1. صفحه اصلی
    • پربیننده‌ترین اخبار
    • مهمترین اخبار
    • آرشیو اخبار
  2. سیاسی
    • سیاست ایران
    • نظامی | دفاعی | امنیتی
    • گزارش و تحلیل سیاسی
    • مجلس و دولت
  3. امام و رهبری
  4. ورزشی
    • فوتبال ایران
    • فوتبال جهان
    • والیبال | بسکتبال | هندبال
    • کشتی و وزنه‌برداری
    • ورزش های رزمی
    • ورزش زنان
    • ورزش جهان
    • رشته های ورزشی
  5. بین الملل
    • دیپلماسی ایران
    • تولیدات دفاتر خارجی
    • آسیای غربی
    • افغانستان
    • آمریکا
    • اروپا
    • آسیا-اقیانوسیه
    • پاکستان و هند
    • ترکیه و اوراسیا
    • آفریقا
    • بیداری اسلامی
  6. فضا و نجوم
  7. اقتصادی
    • اقتصاد ایران
    • پول | ارز | بانک
    • خودرو
    • صنعت و تجارت
    • نفت و انرژی
    • فناوری اطلاعات | اینترنت | موبایل
    • کار آفرینی و اشتغال
    • راه و مسکن
    • هواشناسی
    • بازار سهام | بورس
    • کشاورزی
    • اقتصاد جهان
  8. اجتماعی
    • پزشکی
    • رسانه
    • طب سنتی
    • خانواده و جوانان
    • تهران
    • فرهنگیان و مدارس
    • پلیس
    • حقوقی و قضایی
    • علم و تکنولوژی
    • محیط زیست
    • سفر
    • حوادث
    • آسیب های اجتماعی
    • بازنشستگان
  9. فرهنگی
    • ادبیات و نشر
    • رادیو و تلویزیون
    • دین ، قرآن
    • سینما و تئاتر
    • فرهنگ حماسه و مقاومت
    • اندیشه
    • موسیقی و تجسمی
  10. حوزه و روحانیت
  11. استانها
    • آذربایجان‌ شرقی
    • آذربایجان غربی
    • اردبیل
    • اصفهان
    • البرز
    • ایلام
    • بوشهر
    • استان تهران
    • چهارمحال و بختیاری
    • خراسان جنوبی
    • خراسان رضوی
    • خراسان شمالی
    • خوزستان
    • زنجان
    • سمنان
    • سیستان و بلوچستان
    • فارس
    • قزوین
    • قم
    • کاشان
    • کردستان
    • کرمان
    • کرمانشاه
    • کهگیلویه و بویراحمد
    • گلستان
    • گیلان
    • لرستان
    • مازندران
    • مرکزی
    • هرمزگان
    • همدان
    • یزد
    • جزایر خلیج فارس
  12. رسانه ها
    • چند رسانه ای
    • خواندنی
  13. بازار
    • قیمت خودرو
    • قیمت طلا، سکه و ارز
    • سازمان‌ها و شرکت‌ها
  14. عکس
  15. فیلم
  16. گرافیک و کاریکاتور
    • english
    • عربی
    • Türkçe
    • עברית
    • Pусский
  • RSS
  • تلگرام
  • اینستاگرام
  • توییتر
  •  
