به گزارش خبرگزاری تسنیم، هفتم اکتبر برای رسانهها یک تاریخ است؛ برای سیاست، یک نقطه عطف و برای فلسطینیها و اسرائیلیها، روایتی متفاوت از یک حادثه تکاندهنده. اما تاریخ، برخلاف صفحه اول روزنامهها، با یک روز آغاز نمیشود. هیچ انفجاری در خلأ رخ نمیدهد و هیچ جنگی بدون پیشینه تاریخی، سیاسی و اجتماعی شکل نمیگیرد. اگر قرار باشد هفتم اکتبر را بفهمیم، باید از خود این تاریخ عبور کنیم و به عقب برگردیم؛ به زمانی که مسئله فلسطین هنوز به یکی از مناقشههای اصلی قرن بیستم تبدیل نشده بود.
کتاب منازعه فلسطین و اسرائیل نوشته تمرا بی. اور با ترجمه پریسا صیادی، تلاشی برای همین بازگشت است. این اثر از مجموعه «تاریخ جهان» نشر ققنوس، با وجود حجم نسبتاً اندک، سرگذشت منازعهای را مرور میکند که از مهاجرت و جنبش صهیونیسم تا تشکیل اسرائیل، جنگهای عربی اسرائیلی، آوارگی فلسطینیان، اشغال سرزمینها و شکست روندهای صلح امتداد یافته است. اما اهمیت کتاب در سالروز هفتم اکتبر فقط در اطلاعات تاریخی آن نیست. ارزش اصلی اثر در این است که خواننده را با یک پرسش بنیادی روبهرو میکند: چرا این منازعه، با وجود دههها مذاکره، جنگ، توافق و میانجیگری، هنوز پایان نیافته است؟ پاسخ را باید در خود تاریخ جستوجو کرد.
مسئلهای که پیش از اسرائیل وجود داشت
یکی از نقاط قوت کتاب، پرهیز از شروع تاریخ از سال 1948 است. برای فهم منازعه، باید به تحولات پیش از تأسیس اسرائیل بازگشت؛ به دورهای که فلسطین بخشی از امپراتوری عثمانی بود و سپس تحت قیمومیت بریتانیا قرار گرفت. در اواخر قرن نوزدهم، ظهور صهیونیسم سیاسی، مهاجرت یهودیان به فلسطین و تلاش برای ایجاد یک کانون ملی یهودی، معادلات جمعیتی و سیاسی منطقه را تغییر داد. از سوی دیگر، جامعه عرب فلسطین نیز خود را با پروژهای مواجه دید که فقط یک مهاجرت معمولی نبود، بلکه به تدریج ابعاد سیاسی و سرزمینی پیدا میکرد.
در همین نقطه، یکی از پیچیدهترین مسائل کتاب و اساساً مسئله فلسطین شکل میگیرد: دو روایت تاریخی که هر دو خود را صاحب حق میدانند، اما بر سر یک سرزمین با یکدیگر تعارض دارند. برای یهودیان، این سرزمین با تاریخ، هویت و خاطره تاریخی پیوند خورده بود؛ برای فلسطینیان نیز سرزمینی بود که نسلها در آن زندگی کرده بودند. اما تاریخ در اینجا تنها درباره خاطره نیست؛ درباره قدرت نیز هست . 1948 ؛ استقلال برای یک طرف، نکبت برای طرف دیگر.
تأسیس اسرائیل در سال 1948، یکی از نقاط تعیینکننده تاریخ معاصر خاورمیانه است. اما همین رخداد برای دو ملت معنایی کاملاً متفاوت پیدا کرد. در روایت اسرائیلی، 1948 سال استقلال و تشکیل دولت یهودی است؛ در روایت فلسطینی، سال نکبت و آغاز آوارگی گسترده. این دو نام متفاوت برای یک دوره تاریخی، خود بهخوبی نشان میدهد که چرا منازعه تا این اندازه عمیق شده است. اختلاف فقط بر سر مرز یا سیاست نیست؛ دو طرف درباره معنای خود تاریخ نیز اختلاف دارند.
اینجا کتاب تمرا بی. اور برای خواننده اهمیت پیدا میکند؛ زیرا به او اجازه میدهد روند شکلگیری بحران را دنبال کند، نه اینکه فقط نتیجه آن را ببیند. اما همینجا میتوان نقدی جدی را نیز مطرح کرد. کتاب، به دلیل حجم محدود، ناگزیر است بسیاری از لایههای اجتماعی و ایدئولوژیک این رخدادها را فشرده کند. خوانندهای که به دنبال تحلیل عمیق ساختارهای قدرت یا بررسی جزئیتر تجربه فلسطینیان است، باید به منابع تکمیلی مراجعه کند.
