به گزارش خبرگزاری تسنیم از بیرجند، هنوز هوا روشن نشده است. سرمای سحرگاهی آرامآرام روی زمین نشسته و سکوتی خاص بر دشت حاکم است. شاید اگر مسافر باشی و برای نخستینبار پا به این سرزمین گذاشته باشی، در همان لحظه نخست از خودت بپرسی چه کسی حاضر است در چنین سرمایی از خانه بیرون بیاید؟
اما چند متر آنطرفتر، داستان کاملاً متفاوت است. کشاورز میداند که خورشید اگر کمی بالاتر بیاید، ممکن است بخشی از حاصل یک سال زحمتش آسیب ببیند. برای همین، هنوز سپیده نزده، راهی مزرعه شده است. و ناگهان، در میان تاریکی و سرمای صبحگاهی، منظرهای چشمنواز مقابل چشمانت شکل میگیرد؛ مزرعهای که انگار فرشی ارغوانی بر زمین پهن کردهاند.
گلهای زعفران از دل خاک بیرون آمدهاند؛ ظریف، شکننده و زیبا. اینجا فصل برداشت زعفران است؛ فصلی که برای کشاورز شاید سختترین روزهای سال باشد، اما برای گردشگر میتواند یکی از متفاوتترین تجربههای سفر رقم بخورد.

طلوعی که رنگ دیگری دارد
طلوع خورشید در هر نقطهای از جهان زیباست، اما طلوع در میان مزارع زعفران خراسان جنوبی، رنگ و بوی دیگری دارد. آفتاب که آرامآرام از پشت افق بالا میآید، پرتوهای نخستینش روی گلهای بنفش مینشیند. نسیم سرد صبحگاهی در میان ردیفهای زعفران میپیچد و کشاورزان، بیآنکه منتظر گرم شدن هوا بمانند، مشغول کارند.
گلها باید پیش از گرم شدن هوا چیده شوند. دستها به سمت زمین خم میشود؛ گلها یکییکی چیده میشوند و در سبدها قرار میگیرند. برای گردشگر شاید این صحنه شبیه یک قاب سینمایی باشد، اما برای کشاورز، هر گل بخشی از درآمد و معیشت خانواده است. همین تضاد، گردشگری کشاورزی را جذاب میکند؛ جایی که گردشگر فقط منظره را نمیبیند، بلکه زندگی پشت آن منظره را هم لمس میکند.
گردشگر اینجا فقط تماشاگر نیست
در بسیاری از سفرها، گردشگر وارد یک شهر میشود، چند مکان دیدنی را میبیند، عکس میگیرد و برمیگردد. اما در گردشگری کشاورزی، ماجرا متفاوت است. گردشگر میتواند صبح زود همراه کشاورز راهی مزرعه شود، گل زعفران بچیند، سبد برداشت را پر کند و بعد در کنار خانواده کشاورز بنشیند و مراحل جدا کردن کلالههای زعفران را از نزدیک ببیند.
حتی ممکن است چند ساعت بعد، دستهایش به رنگ زرد زعفران درآمده باشد. این تجربه ساده، شاید برای گردشگری که زندگی روزمرهاش فاصله زیادی با کشاورزی دارد، به یکی از ماندگارترین بخشهای سفر تبدیل شود. زیرا اینجا محصولی که تا پیش از این فقط آن را در بستهبندیهای کوچک فروشگاه دیده بود، ناگهان شکل دیگری پیدا میکند؛ از دل خاک بیرون میآید، با دست چیده میشود و با حوصله فراوان آماده مصرف و عرضه میشود.

داستان زرشک؛ سرخِ خراسان جنوبی
اما پاییز خراسان جنوبی فقط ارغوانی نیست. کمی دورتر، باغهای زرشک در لباس سرخ خودنمایی میکنند. دانههای سرخ زرشک میان شاخهها قرار گرفتهاند و باغداران سرگرم برداشت محصول هستند. اینجا نیز کار سادهای در انتظار کشاورز نیست.