    آپارات
  •  
    سروش
  •  
    آی‌گپ
  •  
    گپ
  •  
    بله
  •  
    روبیکا
  •  
    ایتا
  • قیمت ارز و طلا
    لیگ ایران و جهان
  • صفحه اصلی
    • پربیننده‌ترین اخبار
    • مهمترین اخبار
    • آرشیو اخبار
  • سیاسی
    • سیاست ایران
    • نظامی | دفاعی | امنیتی
    • گزارش و تحلیل سیاسی
    • مجلس و دولت
  • امام و رهبری
  • ورزشی
    • فوتبال ایران
    • فوتبال جهان
    • والیبال | بسکتبال | هندبال
    • کشتی و وزنه‌برداری
    • ورزش های رزمی
    • ورزش زنان
    • ورزش جهان
    • رشته های ورزشی
  • بین الملل
    • دیپلماسی ایران
    • تولیدات دفاتر خارجی
    • آسیای غربی
    • افغانستان
    • آمریکا
    • اروپا
    • آسیا-اقیانوسیه
    • پاکستان و هند
    • ترکیه و اوراسیا
    • آفریقا
    • بیداری اسلامی
  • فضا و نجوم
  • اقتصادی
    • اقتصاد ایران
    • پول | ارز | بانک
    • خودرو
    • صنعت و تجارت
    • نفت و انرژی
    • فناوری اطلاعات | اینترنت | موبایل
    • کار آفرینی و اشتغال
    • راه و مسکن
    • هواشناسی
    • بازار سهام | بورس
    • کشاورزی
    • اقتصاد جهان
  • اجتماعی
    • پزشکی
    • رسانه
    • طب سنتی
    • خانواده و جوانان
    • تهران
    • فرهنگیان و مدارس
    • پلیس
    • حقوقی و قضایی
    • علم و تکنولوژی
    • محیط زیست
    • سفر
    • حوادث
    • آسیب های اجتماعی
    • بازنشستگان
  • فرهنگی
    • ادبیات و نشر
    • رادیو و تلویزیون
    • دین ، قرآن
    • سینما و تئاتر
    • فرهنگ حماسه و مقاومت
    • اندیشه
    • موسیقی و تجسمی
  • حوزه و روحانیت
  • استانها
    • آذربایجان‌ شرقی
    • آذربایجان غربی
    • اردبیل
    • اصفهان
    • البرز
    • ایلام
    • بوشهر
    • استان تهران
    • چهارمحال و بختیاری
    • خراسان جنوبی
    • خراسان رضوی
    • خراسان شمالی
    • خوزستان
    • زنجان
    • سمنان
    • سیستان و بلوچستان
    • فارس
    • قزوین
    • قم
    • کاشان
    • کردستان
    • کرمان
    • کرمانشاه
    • کهگیلویه و بویراحمد
    • گلستان
    • گیلان
    • لرستان
    • مازندران
    • مرکزی
    • هرمزگان
    • همدان
    • یزد
    • جزایر خلیج فارس
  • رسانه ها
    • چند رسانه ای
    • خواندنی
  • بازار
    • قیمت خودرو
    • قیمت طلا، سکه و ارز
    • سازمان‌ها و شرکت‌ها
  • عکس
  • فیلم
  • گرافیک و کاریکاتور

