به گزارش خبرگزاری تسنیم از کرج، نشست تخصصی سواد رسانهای، هوش مصنوعی و واقعیت به مناسبت هفته رسانه و با حضور اساتید و اصحاب رسانه در البرز برگزار شد، رویدادی که در آن ابعاد پنهان و چالشهای ژرف تسلط فناوری بر افکار عمومی واکاوی شد.
در روزگاری که مرزهای میان واقعیت عینی و بازنماییهای دیجیتال روزبهروز کمرنگتر میشود، فناوریهای نوین هوش مصنوعی بیش از آن که ابزاری خنثی باشند، به میدانداران اصلی شکلدهی به ادراک جمعی تبدیل شدهاند.
امروز سرعت تحولات در حوزههای پردازش تصویر، صدا و تحلیل داده به نقطهای رسیده که دیگر چشم غیرمسلح و نگاههای سنتی قادر به تفکیک حقیقت از بازتولیدهای ساختگی نیستند. این دگرگونی بنیادین، ساختار سنتی ارتباطات و روزنامهنگاری را به چالش کشیده و امنیت روانی جوامع را در معرض آزمونی سخت قرار داده است.
در این میان ظهور پدیدههایی نظیر اتاقهای پژواک، الگوریتمهای جهتدهنده و محتواهای گمراهکننده، ضرورت ارتقای زیرساختهای فکری جامعه را بیش از پیش نمایان ساخته است. دیگر نمیتوان با ابزارهای سنتگرای رسانهای به صید حقیقت نشست.
بلکه نیازمند بازتعریف هوشمندانه پارادایمهای سواد رسانهای، پایبندی به اصول اخلاق حرفهای و تقویت تفکر انتقادی در میان نسلهای جدید هستیم. بررسی دقیق این چالشها در نشستهای تخصصی، نه یک انتخاب، بلکه فرآیندی حیاتی برای صیانت از اعتماد عمومی و حکمرانی مسئولانه در عصر اطلاعات به شمار میرود.
وقتی جعل شبیه واقعیت میشود
علیرضا حشمدار، عضو هیئتعلمی دانشگاه، پژوهشگر حوزه هوش مصنوعی و رسانه و عضو انجمن ملی نخبگان ایران در حاشیه نشست علمی و تخصصی سواد رسانهای، هوش مصنوعی و واقعیت در گفتوگو با خبرنگار تسنیم از کرج به تشریح ابعاد گوناگون تأثیر این فناوری بر سپهر رسانهای و افکار عمومی پرداخت.
وی درباره تأثیر هوش مصنوعی بر مفهوم واقعیت گفت: هوش مصنوعی حقیقت را از بین نبرده، بلکه تشخیص آن را دشوارتر کرده است. امروزه تصاویر و ویدئوهای کاملاً باورپذیری تولید میشوند که هیچ واقعیت خارجی ندارند، بنابراین باید از اعتماد به ظاهر محتوا فاصله بگیریم و اعتبار اطلاعات را بر اساس شواهد، منابع معتبر و راستیآزمایی ارزیابی کنیم.
این پژوهشگر حوزه هوش مصنوعی و رسانه مطرح کرد: بر اساس فهرست موضوعی این نشست، مباحثی نظیر تحول مفهوم واقعیت در عصر هوش مصنوعی از ثبت رویداد تا تولید واقعیت مصنوعی و بررسی خطاهای ادراکی و سوگیریهای شناختی، از محورهای کلیدی است که ضرورت عبور از نگاههای سادهانگارانه به تصاویر رسانهای را یادآور میشود.
وی عنوان کرد: الگوریتمها با انتخاب، برجستهسازی و شخصیسازی اخبار میتوانند برداشت مخاطبان را تحت تأثیر قرار دهند. گاهی بدون جعل یک رویداد، صرفاً با تغییر تیتر یا برجستهکردن بخشی از واقعیت، نگرش جامعه تغییر میکند. پدیدههایی مانند اتاق پژواک و سوگیری تأییدی نیز این تأثیر را تشدید میکنند. البته نقش انتخاب و تفکر مستقل مخاطب همچنان تعیینکننده است.
حشمدار با اشاره به مفاهیمی همچون حباب فیلتر، اتاق پژواک و هدایت افکار عمومی و الگوریتمها و اقتصاد توجه تأکید کرد که معماری پلتفرمهای دیجیتال بهگونهای طراحی شده که تمرکز مخاطب را به سمت جهات ازپیشتعیینشده سوق دهد.
وی درباره راههای شناسایی اخبار جعلی و دیپفیکها بیان کرد: تشخیص محتوای جعلی صرفاً از ظاهر تصویر امکانپذیر نیست. باید منبع اولیه، زمان و مکان انتشار، شواهد مستقل و اصالت تصاویر و ویدئوها بررسی شود. ابزارهای تشخیص هوش مصنوعی نیز بهتنهایی قابلاتکا نیستند.
هوش مصنوعی نه تهدید مطلق است، نه تضمین آگاهی
این پژوهشگر حوزه هوش مصنوعی و رسانه مهمترین اصل حرفهای را چنین تبیین کرد: مهمترین اصل این است که پیش از انتشار، صحتسنجی کنیم، نه پس از ایجاد خسارت. همچنین هر محتوای تولیدشده با هوش مصنوعی الزاماً گمراهکننده نیست؛ مشکل زمانی ایجاد میشود که محتوای ساختگی بهعنوان واقعیت منتشر شود.