بنابراین نقطه قوت کتاب، همزمان محدودیت آن نیز هست: فشردگی و دسترسپذیری، گاهی به قیمت از دست رفتن عمق تمام میشود. آیا منازعه واژه کاملی برای توصیف مسئله است؟
عنوان کتاب نیز قابل تأمل است: «منازعه فلسطین و اسرائیل»
واژه منازعه در نگاه نخست خنثی است؛ دو طرف اختلاف دارند و در برابر یکدیگر قرار گرفتهاند. اما آیا این واژه میتواند همه واقعیت تاریخی را توضیح دهد؟ منازعه فلسطین و اسرائیل، صرفاً اختلاف دو طرف بر سر یک قطعه زمین نیست. اینجا با مسئله اشغال، آوارگی، شهرکسازی، مرز، قدس، امنیت، حاکمیت، مقاومت، تروریسم، حقوق بینالملل و نقش قدرتهای خارجی روبهرو هستیم. به همین دلیل، خواننده نباید صرفاً به عنوان کتاب اکتفا کند. باید یک گام جلوتر برود و بپرسد: در این منازعه، قدرت میان دو طرف چگونه توزیع شده است؟ چه کسی ارتش دارد؟ چه کسی مرزها را کنترل میکند؟ چه کسی از حمایت قدرتهای بزرگ برخوردار است؟ چه کسی امکان تصمیمگیری درباره رفتوآمد، سرزمین و منابع را دارد؟ پاسخ این پرسشها، ما را از سطح منازعه به سطح ساختار منازعه میرساند. و این شاید همان حلقهای باشد که در خوانشهای ساده و رسانهای از مسئله فلسطین معمولاً گم میشود.
صهیونیسم؛ ایدهای در متن تاریخ اروپا
تمرا بی. اور برای فهم زمینههای شکلگیری منازعه، ناگزیر به صهیونیسم نیز میپردازد. این بخش از تاریخ اهمیت فراوانی دارد؛ زیرا صهیونیسم را نمیتوان بدون توجه به شرایط اروپا در قرن نوزدهم فهم کرد. یهودیان اروپایی قرنها با یهودستیزی و تبعیض مواجه بودند و ظهور ملیگرایی مدرن، شکل تازهای به مسئله هویت داد. صهیونیسم سیاسی نیز در چنین فضایی رشد کرد و ایده ایجاد یک وطن ملی برای یهودیان را مطرح ساخت. بعدها هولوکاست، عمق فاجعه یهودستیزی اروپایی را آشکار کرد. اما اینجا یک مسئله اخلاقی و تاریخی مهم شکل میگیرد: رنج یک ملت چگونه میتواند با حق ملت دیگری بر سرزمین نسبت پیدا کند؟ پاسخ به این پرسش، بسیار دشوار است؛ زیرا اگر رنج تاریخی یهودیان را حذف کنیم، بخشی از واقعیت را نادیده گرفتهایم و اگر رنج فلسطینیان را حذف کنیم، بخش دیگری از واقعیت را. نقد جدی هر روایت تاریخی، از جایی آغاز میشود که حاضر باشیم واقعیتهای ناخوشایند را هم ببینیم.
از نکبت تا اشغال
پس از تشکیل اسرائیل، بحران پایان نیافت. آوارگی فلسطینیان، مسئله بازگشت، جنگهای متعدد و سپس تحولات پس از جنگ 1967، شکل تازهای به منازعه داد. از اینجا به بعد، مسئله سرزمین بیش از گذشته به مسئله اشغال گره خورد. کرانه باختری، قدس شرقی و نوار غزه به کانونهای اصلی بحران تبدیل شدند و شهرکسازی نیز به یکی از موضوعات اصلی اختلاف بدل شد. اما در این میان، فلسطینیان فقط با مسئله زمین مواجه نبودند؛ آنها با مسئله فقدان یک دولت مستقل و شکلگیری ساختار سیاسی پایدار نیز روبهرو بودند.
از سوی دیگر، اسرائیل نیز مسئله امنیت را محور بسیاری از سیاستهای خود قرار داد. این دو مفهوم امنیت اسرائیل و حق فلسطینیان در طول دههها بارها در برابر یکدیگر قرار گرفتهاند و هر بار که یکی بدون دیگری تعریف شده، راهحل دشوارتر شده است چرا صلح شکست خورد؟ یکی از مهمترین بخشهای تاریخ منازعه، تلاشهای صلح است. از کمپدیوید و اسلو تا مذاکرات متعدد، بارها این امید شکل گرفت که میتوان راهی برای همزیستی پیدا کرد. اما هیچکدام نتوانستند مسئله را برای همیشه حل کنند. چرا؟ زیرا منازعه تنها درباره یک موضوع نبود.
