1. صفحه اصلی
    • پربیننده‌ترین اخبار
    • مهمترین اخبار
    • آرشیو اخبار
  2. سیاسی
    • سیاست ایران
    • نظامی | دفاعی | امنیتی
    • گزارش و تحلیل سیاسی
    • مجلس و دولت
  3. امام و رهبری
  4. ورزشی
    • فوتبال ایران
    • فوتبال جهان
    • والیبال | بسکتبال | هندبال
    • کشتی و وزنه‌برداری
    • ورزش های رزمی
    • ورزش زنان
    • ورزش جهان
    • رشته های ورزشی
  5. بین الملل
    • دیپلماسی ایران
    • تولیدات دفاتر خارجی
    • آسیای غربی
    • افغانستان
    • آمریکا
    • اروپا
    • آسیا-اقیانوسیه
    • پاکستان و هند
    • ترکیه و اوراسیا
    • آفریقا
    • بیداری اسلامی
  6. فضا و نجوم
  7. اقتصادی
    • اقتصاد ایران
    • پول | ارز | بانک
    • خودرو
    • صنعت و تجارت
    • نفت و انرژی
    • فناوری اطلاعات | اینترنت | موبایل
    • کار آفرینی و اشتغال
    • راه و مسکن
    • هواشناسی
    • بازار سهام | بورس
    • کشاورزی
    • اقتصاد جهان
  8. اجتماعی
    • پزشکی
    • رسانه
    • طب سنتی
    • خانواده و جوانان
    • تهران
    • فرهنگیان و مدارس
    • پلیس
    • حقوقی و قضایی
    • علم و تکنولوژی
    • محیط زیست
    • سفر
    • حوادث
    • آسیب های اجتماعی
    • بازنشستگان
  9. فرهنگی
    • ادبیات و نشر
    • رادیو و تلویزیون
    • دین ، قرآن
    • سینما و تئاتر
    • فرهنگ حماسه و مقاومت
    • اندیشه
    • موسیقی و تجسمی
  10. حوزه و روحانیت
  11. استانها
    • آذربایجان‌ شرقی
    • آذربایجان غربی
    • اردبیل
    • اصفهان
    • البرز
    • ایلام
    • بوشهر
    • استان تهران
    • چهارمحال و بختیاری
    • خراسان جنوبی
    • خراسان رضوی
    • خراسان شمالی
    • خوزستان
    • زنجان
    • سمنان
    • سیستان و بلوچستان
    • فارس
    • قزوین
    • قم
    • کاشان
    • کردستان
    • کرمان
    • کرمانشاه
    • کهگیلویه و بویراحمد
    • گلستان
    • گیلان
    • لرستان
    • مازندران
    • مرکزی
    • هرمزگان
    • همدان
    • یزد
    • جزایر خلیج فارس
  12. رسانه ها
    • چند رسانه ای
    • خواندنی
  13. بازار
    • قیمت خودرو
    • قیمت طلا، سکه و ارز
    • سازمان‌ها و شرکت‌ها
  14. عکس
  15. فیلم
  16. گرافیک و کاریکاتور
    • english
    • عربی
    • Türkçe
    • עברית
    • Pусский
  • RSS
  • تلگرام
  • اینستاگرام
  • توییتر
  •  
    آپارات
  •  
    سروش
  •  
    آی‌گپ
  •  
    گپ
  •  
    بله
  •  
    روبیکا
  •  
    ایتا
  • قیمت ارز و طلا
    لیگ ایران و جهان
  • صفحه اصلی
    • پربیننده‌ترین اخبار
    • مهمترین اخبار
    • آرشیو اخبار
  • سیاسی
    • سیاست ایران
    • نظامی | دفاعی | امنیتی
    • گزارش و تحلیل سیاسی
    • مجلس و دولت
  • امام و رهبری
  • ورزشی
    • فوتبال ایران
    • فوتبال جهان
    • والیبال | بسکتبال | هندبال
    • کشتی و وزنه‌برداری
    • ورزش های رزمی
    • ورزش زنان
    • ورزش جهان
    • رشته های ورزشی
  • بین الملل
    • دیپلماسی ایران
    • تولیدات دفاتر خارجی
    • آسیای غربی
    • افغانستان
    • آمریکا
    • اروپا
    • آسیا-اقیانوسیه
    • پاکستان و هند
    • ترکیه و اوراسیا
    • آفریقا
    • بیداری اسلامی
  • فضا و نجوم
  • اقتصادی
    • اقتصاد ایران
    • پول | ارز | بانک
    • خودرو
    • صنعت و تجارت
    • نفت و انرژی
    • فناوری اطلاعات | اینترنت | موبایل
    • کار آفرینی و اشتغال
    • راه و مسکن
    • هواشناسی
    • بازار سهام | بورس
    • کشاورزی
    • اقتصاد جهان
  • اجتماعی
    • پزشکی
    • رسانه
    • طب سنتی
    • خانواده و جوانان
    • تهران
    • فرهنگیان و مدارس
    • پلیس
    • حقوقی و قضایی
    • علم و تکنولوژی
    • محیط زیست
    • سفر
    • حوادث
    • آسیب های اجتماعی
    • بازنشستگان
  • فرهنگی
    • ادبیات و نشر
    • رادیو و تلویزیون
    • دین ، قرآن
    • سینما و تئاتر
    • فرهنگ حماسه و مقاومت
    • اندیشه
    • موسیقی و تجسمی
  • حوزه و روحانیت
  • استانها
    • آذربایجان‌ شرقی
    • آذربایجان غربی
    • اردبیل
    • اصفهان
    • البرز
    • ایلام
    • بوشهر
    • استان تهران
    • چهارمحال و بختیاری
    • خراسان جنوبی
    • خراسان رضوی
    • خراسان شمالی
    • خوزستان
    • زنجان
    • سمنان
    • سیستان و بلوچستان
    • فارس
    • قزوین
    • قم
    • کاشان
    • کردستان
    • کرمان
    • کرمانشاه
    • کهگیلویه و بویراحمد
    • گلستان
    • گیلان
    • لرستان
    • مازندران
    • مرکزی
    • هرمزگان
    • همدان
    • یزد
    • جزایر خلیج فارس
  • رسانه ها
    • چند رسانه ای
    • خواندنی
  • بازار
    • قیمت خودرو
    • قیمت طلا، سکه و ارز
    • سازمان‌ها و شرکت‌ها
  • عکس
  • فیلم
  • گرافیک و کاریکاتور

از کوروش تا ولایت فقیه؛ تداوم یا گسست؟

  • 11 آبان 1405 - 16:59
  • اخبار فرهنگی
  • اخبار اندیشه
از کوروش تا ولایت فقیه؛ تداوم یا گسست؟

تعمیم الگوی تعارض دولت و کلیسا به مناسبات دین و حکومت در ایران، به فهم نادرستی از تاریخ سیاسی کشور می‌انجامد.