روایت جنگ| ماجرای ماموریت رزمنده کُرد اهل سنت در جنگ تحمیلی سوم

  • 03 آبان 1405 - 08:42
  • اخبار استانها
  • اخبار کرمانشاه
روایت جنگ| ماجرای ماموریت رزمنده کُرد اهل سنت در جنگ تحمیلی سوم

شهید عبدالکریم محمدی، پس از سال‌ها خدمت، در 11 اسفند 1404 حین خدمت در گردان امام حسن(ع)، به شهادت رسید

استانها

خبرگزاری تسنیم ـ صفورا بیاتی| گاهی آدم‌ها را نه با مسئولیتی که بر عهده داشته‌اند، نه با سال‌هایی که زندگی کرده‌اند و نه حتی با لحظه رفتنشان، بلکه با احساسی می‌توان شناخت که در دل دیگران باقی گذاشته‌اند؛ با آرامشی که حضورشان می‌آفرید، با لبخندی که در روزهای سخت بر لب می‌نشاندند و با مهربانی‌هایی که شاید در زمان بودنشان ساده و عادی به نظر می‌رسید، اما پس از رفتنشان معنای دیگری پیدا می‌کند.

روایت جنگ|پاسدار مهندسی که خدمت به زائران را با دفاع از ایران پیوند زد

شهید عبدالکریم محمدی از همین جنس آدم‌ها بود؛ مردی که به روایت همسرش، در روزهای دشوار مأموریت و درگیری، با شوخ‌طبعی و مهربانی، خستگی را از تن همراهانش بیرون می‌کرد و نمی‌گذاشت دلتنگی بر دلشان سنگینی کند. مردی که در خانه، همسر و پدر بود و در کنار همرزمانش، همان آرامش و دلگرمی را با خود می‌برد؛ انگار سهمی از مسئولیتش، علاوه بر انجام وظیفه، مراقبت از روحیه آدم‌هایی بود که در روزهای سخت کنارش قرار می‌گرفتند.

حالا از آن حضور، خاطره‌ای مانده است که در ذهن خانواده و همراهانش با ایمان، فروتنی و لبخند گره خورده؛ خاطره مردی که یکم مهر 1356 در روستای منصورآقایی، در محدوده شهر امروزی شاهو از توابع شهرستان روانسر استان کرمانشاه، چشم به جهان گشود و سال‌ها بعد، در جغرافیایی دیگر، در روستای دزلی از توابع شهرستان سروآباد استان کردستان، به شهادت رسید.

میان این دو نقطه، زندگی مردی جریان داشت که از کوهستان‌های غرب کشور برخاست، درس خواند، تشکیل خانواده داد، صاحب دو دختر شد و سال‌های زیادی از عمرش را در لباس خدمت گذراند؛ زندگی‌ای که سرانجام در یازدهم اسفند 1404، در جریان جنگ رمضان، به پایان رسید، اما خاطره اخلاق و مهربانی‌اش در خانه و میان همرزمانش باقی ماند.

از منصورآقایی تا شاهو؛ آغاز قصه یک مرد

عبدالکریم در خانواده‌ای از مردم کرد و اهل سنت اورامانات به دنیا آمد؛ در سرزمینی که کوهستان‌هایش بخشی از هویت مردم آن است و زندگی در آن، با ریشه‌های خانوادگی، پیوندهای اجتماعی و تعلق به زادبوم معنا پیدا می‌کند.

او فرزند ارشد خانواده بود؛ نخستین فرزندی که سال‌های ابتدایی زندگی‌اش را در زادگاهش گذراند و تحصیلات ابتدایی و راهنمایی را همان‌جا به پایان رساند. برای ادامه تحصیل، راهی پاوه شد و در دبیرستان تربیت این شهر، رشته ادبیات و علوم انسانی را دنبال کرد.

این سال‌ها، بخشی از مسیر شکل‌گیری شخصیت مردی بود که بعدها خانواده‌اش او را با ایمان، خوش‌اخلاقی و فروتنی به یاد آوردند؛ مردی که در روابطش با دیگران، احترام را فراموش نمی‌کرد و در روزهای دشوار، به جای افزودن بر نگرانی اطرافیان، تلاش می‌کرد از بار خستگی آنان کم کند.

پس از پایان دوران دبیرستان، نوبت خدمت سربازی رسید؛ مرحله‌ای دیگر از زندگی که پس از آن، مسیر خدمت حرفه‌ای او نیز شکل گرفت.

اما قصه عبدالکریم را نمی‌توان تنها با ایستگاه‌های زندگی‌اش روایت کرد. اهمیت این مسیر، فقط در جابه‌جایی از روستایی به شهری دیگر یا گذر از یک دوره زندگی به دوره بعد نیست؛ آنچه این زندگی را برای نزدیکانش ماندگار کرده، ویژگی‌هایی است که در طول سال‌ها همراه او باقی ماندند و در نقش‌های مختلف زندگی‌اش جلوه پیدا کردند.

او همان مردی بود که خانواده‌اش از مهربانی‌اش سخن می‌گفتند و همرزمانش، به روایت همسرش، از شوخ‌طبعی و روحیه امیدبخشش بهره می‌بردند؛ ویژگی‌هایی که در خانه و محیط خدمت، شکل‌های متفاوتی داشتند، اما ریشه‌شان یکی بود: توجه به حال دیگران.

