به گزارش خبرگزاری تسنیم از بندرانزلی، انزلی فقط یک شهر فوتبالی نیست؛ ملوان برای مردم این شهر بخشی از خاطرات، هویت و غرورشان است. تیمی که سالها با جنگندگی، جسارت و روحیه تسلیمناپذیرش شناخته شده و هوادارانش حتی در سختترین روزها هم پشت آن ایستادهاند. برای همین است که شکست ملوان در خانه روز گذشته مقابل چادرملو، آن هم در شرایطی که میتوانست به شکل دیگری رقم بخورد، اینچنین به دل هواداران سنگینی میکند.
مازیار زارع برای انزلی یک نام معمولی نیست. او از جنس همین شهر است؛ کسی که سالها با پیراهن ملوان جنگیده، با این تیم خاطره ساخته و حالا روی نیمکت همان تیم نشسته است. اما تعلق خاطر به ملوان، قرار نیست تصمیمهای فنی را از نقد مصون کند. اتفاقاً وقتی پای نامی مثل مازیار زارع در میان است، انتظار از او بیشتر میشود؛ چون هوادار از کسی که ملوان را میشناسد، جسارت بیشتری میخواهد.
یکی از بزرگترین پرسشها درباره عملکرد ملوان، سبک بازی این تیم در خانه است. چرا ملوان باید در ورزشگاه سیروس قایقران و مقابل چشم هواداران خودش تا این اندازه محتاط و دفاعی ظاهر شود؟ چرا تیمی با این پشتوانه و این همه انگیزه، بهجای تحمیل بازی به حریف، باید تا این اندازه درگیر عقبنشینی و حفظ نتیجه باشد؟
ملوان در خانه باید شخصیت تهاجمی داشته باشد. باید حریف را تحت فشار بگذارد، برای بردن بجنگد و از امتیاز میزبانی استفاده کند. هوادار انزلی برای دیدن تیمی که فقط چشم به حفظ نتیجه دوخته، به ورزشگاه نمیآید؛ او میخواهد ملوان را با همان جسارت و جنگندگی همیشگی ببیند.
اما بخش دردناکتر ماجرا به تصمیمهای فنی و تعویضها برمیگردد. در دقایق پایانی، زمانی که مسابقه به لحظات سرنوشتساز خود نزدیک میشد، انتظار میرفت کادر فنی برای کنترل جریان بازی و حفظ تعادل تیم، تصمیمهای قاطعتری بگیرد.
نام علیرضا خوشکفا در این میان به یکی از پرسشهای جدی هواداران تبدیل شده است. چرا در فاصله دقیقه 75 تا 80 از او استفاده نشد؟ آیا حضور بهموقع این بازیکن نمیتوانست به حفظ ساختار تیم و کنترل بهتر شرایط مسابقه کمک کند؟ شاید هیچکس نتواند با قطعیت بگوید با یک تعویض، نتیجه حتماً تغییر میکرد؛ اما نمیتوان از کنار این سؤال هم بهسادگی گذشت که چرا چنین فرصتی در لحظات حساس مورد استفاده قرار نگرفت.
ملوان زیر باران انزلی کامبک خورد و آنچه برای هواداران باقی ماند، فقط حسرت یک نتیجه از دسترفته نبود؛ حسرت تصمیمهایی بود که شاید میتوانستند مسیر مسابقه را تغییر دهند. در فوتبال، گاهی تفاوت میان یک برد ارزشمند و یک شکست تلخ، در همان چند دقیقه و یک تصمیم درست یا اشتباه رقم میخورد.
حالا مازیار زارع استعفا داده است؛ خبری که برای بسیاری از هواداران ملوان، تلختر از خود شکست بود. کسی که سالها با نام ملوان زندگی کرده، حالا در شرایطی به پایان همکاری رسیده که میتوانست با تصمیمهایی متفاوت، پایان دیگری برای این مقطع رقم بخورد.
اما باید یک حقیقت را هم پذیرفت؛ دوست داشتن مازیار زارع نباید باعث شود از اشتباه ها چشمپوشی کنیم. همانطور که انتقاد از تصمیمهای او به معنای نادیده گرفتن زحمات و علاقهاش به ملوان نیست. او برای این تیم کم زحمت نکشیده، اما فوتبال فقط با خاطرات گذشته اداره نمیشود. نیمکت ملوان مسئولیت میخواهد، جسارت میخواهد و در لحظات حساس، تصمیمهای درست میطلبد.
از مازیار گلایه وجود دارد؛ از فوتبال بیش از اندازه دفاعی در خانه، از تعویضهایی که میتوانستند زودتر انجام شوند و از فرصتهایی که شاید دیگر تکرار نشوند. اما همزمان از جدایی احتمالی کسی ناراحتیم که نامش با ملوان گره خورده است.
چه تلخ است که دوستداشتنیترین چهرههای یک تیم، گاهی در پایان راه با چنین حسرتی از آن جدا میشوند. مازیار زارع برای ملوان فقط یک سرمربی نبود و نیست؛ بخشی از خاطرات این باشگاه است. اما این بار، خاطرهها نتوانستند جای تصمیمهای درست را بگیرند. ملوان به مازیار نیاز داشت؛ اما ملوان بیش از هر چیز به تصمیمهای درست نیاز داشت.
انتهای پیام/