فرهنگی

به گزارش خبرگزاری تسنیم، علیرضا سمیعی، روزنامه‌نگار و پژوهشگر، در گفت‌وگویی که با محوریت «ایران؛ از هخامنشیان تا جمهوری اسلامی» برگزار شد، نسبت هویت ایرانی، دین و قدرت سیاسی را مورد بررسی قرار داد. او در این گفت‌وگو، با پرداختن به جایگاه کوروش در تاریخ‌نگاری جدید، خوانش سیاسی شاهنامه، الگوی حکمرانی صفویه و مناسبات سلطنت و روحانیت در دوره قاجار و پهلوی، دیدگاه خود را درباره زمینه‌های تاریخی انقلاب اسلامی و پذیرش تشیع در ایران تشریح کرد.

محور اصلی سخنان سمیعی، پیوستگی تاریخ ایران و نقد نگاهی بود که ایران باستان را در برابر ایران اسلامی قرار می‌دهد. او با تفکیک تجربه تاریخی ایران از تجربه دولت‌سازی در اروپا، توضیح داد که چرا از نظر وی، تعمیم الگوی تعارض دولت و کلیسا به مناسبات دین و حکومت در ایران، به فهم نادرستی از تاریخ سیاسی کشور می‌انجامد.

جایگاه کوروش در حافظه اروپایی و تاریخ‌نگاری جدید ایران

سمیعی در آغاز این گفت‌وگو، در پاسخ به پرسشی درباره جایگاه هخامنشیان و کوروش در روایت جدید تاریخ ایران، اظهار کرد: به نظر او، بخش مهمی از توجه معاصر به کوروش از مسیر اروپا به ایران بازگشته است. او برای توضیح این موضوع، به جایگاه کوروش در سنت توراتی و حافظه دینی یهودیان اشاره کرد و افزود: در این سنت، کوروش تنها یک فرمانروای قدرتمند نیست، بلکه شخصیتی است که رهایی و نجات ایمان با نام او پیوند خورده است.

این پژوهشگر توضیح داد: در چنین روایتی، رنج قوم مغلوب تنها به ازدست‌رفتن سرزمین، غارت اموال و آسیب‌های زندگی روزمره محدود نمی‌شود؛ شکست می‌تواند به درهم‌شکستن روحی و پذیرفتن برتری فرهنگی و دینی نیروی مهاجم نیز بینجامد. به گفته سمیعی، وقتی بخشی از یک جامعه مغلوب به آیین و خدایان فاتحان گرایش پیدا می‌کند، موضوع از یک شکست نظامی فراتر می‌رود و به بحرانی در ایمان و هویت تبدیل می‌شود.

وی با اشاره به جایگاه دینی کوروش در این چارچوب، بیان کرد: اهمیت او در حافظه یهودی، با تصور رهایی از چنین وضعیتی ارتباط دارد. از نظر وی، همین منزلت موجب شد نام کوروش در سنت فرهنگی اروپا باقی بماند و در دوره‌های مختلف دوباره مورد توجه قرار گیرد.

او در ادامه، از حضور شخصیت کوروش در برخی نمایش‌ها و جشن‌های شهری اروپا یاد کرد؛ آیین‌هایی که در آنها شخصیت‌های تاریخی، اسطوره‌ای و نمادین بر ارابه‌ها ظاهر می‌شدند و خود را معرفی می‌کردند. سمیعی طرح این مثال را برای نشان‌دادن این نکته ضروری دانست که کوروش برای اروپاییان شخصیتی ناشناخته نبود و پیش از توجه جدید ایرانیان نیز در حافظه فرهنگی آنان حضور داشت.

از ماکیاولی تا هگل؛ صورت‌های متفاوت توجه به کوروش

این روزنامه‌نگار با اشاره به حضور نام کوروش در کتاب «شهریار» ماکیاولی، توضیح داد: او در این اثر در کنار برخی فرمانروایان دیگر، به‌عنوان نمونه‌ای از پادشاهی و عمل سیاسی مطرح می‌شود. به گفته وی، در اینجا کوروش شخصیتی است که می‌توان از شیوه حکومت و تدبیر او برای اندیشیدن درباره سیاست استفاده کرد. سمیعی سپس به جایگاه ایران و هخامنشیان در درس‌گفتارهای فلسفه تاریخ هگل پرداخت و افزود: موضوع در اینجا صورت دیگری پیدا می‌کند. در خوانش او، هگل با این پرسش روبه‌روست که چگونه می‌توان اقوام متفاوت را در یک مجموعه سیاسی گرد آورد و حکومتی گسترده پدید آورد.

او با مقایسه افق فکری هگل با متفکران یونانی، بیان کرد: فهم چنین ساختاری برای متفکری که واحد سیاسی را در مقیاس شهر می‌بیند، با فهم متفکری که در عصر شکل‌گیری دولت جدید زندگی می‌کند، یکسان نیست. وی استدلال کرد که تجربه سیاسی دوران جدید، امکان دیگری برای فهم ساختار حکومت در ایران باستان فراهم کرده بود.

