به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری تسنیم، ترکیه به عنوان یکی از کشورهای دارای وابستگی بالا در واردات انرژی، در دو دهه گذشته، روی خطوط انتقال نفت و گاز سرمایه گذاری گستردهای کرده و به طور ویژه با گرجستان، جمهوری آذربایجان و عراق، روابط ویژهای ایجاد کرده است.
کارشناسان بخش انرژی معتقدند که ترکیه در حوزه دیپلماسی انرژی، عملکرد قابل دفاعی به نمایش گذاشته و بخش بالایی از نیازهای خود را به راحتی تامین کرده است. با این حال، میزبانی از خطوط و تعدد و پراکندگی زیرساختها، چالش وابستگی و پیچیدگی در محافظت را به دنبال آورده است.
با توجه به عضویت ترکیه در پیمان دفاعی غربی ناتو و برخورداری از دومین ارتش پرجمیعت این پیمان، مقامات آنکارا در راهبرد کلان دفاعی، همواره روی قدرت نظامی حساب باز کردهاند.
ولی متخصصین مطالعات امنیت ملی میگویند: تغییرات گسترده جهانی در آسیب پذیری امنیتی، نیازمند اتخاذ رویکردهای نوین است و حالا ترکیه باید در برابر طیف گستردهای از انواع «تهدیدات هیبریدی» ابتکار عمل دفاعی هوشمندانهای داشته باشد.
دانشگاهیانی همچون خانم پروفسور کبری بتول بیچن گورن، بر این باورند که تحولات سالیان گذشته موجب شده که «ترکیه با افزایش وابستگی دیجیتال در انرژی، مالیه، حملونقل، سلامت و مخابرات وبرو شود و پیامدهای این وابستگی برای امنیت ملی، باید به درستی مورد ارزیابی قرار بگیرد و به طور ویژه، راهبردهای بازدارندگی به ویژه در بخش سایبری در امنیت زیرساختهای حیاتی از نو طراحی شوند».
در همین حال دکتر گونگور شاهین و مورات امره ایگون در تحقیق مشترکی درباره «امنیت زیرساختهای حیاتی ترکیه در برابر تهدیدهای ترکیبی در خطوط لوله نفت و گاز طبیعی» معتقدند که ترکیه با ترکیبی از موضوعات مهم در حوزه انرژی و ژئوپولتیک روبروست و علاوه بر فرصتهای گذرا، باید چالشهای درازمدت را نیز به درستی ارزیابی کند.
با این حال، در 10 سال گذشته، ترکیه در حوزه امنیت زیرساخت و امنیت سایبری پیشرفتهایی داشته، اما هنوز بهطور کامل با نیازهای جهان امروز منطبق نشده است. آنها هشدار میدهند که توسعه مسیرهای جدید انتقال انرژی بدون تأمین ظرفیت و صلاحیتهای لازم برای حفاظت از آنها میتواند خطرآفرین باشد.

علاوه بر دانشگاهیان و تحلیلگران داخلی در ترکیه، اندیشکدهها و کارشناسان خارجی نیز به بررسی چالش محافظت از زیرساختها پرداختهاند و در گزارش مفصل بنیاد کنراد آدناور آلمان، به این اشاره شده که موقعیت ژئوپوتیکی ترکیه با آن که امتیازات و مزایای فراوانی دارد، اما همزمان دارای ویژگیهایی است که باعث میشود این کشور در شبکه برق، نظام مالی، مخابرات، سازمانهای سلامت و حتی تأسیسات هستهای، آسیب پذیری بالایی داشته باشد.
اهمیت این آسیب پذیری زمانی قابل درک است که به یاد بیاوریم، این کشور هم مسیر مهم انتقال انرژی است، هم به بازارهای مالی منطقه پیوند دارد و هم میان آسیا و اروپا قرار گرفته است.
همچنین در گزارش مرکز پژوهشهای امنیتی و دفاعی ناتو، حفاظت از خطوط لوله بهعنوان دارایی دفاعی و ضرورت امنیت انرژی مورد اشاره قرار گرفته و متخصصین ناتو میگویند: شبکههای انتقال انرژی فقط زیرساخت اقتصادی نیستند، در بحران و جنگ میتوانند برای استمرار عملیات و پشتیبانی دفاعی اهمیت داشته باشند و به نقاط آسیب تبدیل شوند.
