به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری تسنیم، «استفان ام. بلاند» روزنامهنگار و پژوهشگر غربی متخصص در امور آسیای مرکزی و قفقاز، در یادداشتی تحلیلی به بررسی تبعات اقتصادی تحولات و تنشهای اخیر پیرامون ایران بر کشورهای منطقه آسیای مرکزی پرداخته است.
این یادداشت که در قالب یک گزارش خبری-تحلیلی تدوین شده، نشان میدهد که چگونه اختلال در زنجیرههای تامین جهانی و تغییرات در معادلات تجاری خاورمیانه، به طور مستقیم بر قیمت مواد غذایی در این منطقه محصور در خشکی تاثیر میگذارد.
بلاند در ابتدای یادداشت خود مینویسد: تنشها و تحولات امنیتی پیرامون ایران به تدریج در حال افزایش خطرات مرتبط با قیمت مواد غذایی در منطقه آسیای مرکزی است. دلیل اصلی این امر، ایجاد اختلال در روند کشتیرانی از طریق تنگه هرمز است که به طور مستقیم باعث افزایش هزینههای کودهای شیمیایی و سوخت در بازارهای جهانی شده است. از سوی دیگر، محدودیت صادرات برخی اقلام غذایی از سوی ایران در شرایط فعلی نیز فشار مضاعفی را بر بازارهای منطقهای وارد کرده است.
این تحلیلگر غربی تاکید میکند که تاثیر این تحولات فعلاً به شکل کمبود فیزیکی کالا در بازارها خود را نشان نمیدهد، بلکه به صورت افزایش پلکانی هزینهها در سراسر سیستمهای تولید، انتقال و فروش مواد غذایی بروز یافته است.
اختلال در کریدورهای حیاتی و شوک قیمتی
سازمان ملل متحد پیش از این هشدار داده بود که بحرانهای جاری در حال ایجاد اختلال در یکی از مهمترین کریدورهای تجاری جهان برای تامین انرژی و محصولات کشاورزی است.
بخش بزرگی از تجارت جهانی کودهای شیمیایی از مسیر راهبردی تنگه هرمز عبور میکند و کاهش ترافیک کشتیرانی در این منطقه، باعث محدودیت در عرضه و به تبع آن افزایش قیمتها شده است. در کنار این موضوع، افزایش هزینههای سوخت نیز لایه دوم فشار را بر کشاورزان و شبکههای حملونقل تحمیل میکند.
نویسنده یادداشت در ادامه تصریح میکند: کود شیمیایی و سوخت از جمله پرهزینهترین نهادههای بخش کشاورزی محسوب میشوند. حتی افزایشهای جزئی در قیمت این اقلام میتواند به سرعت حاشیه سود کشاورزان را کاهش دهد و آنها را مجبور سازد تا یا مصرف نهادهها را پایین بیاورند و یا هزینههای اضافی را به مصرفکننده نهایی منتقل کنند که این امر مستقیماً به افزایش قیمتهای خردهفروشی منجر میشود.
آسیای مرکزی به ویژه در برابر این تغییرات هزینهای به شدت آسیبپذیر است. این منطقه وابستگی زیادی به سوخت و کودهای وارداتی داشته و متکی به مسیرهای ترانزیتی طولانی و چندمرحلهای است. زمانی که هزینهها در هر نقطهای از این زنجیره تامین افزایش مییابد، این ارقام روی هم انباشته شده و پیش از رسیدن کالاها به دست مصرفکننده، قیمت نهایی را به شکل چشمگیری بالا میبرند.
محدودیتهای صادراتی و تاثیر آن بر همسایگان
بلاند در بخش دیگری از گزارش خود به لایه دیگری از فشارهای اقتصادی اشاره کرده و مینویسد: در سوم مارس، تهران به عنوان بخشی از تدابیر اقتصادی مختص به شرایط جنگی، ممنوعیتهایی را بر صادرات برخی از محصولات غذایی اعمال کرد. گزارشهای میدانی از تاجیکستان نشان میدهد که این اقدام میتواند بر در دسترس بودن و قیمتگذاری کالاهایی نظیر لبنیات، شکر، میوه و ادویهجات، به ویژه در بازارهای عمدهفروشی و خردهفروشیهای ارزانقیمت این کشور تاثیرگذار باشد.
