به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، محمدحسین رجبی دوانی طی سخنانی در سلسله نشستهای جنگ ارادهها که با عنوان "مبارزه جریان حق و باطل در بستر تاریخ" و به همت اندیشکده مهدویت و انقلاب اسلامی وابسته به موسسه پژوهش و نشر مسجد مقدس جمکران برگزار شد، با بیان اینکه در دفاع از حق باید همه جانبه در میدان نبرد حاضر بود و از عدّه و امکانات و گستردگی تجهیزات و نفرات دشمن نهراسید، ابراز داشت: تلاش در راستای اقامه فریضه جهاد تبیین آن چنان مهم و حیاتی است که اگر برخی از یاران بسیار خوب امیرالمؤمنین(ع) که بعدها به فیض عظیم شهادت نیز نائل شدند، در برخی موقعیتهای کلیدی همچون ماجرای تحمیل حکمیّت در صفین، در برابر جوسازی امثال اشعث، جهاد تبیین را در دستور کار قرار میدادند، ورق به سود امیرالمؤمنین و جبهه حق بر میگشت.
وی افزود: متأسفانه به جهت عدم توجه به همین بحث جهاد تبیین و این که ارادهها در دوران حکومت حضرت امیر(ع) برای دفاع از حق، تا حدودی تضعیف شده بود، شاهد اوج مظلومیت امام علی(ع) هستیم به نحوی که حتی به گواه تاریخ در این زمینه، کار بر یاران نزدیک ایشان همچون جناب مالک اشتر نیز سخت و تنگ شده تا آن جا که به تعبیر امروزیها، در آن ایام عده ای به ناحق به مالک، میگفتند که تو تندرو و سوپر انقلابی هستی و به دنبال جنگ افروزی می باشی و حال آن که شخصیتی همچون مالک اشتر به جهت دارا بودن توأمات بصیرت و شجاعت، در هر حال گوش به امر و فرمان ولی خدا بود و از انجام وظیفه خویش به هیچ وجه کوتاهی نمیکرد تا آن که با خدعه معاویه به شهادت در راه خدا و در دفاع از ولی او رسید.
رئیس بنیاد ایران شناسی همچنین با اشاره به شرایط خاص بعد از شهادت امیرالمؤمنین علی(ع) در کوفه گفت: بعد از شهادت مظلومانه آقا امیرالمؤمنین (ع) در کوفه به عنوان دارالخلافه حکومت علوی، یک ولوله و هیجانی شکل گرفت به نحوی که تا حدودی آن رخوت و سستی اواخر عمر مبارک امام علی(ع) از بین رفت اما با این حال باید توجه داشت که امام حسن مجتبی(ع) میدانستند که لشگرشان برای مقابله با شامیان یک لشکر ناهمگون است.
وی افزود: همین لشگر در صفین که تقریباً میشود گفت یکدست بودند با یک حیله و فریبی که معاویه به کار بُرد بهم ریخت و شد آنچه می دانیم، از این رو امام مجتبی (ع) خواستند این جریانها را در کوفه تصفیه کنند به همین خاطر نیز حضرت سخنانی را بیان فرمودند تا آنهایی که انگیزه های مادی و غیر الهی دارند کنار رفته و تنها گروهی که واقعا پای کار هستند باقی بمانند.
رجبی دوانی ادامه داد: در این سخنان و عبارات، امام مجتبی(ع) به صراحت می فرمایند که من تا حالا کینه کسی را به دل نگرفتم و میدانم که آرامش بهتر از ناآرامی است. اینجا بعضیها سخنان حضرت را حمل بر این کردند که حضرت قصد دارد تا با معاویه کنار بیاید و حال آن که قضیه اصلاً اینگونه نبود. لذا نگذاشتند اصلاً صحبت امام تمام بشود و یک نفر که از ظاهر سخنش برمیآید که از گروه خوارج باشد، اهانتی به حضرت و پدر بزرگوارشان کرد و با حرف و جسارت این فرد لشگر بهم ریخت و امام نتوانست دیگر به سخنانش ادامه بدهد و در تاریخ دردمندانه داریم که حضرت از منبر پایین آمده و داخل خیمه رفتند، اما برخی از لشگریان داخل خیمه حضرت ریختند و هرآنچه داخل آنجا بود را غارت کردند به نحوی که متأسفانه گفتهاند و نقل کردهاند در تاریخ که عبا را از دوش و سجاده را از زیر پای ایشان کشیدند. بعد از آن بود که حضرت سوار اسب شدند تا حرکت کنند و وارد مدائن شوند که یک فرد ملعونی به ایشان حملهور شد و روی اسب با خنجر چنان به ران مبارک امام حسن(ع) زد که به استخوان رسید.