دغدغههای بالا، برای مقامات آنکارا نیز اهمیت بالایی یافتهاند و در بیانیه شورای امنیت سایبری ترکیه در 5 مه 2026 میلادی، به این اشاره شده که ترکیه در بخشهایی چون انرژی، مالیه، حملونقل، سلامت، آب، غذا و کشاورزی، خدمات عمومی، تولید صنعتی، دفاع و ارتباطات بهعنوان حوزههای حیاتی، راهبرد دفاعی همه جانبهای طراحی کرده و اهداف اصلی این راهبرد، هماهنگی میان نهادها، توسعه توان داخلی، آمادگی در برابر خطرات سایبری و افزایش تابآوری است.
ترکیه با تبدیلشدن به یک کریدور مهم انرژی، حملونقل و ارتباطات، نهفقط فرصت ژئوپلیتیکی، بلکه مسئولیت حفاظت از شبکههایی را پذیرفته که اختلال در آنها میتواند فراتر از مرزهای این کشور اثر بگذارد.
نقشه راه ترکیه و چالشهای حفاظت از زیرساخت ها
وب سایت تحلیلی یتکین ریپورت ترکیه در توصیف اهمیت ارائه تعاریف نوین از راهبردهای دفاعی، به این اشاره کرده که یک کشور ممکن است ارتشی قوی، هواپیماهای جنگی مدرن و نیروی دریایی بازدارنده داشته باشد، اما اگر بیمارستانهایش با قطع برق از کار بیفتند، کارخانههایش با قطع گاز طبیعی نتوانند تولید کنند و بانکهایش با فروپاشی شبکههای ارتباطی نتوانند تراکنش انجام دهند، آن کشور نمیتاواند امن باشد.
حالا جبهه نبرد، فقط در مرزها نیست و تهدید در خط لوله، بندر، فرودگاه، مرکز انتقال برق، کابل فیبر نوری زیر آب یا یک مرکز داده، میتوانند به مراتب از تهدیدهای مرزی نیز مهمتر باشند.
این وب سایت خبری به رویدادهای پیرامونی ترکیه اشاره کرده و میگوید: «تنشهای اطراف تنگه هرمز و باب المندب، هدف قرار دادن تأسیسات انرژی در جنگ روسیه و اوکراین و حوادثی که خطوط لوله و کابلهای ارتباطی در دریای بالتیک را هدف قرار میدهند، همگی یک واقعیت را نشان میدهند: زیرساختهای حیاتی دیگر فقط یک دارایی اقتصادی نیستند؛ بلکه در خط مقدم امنیت ملی قرار دارند».

شریانهای استراتژیک ترکیه
مهمت اوغوتچی از دیپلماتهای سابق وزارت امور خارجه ترکیه و رئیس باشگاه انرژی در لندن میگوید: «اگر بخواهیم سیستم گردش خون و حیاتیترین زیرساختهای ترکیه را توصیف کنیم، باید از این موارد مهم نام ببریم: خط لوله نفت باکو-تفلیس-جیحان، خط لوله نفت عراق-ترکیه، اتصال گاز طبیعی از ایران، خط لوله باکو-تفلیس-ارزروم، تاناپ، ترکاستریم و بلواستریم.
همه اینها نقش حیاتی در امنیت انرژی ترکیه ایفا میکنند. ولی موارد بسیار دیگری نیز داریم که آنها نیز اهمیت راهبردی دارند. مثلاً پایانههای عظیم LNG، تأسیسات شناور گازسازی مجدد FSRU، تأسیسات ذخیرهسازی سیلیوری و توز گولو، میدان گازی ساکاریا در دریای سیاه و کارخانههای فرآوری فیلیوس، نیروگاه هستهای آککویو، سد آتاتورک، تأسیسات تولید برق، خطوط ولتاژ بالا و پستهای ترانسفورماتور.
آیا مساله را فقط باید در انرژی ببینیم؟ خیر. نقاط حیاتی مهم شامل تنگههای استانبول و چاناکقلعه، پلهای بسفر، مرمره، فرودگاهها، بنادر، راهآهن، مراکز داده، شبکههای فیبر نوری، سیستمهای آب و زیرساختهای بانکداری دیجیتال ترکیه، همگی از اجزای مهم نقاط حساس و حیاتی و زیرساختی ترکیه به شمار میآیند».
