خبرگزاری تسنیم ـ زهرا کرامت| کرج را اگر از پشت شیشه خودرو و میان هیاهوی بزرگراهها نگاه کنیم، شهری است شلوغ، متراکم و مهاجرپذیر؛ شهری که ساختمانها و خیابانهای تازه، هر روز بخشی از چهرهاش را تغییر میدهند اما کافی است کمی از مسیرهای همیشگی فاصله بگیریم تا کرج دیگری خودش را نشان دهد؛ کرجی که هنوز در محلههای قدیمی، روستاهای تاریخی، درختان کهنسال، بناهای قاجاری و صفوی، آیینهای بومی و روایتهای نسلهای گذشته نفس میکشد.
کرج امروز یکی از مهمترین شهرهای مهاجرپذیر کشور است؛ شهری که در چند دهه گذشته میزبان گروههای مختلفی از مردم ایران شده و همین مهاجرتها، بافت جمعیتی و فرهنگی آن را دستخوش تغییر کرده است. با این حال، پشت این چهره تازه، شهری با پیشینهای قدیمی قرار دارد؛ شهری که هویت آن را نمیتوان فقط در برجها، اتوبانها و مراکز تجاری جستوجو کرد.
اگر بخواهیم از نقطهای برای شناخت کرج آغاز کنیم، شاید سرپل یکی از همان نشانهها باشد؛ محدودهای میان میدان کرج و پل شاه عباسی که از گذشته در حافظه شهر جای داشته است. کمی آنطرفتر، محله مصباح با بناهایی مانند کاخ سلیمانیه و حمام مصباح، بخشی از گذشته تاریخی کرج را روایت میکند. کاروانسرای شاه عباسی نیز همچنان یادگاری از روزگاری است که کرج در مسیر رفتوآمد میان نقاط مهم کشور قرار داشت.
اما هویت کرج فقط در بناهای تاریخی خلاصه نمیشود. روستاهای تاریخی اطراف شهر، درختان کهنسال، غذاهای بومی، صنایعدستی و آیینهایی که نسل به نسل منتقل شدهاند، بخش دیگری از شناسنامه فرهنگی این منطقهاند. چنار کهنسال روستای خور نیز یکی از همین نشانههاست؛ درختی که ثبت آن در فهرست میراث ملی، آن را از یک درخت معمولی فراتر برده و به بخشی از میراث طبیعی و فرهنگی منطقه تبدیل کرده است.
اما اگر قرار باشد فقط یک چیز را به عنوان نماد کرج انتخاب کنیم، خود مردم چه میگویند؟ مردم، کرج را با چه چیزی میشناسند؟ خبرنگار تسنیم از کرج در یک نظرسنجی میدانی از چند شهروند کرجی پرسید که اگر قرار باشد یک روز به نام روز کرج تعیین شود، چه چیزی باید نماد این روز باشد؟ پاسخها متفاوت بود، اما یک خط مشترک در میان آنها دیده میشد؛ بیشتر شهروندان، هویت کرج را در داشتههای تاریخی، طبیعی و فرهنگی شهر جستوجو میکردند.
چنار کهنسال روستای خور بیش از همه تکرار شد؛ درختی که سالهاست در دل روستا ایستاده و برای مردم، تنها یک عنصر طبیعی نیست، بلکه بخشی از خاطره و هویت یک منطقه است. رودخانه کرج نیز یکی دیگر از پاسخهای پرتکرار بود؛ رودخانهای که نامش با جغرافیا و خاطره جمعی این شهر گره خورده است. جاده چالوس هم برای برخی شهروندان، نمادی از پیوند کرج با طبیعت البرز و یکی از شناختهشدهترین مسیرهای منتهی به این شهر بود.
کاروانسرای شاه عباسی و محلههای قدیمی مصباح و سرپل نیز در میان انتخابهای مردم قرار گرفتند؛ انتخابهایی که نشان میدهد بخشی از شهروندان هنوز گذشته کرج را یکی از مهمترین عناصر هویتی آن میدانند. شاید جالب باشد که در میان پاسخها کمتر کسی به سراغ نمادهای تازه و سازههای مدرن رفت. مردم بیشتر به سراغ چیزهایی رفتند که زمان از آنها عبور کرده اما خودشان هنوز باقی ماندهاند.
چنار خور، رودخانه کرج، جاده چالوس، کاروانسرای شاه عباسی و محلههای قدیمی؛ هرکدام به نوعی یک روایت را با خود حمل میکنند. یکی از گذشته میگوید، دیگری از طبیعت، یکی از معماری و دیگری از خاطرات مردم. کرج فقط آن چیزی نیست که امروز دیده میشود؛ شاید مشکل اصلی این باشد که بسیاری از داشتههای فرهنگی کرج، زیر سایه رشد شتابان شهر دیده نمیشوند.