وی بیان داشت: در همان شرایط داریم که چند نفر به یاری امام آمدند و آن ملعون را کشتند. حضرت به شدت مجروح شدند. امام را به خانه سعد بن مسعود ثقفی، عموی مختار که حاکم مدائن بود بُردند و آنجا بستری کردند. در این میانه، جاسوسان معاویه خبر دادند که لشگر حسن بن علی(ع) از هم پاشیده شده است، لذا معاویه نامه ای برای امام فرستاد. حتی منابع تاریخی نوشتهاند که معاویه نامههای برخی از فرماندهان لشگر امام را که خطاب به او نوشته بودند که اگر تو بخواهی حسن را زنده یا مرده تحویل تو میدهیم را به نامه حضرت ضمیمه کرد و عنوان کرده بود با این وضع فرماندهان لشگرت میخواهی با من بجنگی؟ صلاح تو این است که از قدرت کنارهگیری کنی و با من از در صلح درآیی و جالب این که بعد میگوید که من هر شرطی که تو بگذاری را میپذیرم.
نویسنده و پژوهشگر تاریخ اسلام همچنین افزود: معاویه این نامه را برای امام فرستاد. در اینجا امام حسن مجتبی(ع) بسیار هوشمندانه عمل کردند، چرا که معاویه هرگز فکر نمیکرد که امام حسن پیشنهاد او را بپذیرد و تصور معاویه این بود که امام رد میکند و حضرت حاضر نیست حکومت را به او واگذار کند و در نتیجه قبل از اینکه معاویه بخواهد او را بکشد همین خائنینی که در لشگر حضرت هستند امام را از بین خواهند بُرد و به قول معروف توپ هم در زمین امام مجتبی(ع) است. حتی اگر جنگی هم در میگرفت چون امام حسین (ع) پا به پای برادر است هر دو برای این میروند و امامت همانجا تمام می شود، اما امام مجتبی (ع) وقتی این نامه را دریافت کردند این نبود که فوری صلح را بپذیرند. حضرت آمدند در بین لشگری که از هم متلاشی شده و با همان حالت جراحت فرمودند مردم من بلدم خودم به تنهایی خدا را چگونه عبادت کنم که از من راضی باشد. اگر ایستادهام به خاطر شماست. معاویه دارد به چیزی دعوت میکند که نه خیر دنیا در آن هست و نه آخرت. اگر پیشنهاد او را بپذیریم میبینم آب و نانی که پروردگار عالم برایتان مقدر کرده، بچههایتان میروند درب خانه اینها درخواست میکنند اما آنها دریغ میکنند.
وی همچنین اظهار داشت: امام در ادامه سخن میفرمایند که اگر رضای خدا و مرگ با عزت را ترجیح میدهید پیشنهادش را نادیده گرفته و به جنگ او بروید که جز شمشیر بین ما و او نباید باشد. اما اگر دنیا و باقی ماندن در دنیا را ترجیح میدهید پیشنهادش را بپذیریم. تاریخ دارد که اینجا بود که از جای جای لشگر به صراحت فریاد بلند شد: دنیا و باقی ماندن در دنیا... یعنی ما تو را نیمخواهیم معاویه را میخواهیم و لذا دیگر حضرت مجبور به پذیرش صلح شدند.
عضو هیئت علمی دانشگاه امام حسین(ع) افزود: تاریخ همه اش برای ما درس است و این که بدانیم اگر آگاهی و بصیرت و بینش معرفتی نداشته باشیم، خدای ناکرده چه بسا دست از یاری ولی خدا برداشته و به سمت طاغوت برگردیم. البته ملت ما به ویژه در دوران نهضت حضرت امام خمینی(ره) نشان دادهاند که برعکس از طاغوت تبرّی جسته و با انقلاب اسلامی و سپس استقرار نظام جمهوری اسلامی ایران، راه و مرام دفاع از ولی خدا و اقامه حکومت حق را برگزیدهاند و این مایهی مباهات ماست.
وی در بخش دیگری از سخنان خود گفت: امروز در کوران جنگ ارادهها قرار داریم و صفحات تاریخ سرشار از درس عبرت برای کسانی است که در جدال با دشمن دچار ضعف و سستی اراده شدهاند و نتیجهاش هم آن شده که برایمان نقل کردهاند.
رجبی دوانی یادآور شد: امام و رهبر شهیدمان در یکی از بیانات و رهنمودهای خویش میفرمایند جنگهای امروز دنیا در واقع جنگ ارادههاست و بعد توصیهشان به آحاد ملت به خصوص نسل جوان این است که شما با ایستادگی و استحکام ارادهها و استفاده از ظرفیتهای فراوان کشورتان خواهید توانست بر مشکلات پیروز شوید.
وی همچنین در پایان با بیان اینکه بیبصیرتی و عدم تعمق و تفکر در قضایای مختلف، گرفتاریها و بلاهای بزرگی بر سر اسلام و مسلمین آورده است، گفت: در جنگ اراده هدف آن است که اراده طرف دیگری سست یا حذف شود تا جایی که دشمن نتواند تهدید احتمالی یا فعلی از خود بروز دهد، بلکه اراده عمل خویش را تابع اراده دیگری کند و لذا تن به همه خواستههای طرف غالب و پیروز بدهد.
انتهای پیام/