به گزارش خبرگزاری تسنیم از ورامین، اعتیاد در نوجوانی فقط یک آسیب فردی یا مسئلهای محدود به مصرف مواد نیست؛ پدیدهای چندوجهی است که میتواند آینده تحصیلی، سلامت روان، روابط خانوادگی و مسیر رشد اجتماعی یک نسل را تحت تأثیر قرار دهد.
در دورهای که نوجوان در جستوجوی هویت، استقلال و پذیرش از سوی همسالان است، بیتوجهی به نیازهای عاطفی و روانی او ممکن است زمینهساز انتخابهای پرخطر شود. مواجهه مؤثر با این مسئله، پیش از هر چیز به شناخت واقعبینانه خطر و کنار گذاشتن نگاههای سادهانگارانه نیاز دارد.
نوجوانی مرحلهای حساس از رشد انسان است؛ دورهای که هیجانها گاه بر تصمیمگیری غلبه میکنند، میل به تجربههای تازه افزایش مییابد و تأیید دوستان میتواند نقش پررنگی در رفتار فرد داشته باشد. در چنین شرایطی، کنجکاوی، فشار گروه همسالان، تمایل به پذیرفتهشدن، تجربه ناکامی یا تلاش برای فرار از اضطراب ممکن است نوجوان را در معرض مصرف مواد قرار دهد. البته هیچیک از این عوامل بهتنهایی به معنای گرفتارشدن در اعتیاد نیست، اما نادیدهگرفتن آنها میتواند فرصت پیشگیری و مداخله بهموقع را از خانواده و جامعه بگیرد.
تأثیر اعتیاد بر نوجوانان به یک پیامد محدود نمیشود و میتواند ابعاد مختلف زندگی آنان را درگیر کند. اختلال در تمرکز و حافظه، افت توان یادگیری، کاهش انگیزه و دشواری در تصمیمگیری از جمله پیامدهایی است که ممکن است روند تحصیل را مختل کند. مصرف مواد در این سن همچنین میتواند قضاوت درباره موقعیتهای خطرناک را تضعیف کند و احتمال رفتارهای آسیبزا، درگیری، حوادث و تصمیمهای عجولانه را افزایش دهد. شدت و نوع این پیامدها به ماده مصرفی، میزان و مدت مصرف و شرایط جسمی و روانی نوجوان بستگی دارد.
سلامت روان نوجوان نیز از این آسیب در امان نیست. مصرف مواد ممکن است با اضطراب، افسردگی، تحریکپذیری و اختلال خواب همراه شود یا مشکلات روانی موجود را تشدید کند. گاهی نوجوان برای کاهش موقت فشار روانی به مصرف روی میآورد، اما همین راهکار کوتاهمدت میتواند در ادامه مشکلات بیشتری ایجاد کند و او را در چرخهای از ناراحتی، مصرف و احساس ناتوانی گرفتار سازد. به همین دلیل، رسیدگی به ریشههای روانی و عاطفی مسئله باید در کنار درمان مصرف مورد توجه قرار گیرد.
پیامدهای اعتیاد به فرد محدود نمیماند و روابط خانوادگی و اجتماعی او را نیز تحت تأثیر قرار میدهد. پنهانکاری، کاهش اعتماد، اختلاف با والدین، فاصلهگرفتن از دوستان سالم و کنارگذاشتن فعالیتهای مورد علاقه میتواند بهتدریج فضای زندگی نوجوان را محدود کند.
در مواردی، مشکلات مالی، خطرهای جسمی و افت عملکرد تحصیلی نیز به این مجموعه افزوده میشود. هرچه مداخله دیرتر انجام شود، بازگرداندن نوجوان به روال عادی زندگی ممکن است دشوارتر شود؛ با این حال، حمایت مناسب و دریافت کمک تخصصی میتواند مسیر بهبود را هموار کند.
یکی از پرسشهای مهم والدین این است که چگونه متوجه شوند فرزندشان در معرض مصرف مواد قرار گرفته یا مصرف را آغاز کرده است. پاسخ این پرسش در مشاهده دقیق تغییرات رفتاری و جسمی، بدون نتیجهگیری شتابزده، نهفته است.