ششم فروردین 1377؛ آغاز یک زندگی مشترک

برای روایت زندگی عبدالکریم، باید از جایی گفت که قصه او با قصه آمنه حسامی گره خورد؛ از روزی که زندگی مشترکشان آغاز شد و سال‌های بعد، خانه‌شان با حضور دو دخترشان، آزیتا و رزیتا، شکل دیگری پیدا کرد.

آمنه حسامی، همسر شهید، ششم فروردین 1377 را به عنوان روز ازدواجشان به یاد دارد؛ تاریخی که آغاز سال‌های مشترکی بود که در آن، عبدالکریم تنها مسئولیت‌های بیرون از خانه را بر عهده نداشت، بلکه برای خانواده نیز تکیه‌گاهی عاطفی بود.

سال‌ها بعد، وقتی همسرش از او سخن می‌گوید، نخستین چیزی که در توصیفش برجسته می‌شود، فقط عنوان همسر یا پدر نیست؛ بلکه احساسی است که حضور او در خانه به وجود می‌آورد.

حسامی می‌گوید عبدالکریم برای خانواده فقط همسر و پدر نبود؛ حضورش آرامش‌بخش بود و اخلاقش فضای خانه را گرم می‌کرد.

این جمله، شاید کوتاه باشد، اما در خود تصویری از یک زندگی را جای داده است؛ زندگی‌ای که در آن، ارزش آدم‌ها تنها به کارهایی که انجام می‌دهند محدود نمی‌شود، بلکه به کیفیت حضوری بستگی دارد که برای نزدیکانشان می‌سازند.

خانه برای بسیاری از آدم‌ها جایی است که پس از ساعت‌ها کار و درگیری با دشواری‌های بیرون، به آن بازمی‌گردند تا خستگی از تنشان بیرون برود. برای خانواده عبدالکریم نیز آنچه از او به یاد مانده، همین آرامش و گرمایی است که همسرش از آن سخن می‌گوید؛ آرامشی که در اخلاق، احترام و مهربانی او ریشه داشت.

او مردی متدین بود؛ اهل نماز و روزه، خوش‌اخلاق و فروتن. با اطرافیانش با احترام رفتار می‌کرد و مهربانی، از ویژگی‌هایی بود که همسرش در توصیف او بر آن تأکید دارد.

این ویژگی‌ها در کنار هم، تصویری از مردی می‌سازند که دینداری را در رفتار روزمره نیز معنا می‌کرد؛ در نحوه برخورد با دیگران، در مسئولیت‌پذیری و در مراقبتی که نسبت به حال اطرافیانش داشت.

عبدالکریم در این سال‌ها، همسر بود و پدر؛ اما خاطره‌ای که از او باقی مانده، به این دو عنوان محدود نمی‌شود. او برای خانواده‌اش کسی بود که حضورش احساس امنیت می‌آفرید و برای همراهانش، مردی که در روزهای دشوار می‌شد روی روحیه خوب و کلام دلگرم‌کننده‌اش حساب کرد.

مردی که خستگی را پشت لبخند پنهان نمی‌کرد

حدود پنج سال پس از ازدواج، عبدالکریم به استخدام سپاه پاسداران درآمد و سال‌های زیادی از عمرش را در این مجموعه به خدمت گذراند.

با ورود به مسیر خدمت، بخشی دیگر از شخصیت او در محیطی متفاوت آشکار شد؛ محیطی که مسئولیت‌پذیری، مهارت، آمادگی و همراهی با دیگران، در آن اهمیت داشت.

به گفته همسرش، عبدالکریم راننده‌ای ماهر و فردی خلاق بود. اگر وسیله‌ای دچار مشکل می‌شد، برای تعمیر آن تلاش می‌کرد و در مواجهه با دشواری‌ها، مهارت و توانایی‌اش را به کار می‌گرفت.

اما آنچه در خاطره همسرش از روزهای مأموریت برجسته‌تر از مهارت فنی اوست، روحیه‌ای است که با خود به میان همراهانش می‌برد.