به اعتقاد او، هگل در زمانه‌ای می‌اندیشید که ناپلئون در برابر چشمانش ظاهر شده و موضوع تاسیس و تثبیت یک واحد سیاسی جدید اهمیت یافته بود. این پژوهشگر با مرتبط‌دانستن توجه هگل به ایران با همین زمینه، تصریح کرد: ایران برای او می‌توانست نمونه‌ای تاریخی از گردآمدن گروه‌های متفاوت در یک ساختار سیاسی باشد.

سمیعی درعین‌حال، میان این توجه فلسفی و نحوه استفاده بعدی از کوروش در ایران تفاوت گذاشت. به گفته وی، اینکه دیگران به یک شخصیت ایرانی توجه کرده‌اند، می‌توانست برای ایرانیان مایه افتخار باشد، اما تبدیل این توجه به مبنای انکار بخش‌های دیگر تاریخ ایران، موضوع متفاوتی است.

چرا روشنفکران دوره پهلوی به ایران باستان رجوع کردند؟

سمیعی با اشاره به زمینه‌های توجه به کوروش در دوره پهلوی اول، اظهار کرد: جامعه ایران با احساس شکست، آشفتگی و ازدست‌دادن جایگاه خود در جهان روبه‌رو بود. به اعتقاد او، بسیاری از روشنفکران آن دوره می‌کوشیدند راهی برای بازیابی اعتماد و همت ملی پیدا کنند و تصور می‌کردند یادآوری دوره‌ای از مجد و شکوه گذشته، می‌تواند در این مسیر موثر باشد.

او افزود: این گرایش را نباید تنها به شخص رضاشاه محدود کرد؛ زیرا جمعی از روشنفکران نیز درباره گذشته باشکوه ایران و امکان احیای آن سخن می‌گفتند. در این نگاه، گذشته به خاطره‌ای تبدیل می‌شد که قرار بود نیروی لازم برای بازسازی کشور را فراهم کند.

این روزنامه‌نگار با اشاره به پیامدهای این بازگشت به گذشته، تاکید کرد: مشکل از جایی آغاز شد که این رویکرد به تقابل ایران و اسلام انجامید. به اعتقاد وی، ایران و اسلام پیش از آن نیز وجود داشتند، اما در تجربه تاریخی ایرانیان، به‌سادگی در دو سوی یک نزاع قرار نمی‌گرفتند. او شکل‌گیری این دوگانه را بخشی از تحولات فکری دوره جدید دانست.

از نظر سمیعی، باید میان توجه به ایران باستان و استفاده از آن برای بریدن از تاریخ دوره اسلامی تفاوت گذاشت. او معتقد است رجوع به گذشته، زمانی به شناخت تاریخی کمک می‌کند که تحولات پس از آن را نیز به رسمیت بشناسد، نه اینکه همه آن تحولات را به‌عنوان انحراف کنار بگذارد.

شاهنامه چه الگویی برای حکومت پیش می‌گذارد؟

در ادامه گفت‌وگو، این پرسش مطرح شد که چرا صفویه، با وجود نقش خود در بازسازی وحدت سیاسی ایران، به‌جای برجسته‌کردن کوروش و هخامنشیان، به شاهنامه و الگوهای دیگری از گذشته رجوع کرد. سمیعی در پاسخ، با اشاره به نقل‌هایی درباره شاهنامه‌خوانی در خانقاه شیخ صفی‌الدین اردبیلی، بیان کرد: خواندن آثاری چون نوشته‌های سنایی و عطار یا مثنوی در یک خانقاه، چندان دور از انتظار نیست، اما حضور شاهنامه در چنین محیطی، پرسش مهم‌تری را پیش می‌کشد: چه نسبتی میان این متن و آرمان معنوی و سیاسی آن جمع برقرار بوده است؟

این پژوهشگر پاسخ این پرسش را در الگوی حکومت موجود در شاهنامه جست‌وجو کرد و توضیح داد: در این اثر، نقاط اوج تاریخ ایران با اجتماع سه گوهر پادشاهی، پهلوانی و پارسایی همراه است. به گفته او، هنگامی که این سه ویژگی در یک شخصیت جمع می‌شوند، وحدت ایران تنها وحدتی سرزمینی نیست، بلکه نوعی هماهنگی در شیوه اداره و معنای زندگی جمعی نیز پدید می‌آید. وی با اشاره به کیومرث، جمشید در بخش نخست زندگی‌اش، فریدون و کیخسرو به‌عنوان نمونه‌های این الگو، افزود: در مقابل، جداشدن این ویژگی‌ها از یکدیگر، زمینه دشواری و پراکندگی را فراهم می‌کند.

کیکاووس، رستم و سیاوش؛ سه گوهر جدا از یکدیگر

سمیعی برای توضیح خوانش خود از شاهنامه، به دوره کیکاووس پرداخت و اظهار کرد: در این دوره، پادشاهی در کیکاووس، پهلوانی در رستم و پارسایی در سیاوش جلوه می‌کند. بااین‌حال، هیچ‌یک از این شخصیت‌ها به‌تنهایی جامع هر سه ویژگی نیستند و همین پراکندگی، با بحران‌های پی‌درپی همراه می‌شود. او تصمیم‌های نابخردانه کیکاووس، کشته‌شدن سهراب به دست رستم و سرنوشت سیاوش در سرزمینی دور از ایران را در چارچوب این گسست تفسیر کرد. به اعتقاد وی، اهمیت این داستان‌ها تنها در سرگذشت فردی شخصیت‌ها نیست، بلکه باید دید چگونه فقدان هماهنگی میان قدرت، پهلوانی و پارسایی، بر سرنوشت جمعی ایران اثر می‌گذارد.

این پژوهشگر درباره جمشید نیز توضیح داد: نقطه آغاز بحران، زمانی است که او با وجود برخورداری از پادشاهی و توانایی، پارسایی را از دست می‌دهد. سمیعی دورشدن فره از جمشید و فراهم‌شدن زمینه فرمانروایی ضحاک را در ادامه همین دگرگونی توضیح داد. به گفته او، در دوره‌های دشوار شاهنامه، کوشش اصلی روایت آن است که بار دیگر شخصیتی پیدا شود که این سه گوهر را در خود جمع کند. از این منظر، کیخسرو تنها یک فرمانروای پیروز نیست، بلکه شخصیتی است که امکان بازگشت هماهنگی و شکوه را نمایندگی می‌کند.