افت ناگهانی نمرات، غیبتهای مکرر، بیعلاقگی به درس و فعالیتهای قبلی، تغییر محسوس در برنامه خواب، پنهانکاری غیرمعمول، انزوای اجتماعی یا تغییر ناگهانی در جمع دوستان میتواند زنگ هشدار باشد. با این حال، هیچکدام از این نشانهها بهتنهایی اعتیاد را اثبات نمیکند و ممکن است علل دیگری مانند فشار تحصیلی، مشکلات خانوادگی یا اختلالات روانی داشته باشد.
برخی تغییرات جسمی نیز میتواند توجه خانواده را جلب کند؛ از جمله قرمزی غیرمعمول چشمها، تغییرات پایدار در اشتها یا وزن، اختلال خواب، کاهش رسیدگی به بهداشت فردی، خستگی مداوم یا تغییرات آشکار در انرژی و سطح هوشیاری. وجود وسایل ناشناخته، بوی غیرمعمول یا پول و اشیای گمشده نیز ممکن است نگرانی ایجاد کند، اما این موارد هم باید در کنار سایر شواهد و شرایط بررسی شوند. خانوادهها نباید بر پایه یک نشانه یا حدس شخصی، نوجوان را متهم کنند؛ هدف از مشاهده این تغییرات، آغاز گفتوگویی امن و پیدا کردن راه کمک است، نه صدور حکم و مجازات.
نحوه برخورد والدین در نخستین مواجهه با نگرانی یا شواهد مصرف، اهمیت زیادی دارد. فریادزدن، تهدید، تحقیر، مقایسه با دیگران و مطرحکردن موضوع در برابر بستگان یا دوستان میتواند نوجوان را به پنهانکاری بیشتر سوق دهد.
بهتر است والدین زمانی آرام و خصوصی را برای صحبت انتخاب کنند، نگرانی خود را با اشاره به تغییرات مشخص بیان کنند و به نوجوان فرصت دهند بدون ترس از واکنش فوری، حرف بزند. شنیدن فعال، حفظ احترام و پرهیز از برچسبهایی مانند «معتاد» یا «بیآینده» به معنای تأیید مصرف نیست؛ بلکه راهی برای حفظ ارتباط و فراهمکردن امکان مداخله مؤثر است.
اگر خانواده با شواهد جدی مصرف روبهرو شد، نخستین اقدام باید ارزیابی وضعیت نوجوان و کمکگرفتن از متخصص باشد. گفتوگو با روانشناس یا روانپزشک آشنا با مسائل نوجوانان و مراجعه به پزشک یا مرکز معتبر درمان اعتیاد میتواند به روشنشدن نوع مشکل و انتخاب مسیر مناسب کمک کند.
بهتر است والدین بهجای تکیه بر شایعات، توصیههای غیرعلمی یا روشهای تنبیهی، از ارزیابی حرفهای استفاده کنند. در صورت احتمال مصرف مواد، درمان باید متناسب با وضعیت جسمی و روانی نوجوان و با مشارکت خانواده و متخصصان طراحی شود؛ زیرا یک نسخه واحد برای همه افراد وجود ندارد.
در برخی موقعیتها، اقدام فوری ضروری است. اگر نوجوان پس از مصرف دچار کاهش شدید سطح هوشیاری، تنفس کند یا دشوار، تشنج، درد قفسه سینه، گیجی شدید یا بیهوشی شود، خانواده باید فوراً با اورژانس تماس بگیرد و او را تنها نگذارد. در چنین شرایطی، نباید منتظر بهبود خودبهخودی ماند یا از درمانهای خانگی استفاده کرد. همچنین اگر نوجوان از آسیبزدن به خود یا دیگران صحبت میکند یا رفتار خطرناک و کنترلناپذیری دارد، باید ارزیابی فوری تخصصی انجام شود. حفظ جان و ایمنی نوجوان در این مرحله بر هر موضوع دیگری اولویت دارد.
خانواده پس از شناسایی مشکل باید در کنار پیگیری درمان، محیط خانه را نیز بازنگری کند. گفتوگوی منظم، تعیین حدومرزهای روشن و متناسب با سن، آگاهی از برنامه روزانه نوجوان و شناخت دوستان و محیطهای رفتوآمد او میتواند بخشی از برنامه حمایتی باشد. این نظارت باید با احترام به حریم شخصی و متناسب با میزان خطر انجام شود، نه از مسیر کنترل افراطی و بازرسیهای تحقیرآمیز. والدین همچنین لازم است درباره دسترسی به پول، داروها و مواد خطرناک در خانه حساس باشند و اختلافات خانوادگی را تا حد امکان از مسیر گفتوگوی سالم و کمک تخصصی مدیریت کنند.