مأموریت، به‌ویژه در شرایط دشوار و همراه با درگیری، تنها به انجام وظایف محدود نمی‌شود. خستگی، دوری از خانواده و فشار روزهای سخت، می‌تواند بر روحیه افراد اثر بگذارد. در چنین شرایطی، گاهی یک رفتار ساده، کلامی دلگرم‌کننده یا لبخندی به‌موقع، از چیزی که به نظر می‌رسد مهم‌تر می‌شود.

همسر عبدالکریم از همین ویژگی سخن می‌گوید؛ از مردی که در روزهای دشوار مأموریت، با شوخی و مهربانی، حال‌وهوای همراهانش را تغییر می‌داد و نمی‌گذاشت خستگی و دلتنگی بر آنان غلبه کند.

او مراقب اطرافیانش بود. اگر احساس می‌کرد کسی خسته است یا دلش برای خانواده تنگ شده، تلاش می‌کرد با لبخند و مهربانی به او دلگرمی بدهد.

این تصویر، عبدالکریم را از قاب یک زندگی‌نامه معمولی بیرون می‌آورد. در اینجا، با مردی روبه‌رو هستیم که بخشی از توانایی‌اش را نه فقط در انجام وظیفه، بلکه در دیدن حال دیگران نشان می‌داد؛ کسی که متوجه خستگی اطرافیانش می‌شد و برای سبک‌تر کردن آن، کاری از دستش برمی‌آمد انجام می‌داد.

شاید به همین دلیل است که همسرش، هنگام یادآوری او، بارها به خوش‌اخلاقی، شوخ‌طبعی و روحیه امیدبخشش بازمی‌گردد.

در روایت‌های مربوط به آدم‌ها، معمولاً لحظات بزرگ و تصمیم‌های سرنوشت‌ساز بیش از همه به چشم می‌آیند؛ اما شخصیت واقعی بسیاری از انسان‌ها در رفتارهای کوچک روزمره‌شان آشکار می‌شود. در مورد عبدالکریم نیز همین جزئیات است که خاطره‌اش را زنده نگه می‌دارد: احترام به اطرافیان، تلاش برای حل مشکل یک وسیله، توجه به خستگی یک همراه و تلاشی که برای حفظ روحیه دیگران می‌کرد.

او با همین رفتارها، تصویری از خود بر جای گذاشت که در ذهن خانواده و همرزمانش، با امید و مهربانی پیوند خورده است.

دو دختر و پدری که خانه را گرم می‌کرد

آزیتا و رزیتا، دو دختر عبدالکریم محمدی، بخشی از زندگی او هستند که در روایت همسرش جایگاهی ویژه دارند.

از روزهای زندگی این خانواده، جزئیات بیشتری در دست نیست؛ نمی‌توان از خاطراتی سخن گفت که نقل نشده‌اند یا صحنه‌هایی ساخت که شاهدی برای آن‌ها وجود ندارد. اما همان توصیف همسر شهید از حضور آرامش‌بخش عبدالکریم در خانه، برای درک جایگاه او در زندگی خانوادگی‌اش کافی است.

پدر بودن، تنها به تأمین نیازهای خانواده یا انجام مسئولیت‌های روزمره محدود نمی‌شود. در کنار این وظایف، خلق‌وخو، شیوه برخورد، آرامشی که در خانه جریان پیدا می‌کند و احترامی که میان اعضای خانواده شکل می‌گیرد نیز بخشی از میراث یک پدر است.

عبدالکریم، به روایت همسرش، مردی مهربان و خوش‌اخلاق بود؛ کسی که فضای خانه را با حضورش گرم می‌کرد و برای خانواده، فقط یک عنوان نبود.

اکنون از زندگی مشترکی که در ششم فروردین 1377 آغاز شد، خاطره مردی باقی مانده که خانواده‌اش او را با ایمان، فروتنی و مهربانی می‌شناسند؛ مردی که سال‌های زندگی‌اش میان خانه و خدمت گذشت و سرانجام، در یازدهم اسفند 1404، نامش در شمار شهدای جنگ رمضان قرار گرفت.

