به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری تسنیم، با گذشت سه سال از جنگ نسل کشی رژیم صهیونیستی علیه نوار غزه، سوال مهمی که هنوز هم در بسیاری از محافل منطقهای و بینالمللی مطرح میشود، این است که آیا عملیات طوفان الاقصی که توسط جنبش مقاومت اسلامی (حماس) در سپیده دم 7 اکتبر 2023 علیه پایگاههای ارتش اسرائیل و شهرکهای صهیونیست نشین اطراف نوار غزه آغاز شد، یک تصمیم حساب شده بود؟
در این زمینه وب سایت قطری العربی الجدید، در مقالهای به بررسی دیدگاههای مختلف در مورد ریشههای عملیات طوفان الاقصی و آثار آن پرداخته و نوشت: در اصل، عملاً هیچ اختلافی بین فلسطینیها یا حتی بین حامیان حقوق فلسطینیها در مورد مشروعیت و عدالت مقاومت فلسطین وجود ندارد.
همچنین خود حقوق بینالملل، صرف نظر از تفسیرهای گزینشی از آن که توسط بسیاری از قدرتهای بینالمللی بر اساس ارتباط مسائل مختلف با منافعشان اعمال میشود، این حق یعنی مقاومت را تضمین میکند.
ریشههای عملیات طوفان الاقصی
در اینجا ما قصد نداریم به تفصیل درباره حقایق مربوط به جنایات وحشیانه رژیم صهیونیستی علیه فلسطینیها، از جمله در نوار غزه، در طول دهههای متمادی بپردازیم. اما برای فلسطینیها، تاریخ نه در 7 اکتبر آغاز شد و نه در آنجا پایان یافت.
با این حال، کسانی هستند که ترجیح میدهند چشم خود را بر ریشه درگیری در فلسطین، که با اشغالگری غیرقانونی رژیم صهیونیستی تحت حمایت غرب آغاز شد، ببندند.
ما هرگز نباید واقعیت نژادپرستی نفرتانگیز و منزجرکنندهای که حق زندگی در آزادی و کرامت را از فلسطینیان سلب میکند و رنج، زخمها و آینده آنها را که توسط جنایات و تجاوزات اسرائیل خفه شده است، نادیده میگیرد، فراموش کنیم جنایاتی که صهیونیستها هرگز به خاطر آنها مجازات نشدند.
همانطور که گفتیم تاریخ نوار غزه و فلسطین و به طور کلی درگیری میان فلسطینیان و صهیونیستها در 7 اکتبر 2023 و در جریان طوفان الاقصی آغاز نشد و با آن پایان نیافت، بلکه این عملیات پاسخ به یک واقعیت غم انگیز بود که در جریان آن همه فلسطینیها و نه فقط مردم غزه در درد و رنج زندگی میکردند.
در این میان برخی ترجیح میدهند از ریشه درگیری در فلسطین، که اشغال غیرقانونی اسرائیل با حمایت غرب است، چشمپوشی کنند.
طوفان الاقصی؛ گذرگاه مقدس برای فروپاشی دکترین امنیتی اسرائیل
اما در برخورد با عملیات طوفان الاقصی و آثار آن، دو تفسیر متناقض وجود دارد. به گفته ابوعبیده، سخنگوی گردانهای عزالدین قسام، شاخه نظامی حماس، دیدگاه اول آن را «یک معجزه نظامی میداند که دوست و دشمن آن را از نظر عظمت برنامهریزی و اجرای آن و نبوغ فریب استراتژیک استادانهای که توسط مبارزان مقاومت در بهرهبرداری از هر تهدید و فرصتی به کار گرفته شده است، تصدیق میکنند».
این دیدگاه تاکید میکند طوفان الاقصی در واقع یک گذرگاه مقدس بود که نقش زیادی در فروپاشی دکترین امنیتی اسرائیل داشت و هیچکس حتی خود صهیونیستها هم نمیتوانند این را انکار کنند.
اما دیدگاه دوم، ضمن موافقت با چارچوب عینی که در آن عملیات طوفان الاقصی واکنشی به اقدامات و تجاوزات اشغالگران اسرائیلی علیه نوار غزه و فلسطینیان به طور کلی بود، استدلال میکند که این تصمیمی بیملاحظه بود که بهای سنگینی داشت، زیرا موازنه قدرت با اسرائیل، چه در سطح منطقهای و چه در سطح بینالمللی، را در نظر نگرفت.