نسبت آرمان صفویه با حکومت امیرالمومنین(ع)

سمیعی در ادامه بیان کرد: اگر شاهنامه با چنین خوانشی در افق فکری صفویان قرار گرفته باشد، می‌توان فهمید که چرا آنان برای یافتن الگوی حکومت، لزوما به کوروش رجوع نمی‌کردند. به اعتقاد او، در نگاه دینی آنان، امیرالمومنین(ع) نمونه‌ای از اجتماع پارسایی، پهلوانی و فرمانروایی بود.

وی توضیح داد: در این صورت، آرمان مورد نظر، تنها بازسازی یک حکومت باستانی نیست، بلکه تجدید الگویی است که قدرت سیاسی را از شجاعت و معنویت جدا نمی‌کند. او این موضوع را محل پیوند خوانش ایرانی از حکومت و الگوی دینی مورد توجه صفویان دانست.

این پژوهشگر درعین‌حال، میان این آرمان و آنچه در عمل تحقق یافت، تفاوت گذاشت. به گفته وی، پادشاه صفوی نتوانست همه این ویژگی‌ها را در خود جمع کند و همین فاصله، زمینه رجوع به ساختاری دیگر را فراهم کرد؛ ساختاری که در آن، پادشاه حکومت می‌کند و عالم دینی در کنار او قرار می‌گیرد.

سمیعی با مقایسه این صورت از همکاری با الگوی شاه و موبد در ایران پیش از اسلام، افزود: در تجربه صفویه، عالمان در کنار پادشاه قرار می‌گیرند و شاه برای اداره کشور از آنان مشورت و کمک می‌خواهد. او نتیجه این انتخاب را محدود به دوره صفویه ندانست و تاکید کرد: شکل‌گیری چنین نسبتی میان سلطنت و مرجعیت دینی، در تحولات بعدی ایران نیز نقش پیدا کرد.

چه کسی از همراهی پادشاه و فقیه فاصله گرفت؟

این روزنامه‌نگار در بررسی تحولات دوره قاجار، با استفاده از تعبیر «دوقلوی پادشاه و فقیه»، اظهار کرد: در خوانش او، این پادشاه است که به‌تدریج از این همراهی فاصله می‌گیرد. وی علت این فاصله را تنها اختلاف بر سر حدود اختیارات ندانست، بلکه آن را با گرایش سلطنت به یک نیروی سوم مرتبط کرد.

به اعتقاد سمیعی، زمانی که شاه برای حفظ و اداره قدرت خود، به هماهنگی با نیروهایی بیرون از مرزهای کشور گرایش پیدا می‌کند، مناسبات او با نهاد دینی و جامعه تغییر می‌کند. در این وضعیت، طرف اختلاف تنها یک عالم یا یک نهاد نیست، بلکه موضوع به چگونگی تامین منافع کشور و محل اتکای حکومت بازمی‌گردد.

او با بررسی اعتراض‌های روحانیان در دوره قاجار از همین منظر، یادآور شد: مطالبه اولیه، عدالت‌خانه بود. در تفسیر او، این مطالبه با اعتراض به شیوه حکمرانی و فاصله‌گرفتن سلطنت از تکیه‌گاه‌های درونی ارتباط داشت و سپس تحولات مشروطه در ادامه آن شکل گرفت.

این پژوهشگر تاکید کرد: برای فهم این تعارض، نباید از پیش فرض کرد که دولت همواره نماینده منافع ملی و نهاد دینی همواره نیرویی در برابر آن بوده است. از نظر وی، نسبت این نیروها در تاریخ ایران را باید در هر موقعیت و با توجه به رفتارشان در برابر جامعه و قدرت‌های خارجی بررسی کرد.

مشروعیت پهلوی و رجوع به گذشته دور

سمیعی با اشاره به تغییر تکیه‌گاه‌های مشروعیت سلطنت، بیان کرد: هنگامی که سلطنت از همراهی پیشین با فقه و مردم فاصله می‌گیرد، ناچار است برای مشروعیت خود تکیه‌گاه دیگری پیدا کند. او رجوع پهلوی به ایران باستان و برجسته‌کردن کوروش را در این چارچوب توضیح داد. به اعتقاد وی، گذشته دور در اینجا به منبعی برای ساختن تصویر تازه‌ای از سلطنت تبدیل می‌شود؛ تصویری که قرار است حکومت جدید را به شکوهی باستانی متصل کند. بااین‌حال، او تاکید کرد: این جهت‌گیری از ابتدا به‌صورت کامل و روشن وجود نداشت و نباید تحولات را ناگهانی و یکدست تصور کرد.

این روزنامه‌نگار با اشاره به رفت‌وآمدهای اولیه رضاشاه با روحانیان، افزود: روشنفکران نیز همگی از آغاز به یک صورت فکر نمی‌کردند. سمیعی برای توضیح این تفاوت‌ها، از قصیده‌های ملک‌الشعرای بهار و توصیه‌های او به رضاشاه یاد کرد. به گفته او، بهار بر اهمیت زبان فارسی تاکید داشت و حفظ این زبان را با حفظ مرزهای فرهنگی ایران مرتبط می‌دانست. در این نگاه، حتی در دوره‌هایی که کشور از وحدت سیاسی برخوردار نبوده، زبان فارسی توانسته است نوعی پیوستگی فرهنگی را نگه دارد.

وی همچنین خاطرنشان کرد: در نگاه بهار، میان نقد رفتار فاتحان یا خلفا و داوری درباره اسلام تفاوت وجود داشت. او معتقد است در بخشی از فضای فکری بعدی، این تمایز کنار رفت و دشمنی با اعراب، به دشمنی با اسلام و میراث دوره اسلامی گسترش پیدا کرد.