اگرچه ایران یک تامینکننده انحصاری در این بازارها نیست، اما نقش مهمی در بخشهای خاصی از بازار ایفا میکند که تاجیکستان روشنترین نمونه آن است. این کشور در سالهای اخیر روابط اقتصادی خود را با ایران به میزان قابل توجهی گسترش داده که این امر با همکاریهای دوجانبه در حوزههای صنعت و ترانزیت پشتیبانی شده است. کالاهای ایرانی حضور پررنگی در بازار این کشور دارند و تجارت فیمابین رشد پیوستهای را تجربه کرده است.
این رشد، بخشی از یک روند گستردهتر منطقهای است. روابط اقتصادی ایران با کشورهای آسیای مرکزی تحت توافقات تجاری جدید توسعه یافته است. به عنوان مثال، قزاقستان و ایران پیشتر درباره افزایش حجم مبادلات تجاری به 3 میلیارد دلار مذاکره کردهاند که این امر نشاندهنده اهمیت روزافزون مسیرهای ترانزیتی دریای خزر و زیرساختهای بندری است؛ مسیرهایی که اکنون تحت سایه تنشهای فزاینده قرار گرفتهاند.
چالشهای فزاینده در بخش لجستیک و ترانزیت
در ادامه این یادداشت آمده است: حملونقل سومین لایه از فشارهای تورمی را به منطقه تحمیل میکند. با افزایش سطح تنشها در سراسر خاورمیانه، خطوط هوایی و اپراتورهای حملونقل باری در حال اجتناب از بخشهای وسیعی از حریم هوایی مسیرهای اطراف هستند که این امر موجب تغییر مسیرها و افزایش چشمگیر هزینههای زنجیره تامین شده است. نهادهای هوانوردی اروپا نیز با صدور هشدارهایی، نسبت به خطرات پرواز در منطقه هشدار دادهاند.
تغییر مسیرهای پروازی باعث افزایش مصرف سوخت، طولانی شدن زمان سفر و بالا رفتن هزینههای بیمه میشود. با گذشت زمان، این هزینههای بالاتر به قیمت کالاهای وارداتی از جمله مواد غذایی سرشکن میشود. در مسیرهای زمینی نیز الگوی مشابهی حاکم است. با کاهش ضریب اطمینان در مسیرهای جنوبی، حجم بیشتری از بارها به سمت «کریدور میانی» سوق پیدا کرده است. با سرازیر شدن محمولهها به این سمت، کریدور مذکور با ترافیک بالایی مواجه شده که خطر افزایش هزینهها را تشدید میکند. گزارشهای نهادهای بینالمللی نشاندهنده ایجاد گلوگاهها و تاخیرهایی در بنادر کلیدی حاشیه خزر مانند «آکتائو» و «کوریک» است.
تفاوت در تابآوری اقتصادی کشورهای منطقه
«استفان بلاند» در بخش پایانی یادداشت خود با بررسی تفاوتهای ساختاری در کشورهای منطقه مینویسد: تاثیر این شوکهای اقتصادی در سراسر منطقه یکسان نیست. قزاقستان به عنوان یک تولیدکننده عمده غلات با زیرساختهای قویتر، نقش خود را به عنوان یک تامینکننده کلیدی حفظ کرده و ضربهگیر بهتری در برابر شوکهای خارجی دارد؛ هرچند که از افزایش هزینههای تولید مصون نمانده است.
در مقابل، قرقیزستان و تاجیکستان با واقعیت دشوارتری روبرو هستند. هر دو کشور وابستگی بیشتری به واردات داشته و فضای مالی محدودی برای مدیریت تورم در اختیار دارند. در تاجیکستان، «امامعلی رحمان» رئیسجمهور این کشور، اخیراً به صراحت به روند صعودی قیمتها اذعان کرده و نسبت به افزایش بیسابقه قیمت مواد غذایی هشدار داده است؛ اظهارنظری که در ساختار سیاسی این کشور کمسابقه محسوب میشود.
به باور نویسنده، تاکنون شواهد روشنی مبنی بر بروز قحطی یا کمبود گسترده مواد غذایی به دلیل درگیریهای پیرامون ایران وجود ندارد، اما همزمانی چندین بحران مختلف مانند اختلال در کشتیرانی خلیج فارس، افزایش هزینههای انرژی و محدودیتهای صادراتی، منطقه را بیش از پیش آسیبپذیر کرده است.
در نهایت میتوان گفت: تنشهای امنیتی، آسیای مرکزی را از مواد غذایی محروم نمیکند، بلکه شبکهای را که این کالاها را تامین میکند، به شدت گرانتر، پیچیدهتر و در برابر بحرانهای آینده شکنندهتر میسازد.
انتهای پیام/