به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، بررسی آماری یک دهه گذشته نشر کودک و نوجوان، از روند صعودی کتابهای ترجمه در این بازار حکایت دارد. در حالی که میزان تألیف در سال 1394 از 10 هزار و 537 عنوان به 12 هزار و 518 عنوان در سال 1404 رسیده است (یعنی رشدی معادل 18.8 درصد)، تعداد عناوین ترجمه در این بازه زمانی از سه هزار و 586 عنوان به شش هزار و 801 عنوان رسیده است؛ یعنی رشدی برابر با 89 درصد.
این بازار در یک دهه گذشته سرمایهگذاری بر کارهای ترجمه را بهدلایل مختلف بر آثار تألیفی ترجیح داده است؛ این در حالی است که بازار کتاب کودک و نوجوان سه دهه پیش، یعنی در دهههای 60 و 70 بیشتر بهسمت انتشار و سرمایهگذاری روی کارهای بومی و تألیفی متمرکز بود؛ تمایلی که در نتیجه منجر به انتشار کتابهای جدید در شمارگان بالا و رشد نشریات کودک و نوجوان شد و "دوران طلایی" ادبیات کودک و نوجوان را رقم زد، اما چرا پس از آن دوران طلایی، بازار کتاب کودک در یک چرخش 180درجهای به این نتیجه رسید که دست از حمایت آثار بومی بردارد؟
در پاسخ به این پرسش میتوان زمینههای مختلفی را بررسی کرد، از جمله انگیزههای ناشر در این راستا، ریسک پایین سرمایهگذاری در برابر رشد درآمد است. در شرایطی که بازار کتاب ایران با مشکلات اقتصادی و چالشهای متعدد مواجه است، انتشار کتابی که پیش از این امتحان خود را پس داده و هزینه تصویرگری کتاب را پیشتر پرداخته است، میتواند راهی برای تنفس هر بنگاه نشر در شرایط فعلی باشد، مضاف بر اینکه ناشران ایرانی بهدلیل عدمعضویت در کنوانسیون برن، الزامی به پرداخت حق کپیرایت ندارند.
اگرچه برخی از کارشناسان، مسئله اقتصادی را اصلیترین موتور محرک در این زمینه میدانند، عدهای دیگر به زمینههای دیگر نیز اشاره میکنند؛ از جمله ضعف در تنوع موضوعی و ژانرها در ادبیات کودک و بهویژه نوجوان.
رمانهای نوجوان روز دنیا در دهههای اخیر بیشتر بهسمت خلق آثار شخصیتمحور و در عین حال مهیج حرکت کردهاند و کمتر تلاش دارند پیام "مستقیم" اخلاقی به مخاطب خود منتقل کنند؛ این در حالی است که بخش قابلتوجهی از تألیفات داخلی همچنان درگیر مسائل تعلیمی است،
از سوی دیگر، کتابهای ترجمه ژانرهای متنوعتری در اختیار مخاطب قرار میداد؛ ژانرهایی که در دهههای اخیر خبری از آنها در بازار کتاب ایران نبود.
داوود امیریان، نویسنده، در گفتوگویی با تسنیم بر این باور است که یکی از دلایل کمبود ژانر در ایران، عدمتوجه نویسندگان ایرانی به سرمایههای بومی در این زمینه مانند ادبیات فولکلور یا داستانهای شفاهی است که سینه به سینه از نسلی به نسل دیگر منتقل و از زبان پدربزرگها و مادربزرگها نقل میشود.
او معتقد است: بخش قابلتوجهی از نویسندگان امروز با دغدغهها و فضای ذهنی نوجوان امروز آشنا نیستند و عمدتاً در حال نوشتن خاطرات و پرداختن به فضای ذهنی خود هستند.
صحبتهای او در این زمینه را میتوانید در ادامه ببینید:
.
انتهای پیام/+