نقد گزینشی‌بودن دشمنی با گذشته

سمیعی در نقد این رویکرد، پرسید: چرا در برخی روایت‌های باستان‌گرایانه، حمله اعراب به محور اصلی داوری درباره تاریخ تبدیل می‌شود، اما حمله اسکندر جایگاه مشابهی پیدا نمی‌کند؟ این پژوهشگر با اشاره به گزینشی‌بودن چنین مواجهه‌ای با گذشته، توضیح داد: علاقه به ایران باستان، در این صورت، لزوما به نقد قدرت‌های اروپایی نمی‌انجامد؛ حتی هنگامی که موضوع بحث، دوره‌ای است که ایران با فشار و نفوذ همین قدرت‌ها روبه‌رو بوده است.

به اعتقاد وی، اگر دفاع از ایران مبنای داوری باشد، باید نسبت آن را با نیروهای موثر در زمان حال نیز سنجید، نه اینکه تنها خاطره‌ای از یک دشمن قدیمی را زنده نگه داشت. او همچنین مدعی شد که در بخشی از جریان‌های روشنفکری، شدت حمله به اعراب با نوع مواجهه آنان با تهدیدهای بالفعل عربی علیه ایران تناسب نداشته است. سمیعی این وضعیت را نشانه‌ای دانست که باید درباره انگیزه‌ها و کارکردهای سیاسی چنین روایت‌هایی پرسش کرد و آنها را صرفا نتیجه علاقه به تاریخ ایران ندانست.

سلفیت باستان‌گرا؛ حذف تاریخ به نام بازگشت به آغاز

سمیعی برای توصیف نوعی از باستان‌گرایی، از تعبیر «سلفیت» استفاده کرد و توضیح داد: مقصود، محدودکردن اعتبار تاریخی به یک نقطه آغازین و کنارگذاشتن تحولات پس از آن است. او افزود: در چنین رویکردی، یک دوره نخستین به‌عنوان اصل معتبر انتخاب می‌شود و بخش بزرگی از آنچه پس از آن رخ داده، انحراف، اشتباه یا زوال به شمار می‌آید. به اعتقاد وی، این منطق می‌تواند در رجوع به صدر اسلام یا رجوع به آغاز ایران ظاهر شود.

این پژوهشگر مشکل اصلی را در این دانست که نقطه آغاز مورد ستایش، گاهی خود با ابهام‌های فراوان روبه‌روست، اما از آن تصویری روشن و قطعی ساخته می‌شود تا مبنای عمل امروز قرار گیرد. او در این زمینه تصریح کرد: در این صورت، فاصله میان شناخت تاریخی و نیاز ایدئولوژیک نادیده گرفته می‌شود. وی درعین‌حال، میان نقد این رویکرد و انکار وجود تاریخی کوروش تفاوت گذاشت و تاکید کرد: موضوع، پرسش از میزان اعتبار روایت‌ها و نسبت آنها با افسانه‌پردازی و نیازهای دوره معاصر است، نه نفی اصل حضور کوروش در تاریخ.

جمله‌های منتسب به کوروش نیازمند بررسی تخصصی است

سمیعی با اشاره به برخی جمله‌ها و احکام منتسب به کوروش، اظهار کرد: شباهت زبان و مضمون بعضی از این عبارت‌ها به مفاهیم جدید، پرسش‌برانگیز است. بااین‌حال، او داوری قطعی درباره اعتبار آنها را نیازمند تخصص دانست. به گفته وی، خواندن و تفسیر اسناد و نوشته‌های باستانی، پیچیدگی‌های فنی دارد و نمی‌توان بدون برخورداری از دانش لازم، درباره همه نقل‌ها حکم صادر کرد. از نظر او، همین ضرورت تخصصی باید مانع از آن شود که هر جمله رایج و خوشایندی، به‌سادگی به یک شخصیت تاریخی نسبت داده شود.

این پژوهشگر همچنین یادآور شد: انگیزه‌های پژوهش درباره ایران باستان را باید در کنار دستاوردهای آن بررسی کرد. در خوانش سمیعی، بخشی از توجه اروپاییان با پرسش‌های آنان درباره دولت و تاریخ سیاسی ارتباط داشت و بخشی از توجه ایرانیان نیز با میل به احیای شکوه گذشته پیوند خورده بود.

زبان فارسی را نمی‌توان از تجربه تاریخی آن جدا کرد

سمیعی در ادامه نقد خود، به کوشش برای بیرون‌راندن واژه‌های عربی از زبان فارسی پرداخت و آن را نمونه‌ای از میل به قطع رابطه با بخش بزرگی از تاریخ دانست. این روزنامه‌نگار با اشاره به مخالفت‌هایی که از سوی چهره‌هایی چون جمال‌زاده و فروغی با گرایش‌های افراطی در پالایش زبان مطرح شده بود، تاکید کرد: نقد چنین رویکردی لزوما از بی‌اعتنایی به ایران یا زبان فارسی ناشی نمی‌شود. به اعتقاد وی، ممکن است کسانی که خدمات مهمی به زبان فارسی کرده‌اند، بیش از دیگران با دستکاری‌های شتاب‌زده و گسست‌آفرین مخالفت کنند.

او استدلال کرد: زبان، حاصل یک تجربه تاریخی است و نمی‌توان بخش بزرگی از این تجربه را نادرست دانست و سپس انتظار داشت با حذف آثار آن، زبان نیرومندتر شود. وی این منطق را با رویکردی مقایسه کرد که برای بازگشت به یک اصل نخستین، میراث انباشته متفکران، دانشمندان و مفسران را کنار می‌گذارد. از نظر سمیعی، دفاع از زبان فارسی باید با شناخت ظرفیت‌ها و تاریخ آن همراه باشد، نه با تلاشی برای ساختن زبانی که از بخش مهمی از زندگی واقعی خود بریده است.

