به گزارش خبرگزاری تسنیم از دفتر جزایر خلیج فارس، عبدالرحیم رضوانی|در جهان امروز، فرماندهان نظامی غالباً با قدرت آتش، تجهیزات پیشرفته و معادلات بازدارندگی شناخته میشوند. رسانههای بینالمللی نیز معمولاً آنان را با توان رزمی و نقشآفرینی در عرصههای نظامی معرفی میکنند. اما گاه شخصیتهایی ظهور میکنند که فراتر از این تعاریف قرار میگیرند؛ فرماندهانی که قدرت را نه صرفاً برای دفاع از مرزها، بلکه برای دفاع از کرامت انسانها و خدمت به مردم به کار میگیرند. شهید سردار سرلشکر پاسدار حسین سلامی از این جنس فرماندهان بود.
برای مردم هرمزگان، نام سلامی تنها یادآور اقتدار دفاعی جمهوری اسلامی ایران نبود. او در حافظه مردم این استان با روزهای سختی، بحران و محرومیت گره خورده است؛ روزهایی که یک فرمانده عالیرتبه نظامی، به جای حضور در اتاقهای فرماندهی، در میان مردم ایستاد و درد آنان را از نزدیک شنید.
فرماندهای فراتر از میدان نبرد
این واقعیت را نه از روایتهای رسمی، بلکه از یک تجربه میدانی به یاد دارم، در جریان زلزله سایهخوش بندرلنگه، به همراه جمعی از خیران و فعالان مردمی جزیره قشم برای کمک به آسیبدیدگان راهی منطقه شدیم، در همان ساعات نخست حضور، آنچه بیش از هر چیز توجه مرا جلب کرد، حجم گسترده حضور نیروهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در منطقه بود. از تجهیزات سنگین مهندسی و امکانات لجستیکی گرفته تا گروههای امدادی، درمانی و خدماترسان، همه در میدان حضور داشتند.
برای من این پرسش مطرح شد که چه عاملی چنین بسیج گستردهای از امکانات را در کوتاهترین زمان ممکن رقم زده است. پاسخ را در پیگیریهای میدانی یافتم؛ دستور مستقیم شهید سلامی برای بهکارگیری تمامی ظرفیتهای سپاه در خدمترسانی به مردم زلزلهزده.
در همان روزها، پیام محبتآمیز فرمانده کل سپاه توسط دریادار علیرضا تنگسیری به مردم منطقه ابلاغ شد؛ پیامی که بر ضرورت کاهش آلام مردم و خدمترسانی بیوقفه به خانوادههای آسیبدیده تأکید داشت، انتقال مجروحان با بالگرد، استقرار تیمهای درمانی، اسکان موقت خانوادهها، بازگشایی مسیرهای ارتباطی و تأمین نیازهای اولیه مردم، تنها بخشی از اقداماتی بود که با این نگاه انسانی دنبال شد، اما سایهخوش تنها یک نمونه از این رویکرد بود.
سالها پیش از آن، در جریان سیلاب گسترده شرق هرمزگان و شهرستان جاسک، شهید سلامی شخصاً در مناطق آسیبدیده حاضر شد، در روزهایی که راه ارتباطی دهها روستا قطع شده و هزاران نفر درگیر پیامدهای سیلاب بودند، او دستور بسیج همه ظرفیتهای لجستیکی، مهندسی، دریایی و هوایی سپاه را صادر کرد. ماشینآلات سنگین برای بازسازی راهها، کامیونهای حامل مواد غذایی و آب آشامیدنی، پتو، چادر و تجهیزات اسکان موقت راهی مناطق بحرانزده شدند و نیروهای امدادی تا بازگشت شرایط عادی در کنار مردم باقی ماندند.
بازدیدهای او تنها به بررسی خسارات محدود نمیشد، شهید سلامی در میان مردم مینشست، سخنان آنان را میشنید و مشکلات را بیواسطه دریافت میکرد، او بارها در سخنان خود از مردم هرمزگان به عنوان مردمی نجیب، مقاوم، دریادل و وفادار به انقلاب اسلامی یاد کرده بود؛ مردمی که به تعبیر او در خط مقدم پاسداری از هویت ایرانی و اسلامی در سواحل خلیج فارس قرار دارند.
حضور او در مناطق سیلزده تمبک، جاسک، بشاگرد و گافر نیز در همین چارچوب معنا پیدا میکرد. برای سلامی، بحران صرفاً یک حادثه طبیعی نبود؛ بلکه آزمونی برای مسئولیتپذیری و کارآمدی نظام در خدمت به مردم محسوب میشد، از همین رو بازدیدهایش معمولاً با تصمیمات عملیاتی، تخصیص امکانات و آغاز روند بازسازی همراه بود.
قدرتی که در خدمت مردم قرار گرفت
در کنار مدیریت بحران، نگاه راهبردی شهید سلامی به محرومیتزدایی نیز قابل توجه بود، او معتقد بود امنیت پایدار تنها با قدرت نظامی حاصل نمیشود، بلکه توسعه متوازن، عدالت اجتماعی و امید به آینده نیز از ارکان اصلی امنیت ملی هستند.
حضور وی در جزیره هرمز و حمایت از طرحهای بزرگ پیشرفت و آبادانی این جزیره، نمادی از همین نگاه بود. طرحهایی که از بهسازی معابر و توسعه زیرساختهای عمومی تا تقویت اقتصاد محلی، بازارچههای بومی، اشتغالزایی و حمایت از معیشت مردم را در بر میگرفت، از نگاه او، مردم مناطق کمتر برخوردار باید سهم خود را از پیشرفت و توسعه ملی دریافت کنند.
در عصر حاضر، بسیاری از قدرتهای جهانی از حقوق بشر سخن میگویند اما در عمل، ملتهای مستقل را قربانی منافع سیاسی خود میکنند، تجربه هرمزگان اما روایت متفاوتی را پیش روی افکار عمومی قرار میدهد؛ روایت فرماندهای که قدرت نظامی را نه ابزاری برای سلطه، بلکه ظرفیتی برای حمایت از مردم، رفع محرومیت و کمک به آسیبدیدگان میدانست.
شاید به همین دلیل است که مردم جنوب ایران، شهید سلامی را صرفاً فرمانده موشکها، شناورها و سامانههای دفاعی نمیشناسند، برای بسیاری از آنان، او فرماندهای بود که در روزهای سیل، زلزله، محرومیت و سختی، پیش از آنکه در قاب رسانهها دیده شود، در کنار مردم حضور داشت.
میراث ماندگار شهید سلامی را باید در همین سرمایه اجتماعی جستوجو کرد؛ سرمایهای که از اعتماد مردم شکل میگیرد. مردمی که از بشاگرد و جاسک تا هرمز، قشم و بندرلنگه، هنوز او را فرماندهای میدانند که جغرافیای محرومیت را میدان مسئولیت خود میدید و باور داشت اقتدار حقیقی، زمانی معنا پیدا میکند که در خدمت انسانها باشد.
شاید در سالهای آینده، تحلیلگران نظامی از نقش شهید سلامی در توسعه توان دفاعی ایران بسیار بنویسند؛ اما در حافظه مردم هرمزگان، نام او بیش از هر چیز با صحنههایی ماندگار خواهد شد که یک فرمانده عالیرتبه نظامی، چکمهپوش در میان گل و لای سیلاب، در کنار چادرهای زلزلهزدگان و در کوچههای مناطق محروم ایستاده بود؛ تصویری که نشان میدهد قدرت، زمانی ماندگار میشود که در خدمت مردم قرار گیرد.






انتهای پیام/7558