مدرسه نیز در پیشگیری و شناسایی زودهنگام نقشی اساسی دارد. معلمان و مشاوران به دلیل ارتباط روزانه با دانشآموزان، ممکن است تغییرات تحصیلی، رفتاری و اجتماعی آنان را زودتر مشاهده کنند؛ اما وظیفه آنان متهمکردن یا تنبیه شتابزده نیست. ایجاد فضای امن برای مراجعه به مشاور، حفظ محرمانگی اطلاعات، گفتوگوی حمایتی با دانشآموز و ارتباط مسئولانه با خانواده، در چارچوب ضوابط و با رعایت منافع نوجوان، میتواند زمینه دریافت کمک را فراهم کند. مدرسهای که مشکلات دانشآموز را صرفاً با اخراج، سرزنش یا برخورد انضباطی پاسخ میدهد، ممکن است او را از دسترسی به حمایتهای ضروری دور کند.
آموزش مهارتهای زندگی باید از برنامههای مقطعی و سخنرانیهای یکطرفه فراتر برود. نوجوانان لازم است مهارت نهگفتن به پیشنهادهای پرخطر، مدیریت خشم و اضطراب، حل مسئله، تصمیمگیری، مقابله با فشار همسالان و درخواست کمک را در موقعیتهای واقعی تمرین کنند. فعالیتهای ورزشی، هنری، فرهنگی و گروهی سالم نیز میتواند به تقویت احساس تعلق، اعتمادبهنفس و تجربه موفقیت کمک کند. این برنامهها زمانی اثربخشتر خواهند بود که متناسب با نیازهای واقعی نوجوانان طراحی شوند و دانشآموزان در شکلگیری آنها سهم داشته باشند، نه اینکه تنها مخاطب پیامهای هشداردهنده باشند.
مبارزه مؤثر با اعتیاد نوجوانان به همکاری خانواده، مدرسه، مراکز درمانی، نهادهای اجتماعی و رسانهها نیاز دارد. خانواده باید امکان گفتوگو و درخواست کمک را فراهم کند؛ مدرسه باید مسیر دسترسی به مشاور و خدمات حمایتی را بشناسد؛ مراکز تخصصی باید خدمات متناسب با سن نوجوان ارائه دهند و نهادهای مسئول نیز باید دسترسی عادلانه به خدمات پیشگیری و درمان را تقویت کنند.
رسانهها نیز میتوانند با آموزش دقیق، معرفی مسیرهای کمک و پرهیز از نمایش هیجانزده یا انگزننده مصرف مواد، در افزایش آگاهی عمومی نقشآفرین باشند. اطلاعرسانی مؤثر باید هم خطرها را توضیح دهد و هم راه عملی پیشگیری، شناسایی و درمان را در اختیار خانوادهها بگذارد.
در نهایت، مواجهه با اعتیاد در نوجوانان نه با انکار مسئله ممکن است و نه با ترسافکنی، سرزنش و طردکردن آنان. خانوادهها باید تغییرات مهم را جدی بگیرند، اما از قضاوت بر اساس نشانههای منفرد بپرهیزند؛ در صورت نگرانی، گفتوگو را با آرامش آغاز کنند و برای ارزیابی و درمان از متخصصان کمک بگیرند.
نوجوانی که با مشکل مصرف مواد روبهرو شده، بیش از هر چیز به مداخله بهموقع، مرزهای روشن، حمایت مسئولانه و فرصت بازگشت به زندگی سالم نیاز دارد.پیشگیری زمانی به نتیجه میرسد که نوجوان بداند در صورت اشتباه یا گرفتارشدن در یک آسیب، هنوز راهی برای کمکگرفتن وجود دارد و خانواده و جامعه بهجای کنارگذاشتن او، برای نجات آیندهاش اقدام خواهند کرد.
یادداشت از: زهره تاجی، کارشناس ارشد روانشناسی تربیتی و فرهنگی
انتهای پیام/