به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری تسنیم، «آندری ماتویف» روزنامهنگار و تحلیلگر قزاقستانی، در یادداشتی به بررسی پیامدهای راهبردی و اقتصادی ناشی از گسترش دامنه جنگافروزیهای محور واشنگتن-تلآویو به حریم دریای خزر و واکنش کشورهای حوزه آسیای مرکزی پرداخته است.
وی در این گزارش تحلیلی تاکید میکند که کشورهای این منطقه که تا پیش از این تلاش میکردند موضعی محتاطانه و بیطرف اتخاذ کنند، اکنون با مشاهده تهدیدات مستقیم رژیم صهیونیستی علیه زیرساختهای حیاتی خزر، به تکاپوی دیپلماتیک افتادهاند.
خزر؛ شاهراه حیاتی و شریان ترانزیتی اوراسیا
منطقه آسیای مرکزی که در سالهای اخیر به طور فزایندهای تلاش کرده است تا خود را به عنوان یک بازیگر هماهنگ و یکپارچه در صحنه سیاسی جهان معرفی کند، تا همین اواخر موضعی محافظهکارانه در قبال تشدید تنشها در خاورمیانه داشت. با این حال، حملاتی که زیرساختهای منطقه خزر را تحت تاثیر قرار داده، موازنه دیپلماتیک را به طور کامل تغییر داده است.
دریای خزر یک منطقه ترانزیتی بسیار حیاتی برای جمهوریهای آسیای مرکزی محسوب میشود که قزاقستان و ترکمنستان را به جمهوری آذربایجان و از آنجا به بازارهای اروپایی و خاورمیانه متصل میکند.
این پهنه آبی، بخش مهمی از کریدورهای تجاری کلیدی شرق به غرب و شمال به جنوب را تشکیل میدهد؛ مسیرهایی که به ویژه پس از آغاز جنگ اوکراین و اختلال در مسیرهای ترانزیتی سنتی روسیه، اهمیتی دوچندان یافتهاند.
در سالهای اخیر، پویاییهای منطقهای با مشارکت روزافزون باکو با کشورهای آسیای مرکزی، از جمله گنجانده شدن رسمی جمهوری آذربایجان در فرمت مشورتی گسترده این منطقه (که عملاً ساختار C5 را به C6 ارتقا داده)، شکل تازهای به خود گرفته است.
این همگرایی روزافزون، تلاشها برای توسعه «کریدور میانی» در سراسر خزر را که آسیای مرکزی را از طریق قفقاز جنوبی به اروپا متصل میکند، به شدت تقویت کرده است.
از سوی دیگر، ترکیه نیز از طریق سازمان کشورهای ترکزبان، نفوذ سیاسی و اقتصادی خود را در منطقه حفظ کرده است؛ تحولاتی که البته گاه با نگرانیهایی در مسکو نیز همراه بوده است.
همبستگی منطقهای؛ سیل کمکهای بشردوستانه به ایران
با آغاز دور جدید تنشها و تجاوزات ائتلاف غربی، در حالی که واکنش اولیه قزاقستان عمدتاً به تماسهای دیپلماتیک محدود میشد، کشورهای آسیای مرکزی و جمهوری آذربایجان با ابراز نگرانی شدید از پیامدهای انسانی این جنگافروزی، روند ارسال کمکهای گسترده بشردوستانه به ایران را آغاز کردند؛ اقدامی که نشاندهنده شکست پروژه انزوای ایران است.
باکو از 10 مارس نزدیک به 30 تن مواد غذایی و تجهیزات پزشکی و در 18 مارس 82 تن دیگر کمک بشردوستانه به ایران ارسال کرد.
بر اساس گزارش رسانههای منطقهای، ازبکستان نیز حدود 120 تن محموله امدادی شامل آرد، روغن، شکر و مواد غذایی کنسرو شده تحویل داد. ترکمنستان محمولههای دارویی و تجهیزات پزشکی ارسال کرد و دولت تاجیکستان در اقدامی چشمگیر، کاروانی متشکل از 110 کامیون سنگین حامل 3610 تن محموله بشردوستانه را روانه ایران کرد.
تجاوزات رژیم صهیونیستی به خزر؛ عبور از خطوط قرمز منطقهای
فضای دیپلماتیک منطقه پس از تجاوزات هوایی رژیم اسرائیل در 18 مارس که تاسیسات دریایی ایران در دریای خزر را هدف قرار داد، به شدت ملتهب شد.