ناپلئون و کشمکش دولت با مرجعیت فرامرزی کلیسا

بخش دیگری از گفت‌وگو به توضیح زمینه اروپایی تعارض دولت و نهاد دین اختصاص داشت. سمیعی در این بخش، با قراردادن ناپلئون در مرکز بحث، بیان کرد: در خوانش او، دولت جدید می‌کوشد قلمرو، زبان رسمی، نظام مالی و وظایف عمومی خود را تثبیت کند. این پژوهشگر توضیح داد: در این وضعیت، موضوع فقط فرمانروایی بر یک سرزمین نیست؛ دولت می‌خواهد درباره آموزش، بهداشت، حمایت از فقرا و گردش منابع مالی نیز تصمیم بگیرد. بخشی از این وظایف، پیش از آن با کلیسا و شبکه‌های وابسته به آن ارتباط داشته است.

او برای توضیح تعارض حاصل از این وضعیت، از تصویر شهروندی استفاده کرد که با دو مرجع روبه‌روست: از یک سو، دولتی که از او مالیات و وفاداری می‌خواهد و در برابرش وظایفی بر عهده دارد و از سوی دیگر، کلیسایی که به مرجعی فراتر از مرزهای کشور متصل است.

به اعتقاد وی، در چنین فضایی، تعهد دینی می‌تواند در نگاه دولت، به‌صورت تعهدی رقیب ظاهر شود. سمیعی با تفسیر بخشی از نزاع‌های سیاسی و مذهبی اروپا از این منظر، تاکید کرد: موضوع را نباید تنها به اختلاف عقاید دینی محدود کرد؛ زیرا کشمکش بر سر مرجع تصمیم‌گیری و حدود اقتدار سیاسی نیز در میان است.

تناقض طرح ناپلئونی در خوانش سمیعی

سمیعی در ادامه، در طرح سیاسی ناپلئون دو جهت متفاوت تشخیص داد. به گفته او، ناپلئون از یک سو می‌کوشد کلیسای درون فرانسه را زیر نظر دولت قرار دهد و استقلال واحد سیاسی فرانسه را تثبیت کند و از سوی دیگر، می‌خواهد در مقیاسی فراتر از فرانسه، برای اروپا تصمیم بگیرد. وی با قراردادن این دو جهت در کنار یکدیگر، اظهار کرد: ناپلئون هم با اقتدار فرامرزی کلیسا درگیر می‌شود و هم خود خواهان اقتداری فراتر از مرزهای کشورش است.

به اعتقاد این پژوهشگر، با وجود شکست ناپلئون، بخشی از این طرح در تصور دولت جدید باقی ماند: اینکه دولت خود را مرجع اصلی منافع ملی بداند و پیوند با یک مرجع فرامرزی را بالقوه رقیب این منافع تلقی کند. او افزود: از دل چنین تجربه‌ای، در بخشی از اندیشه سیاسی اروپا، تصور تعارض دین و منافع ملی تقویت شد؛ تصوری که بعدتر به سرزمین‌های دیگر نیز راه پیدا کرد.

آتاتورک و تمرکز نهادهای علمی و معنوی زیر نظر دولت

سمیعی پس از توضیح تجربه اروپا، به تحولات ترکیه پرداخت و بیان کرد: فروپاشی عثمانی و شکل‌گیری ترکیه جدید، نسبت شهروندان با مرجعیت سیاسی، علمی و معنوی را دگرگون کرد. او در صورت‌بندی خود، از پیوند علمی با الازهر و پیوند معنوی با مکه در کنار تعهد به دولت ترکیه سخن گفت. به اعتقاد وی، در نگاه دولت جدید، این پیوندها می‌توانستند به‌عنوان مراجع رقیب ظاهر شوند و موضوع تمرکز نهاد علم و معنویت زیر نظر دولت را پیش بکشند.

این پژوهشگر با توضیح شدت عمل آتاتورک در این چارچوب، خاطرنشان کرد: باید به کشمکش‌های سیاسی، مرزی و هویتی پس از عثمانی نیز توجه کرد. او شکل‌گیری گرایش‌های ملی عربی و ترکی را بخشی از زمینه‌ای دانست که بر این تعارض‌ها اثر گذاشته بود. وی سپس افزود: رضاشاه و بخشی از روشنفکران ایرانی، تحت تاثیر الگوهایی از فرانسه و ترکیه، با این تصور به نهاد دینی نگاه کردند که دولت نماینده منافع ملی و روحانیت مانعی در برابر آن است. سمیعی این انتقال الگو را محل اصلی اشکال دانست.

چرا تجربه ایران با فرانسه و ترکیه یکسان نبود؟

سمیعی با اشاره به تفاوت تجربه ایران، توضیح داد: در تجربه صفویه، دعوت از فقیهان و گسترش نهاد دینی، با تثبیت وحدت و تمایز سیاسی ایران همراه بود. به اعتقاد او، در اینجا نمی‌توان نهاد فقه شیعه را صرفا وابسته به مرجعی بیرون از منافع کشور تصور کرد. این پژوهشگر استدلال کرد: تمایز ایران از قدرت‌هایی چون عثمانی، خود از زمینه‌های فهم منافع سیاسی و سرزمینی در نهاد دینی بوده است. در این خوانش، فقه شیعه از خلال تجربه تاریخی خود با موضوع اداره کشور و دفاع از آن روبه‌رو شده است.

او برای توضیح تداوم این موضوع، از مباحث مدرس درباره گمرک یاد کرد و افزود: هنگامی که دولت ایران به‌عنوان یک واحد سیاسی مشخص فعالیت می‌کند، این پرسش پیش می‌آید که گرفتن گمرک از تاجری مسلمان چه حکم و مبنایی دارد. به گفته وی، اهمیت این پرسش در آن است که باید میان پیوند دینی مسلمانان و الزامات اداره یک کشور نسبت برقرار شود. سمیعی پرداختن فقیه به چنین موضوعی را نشانه‌ای از مواجهه نهاد دینی با اقتضای منافع و مرزهای ملی دانست.