عضو انجمن ملی نخبگان ایران درباره چشمانداز فعالیت خبرنگاران در این بستر بیان کرد: هوش مصنوعی میتواند در تحلیل دادهها، ترجمه، تنظیم گزارشها و پردازش اطلاعات به خبرنگاران کمک کند اما خطر تولید اخبار نادرست، منابع غیرواقعی و سوگیری رسانهای نیز وجود دارد.
وی با اشاره به جایگاه اخلاق حرفهای عنوان کرد: خبرنگاری حرفهای باید بر استقلال، انصاف، مستندات معتبر و مسئولیت اجتماعی استوار باشد. نقد مستند و منصفانه، حتی اگر شدید باشد، با تخریب هدفمند تفاوت اساسی دارد. هوش مصنوعی باید ابزار تقویت خبرنگار باشد، نه جایگزین قضاوت و وجدان حرفهای او.
حشمدار برای صیانت از سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی در عصر هوش مصنوعی، پنج اقدام بنیادین را ضروری خواند: آموزش سواد رسانهای و هوش مصنوعی، توسعه سازوکارهای راستیآزمایی، تقویت اخلاق حرفهای رسانهها، حکمرانی مسئولانه فضای دیجیتال و گسترش پژوهشهای دانشگاهی.
این پژوهشگر حوزه هوش مصنوعی و رسانه در تشریح لزوم آموزش تفکر انتقادی خاطرنشان کرد: آموزش تفکر انتقادی بهویژه برای نسل جوان و گروههای آسیبپذیر، اهمیت دارد. اعتماد عمومی نیز با شفافیت، پاسخگویی و دسترسی به اطلاعات معتبر تقویت میشود، نه با محدودکردن پرسشگری.
وی با تأکید بر مسئولیت فردی و جمعی در مواجهه با اطلاعات گفت: هوش مصنوعی نه ذاتاً تهدیدی برای حقیقت است و نه تضمینکننده آگاهی. آینده جامعه به مسئولیتپذیری رسانهها و قدرت تفکر مستقل شهروندان وابسته است. باید بیاموزیم پیش از باور کردن، پرسش کنیم؛ پیش از قضاوت، شواهد را بسنجیم و پیش از انتشار، مسئولانه تصمیم بگیریم. در عصر هوش مصنوعی، هر آنچه میبینیم واقعیت نیست؛ آگاهانه ببینیم، نقادانه بیندیشیم و مسئولانه منتشر کنیم.
چگونه در عصر هوش مصنوعی فریب نخوریم؟
در مجموع، گسترش هوش مصنوعی نشان میدهد که مواجهه با اخبار و محتوای رسانهای دیگر نمیتواند تنها بر مشاهده تصاویر، شنیدن صداها یا اعتماد به ظاهر اطلاعات استوار باشد. فناوری امکان تولید محتوایی را فراهم کرده است که از نظر بصری و شنیداری واقعی به نظر میرسد، اما ممکن است هیچ پشتوانه واقعی نداشته باشد.
در چنین شرایطی، تشخیص حقیقت به مهارتی ضروری برای شهروندان و مسئولیتی جدی برای فعالان رسانهای تبدیل شده است. با این حال، چالش امروز فقط به تصاویر و ویدئوهای جعلی محدود نمیشود. گاهی یک خبر بر پایه اطلاعات درست منتشر میشود، اما انتخاب تیتر، حذف بخشی از ماجرا یا برجستهکردن یک جنبه خاص، برداشتی متفاوت از واقعیت ایجاد میکند.
از همین رو، سواد رسانهای باید فراتر از شناسایی اخبار جعلی باشد و توانایی تحلیل پیام، شناخت سوگیریها و بررسی شیوه بازنمایی رویدادها را نیز در بر بگیرد. در این میان، رسانهها نقشی تعیینکننده دارند. سرعت انتشار نباید جای دقت را بگیرد و رقابت برای جذب مخاطب نباید اعتبار خبر را قربانی کند.
بررسی منابع، ارائه شواهد، اصلاح اشتباهات و تفکیک اطلاعات تأییدشده از ادعاهای اثباتنشده، از جمله اقداماتی است که میتواند به حفظ اعتماد عمومی کمک کند. استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی نیز زمانی ارزشمند خواهد بود که با نظارت انسانی، رعایت اصول اخلاقی و مسئولیتپذیری حرفهای همراه باشد.
از سوی دیگر، آموزش سواد رسانهای نباید به خبرنگاران و متخصصان محدود بماند. خانوادهها، مدارس، دانشگاهها و نهادهای فرهنگی میتوانند در تقویت توانایی پرسشگری و ارزیابی اطلاعات نقش داشته باشند. جامعهای که پیش از بازنشر یک محتوا درباره منبع و اعتبار آن سؤال میکند، کمتر در معرض شایعه، فریب و قضاوتهای شتابزده قرار میگیرد.
در نهایت، مقابله با جعل در عصر هوش مصنوعی با حذف فناوری یا بیاعتمادی به همه محتواها محقق نمیشود، بلکه به آموزش، شفافیت، راستیآزمایی و تقویت تفکر مستقل نیاز دارد. حقیقت زمانی از آسیب مصون میماند که هم تولیدکنندگان محتوا مسئولانه عمل کنند و هم مخاطبان، پذیرش هر ادعا را به بررسی شواهد وابسته بدانند.
انتهای پیام/