شاخههای زرشک تیغ دارند و گاهی دست باغدار را زخمی میکنند. اما همین سختی، بخشی از قصه محصولی است که نام خراسان جنوبی را در جهان مطرح کرده است. گردشگری که وارد این باغها میشود، میتواند برای ساعاتی در کنار کشاورز قرار بگیرد، شیوه برداشت را ببیند و با دشواریهای تولید محصول آشنا شود. شاید حتی یک بار هم که شده، تیغ زرشک دستش را خراش دهد؛ زخمی کوچک که میتواند روایت بزرگی از سفر با خود به همراه داشته باشد.
یک قاب برای آلبوم خاطرات
درختان زرشک در فصل برداشت، با دانههای سرخ و برگهای سبز، خودشان را به یکی از زیباترین سوژههای عکاسی تبدیل میکنند. مزارع زعفران نیز در اوج گلدهی، منظرهای متفاوت ایجاد میکنند. گردشگران در میان این طبیعت رنگارنگ عکس میگیرند؛ عکسهایی که فقط یک تصویر زیبا نیستند، بلکه بخشی از خاطره سفر به خراسان جنوبی خواهند بود. شاید سالها بعد، همین عکسها بهانهای برای بازگشت دوباره باشد؛ درست در همان روزهایی که دوباره زعفرانها سر از خاک بیرون میآورند و باغهای زرشک لباس سرخ بر تن میکنند.
پاییز، بهار گردشگری کشاورزی
اگرچه پاییز برای بسیاری از مناطق کشور فصل پایان سفرهای طبیعتگردی محسوب میشود، در خراسان جنوبی داستان متفاوت است. اینجا پاییز میتواند بهار گردشگری کشاورزی باشد. از نیمه مهرماه که برداشت زعفران آغاز میشود تا پایان آبانماه که بخش قابل توجهی از فعالیتهای برداشت این محصولات ادامه دارد، استان چهرهای متفاوت پیدا میکند.
تورهای گردشگری داخلی و خارجی میتوانند در این بازه زمانی وارد استان شوند و علاوه بر بازدید از جاذبههای تاریخی و طبیعی، به مزارع و باغهای کشاورزی بروند. در واقع، مزرعه در این فصل خود به یک مقصد گردشگری تبدیل میشود. این همان ظرفیتی است که شاید هنوز آنگونه که باید دیده نشده است.
محصولی که خودش میتواند مقصد سفر باشد
سالهاست درباره زعفران و زرشک خراسان جنوبی به عنوان محصولات مهم اقتصادی صحبت میشود؛ محصولاتی که سهم قابل توجهی در تولید استان دارند و نام خراسان جنوبی را در بازارهای داخلی و خارجی مطرح کردهاند. اما شاید وقت آن رسیده باشد که نگاه دیگری نیز به آنها داشته باشیم.
چرا زعفران فقط محصولی برای فروش باشد؟ چرا مزرعه زعفران نتواند مقصد سفر باشد؟ چرا گردشگر نتواند چند روز در یک روستا اقامت کند، صبح زود همراه کشاورز به مزرعه برود، در برداشت محصول مشارکت کند، غذای محلی بخورد و شب، داستانهای کشاورزان منطقه را بشنود؟ چنین سفری علاوه بر ایجاد تجربه برای گردشگر، میتواند درآمدی مستقیم برای جامعه محلی ایجاد کند.
در این مدل، تنها هتل و آژانس گردشگری درآمد کسب نمیکنند؛ کشاورز، روستایی، راننده، فروشنده صنایع دستی، تولیدکننده محصولات غذایی و بسیاری دیگر از مردم محلی نیز میتوانند از حضور گردشگر منتفع شوند.
ظرفیتی که هنوز جای کار دارد
با وجود برگزاری برخی تورهای گردشگری در فصل برداشت زعفران و زرشک، گردشگری کشاورزی در خراسان جنوبی هنوز فاصله زیادی با ظرفیت واقعی خود دارد. برای توسعه این بخش، تنها معرفی مزارع کافی نیست. باید زیرساخت فراهم شود؛ مسیرهای دسترسی مناسب، اقامتگاههای بومگردی، سرویسهای بهداشتی، مراکز عرضه مستقیم محصولات، راهنمای گردشگری آموزشدیده و برنامههای مشخص برای حضور گردشگران در مزارع.