نهضت تنباکو؛ دفاع از منافع اقتصادی جامعه

سمیعی در ادامه، نهضت تنباکو را نمونه دیگری از تفاوت تجربه ایران با الگوی تعارض دولت و کلیسا معرفی کرد. او موضوع را با این پرسش توضیح داد: وقتی کاشت، برداشت، آماده‌سازی و مصرف یک محصول در داخل جامعه انجام می‌شود، چرا باید منافع آن به یک قدرت خارجی واگذار شود؟ به اعتقاد وی، موضع میرزای شیرازی در این ماجرا را می‌توان دفاع از یک منفعت روشن اقتصادی و اجتماعی دانست. این روزنامه‌نگار در این زمینه تاکید کرد: در چنین وضعیتی، این نهاد دینی است که در برابر امتیاز خارجی می‌ایستد و سلطنت در موضع دیگری قرار می‌گیرد. او نتیجه گرفت: نمی‌توان تنها از روی عنوان «دولت» یا «روحانیت» درباره نسبت هرکدام با منافع ملی داوری کرد. از نظر وی، آنچه اهمیت دارد، رفتار واقعی این نیروها در موقعیت تاریخی است.

سلطنت، مالکیت شخصی و اتکا به نیروی بیرونی

سمیعی در نقد سلطنت پهلوی، به موضوع تملک زمین نیز پرداخت و آن را با درک پادشاه از جایگاه خود مرتبط دانست. او با اشاره به روایت‌هایی از خرید و تصاحب زمین در دوره رضاشاه، پرسید: چرا کسی که مدعی فرمانروایی بر یک کشور است، باید با سرزمین تحت حکومت خود مانند دارایی قابل افزودن به املاک شخصی برخورد کند؟ در تفسیر او، این رفتار نشانه فاصله میان مسئولیت حکومت و میل به انباشت مالکیت شخصی است. این پژوهشگر با قراردادن این نقد در کنار موضوع اتکای سیاسی به بیرون، اظهار کرد: سلطنت پهلوی، تعادل قدرت خود در برابر مردم و روحانیت را با تکیه بر نیروی خارجی حفظ می‌کرد. وی این روند را ادامه همان گسستی دانست که پیش‌تر در نسبت پادشاه و فقیه توضیح داده بود؛ گسستی که در آن، حکومت به‌جای هماهنگی با نیروهای درونی، به تامین و حفظ رابطه با قدرتی بیرونی گرایش پیدا می‌کند.

انقلاب اسلامی و پایان اعتماد به الگوی سلطنت و فقاهت

سمیعی در ادامه، انقلاب اسلامی را در چارچوب پایان‌یافتن اعتماد به امکان همراهی سلطنت و فقاهت تفسیر کرد. به اعتقاد او، کشمکش طولانی بر سر منافع کشور و محل اتکای قدرت، سرانجام در سال 1357 به کناررفتن سلطنت انجامید. او توضیح داد: در این تحول، مسئولیت حکومت به فقیه سپرده شد و صورت تازه‌ای از نسبت قدرت سیاسی و مرجعیت دینی پدید آمد. وی این وضعیت را یادآور کوشش برای نزدیک‌کردن فرمانروایی و پارسایی دانست، اما تاکید کرد: عنوان و صورت‌بندی آن، پادشاهی نیست.

این پژوهشگر در توضیح این تمایز، با اشاره به اهمیت رد عنوان شاه و سلطنت در اندیشه امام خمینی، تصریح کرد: در این نگاه، موضوع احیای یک تاج‌وتخت نیست، بلکه حکومت باید نسبتی با الگوی معنوی و دینی مورد نظر برقرار کند. سمیعی ولایت فقیه را در همین چارچوب توضیح داد و آن را با مفهوم انتظار مرتبط دانست؛ به این معنا که ساختار موجود نباید با تحقق نهایی و کامل حکومت آرمانی یکسان گرفته شود.

از کیخسرو تا مفهوم انتظار

سمیعی برای توضیح پیوند میان حکومت و انتظار، بار دیگر به شاهنامه بازگشت و از کیخسرو یاد کرد؛ شخصیتی که در خوانش او، پادشاهی، پهلوانی و پارسایی را در خود جمع می‌کند و پس از رسیدن به اوج قدرت، از نظرها پنهان می‌شود. این پژوهشگر این مضمون را در کنار انتظار منجی در سنت ایرانی و انتظار حضرت مهدی(عج) در اندیشه شیعی قرار داد. مقصود وی از این مقایسه، توضیح شباهت یک افق معنوی بود: انتظار کسی که بتواند عدالت، توانایی و پاکی را یکجا محقق کند.

او همچنین الگوی دوگانه شاه و مرجع دینی را در تفسیر خود، ساختاری دانست که هنوز با تحقق کامل آن وحدت فاصله دارد. از نظر وی، انتظار به معنای به‌رسمیت‌شناختن همین فاصله میان وضعیت موجود و صورت آرمانی حکومت است.

آیا این خوانش، تشیع را ساخته ایرانیان می‌داند؟

در بخش پایانی گفت‌وگو، این پرسش مطرح شد که آیا توضیح زمینه‌های ایرانی فهم امامت، به ادعای ساخته‌شدن تشیع به دست ایرانیان نزدیک نمی‌شود؟ سمیعی با رد این برداشت، تاکید کرد: باید میان منشا یک آیین و ظرفیت یک جامعه برای فهم آن تفاوت گذاشت. او توضیح داد که ادعایش، ایرانی‌بودن منشا تشیع نیست، بلکه می‌خواهد توضیح دهد ایرانیان چگونه می‌توانستند منطق آن را بفهمند.

به اعتقاد وی، پرسش مهم این است که چه زمینه‌هایی در اندیشه و تجربه دینی ایرانیان وجود داشته که پذیرش پیام‌آوری از جانب خدا و سپس پذیرش وصایت را برای آنان قابل فهم می‌کرده است. این پژوهشگر در این زمینه افزود: برای پاسخ به این پرسش، باید به تلقی ایرانیان از نسبت آسمان و زمین، جایگاه پیامبر و چگونگی دریافت راهنمایی الهی توجه کرد.

