به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، دفاع مقدس هشت ساله در برابر رژیم بعثی عراق، مبتنی بر الگوی کارآمدی در ادارهی مملکت در شرایط جنگی بوده است. در آن سالها به رغمِ جنگی طولانی، انواع خرابکاریها و عملیاتهای تروریستی در داخل کشور و- در مقاطعی -کاهش شدید درآمدهای نفتی، جمهوری اسلامی ایران با صلابت ایستادگی کرد و دشمن را در تحقّق اهداف خود ناکام گذاشت. پیروزی مرهون اقتصادسیاسی توسعهگرایانه و عدالتمحورِ جمهوری اسلامی ایران نیز بوده است. در سال جاری که کشور وارد فاز رویارویی نظامی مستقیم با آمریکا و اسرائیل شده، بازخوانی الگوی دفاع مقدس دههی 1360 بیش از هر زمان دیگری ضرورت یافته است. در یادداشت حاضر، کارآمدی الگویِ جنگ تحمیلی با عراق برای شرایط موجود به اختصار تبیین شده است.
جمهوری اسلامی ایران در سالهای جنگ با عراق با رویکرد حمایتی و مداخلهگرانهی خود در اقتصاد، مانع بروز رکود تورمی، فقر و نابرابریهای حاد طبقاتی شد. در جنگها زحمتکشان و نیروهای مولد صدمه میبینند. اما در ایران دههی 1360 با اتخاذ سیاستهای خاصی بقا و منافع این گروهها تضمین شده بود. بدینترتیب سرمایهی اجتماعی عظیمی شکل گرفت که شالودهی ایستادگی برابر دشمن بود. امروز نیز در مقابله با تجاوز صهیونی-آمریکایی، رویکرد حمایتی و مداخلهگرایانه نه یک انتخاب، بلکه ضرورتی راهبردی برای دولت است.
حاصل آزادسازی قیمتها و حذف یارانهها- به شکل نئولیبرالی -به ویژه در شرایط تحریم و حملهی نظامی خارجی -اختلال جدی در تولید و عرضهی کالاها، تورم بالا و از بین رفتنِ قدرت خرید تودهی مردم خواهد بود. جمهوری اسلامی ایران در دههی اول انقلاب در جهت معکوس عمل کرد و سیاستهای آن به تقویتِ بنیهی دفاعی کشور کمک شایانی نمود. در آن شرایط دشوار، زحمتکشان و تولیدکنندهها اطمینان داشتند که نیازهای اساسیشان تأمین خواهد شد. دولت حامیِ زحمتکشان و مداخلهگر به نفع تولید در دفاع مقدس هشت ساله، نقش مهمی در بسیج عمومی ایفا کرد. تخصیص منابع ملی به نیازهای اساسی مردم و خدماتِ استراتژیک، از الزامات اقتصاد مقاومتی است. جمهوری اسلامی ایران در دههی 1360 در این راستا حرکت کرد.
نقش دولت در آموزش
دولت ایران در دههی 1360 به گسترش کمّی و کیفی زیرساختها و امکانات آموزش رایگان مبادرت ورزید. در الگوی نئولیبرالی بر کاهش جدیِ نقشآفرینی دولت در آموزش و خصوصیسازیِ مدارس و دانشگاهها تأکید میشود. این امر منجر به افزایش مخارج آموزش و مسدودسازی دسترسی فرودستان بدان میشود. در مقابل، دولت ایران در دههی 1360، دسترسی برابر به آموزش به عنوان یک حق مطابقِ قانون اساسی را تضمین نمود. آموزش دولتی، ظرفیت انسانی لازم برای ادارهی صنایع، کشاورزی، و خدمات ضروری کشور را فراهم آورد. علاوه بر این، مدارسِ جداسازی نشدهی آن سالها، فضایی بودند که ارزشهای انقلابی مانند مقاومت، ایثارگری و لزوم همبستگی را انتقال داده و این خود به پیشبرد اهداف دفاع مقدس کمک مینمود.
نقش دولت در سلامت و درمان
توسعهی شبکهی بهداشت روستایی، تأسیس و ادارهی مراکز درمانی، یارانهدهیِ گسترده به خدمات پزشکی و داروسازی، سیاستهای اصولی جمهوری اسلامی ایران در دههی 1360 بودند. سلامت به منزلهی حقّ عمومی در نظر گرفته میشد که دولت موظف به تأمین آن است. در الگوی نئولیبرالی، سلامت همچون نوعی کالا تلقی میشود که تابع منطق بازار است و خانوارها باید خود هزینهی تأمین آن را بپردازند. در زمانِ تحریم و جنگ، اتخاذ این الگو میتواند به بحران سلامت عمومی منجر شود. در مقابل، سیاست حمایتی و مداخله گرایانهی دولت در دههی 1360، با کاهش هزینهی درمان تأمین آن را برای همهی طبقات اجتماعی ممکن نمود. پشتیبانی جدی دولت از خانوارها در زمان بیماری اعضای آنها، حسی از امنیت زیستی و روانی ایجاد نموده و این امر روحیهی ایثارگری برای اهداف ملی را تقویت میکند.