در چنین روایت‌هایی، جای خالی یک پدر را نمی‌توان با جمله‌ای توضیح داد یا با چند سطر به پایان رساند. آنچه می‌توان بازگو کرد، ویژگی‌هایی است که از او در ذهن نزدیکانش باقی مانده؛ ویژگی‌هایی که شاید در زمان حضورش بخشی از زندگی عادی خانواده بودند، اما اکنون به یادگارهایی ارزشمند تبدیل شده‌اند.

از همین روست که روایت شهید عبدالکریم محمدی، پیش از آنکه درباره لحظه شهادت باشد، درباره زندگی است؛ درباره مردی که در خانه آرامش می‌بخشید و در محیط خدمت نیز تلاش می‌کرد بار خستگی دیگران را سبک‌تر کند.

از شاهو تا دزلی؛ پایان یک مسیر و آغاز یک خاطره

در یازدهم اسفند 1404، زندگی عبدالکریم محمدی در جریان جنگ رمضان، در روستای دزلی از توابع شهرستان سروآباد استان کردستان، به شهادت ختم شد. او در گردان امام حسن خدمت می‌کرد و در همان منطقه به شهادت رسید.

دزلی، آخرین نقطه ثبت‌شده در مسیر زندگی اوست؛ نقطه‌ای دور از خانه‌ای که سال‌ها در آن زندگی کرده بود، دور از زادگاهی که کودکی‌اش را در آن گذرانده بود و دور از خانواده‌ای که حضورش برای آن‌ها آرامش‌بخش بود.

میان منصورآقایی، که امروز در محدوده شهر شاهو قرار دارد، و روستای دزلی، سال‌هایی از زندگی یک انسان جریان داشت؛ سال‌هایی که در آن درس خواند، زندگی مشترکش را آغاز کرد، پدر شد و به خدمت پرداخت.

این مسیر، امروز با تاریخ شهادتش شناخته می‌شود، اما معنای زندگی او تنها در آخرین روز خلاصه نمی‌شود. آنچه از عبدالکریم به یاد مانده، حاصل سال‌هایی است که پیش از آن زندگی کرد؛ سال‌هایی که در آن، اخلاق و مهربانی در کنار مسئولیت‌پذیری قرار داشت.

همسرش از مردی سخن می‌گوید که حتی در روزهای دشوار مأموریت، مراقب حال همراهانش بود؛ کسی که اجازه نمی‌داد خستگی و دلتنگی به‌آسانی بر روحیه آن‌ها غلبه کند. همین ویژگی است که خاطره او را از یک نام در فهرست شهدا فراتر می‌برد و به روایتی انسانی از زندگی تبدیل می‌کند.

عبدالکریم از مردم کرد و اهل سنت اورامانات بود؛ مردی که زندگی‌اش در جغرافیای غرب کشور آغاز شد و شهادتش در کردستان رقم خورد. هویت قومی و مذهبی او بخشی از زندگی و تعلقش بود، اما آنچه در روایت خانواده‌اش بیش از هر چیز جلوه دارد، ایمان، فروتنی، احترام به دیگران و روحیه خدمت است.

این ویژگی‌ها، او را در ذهن نزدیکانش با تصویری روشن به یادگار گذاشته‌اند؛ تصویری که در آن، مردی با لبخندی امیدبخش در کنار همراهانش ایستاده است و تلاش می‌کند از دشواری روزها بکاهد.

آنچه از عبدالکریم باقی ماند

وقتی از شهدا سخن می‌گوییم، گاهی روایت در لحظه شهادت متوقف می‌شود؛ گویی همه زندگی یک انسان را باید در آخرین فصل آن خلاصه کرد. اما برای شناخت عبدالکریم محمدی، باید به روزهایی بازگشت که پیش از آن گذشتند؛ به خانه‌ای که با حضورش گرم می‌شد، به همسری که سال‌های زندگی مشترک را در کنار او گذراند، به دو دخترش و به همراهانی که از شوخ‌طبعی و دلگرمی او خاطره دارند.