واسطه میان انسان و خدا را چه کسی تعیین می‌کند؟

سمیعی در توضیح دیدگاه خود، تفاوت اصلی را در چگونگی تعیین واسطه میان انسان و خدا دانست و بیان کرد: در یک صورت، انسان می‌کوشد خود واسطه را انتخاب یا ایجاد کند و در صورت دیگر، می‌پذیرد که خداوند راهنما و پیام‌آور خود را تعیین می‌کند. او با قراردادن این تمایز در مبنای تفسیر خود از تفاوت میان منطق بت‌پرستانه و منطق وحیانی، توضیح داد: در نگاه دوم، انسان باید آماده شنیدن پیامی باشد که از جانب خدا می‌رسد، نه اینکه از پیش، شکل و حامل آن را به خواست خود محدود کند.

این پژوهشگر در توضیح تصویر دینی ایران باستان، از اهورامزدا، فروزه‌های الهی و تقابل خیر و شر سخن گفت. وی این تصویر را ناظر به جهانی دانست که در آن، راهنمایی از مرتبه‌ای فراتر به انسان می‌رسد و انسان در برابر انتخاب خیر و شر قرار می‌گیرد. از نظر او، اهمیت این زمینه در آن است که ادعای پیامبری، در چنین افقی امری یکسره نامفهوم یا بی‌سابقه نیست.

گشتاسب، زریر و روایت دفاع از ایمان

سمیعی برای توضیح این موضوع، با رجوع به روایت‌های مربوط به پذیرش دعوت زرتشت از سوی گشتاسب، اظهار کرد: در خوانش او از این متون، نگرانی گشتاسب تنها درباره اصل پذیرش پیام نیست، بلکه پیامدهای سیاسی و جنگی آن نیز اهمیت دارد. وی از ارجاسب و تقابل با دعوت تازه سخن گفت و نقش زریر را در دفاع از ایمان برجسته کرد. به گفته او، زریر در این روایت، حاضر نیست احتمال کشته‌شدن خود را به دلیلی برای پوشاندن حقیقت یا پرهیز از دفاع تبدیل کند.

این پژوهشگر با تفسیر «یادگار زریران» در همین چارچوب، تاکید کرد: یکی از روایت‌های حماسی کهن ایران، در خوانش او، با دفاع از ایمان و ایستادگی در برابر دشمن آن پیوند دارد. او درعین‌حال یادآور شد: روایت‌های متون گوناگون را نباید بدون توجه به تفاوت‌هایشان یکسان دانست. هدف وی از کنار هم گذاشتن آنها، توضیح یک زمینه کلی در اندیشه دینی ایرانیان بود.

پذیرش پیامبر اسلام در افق تجربه دینی ایرانیان

سمیعی در ادامه بیان کرد: اگر جامعه‌ای از پیش با امکان فرستاده‌شدن پیامبر از جانب خدا آشنا باشد، شنیدن دعوت پیامبری دیگر برای آن، لزوما امری نامفهوم نیست. به اعتقاد او، ایرانی‌نبودن پیامبر نیز در این منطق نباید مانعی برای پذیرش پیام او باشد؛ زیرا اگر انتخاب پیامبر از جانب خداست، نمی‌توان آن را به خواست قومی یا ترجیح محلی محدود کرد. این پژوهشگر استدلال کرد: شرط‌گذاشتن برای خدا، با این مضمون که پیام‌آور باید حتما از میان قوم یا گروه خود ما باشد، با منطق پذیرش وحی سازگار نیست. از نظر وی، اهمیت تجربه پیشین ایرانیان در این است که می‌توانسته آنان را برای فهم این نسبت آماده کند.

از نبوت تا وصایت؛ زمینه فهم تشیع

سمیعی در پایان، با پیوندزدن همین استدلال به موضوع امامت، توضیح داد: اگر اصل پذیرفته‌شده این باشد که پیامبر را خداوند تعیین می‌کند، شنیدن اینکه پیامبر نیز برای پس از خود وصی تعیین کرده است، می‌تواند در امتداد همان منطق فهمیده شود. وی تاکید کرد: در این صورت، مساله بر سر آن نیست که ایرانیان آموزه‌ای تازه ساخته و به اسلام افزوده باشند، بلکه بر سر سازگاری منطق وصایت با زمینه‌ای است که پیش‌تر برای آنان قابل فهم بوده است.

این پژوهشگر با اشاره به زندگی امامان(ع) در مدینه، مکه و عراق، یادآور شد: شکل‌گیری دعوت شیعی را نمی‌توان به ایران منتقل کرد. او همچنین حضور امام رضا(ع) در ایران را دوره‌ای محدود از میزبانی یک امام توصیف کرد، نه مبنایی برای ایرانی‌دانستن منشا امامت. سمیعی جمع‌بندی دیدگاه خود را بر همین تفکیک استوار کرد: ایرانیان تشیع را اختراع نکردند، اما در خوانش او، زمینه‌هایی در تجربه دینی و فکری آنان وجود داشت که می‌توانست فهم و پذیرش آن را ممکن کند؛ زمینه‌هایی که نسبت انسان با خدا را بر دریافت راهنمایی از جانب او استوار می‌کرد، نه تعیین راهنما بر اساس خواست انسان.

انتهای پیام/

 
R7275/P1682
قیمت ارز و طلا
لیگ ایران و جهان
واژه های کاربردی مرتبط
  • حکمرانی دینی
  • ایران قوی
  • آثار باستانی | آثار تاریخی
  • شیعیان
tasnim
tasnim
tasnim
مادیران
شهر خبر
نیکا موتور
غار علیصدر
ازکی
طبیعت
میهن
triboon
  • درباره ما
  • ارتباط با ما
  • پربیننده‌ترین اخبار
  • پیوندها
  • بازار
  • قیمت ارز و طلا
  • لیگ ایران و جهان
  • آرشیو اخبار ؛ جدیدترین اخبار لحظه به لحظه امروز
ما را دنبال کنید:
  • RSS
  • تلگرام
  • اینستاگرام
  • توییتر
  • آپارات
  • سروش
  • آی‌گپ
  • گپ
  • بله
  • روبیکا
  • ایتا

All Content by Tasnim News Agency is licensed under a Creative Commons Attribution 4.0 International License.