کارشناسان معتقدند که آسیب به هر یک از این بخشها میتواند علاوه بر بخش خود، بخشهای دیگری را نیز تحت تأثیر قرار دهد. اگر برق قطع شود، ارتباطات مختل میشود؛ اگر ارتباطات متوقف شود، بانکداری تحت تأثیر قرار میگیرد؛ اگر حمل و نقل مختل شود، تأمین انرژی و مواد غذایی دچار مشکل میشود. در واقع، خطر بزرگ، واکنش زنجیرهای فروپاشی در سیستمهای به هم پیوسته است.
اوغوتچی در ادامه به خطوط مشترک اشاره کرده و میگوید: «جمهوری آذربایجان، گرجستان و ترکیه نه تنها در سی سال گذشته خطوط لوله و راهآهن ساختهاند، بلکه یک جغرافیای اقتصادی جدید ایجاد کردهاند که دریای خزر را به مدیترانه و آسیای مرکزی را به اروپا متصل میکند.
خط لوله باکو-تفلیس-جیحان، با مسیر تقریباً 1768 کیلومتری خود، یکی از مهمترین نمونهها است. پس از آن، کریدور گاز جنوبی، تاناپ، و راهآهن باکو-تفلیس-قارص نیز ایجاد شدند. امروزه، این همکاری با کریدور مرکزی و ارتباطات دیجیتال از طریق دریای خزر در حال گسترش است.
ارزش این پروژهها نه تنها در مقدار نفت، گاز یا محمولهای که حمل میکنند، بلکه در اعتماد متقابل و وابستگی متقابل استراتژیکی که بین کشورها ایجاد میکنند، نهفته است. اما یادمان باشد، همین وابستگی متقابل، آسیبپذیریهای مشترکی را نیز ایجاد میکند».
اختلال عمده در تولید گاز در جمهوری آذربایجان، ترانزیت در گرجستان یا در یک ترمینال در ترکیه میتواند کل مسیر را تحت تأثیر قرار دهد.
کارشناسان مطالعات امنیت ملی میگویند: نمیتوان برای هر پل یا خط لوله، یک سیستم دفاع هوایی جداگانه در نظر گرفت و حفاظت باید در مقیاس ملی یکپارچه و بر اساس خطرات اولویتبندی شود. ابتکار ناتو برای نگهبانی در دریای بالتیک و مقررات تابآوری زیرساختهای حیاتی اتحادیه اروپا نمونههایی از این رویکرد جدید هستند.
مهمت اوغوتچی برای ارتقای توان ترکیه در محافظت از زیرساختهای حساس و حیاتی، سه پیشنهاد ارائه داده است: نخست، تعریف راهبرد یکپارچه ملی برای امنیت زیرساختهای حیاتی.
نیروهای مسلح، اطلاعات، نیروهای امنیتی، ریاست مدیریت بحران و فوریتها، سازمانهای انرژی و حمل و نقل و بخش خصوصی باید در چارچوب ارزیابی ریسک و هماهنگی بحران با هم همکاری کنند. پدافند هوایی، امنیت سایبری و تداوم خدمات باید به طور مشترک برنامهریزی شوند.
دوم، تقویت همکاری نظای ترکیه با اعضای ناتو و کشورهای منطقه. در حالی که ترکیه از قابلیتهای دفاعی و هشدار اولیه ناتو بهرهمند میشود، باید یک سازوکار مشترک امنیت زیرساختها با آذربایجان و گرجستان ایجاد کند. ارتباطات فنی و هماهنگی اضطراری نیز باید با ایران، عراق و سایر همسایگان حفظ شود.
سوم، تلاش برای برگزاری رزمایشهای منظم و واقعبینانه. سناریوهایی باید آزمایش شوند که در آنها سیستمهای برق، ارتباطات، حمل و نقل و انرژی به طور همزمان مختل شوند.
پس از هر رزمایش، باید به کمبودها رسیدگی شود؛ ظرفیت پشتیبانگیری و بازیابی سریع باید سنجیده شود. جغرافیای ترکیه فرصتهای بزرگی را ارائه میدهد، اما به همان اندازه مسئولیت را نیز تحمیل میکند.
دولت قوی در آینده، نه تنها دولتی است که از حملات جلوگیری میکند، بلکه دولتی است که میتواند پس از حمله یا فاجعه، بدون وقفه به زندگی ادامه دهد».
انتهای پیام/