از سوی دیگر، کشاورزان نیز باید آموزش ببینند که چگونه از حضور گردشگر در مزرعه استقبال کنند و چگونه تجربهای امن و جذاب برای او رقم بزنند. حتی میتوان برای گردشگران بستههای مشخصی طراحی کرد؛ از «یک صبح در مزرعه زعفران» گرفته تا «یک روز با کشاورز زرشککار». گردشگر میتواند در برداشت محصول مشارکت کند، در فرآوری آن آموزش ببیند و در پایان، محصولی را که خودش در برداشت آن نقش داشته به عنوان سوغات با خود ببرد.
گردشگری؛ راهی برای معرفی محصول ایرانی
یکی دیگر از مزیتهای گردشگری کشاورزی، معرفی مستقیم محصولات به مصرفکننده است. گردشگری که مراحل تولید زعفران را از نزدیک دیده باشد، هنگام خرید آن دیگر تنها یک بسته زعفران نمیبیند؛ پشت آن بسته، مزرعه، کشاورز، سرمای صبحگاهی، ساعتها کار و داستان یک خانواده را به خاطر میآورد. این ارتباط میتواند به اعتماد بیشتر مصرفکننده و افزایش ارزش افزوده محصول کمک کند.
از سوی دیگر، حضور گردشگران خارجی فرصتی برای معرفی مستقیم زعفران و زرشک خراسان جنوبی در بازارهای بینالمللی است. محصولی که گردشگر از مزرعه خریداری میکند، میتواند همراه او به کشور دیگری برود و به نوعی سفیر محصول خراسان جنوبی باشد.
خراسان جنوبی؛ سرزمین رنگها
خراسان جنوبی را شاید بتوان در فصل برداشت با سه رنگ به یاد آورد؛ ارغوانی زعفران، سرخ زرشک و طلایی آفتاب. سه رنگی که در کنار هم تصویری منحصربهفرد از این استان میسازند. اینجا کشاورزی فقط فعالیتی برای تولید محصول نیست؛ بخشی از فرهنگ، سبک زندگی و هویت مردم است. اگر این ظرفیت به درستی معرفی شود، گردشگر میتواند نهتنها برای دیدن یک محصول، بلکه برای تجربه کردن یک شیوه زندگی به استان سفر کند.
از یک مزرعه تا یک مقصد گردشگری خراسان جنوبی از نظر تولید زرشک رتبه نخست جهان و در تولید زعفران رتبه دوم جهان را دارد. زعفران این منطقه نیز از نظر کیفیت جایگاه ممتازی دارد. این اعداد، تنها آمارهای اقتصادی نیستند؛ میتوانند بخشی از شناسنامه گردشگری استان باشند.
وقتی محصولی در چنین مقیاسی تولید میشود، طبیعی است که فرآیند تولید آن نیز برای گردشگر جذاب باشد. کشاورزی میتواند از پشت دیوارهای مزرعه بیرون بیاید و به بخشی از تجربه سفر تبدیل شود. و شاید آینده گردشگری خراسان جنوبی دقیقاً همینجا باشد؛ جایی میان ردیفهای زعفران و شاخههای زرشک.
صبحی سرد، مزرعهای ارغوانی، دستانی که گل زعفران میچینند و پیرمرد یا پیرزنی که کنار زمین نشسته و از سالها زندگی با این خاک میگوید. بعد، باغی سرخ، شاخههایی تیغدار و کشاورزی که محصول یک سال زحمتش را برداشت میکند. اینها چیزهایی نیستند که بتوان در یک بروشور گردشگری بهسادگی توضیح داد. باید آمد، دید، لمس کرد و تجربه کرد.
خراسان جنوبی میتواند در فصل برداشت، میزبان گردشگرانی باشد که میخواهند چیزی فراتر از یک عکس یادگاری با خود ببرند؛ خاطره یک صبح سرد در مزرعه زعفران، رنگ زرد کلالهها روی دست، عطر زرشک تازه و قصه مردمی که زندگیشان با خاک گره خورده است.
شاید همین تجربه، بهترین تبلیغ برای خراسان جنوبی باشد؛ استانی که پاییزش، برخلاف تصور، فصل خاموشی نیست؛ فصل شکفتن، برداشت و مهمانی است.
انتهای پیام/