به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران سلسله نشستهایی با عنوان «الهیات جنگ در حکمت اسلامی» را با حضور جمعی از اساتید و پژوهشگران برگزار میکند. در دومین جلسه از این سلسله نشستها، حمیدرضا آیتاللهی، عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی، به تحلیل تضاد ظاهری میان دو اصل به ظاهر متضاد در اخلاق اسلامی پرداخت: از یک سو حرمت مطلق ریختن خون انسان، و از سوی دیگر جواز جنگ در شرایط خاص.
آیتاللهی سخنان خود با اشاره به یک قاعده مشهور اخلاقی آغاز کرد: «اصل طلایی اخلاق» که میگوید با دیگران آنگونه رفتار کن که انتظار داری با تو رفتار شود. در کنار این قاعده، عرف بینالمللی و معاهدات جهانی نیز چارچوبهایی برای کاهش آسیبهای جنگ وضع کردهاند؛ از حفاظت از غیرنظامیان گرفته تا ممنوعیت سلاحهای شیمیایی. اما نقطه عزیمت اصلی بحث، پرسشی است که در دل الهیات اسلامی جای دارد.
وی افزود: در قرآن آمده است که کشتن یک انسان بیگناه، همانند کشتن تمام انسانهاست. اگر این اصل را به صورت مطلق در نظر بگیریم، هیچ مجوزی برای هیچ جنگی باقی نمیماند؛ حتی دفاع مشروع هم توجیهپذیر نخواهد بود. زیرا اگر کسی به من حمله کند و من در مقام دفاع او را بکشم، باز هم مرتکب عملی شدهام که معادل نابودی کل بشریت است. اینجا یک معمای اخلاقی – الهیاتی شکل میگیرد که حل آن نیازمند ورود به یک اصل بنیادین دیگر است.
این پژوهشگر حوزه فلسفه و اخلاق، «اصل ربوبیت الهی» را راهگشای این معما دانست و توضیح داد: در جهانبینی اسلامی، خداوند نه تنها خالق، بلکه مالک و مدبر همه هستی است. هیچ انسانی، مالک واقعی جان و مال خود نیست. آنچه در اختیار ما قرار دارد، امانتی از جانب خداوند محسوب میشود. بنابراین تصرف در هر چیزی – از یک میوه در بیابان گرفته تا جان یک حیوان یا انسان – تنها با اذن و اجازه الهی مجاز است.
آیتاللهی برای روشن شدن ماجرا به مثال ذبح حیوان اشاره کرد: در نگاه سکولار، انسان برای تأمین نیاز غذایی خود میتواند حیوانی را بکشد. اما در سنت اسلامی، هنگام ذبح حتماً نام خدا برده میشود؛ زیرا این عمل تنها با اجازه خداوند مشروعیت مییابد. همین منطق درباره جان انسانها نیز جاری است. هیچ کس مجوز ذاتی برای گرفتن جان دیگری ندارد، مگر اینکه خداوند در شرایط خاصی چنین اجازهای بدهد.
عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی در ادامه به مقایسه مبانی دو نظام پرداخت: نظامهای حقوقی سکولار، مشروعیت جنگ را بر پایه مفاهیمی چون دفاع مشروع، حقوق بشر و مصالح عمومی بنا میکنند. قوانین بینالمللی و معاهداتی مانند ژنو، چارچوبهای رفتاری را مشخص میکنند و نهادهایی چون دیوان کیفری بینالمللی (لاهه) و شورای امنیت، نقش ناظر و ضمانتاجرا را ایفا میکنند.
اما در الهیات اسلامی، ماجرا چیز دیگری است. مجوز جنگ نه از توافق جمعی انسانها، بلکه از «اذن الهی» سرچشمه میگیرد. خداوند به عنوان مالک حقیقی جانها، تعیین میکند در چه شرایطی میتوان دست به اقدام نظامی زد. قصاص، دفاع در برابر تجاوز، و جلوگیری از فساد در زمین، از جمله مواردی هستند که شرعاً اجازه جنگ صادر میشود. اما حتی در همین موارد، قیدهای اخلاقی بسیار سختگیرانهای اعمال میگردد.
آیتاللهی برای نشان دادن عمق این محدودیتها، به دو نمونه تاریخی اشاره کرد:
نخست، واقعه صفین. آنگاه که سپاه معاویه دسترسی یاران امام علی(ع) را به آب قطع کردند، مسلمانان پس از نبرد سخت، منابع آبی را بازپس گرفتند. اما امام علی(ع) با وجود رفتار نادرست دشمن، از قطع آب بر روی آنان خودداری کرد و فرمود: «آنان را با همان روش نادرست خود مجازات نکنید.» این نشان میدهد که حتی در اوج خصومت، اصول اخلاقی و انسانی نباید قربانی انتقام شود.
دوم، ممنوعیت کشتن کودکان، زنان و غیرنظامیان. در سیره نبوی و علوی، تأکید شده که هیچگاه افراد غیرنظامی و کسانی که در میدان نبرد حضور ندارند، نباید هدف قرار گیرند. این قاعده چنان قطعی است که حتی اگر طرف مقابل به این اصول پایبند نباشد، مسلمانان موظف به رعایت آن هستند.
این استاد دانشگاه در بخش پایانی سخنان خود، یک تفاوت راهبردی دیگر میان رویکرد اسلامی و رویکرد قدرتهای سلطهگر را تشریح کرد: در نگاه اسلامی، جنگ تنها برای دفع تجاوز و جلوگیری از ظلم مجاز است، نه برای تصاحب سرزمین، غارت منابع یا تحمیل حاکمیت. اگر نیروهای مسلمان در جایی حضور پیدا میکنند، هدف آنها ایجاد امنیت و جلوگیری از تعرض است، نه مالکیت بر آن سرزمین.
وی تأکید کرد: ما هیچ ادعایی نسبت به نفت یا خاک کشورهای دیگر نداریم. سرنوشت هر سرزمینی باید به دست مردم خودش تعیین شود. اگر مردم یک کشور بخواهند با حکومت خود مبارزه کنند یا نظام جدیدی برپا نمایند، این حق آنهاست و ما در امور داخلی آنها دخالت نمیکنیم. این مرز روشنی است که جنگهای دفاعی اسلام را از جنگهای توسعهطلبانه قدرتهای استعماری جدا میکند.
آیتاللهی در پایان به تفاوت نهاد ضمانت اجرا نیز اشاره کرد: در نظام سکولار، دادگاههای بینالمللی و شورای امنیت مسئول پیگرد قانونی نقضکنندگان قوانین جنگ هستند. اما در الهیات اسلامی، پشتوانه اصلی رعایت این قوانین، «وجدان ایمانی» و باور به حضور ناظر الهی است. مسلمانی که به ربوبیت خداوند باور دارد، حتی در تاریکترین لحظات نبرد، خود را در محضر خالق میبیند و از تجاوز به حریمهای الهی هراس دارد. این یک ضمانت درونی و عمیقتر از هر نهاد بیرونی است.
با این حال، وی خاطرنشان کرد که همپوشانی زیادی میان قوانین بینالمللی بشردوستانه و احکام اسلامی وجود دارد. حفاظت از غیرنظامیان، ممنوعیت سلاحهای کشتار جمعی و منع شکنجه اسرا، مواردی هستند که هر دو نظام بر آنها تأکید دارند؛ هرچند مبانی فلسفی و الهیاتی پشت این احکام متفاوت است. درک این تفاوتهای بنیادین، کلید فهم رویکرد تمدن اسلامی به مقوله جنگ و صلح محسوب میشود.
انتهای پیام/