ 12 روزه، خطر اصلی بیروایتی سرعت است؛ یعنی رخدادی که آنقدر سریع اتفاق میافتد که فرصت تولید معنا را از جامعه میگیرد. در چنین وضعیتی، اگر نخبگان وارد میدان روایت نشوند، جامعه در معرض آشفتگی ادراکی قرار میگیرد. در سویه دیگر یعنی جنگ رمضان هم خطر متفاوتی وجود دارد و آن تقدسزدگی بدون تحلیل است، در چنین حالتی، رخداد در هالهای از معنا و حافظه جمعی قرار میگیرد، اما از نقد و تحلیل عقلانی فاصله میگیرد. از اینرو، نقش نخبگان ایجاد تعادل میان احترام به معناهای قدسی و ضرورت تحلیل انتقادی است.
وی در ادامه با طرح مفهوم بحران زمان اجتماعی اظهار کرد: جامعه معاصر در یک زمان واحد زندگی نمیکند، بلکه در چندین زمان همپوشان قرار دارد که عبارتند از؛ زمان رسانهای، سیاسی، تکنولوژیک و قدسی میباشد.از این رو جنگ لحظهای است که این زمانها بر هم منطبق میشوند و تنش میان آنها آشکار میگردد. همچنین باید بداینم جنگ نه فقط یک رخداد امنیتی، بلکه یک آزمون فلسفی برای جامعه است؛ آزمونی برای سنجش توانایی جامعه در ایجاد تعادل میان زمان فشرده قدرت و زمان گسترده معنا که شکست در این آزمون به معنای فروپاشی ادراک مشترک از واقعیت خواهد بود.
رضا خسروی در پایان تاکید کرد:مسئله اصلی نه خود جنگ، بلکه نحوه اندیشیدن به جنگ است. اگر نخبگان بتوانند جنگ را از سطح رخداد به سطح مفهوم ارتقا دهند، امکان بازسازی فهم اجتماعی فراهم میشود، اما در غیر این صورت، جنگها به تصاویر پراکنده و بیریشهای تبدیل خواهند شد که تنها در حافظه رسانهای باقی میمانند. بنابراین مسئولیت نخبگان در جهان امروز، بیش از آنکه نظامی یا سیاسی باشد، مسئولیتی معرفتی است؛ مسئولیتی در قبال تولید معنا در جهانی که سرعت، معنا را تهدید میکند و تقدس، آن را از نقد جدا میسازد.
انتهای پیام/