این اقدام گستاخانه و خطرناک، نه تنها حاکمیت ملی ایران، بلکه امنیت کل حوضه خزر را که مرکز جریانهای انرژی منطقهای، زیرساختهای فراساحلی، مسیرهای کشتیرانی و شبکههای صادراتی است، با تهدیدی جدی مواجه ساخت.
رسانههای غربی به نقل از ارتش رژیم صهیونیستی مدعی شدند که این حملات یک بندر مهم نیروی دریایی، پستهای فرماندهی و زیرساختهای تعمیراتی را هدف قرار داده است.
هرگونه گسترش درگیری به این فضای حیاتی، خطرات جبرانناپذیری برای صادرات انرژی و حملونقل دریایی به همراه دارد. همانطور که «دنیس بوریسوف» تحلیلگر منطقهای اشاره میکند، زیرساختهای حملونقل خزر متعلق به ایران، بخشی جداییناپذیر از کریدورهایی است که توسط کشورهای آسیای مرکزی استفاده میشود و از این رو، ثبات این حوضه برای آنها اهمیتی کاملاً استراتژیک دارد.
ادعاهای واهی غرب و رایزنیهای فشرده دیپلماتیک
در این میان، ماشین تبلیغاتی غرب تلاش کرد تا با طرح ادعاهای بیاساس مبنی بر حملات پهپادی ایران به منطقه برونبوم نخجوان (متعلق به جمهوری آذربایجان) و همچنین فضاسازی درباره هدف قرار گرفتن برخی کشورهای حاشیه خلیج فارس، میان همسایگان تفرقهافکنی کند. اما دیپلماسی فعال منطقهای، این توطئهها را خنثی کرد.
قزاقستان به عنوان یکی از پنج کشور ساحلی خزر، بلافاصله پس از این حملات، سیگنالهای قدرتمندی برای حمایت از کاهش تنش ارسال کرد.
«قاسم جومارت توکایف» رئیسجمهور قزاقستان در 21 مارس با درخواست برای توقف فوری حملات به اهداف غیرنظامی و اقتصادی، آمادگی آستانه را برای میزبانی از مذاکرات صلح اعلام کرد. در 22 مارس نیز، روسای جمهور ایران و قزاقستان در پیامهای تبریک متقابل به مناسبت عید فطر و نوروز، بر لزوم تقویت وحدت و ثبات در منطقه تاکید کردند.
تماسهای دیپلماتیک در 23 مارس به اوج خود رسید. «جیحون بایراموف» وزیر امور خارجه جمهوری آذربایجان در گفتوگوی تلفنی با «سید عباس عراقچی» همتای ایرانی خود، بر ضرورت کاهش تنشهای نظامی و حفظ امنیت در منطقه خزر تاکید کرد.
در همان روز، «رشید مردوف» وزیر امور خارجه ترکمنستان نیز با عراقچی به صورت تلفنی رایزنی کرد؛ تماسی که در آن طرف ایرانی به صراحت هشدار داد تجاوزات اخیر رژیم صهیونیستی میتواند پیامدهای وخیم امنیتی و زیستمحیطی برای دریای خزر در پی داشته باشد. توکایف نیز در دیدار با سفیر امارات متحده عربی، ضمن ابراز نگرانی از تحولات، بر مخالفت کشورش با کشیده شدن پای دولتهای بیطرف به این درگیری تاکید ورزید.
پایان دوران انفعال؛ منافع در گرو ثبات
در نهایت، تشدید تنشهایی که مستقیماً منطقه خزر را تحت تاثیر قرار داده، به عنوان یک کاتالیزور قوی عمل کرده و کشورهای آسیای مرکزی و جمهوری آذربایجان را واداشته است تا با کنار گذاشتن رویکرد انفعالی، تعاملات دیپلماتیک خود را برای هدایت این بحران به سمت گفتوگو به شدت افزایش دهند.
همانگونه که تحولات نشان میدهد، با نزدیک شدن شعلههای جنگافروزی آمریکا و رژیم صهیونیستی به مسیرهای کلیدی ترانزیت و انرژی، خطرات برای آسیای مرکزی دیگر یک مسئله حاشیهای نیست، بلکه یک تهدید فوری، مستقیم و حیاتی است که تنها با توقف ماشین جنگی غرب برطرف خواهد شد.
انتهای پیام/