به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، شمارگان و تعداد عناوین در صنعت نشر ایران همواره دو رویکرد متفاوت داشتهاند؛ به طوری که هرچه بر تعداد عناوین در سالهای اخیر افزوده شده، شمارگان کتاب آب رفته است. این شکاف در سالهای گذشته با ورود چالشهای جدید به صنعت نشر مانند شیوع کرونا، افزایش افسارگسیخته قیمت کاغذ، ورود نشر الکترونیک و ... بیش از پیش محسوس و قابل لمس بوده است.
طبق گزارش اخیر نمافر که به بررسی آماری وضعیت صنعت نشر کشور از سال 1361 تا سال 1404 پرداخته، شمارگان کتاب از سال 1370 تا 1400 بهطور میانگین سالی پنج درصد کاهش داشته است. بیشترین رقم دوره، شش هزار و 429 نسخه در 1372 بود و کمترین رقم به هزار و 91 نسخه در سال 1400 اختصاص داشت.
آمارهای منتشر شده در این گزارش، اطلاعات جالب دیگری نیز از جریان نشر کشور ارائه میدهد؛ از جمله میزان تألیف و ترجمه. بر این اساس، رشد میانگین سالانه تألیف در دوره 1361 تا 1404، 9 درصد بوده است. اوج دوره 1403 با 86 هزار و 433 عنوان بود و پایینترین رقم دوره نیز با دو هزار و 480 عنوان به سال 1361 اختصاص داشت. آمارها نشان میدهد که از سال 1400 به این سو (بهویژه در سالهای 1402، 1403 و 1404) تعداد کل عناوین منتشر شده به بالاترین میزان خود در تاریخ نشر ایران رسیده است؛ به طوری که تألیف در محدوده 85 هزار عنوان و ترجمه در محدوده 25 تا 33 هزار عنوان در نوسان بوده است.
اما یکی از نکات جالب این گزارش، روند صعودی انتشار کتابهای ترجمه در بازار نشر ایران است؛ روندی که از میانه دهه 80 رشد ملموسی داشته و بدون کاهش، به رشد خود در هر سال ادامه داده است. در حالی که در سال 1361 تنها 958 عنوان ترجمه روانه کتابفروشیها شده است، در سال 1404 این رقم به 25 هزار و 838 عنوان رسیده؛ یعنی حدود 27 برابر رشد.
روند رو به رشد و البته بیقاعده انتشار کتابهای ترجمه در سالهای گذشته محل بحث کارشناسان بوده است؛ برخی آن را نشانه پویایی صنعت نشر و ورود اندیشهها و سبکهای جدید به دنیای کتاب ایران میدانند و برخی دیگر آن را نشانهای از ضعفهای اقتصادی بدنه نشر.
برای بخش قابل توجهی از مخاطبان، بهویژه نسل جوان، کتابهای ترجمه امکان آشنایی با زیستی متفاوت در جغرافیای دیگر را فراهم میکند. این بخش از مخاطبان همواره درصدد آشنایی با جریانهای فکری جهان و ادبیات جهان بودهاند. اما آیا برای فعالان دیگر صنعت نشر نیز این روند جذاب است؟
واقعیت این است که برای بخشی از ناشران، چاپ کتابهای ترجمه راه گریز و تنفسی است برای رهایی از مشکلات نشر. چاپ کتابهای ترجمه در ایران مقرونبهصرفه و ارزانتر از کتابهای تألیفی است و قوانین دستوپاگیری ندارد. از سوی دیگر، کتاب امتحان خود را در بازار اولیه پس داده و ناشر با اطمینان خاطر بیشتری میتواند به سرمایهگذاری بر روی این کار بیندیشد.
افزایش اقبال به سمت این آثار، بخش تاریکی در صنعت نشر ایران نیز رقم زده: ناشران کتابساز. در سالهای اخیر ناشرانی شکل گرفتهاند که بدون پرداخت حق ترجمه و صرفاً با دستکاری در ترجمههای پیشین، اقدام به انتشار آثار پرفروش در تیراژهای بالا کرده و سود هنگفتی از این راه به جیب زدهاند.
رونق ترجمه هرچند به نفع ناشر تمام میشود، اما از منظری دیگر تهدیدکننده است. در شرایطی که بخشی از بدنه نشر سرمایه خود را معطوف به چاپ کتابهای ترجمه میکنند، این ادبیات بومی و ایرانی است که قربانی ترجیح اقتصادی ناشر میشود. دستمزدهای پایین و کاهش تیراژ آثار ایرانی زیر سایه رونق کارهای ترجمه، سبب شده تا بسیاری از نویسندگان نسبت به این شرایط و فقدان یک قانون مشخص داخلی برای ساماندهی به کارهای ترجمه گلایه داشته باشند.
انتهای پیام/