قدس، آوارگان، مرزها، شهرکها، امنیت و دولت فلسطینی، هرکدام بهتنهایی میتوانند یک توافق را با چالش روبهرو کنند؛ چه رسد به زمانی که همه آنها همزمان روی میز مذاکره قرار بگیرند. از سوی دیگر، هر دو طرف با نیروهایی در داخل خود مواجه بودهاند که اساساً با مصالحه مخالف بودهاند. در نتیجه، روند صلح بارها آغاز شد، اما پیش از رسیدن به مقصد متوقف شد. کتاب در روایت این فرازها تصویری کلی به دست میدهد، اما اینجا نیز میتوان انتظار داشت که تحلیل بیشتری درباره چرایی شکست مذاکرات ارائه شود. برای مخاطب حرفهای، دانستن اینکه چه توافقی در چه سالی رخ داده کافی نیست؛ پرسش مهمتر این است که چرا آن توافق شکست خورد و چه ساختارهایی اجازه ندادند توافق به صلح پایدار تبدیل شود؟
7اکتبر؛ حادثهای بدون پیشینه نیست
هفتم اکتبر را نمیتوان از این تاریخ جدا کرد این به معنای توجیه خشونت علیه غیرنظامیان نیست؛ بلکه به معنای فهم زمینهای است که حادثه در آن رخ داد. اگر هفتم اکتبر را صرفاً یک حمله ناگهانی بدانیم، دههها پیشینه سیاسی و اجتماعی آن را حذف کردهایم. اگر هم آن را تنها نتیجه طبیعی تاریخ منازعه بدانیم، مسئولیت اخلاقی کنشگران و قربانیان غیرنظامی را نادیده گرفتهایم.
تحلیل جدی باید بتواند میان توضیح دادن یک رخداد و توجیه کردن آن مرز بگذارد .این تفکیک، یکی از مهمترین نیازهای رسانهای امروز درباره فلسطین است. رسانه نباید تاریخ را به ابزاری برای حذف واقعیت تبدیل کند. نه میتوان تاریخ فلسطینیان را از روایت حذف کرد و نه میتوان امنیت و نگرانیهای جامعه اسرائیلی را نادیده گرفت. اما در عین حال، توازن به معنای قرار دادن همه پدیدهها در یک سطح نیست. اشغال، آوارگی، مقاومت، حمله به غیرنظامیان و عملیات نظامی، هرکدام باید با معیارهای تاریخی، سیاسی و اخلاقی خود بررسی شوند.
کتابی که باید نقطه شروع باشد، نه پایان
منازعه فلسطین و اسرائیل نوشته تمرا بی. اور، برای مخاطب عمومی کتابی مفید است؛ زیرا تلاش میکند در حجمی نسبتاً کم، خط سیر یک بحران بسیار پیچیده را توضیح دهد. ترجمه پریسا صیادی نیز کتاب را برای مخاطب فارسیزبان قابل دسترس کرده است اما این اثر را نباید دانشنامه جامع مسئله فلسطین دانست. مهمترین ضعف کتاب از همین جا ناشی میشود: پیچیدگی موضوع بسیار بیشتر از آن است که در چنین حجم محدودی بتوان همه ابعاد آن را واکاوی کرد.
کتاب بیشتر یک نقشه راه است؛ خواننده را با نقاط اصلی تاریخ آشنا میکند و سپس او را به مطالعه عمیقتر دعوت میکند. ارزش واقعی کتاب نیز همینجاست . کتابهای تاریخی خوب الزاماً همه پاسخها را نمیدهند؛ گاهی مهمتر از پاسخ، پرسش درست در ذهن خواننده ایجاد میکنند.
تاریخ را نمیتوان از 7 اکتبر آغاز کرد
در سالروز هفتم اکتبر، شاید مهمترین کاری که میتوان انجام داد، بازگشت به تاریخ باشد. نه برای اینکه گذشته را جایگزین حال کنیم، بلکه برای اینکه حال را بهتر بفهمیم. فلسطین پیش از هفتم اکتبر هم وجود داشت. غزه پیش از آن نیز مسئله بود. آوارگی، اشغال، شهرکسازی، محاصره، امنیت و شکست مذاکرات، همه پیش از آن وجود داشتند. همانطور که تاریخ اسرائیل نیز پیش از این روز شکل گرفته بود و تجربه جنگ، یهودستیزی و هولوکاست در حافظه جمعی یهودیان و اسرائیلیها حضور داشت.
بنابراین، هر تحلیل جدی باید از دو وسوسه دور بماند: وسوسه آغاز کردن تاریخ از حادثهای که با موضع سیاسی ما سازگار است و وسوسه حذف بخشهایی از تاریخ که روایت ما را پیچیده میکند. منازعه فلسطین و اسرائیل اثر تمرا بی. اور از این منظر کتابی است برای بازگشت به ریشهها؛ کتابی که نشان میدهد هیچ بحران تاریخی را نمیتوان در یک تیتر خبری خلاصه کرد.
هفتم اکتبر یک تاریخ مهم است، اما تاریخ فلسطین نیست تاریخ فلسطین بسیار طولانیتر از آن است؛ تاریخی که در آن سرزمین، هویت، قدرت، آوارگی، مقاومت، امنیت و سیاست جهانی به هم گره خوردهاند و تا زمانی که این گرهها باز نشوند، تقویم همچنان پر از هفتم اکتبرهای تازه خواهد بود.
انتهای پیام/