کسانی که با این دیدگاه موافقند ادعا میکنند که این عملیات بدون در نظر گرفتن و پیش بینی واکنش اسرائیل و حمایت بیقید و شرط آمریکا از آن، و همچنین تکیه بر موضع عربی و اسلامی بدون هیچ مبنای موجهی، انجام شده است.
بنابراین یکی از این دو دیدگاهها طوفان الاقصی را در یک بستر تاریخی و استراتژیک و دیگری آن را در یک بستر مستقیم و بیواسطه میبیند. در مورد تفسیر تاریخی و استراتژیک، این عملیات نشاندهنده یک دستاورد نظامی قابل توجه فلسطینیان علیه اسرائیل بود که میزان آسیبپذیری این رژیم را بدون حمایت غرب، و به ویژه آمریکا، آشکار کرد و نشان داد که رژیم صهیونیستی تا چه اندازه وابسته به حمایت خارجی است.
دستاوردهای فرامنطقهای حماسه 7 اکتبر فلسطین
بر این اساس، حماسه طوفان الاقصی تصویری را که اسرائیل سعی داشت از خود به عنوان یک قدرت منطقهای شکستناپذیر ارائه دهد، در هم شکست. این عملیات همچنین در شعله ور کردن تدریجی یک درگیری منطقهای میان محور مقاومت و رژیم صهیونیستی نقش داشت و جنگ منطقهای اخیر که شاهد آن بودیم از آثار آن است.
علاوه بر آن، نتایج عملیات طوفان الاقصی میتواند به توازنهای ژئوپلیتیکی بینالمللی نیز گسترش یابد، به ویژه اینکه این عملیات موجب شد تا آمریکا بار دیگر خودش را به باتلاق منطقه و مشارکت مستقیم در جنگهای آن بکشاند.
علاوه بر این، تغییرات در افکار عمومی جهان، از جمله افکار عمومی غرب و بهویژه آمریکا، علیه اسرائیل، بهویژه در میان نسلهای جوانتر، را نمیتوان دستکم گرفت. این تغییرات در احساسات عمومی، چشمانداز سیاسی چندین کشور غربی را فرا گرفته است.
اما دیدگاه دوم، در درجه اول بر تلفات سنگین انسانی که نوار غزه و مردم آن و حتی خود مقاومت فلسطین متحمل شدهاند، تمرکز دارد. رژیم صهیونیستی طی سه سال جنگ نسل کشی خود علیه نوار غزه، تقریباً این باریکه را به طور کامل نابود کرده، دهها هزار نفر از ساکنان آن را قتل عام و بیش از 100 هزار نفر را زخمی کرده است.
همچنین بیش از 60 درصد غزه امروز در اشغال رژیم صهیونیستی بوده و این رژیم تلاش دارد تا مردم غزه را از سرزمینشان آواره کند. علاوه بر آن رژیم اشغالگر به یهودیسازی کرانه باختری و قدس و مقدسات آن به ویژه مسجد الاقصی ادامه میدهد.
به طور کلی، ما مجبور نیستیم بین دو تفسیر یکی را انتخاب کنیم. اما هیچکس حق ندارد برای ملت و مقاومت فلسطین تصمیم بگیرد و به گونهای صحبت کند که انگار حق فلسطینیهاست که همیشه قربانی باشند و به خاطر عدم توازن قدرت میان آنها با صهیونیستهایی که تحت حمایت دائمی آمریکا و غرب قرار دارند، نباید به مقاومت فکر کنند.
اهمیت حفظ دستاوردهای طوفان الاقصی
هیچکس نمیتواند انکار کند طوفان الاقصی نتایجی داشت که بیشتر آنها در سالها و دهههای آینده روشن خواهد شد و مهمترین آنها شکلگیری موج بیسابقهای از بیداری جهانی و افشای حقیقت صهیونیسم برای جهانیان و به ویژه در میان نسل جدید غرب است.
اما امروز وظایفی که ملت فلسطین برای محافظت از حق مقاومت و همچنین دستاوردهای طوفان الاقصی دارند شامل اول، لزوم اتحاد و همکاری فلسطینیها، تجدید مشروعیت نهادها و رهبری آنها، و راهاندازی یک پروژه ملی که واقعاً نماینده همه آنها باشد، است.
همچنین وظیفه مهم حامیان مقاومت و فلسطین در این برهه، تلاش برای تضمین پایداری مردم فلسطین در نوار غزه در سرزمین خود و ایجاد سازوکارهای لازم برای رسیدگی به همه نیازهای بشردوستانه آنها و تقویت، تعمیق و تضمین پایداری تغییرات جهانی مداوم، به ویژه در غرب، به نفع حقوق فلسطینیان و علیه اسرائیل است.
انتهای پیام/