شهر امروز با مهاجرتهای گسترده، محلههای جدید و افزایش جمعیت، چهرهای متفاوت پیدا کرده است اما همین تنوع جمعیتی میتواند بخشی از ویژگی منحصربهفرد کرج باشد؛ شهری که مردم با پیشینههای مختلف در آن کنار یکدیگر زندگی میکنند و به همین دلیل، از آن به عنوان «ایران کوچک» نیز یاد شده است. در چنین شهری، هویت قرار نیست به معنای حذف فرهنگهای مختلف باشد، بلکه میتواند نقطهای مشترک میان آنها باشد.
نقطهای که در آن تاریخ کرج، محلههای قدیمی، روستاهای تاریخی، مشاهیر، غذاهای بومی، صنایعدستی، آیینهای محلی و بناهای تاریخی، در کنار فرهنگهای مختلف ساکنان امروز شهر قرار بگیرند. کرج در سفره مردم هم گذشته دارد؛ از شیرینیها و خوراکهای بومی گرفته تا مهارتهایی که در فهرست میراث ناملموس ثبت شدهاند. در صنایعدستی نیز داستانهایی از سفال و سرامیک تا میناکاری و هنرهای سنتی در این منطقه جریان دارد.
در آیینها نیز میتوان بخشی از حافظه جمعی مردم را دید؛ از تعزیه و آیینهای عاشورایی گرفته تا مراسم و سنتهایی که در روستاها و محلههای قدیمی حفظ شدهاند. و در میان همه اینها، نام آدمها هم قرار دارد؛ دانشمندان، هنرمندان، نویسندگان و چهرههایی که بخشی از تاریخ علمی و فرهنگی این منطقه را ساختهاند. اینها شاید همان چیزهایی باشند که یک شهر را از یک محدوده جغرافیایی، به یک «خانه» تبدیل میکنند.
روز کرج؛ یک روز یا شروع یک مسیر؟
مسئولان فرهنگی استان البرز نیز در آستانه روز کرج بر همین مسئله تأکید دارند؛ اینکه 20 مهر نباید صرفاً به برگزاری یک مراسم محدود شود. نادر زینالی، مدیرکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی استان البرز معتقد است روز کرج میتواند نقطه آغاز بازشناسی هویت تاریخی و فرهنگی شهر باشد و برای این منظور باید به سمت ثبت خاطرات، عکسهای قدیمی، اسناد خانوادگی و روایتهای مردم رفت.
در روزهای اخیر نیز موضوع معرفی ظرفیتهای تاریخی و فرهنگی کرج در برنامههای روز فرهنگی این شهر مورد تأکید قرار گرفته و مسئولان میراث فرهنگی از برنامههایی برای معرفی داشتههای تاریخی و حتی رونمایی از سوغات ویژه کرج در 20 مهر خبر دادهاند.
ابراهیم شریفی، مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان البرز نیز بر این باور است که محدود کردن روز کرج به یک مناسبت یکروزه، نمیتواند به هویتسازی منجر شود و برنامههای فرهنگی، اجتماعی و هنری باید در طول زمان استمرار داشته باشند.
حمید حشمدار، معاون سیاسی، امنیتی و اجتماعی فرمانداری ویژه شهرستان کرج نیز از اجرای برنامههای دستگاههای مختلف در این ایام و تلاش برای استمرار این جریان در سالهای آینده سخن گفته است. در همین حال، حسین سعیدیسیرائی، رئیس کمیسیون فرهنگی، اجتماعی و ورزشی شورای اسلامی شهر کرج، بر استفاده از ظرفیت اقوام مختلف و مشارکت نخبگان و اهالی فرهنگ و هنر در مسیر هویتسازی شهر تأکید دارد.
گاهی برای پیدا کردن هویت یک شهر، لازم نیست به سراغ ساختمانهای بلند یا نشانههای تازه رفت؛ کافی است از خود مردم پرسید. وقتی شهروندان کرجی، درختی کهنسال را به عنوان نماد شهرشان انتخاب میکنند، شاید ناخودآگاه تصویری از خود شهر را انتخاب کردهاند؛ درختی که ریشههایش در گذشته است و شاخههایش به آینده میرسد. چنار خور سالها ایستاده، فصلها آمده و رفته، آدمها تغییر کردهاند و روستا چهرههای مختلفی به خود دیده اما درخت هنوز پابرجاست.
کرج هم چنین داستانی دارد. شهری که تغییر کرده، بزرگ شده، مهاجر پذیرفته و بارها چهره عوض کرده است اما هنوز ریشههایی دارد که اگر دیده و شناخته شوند، میتوانند بخشی از آینده شهر را هم بسازند. شاید روز کرج، پیش از آنکه روز برگزاری یک مراسم باشد، باید روز بازگشت به همین ریشهها باشد؛ روزی برای اینکه کرج، خودش را دوباره به خودش معرفی کند.
انتهای پیام/