نقش دولت در مسکن
در دههی 1360 جمهوری اسلامی ایران با کنترل قیمت زمین و مَسکن و جلوگیری از سوداگری در این حوزه، ساختوسازهای دولتی و بازسازی مناطق جنگ زده، تعهد خود را در قبال تأمین نیازهای اساسی مردم نشان داد. نتیجه خانهدار بودن بخش اعظم شهروندان بود. در الگوی نئولیبرالی، حوزهی زمین و مَسکن نیز بایستی براساس عرضه و تقاضا و منطق بازار تنظیم میشود. این امر در شرایط تحریم و جنگ، به بحران تأمین مَسکن برای فرودستان و طبقهی متوسط میانجامد.
دولت ایران در دههی 1360 با برنامهریزی و مداخلهی مؤثر خود از وقوع چنین بحرانی جلوگیری کرد. تأمین خانهی پایدار نقش ویژهای در ثبات مادی و روحی خانواده و کاهش نارضایتی عمومی دارد. نقشآفرینی دولت در این رابطه برای حفظ انسجام ملی و تقویت توانِ دفاعی در زمان جَنگ ضروری است. علاوه بر این، ایجاد سرپناه برای خسارت دیدگان، بازسازی مناطق تخریبشده و نیز تأمین مسکن برای نیروهای مسلح و خانوادههایشان، در واقع بخشی از تدارکاتِ لجستیکی جَنگ است. بطور کلی، وقتی مردم احساس کنند که دولت در تأمین نیازهای اساسی آنها از جمله مَسکن میکوشد، انگیزهٔ بیشتری برای مقاومت پیدا میکردند.
نقش دولت در اِشتغال
دولت ایران در دههی 1360 به استخدام رسمی و ایجاد نظام مشاغل پایدار، حمایت از تولیدکنندگان صنعتی و کشاورزی و کاهش واردات برخی اقلام جهت پشتیبانی از صنایع داخلی میپرداخت. این رویکرد، با الگوی نئولیبرالی در تضاد است. در الگوی نئولیبرالی بر موقتسازیِ قراردادها، تحدیدِ قانون کار و اِلغای نهادهای حمایت از مزدبگیران تأکید میشود. این الگو موجد ناامنیِ شغلی است و اخراج را تسهیل میکند. در مقابل، در ایران دههی 1360، اِشتغال به منزلهی حق شهروندی و سازوکارِ حفظ ثبات اجتماعی در نظر گرفته میشد. مطابقِ اصل 43 قانون اساسی، دولت مکلّف به ایجاد وضعیت اِشتغال کامل است. دولت در زمان جنگ با عراق، جهت تحقّق این اصل میکوشید. حمایت دولت از نیروی انسانی صنایع، بخشِ کشاورزی، حملونقل و خدمات عمومی از اولویتهای یک کشور دچار جَنگ است. در ایران دههی 1360، اِشتغال زایی دولت نقش مهمی در بسیج مردمی و جذب نیروهای داوطلب برای جبههها ایفا کرد. وقتی مردم از امنیت در شغلی و درآمد برخوردار باشند، انگیزهی فزونتری برای مشارکت در فعالیتهای داوطلبانه دفاعی پیدا میکنند.
سیاست ارزی دولت
سیاست ارزی جمهوری اسلامی ایران در 1360 مبتنی بر کنترل نرخ و تخصیص به اهداف، نیازها و صنایع استراتژیک بوده است. دولت با تعیین نرخِ رسمی برای واردات کالاهای اساسی، مواد اولیه برای تولید و لوازم دفاعی، تلاش میکرد تا منابع محدود ارزی کشور را به بهترین شکل تخصیص دهد. در الگوی نئولیبرالی، نرخ ارز شناور آزاد مبنای سیاستگذاری است. این الگو، در شرایطی که کشور با جَنگ و کاهش شدید درآمدهای ارزی مواجه است، منجر به تورم انفجاری و و رکودِ عمیق خواهد شد. سیاست ارزی دههی 1360 با وجود انتقادات وارده بدان، در حفظ ثبات جامعه نقش حیاتی داشت. این سیاست، قیمت تمام شدهی کالاهای اساسی را پایین نگه داشته و از فشار تورمی بر مردم کم کرد. همچنین اینگونه صاحبان صنایع اولویتدار- از جمله بخش دفاعی و تولیدکنندگان کالاهای ضروری -امکان واردات مواد اولیه با هزینهی قابل قبول را پیدا کرده و از سفتهبازیِ ارزی و خروج سرمایه از کشور جلوگیری شد. این امر در توانایی کشور برای ادامهی جنگ تأثیر به سزایی داشت. کنترل دقیق عرضه و تقاضای ارز به واقع ستون فقرات اقتصاد جنگی بود و بدون آن، حفظ توان دفاعی و تأمین نیازهای کشور امکان پذیر نبود.
جمعبندی
ایران دههی 1360 عملاً واجد الگوی «اقتصاد مقاومتی» بوده است. این الگو، برخلاف الگوی نئولیبرالی که بر کالاییسازی و انتفاعی کردنِ همه چیز مبتنی است، اولویت را به ثبات و همبستگی اجتماعی، توسعهی نیروهای مولد و هدایت منابع برای اهداف ملی میدهد. درس دفاع مقدس هشت ساله برای شرایط حاضر این است که دولت میتواند با اتخاذ رویکرد حمایتی و مداخلهگرایانه در بخشهای کلیدی- مانند آموزش، سلامت، مسکن، اِشتغال و ارز -از جامعه به شکل مؤثر دفاع نموده و آن را به پایداری در برابر دشمن برانگیزد.
یادداشت از: دکتر احسان فرزانه
انتهای پیام/