در روایت آمنه حسامی، مهم‌ترین ویژگی‌های همسرش در چند کلمه جمع می‌شوند: ایمان، خوش‌اخلاقی، فروتنی، مهربانی و توجه به دیگران.

این کلمات، اگرچه ساده‌اند، اما در کنار هم تصویری از یک منش می‌سازند؛ منش مردی که در خانه و محیط خدمت، تلاش می‌کرد حضورش برای دیگران آرامش‌بخش باشد.

او راننده‌ای ماهر بود، برای رفع مشکلات فنی تلاش می‌کرد و در روزهای سخت مأموریت، با کلام دلگرم‌کننده و روحیه شاد خود، به همراهانش امید می‌داد. برای خانواده نیز همسر و پدری مهربان بود که اخلاقش گرمای خانه را شکل می‌داد.

شاید ماندگارترین بخش این روایت، همین پیوند میان دو جهان زندگی او باشد: خانه و مأموریت؛ در یکی، آرامش‌بخش خانواده بود و در دیگری، مراقب روحیه همراهانش. در هر دو، آنچه از او نقل شده، یک ویژگی مشترک دارد؛ توجه به انسان‌هایی که در کنارش بودند.

عبدالکریم محمدی در یازدهم اسفند 1404، در دزلی سروآباد، به شهادت رسید. اما برای کسانی که او را می‌شناختند، یادش تنها با آن تاریخ گره نخورده است. خاطره‌اش به روزهایی بازمی‌گردد که زندگی جریان داشت؛ به سال‌های خدمت، به خانه و خانواده و به لبخندهایی که در دشوارترین روزها، برای دیگران دلگرمی می‌آفرید.

در پایان این روایت، از عبدالکریم تصویری باقی می‌ماند که همسرش آن را با کلمات خود ترسیم کرده است: مردی متدین و فروتن، همسری آرامش‌بخش، پدری مهربان و همراهی که نمی‌خواست خستگی و دلتنگی بر دیگران غلبه کند.

او رفت، اما آنچه از او نقل می‌شود، هنوز حول همان ویژگی‌ها می‌چرخد؛ ایمان، مهربانی و امید.

و شاید راز ماندگاری نام برخی انسان‌ها همین باشد: اینکه پس از رفتنشان، دیگران نه فقط از کاری که انجام داده‌اند، بلکه از حالی که در کنارشان داشته‌اند سخن می‌گویند.

شهید عبدالکریم محمدی، مرد اهل سنت اورامانات، در جنگ رمضان به شهادت رسید؛ اما در حافظه خانواده و همرزمانش، پیش از هر چیز، همان مردی باقی مانده است که بلد بود در روزهای سخت، آرامش ببخشد.

انتهای پیام/

 
R7756/P
قیمت ارز و طلا
لیگ ایران و جهان
نظام مسایل استان ها
بیشتر بخوانید
روایت جنگ| ماجرای دختری که قرار بود دانشمند شود، اما شهید شد
روایت جنگ| سرنوشت تلخ ‌خانواده دانشمند هسته‌ای در جنگ 12 روزه
7 روایت جنگ در لرستان/‌ روزی که 22 تابوت در یک مسیر حرکت کردند‌
tasnim
tasnim
tasnim
مادیران
شهر خبر
نیکاموتور
غار علیصدر
ازکی
طبیعت
میهن
triboon
  • درباره ما
  • ارتباط با ما
  • پربیننده‌ترین اخبار
  • پیوندها
  • بازار
  • قیمت ارز و طلا
  • لیگ ایران و جهان
  • آرشیو اخبار ؛ جدیدترین اخبار لحظه به لحظه امروز
ما را دنبال کنید:
  • RSS
  • تلگرام
  • اینستاگرام
  • توییتر
  • آپارات
  • سروش
  • آی‌گپ
  • گپ
  • بله
  • روبیکا
  • ایتا

All Content by Tasnim News Agency is licensed under a Creative Commons Attribution 4.0 International License.