خبرگزاری تسنیم - گروه فرهنگی: گذشته، تمام قد در اکنونِ ما حضور دارد و تنها با درک صحیح از آن، ساخت آینده ممکن میشود. سوال این است که هیأت به عنوان یک نهاد اجتماعی موثر، چه ارتباطی به این موضوع دارد؟
سیدرضا مؤیدی پژوهشگر و محقق در اینباره یادداشتی نوشته که برای انتشار در اختیار تسنیم قرار گرفته است.
مشروح اینیادداشت را در ادامه میخوانیم:
زمان در پیامهای رهبری
یکی از نکات پرتکرار در پیام های رهبر معظم انقلاب و به ویژه در پیام اخیر ایشان، تکیه بر مفهوم رازآلود «زمان» است. این بار، در پیامی که به مناسبت هفته دفاع مقدس و سالگرد شهادت شهید سیدحسن نصرالله صادر شد، گویی زمان زبان گشوده و به حرف آمده است، چرا که به نحوی بسیار برجستهتر از دیگر پیامها، مورد تاکید قرار گرفته است. زمان، «امتداد» است و در معنای خود، متضمن حرکت؛ پس امام امت نیز در این پیام، دائما مخاطب را از نقطهای به نقطه دیگر در تاریخ حرکت داده و با اشارت از او میخواهند که بجای مقطعی دیدن وقایع و رویدادها، آن ها را در یک سیر تاریخی و در امتداد، فهم کند.
امر خدای متعال به جناب موسی علیهالسلام مبنی بر یادآوری و تذکر ایام الله به قومش، آیهای است که به عنوان مَطلع پیام رهبری انتخاب شده؛ آیهای که نشان میدهد پیام قرار است درباره چه با ما سخن بگوید: «وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مُوسَى بِآيَاتِنَا أَنْ أَخْرِجْ قَوْمَكَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَذَكِّرْهُمْ بِأَيَّامِ اللَّهِ» جالب اینجاست که «حرکت» در آیه انتخاب شده هم خودنمایی میکند و آن پیغمبر بزرگ، مکلف شده است قوم خویش را از ظلمات به سوی نور، حرکت دهد. شاید این از ظرائف پیام رهبری است که بند بند آن، سکون و متوقف شدن در یک نقطه را نفی و در عوض، به پویایی و عزیمت تشویق میکند.
خاطره در خاطره
در این پیام، مقام معظم رهبری با یادآوری ایام الله و خاطره دفاع مقدس هشت ساله آغاز میکنند؛ ایامی که به تعبیر لطیف ایشان، یخهای سلطهگری و استعمار در اثر گرمای همبستگی ملی و وفاداری مردم به مکتب، در حال ذوب شدن بود. آنگاه در دل همین خاطره، خاطره دیگری را به تصویر میکشند: «در آن روزها، بعضی از مردم ایران خاطرات بیست و چند سال قبل از آن در بدخواهی استعمارگران و حوادث مربوط به ملیسازی صنعت نفت و کودتای آمریکایی را به یاد داشتند.» به این ترتیب، ما در جایگاه مخاطبِ این پیام، با یک روایتِ تودرتو یا به بیان دیگر، «زنجیره خاطره» مواجهیم.
خاطرههای جمعی یک ملت، جزیرههای منفک و مستقل از هم نیستند؛ حلقههایی هستند که به هم متصل میشوند و یک زنجیره پیوسته میسازند. بنابراین توضیح یک حلقه، بدون فهم دیگر حلقهها ممکن نیست و اگر این زنجیره پاره شود، حلقه ها با جدا شدن از یکدیگر، معنای خود را از دست میدهند. تاریخ به همین پیچیدگی ساخته میشود، رخدادها در دل یکدیگر متولد می شوند و حوادث آینده در حوادث گذشته ریشه دارند. با این حساب، کسی می تواند از موقعیت حال و آینده خود، تحلیل صحیح به دست آورد، که درک درستی از عنصر زمان و تاریخ داشته باشد.
آن روزها و این روزها
به بیان رهبر انقلاب، تلخی کودتای 28 مرداد 1332 هنوز در کام ایرانیان حس می شد که آنان را از 31 شهریور 1359، به 8 سال ایستادگی در برابر سلطهگران و اذنابشان واداشت. انباشت ذهنی این دو خاطره و سپس دهها خاطره دیگر نیز، مقاومت جانانه امروز را در مقابل دشمنان قسم خورده این آب و خاک، رقم زده است. درکِ درست از زمان، هنگامی شکل میگیرد که حافظه تاریخی، منصفانه دست به مقایسه بزند و به نظر میرسد این همان چیزی است که رهبر معظم انقلاب در پیامشان از ما خواستهاند.
این پیام به خوبی، خاصیت جوّال بودگی ذهن را به خدمت گرفته، دائما مخاطب را بین دوگانها و موقعیتهای تاریخی، رفت و برگشت میدهد. جای جای این پیام، مقایسه تاریخی است؛ برای مثال، مقایسه «آن روزهایی که در آغاز تهاجمات دنبالههای نظام سلطه، کشورمان برای دفاع از خود در مقابل بسیاری از تهدیدات، دستانی خالی را از نظام طاغوت به ارث برده بود»، با امروزی «که خود سلطهگران متجاوز، و نه دنبالهروان آنان، در مقابل حملات رزمندگان اسلام، جان پناه میجویند و دست التماس به ترک جنگ برمیدارند.» از تاثیرگذارترین فرازهای پیام است.
هیأت و تولید قدرت
در این میان، یکی از مهمترین ظرفیتهای اجتماعی برای تقویت حافظه تاریخی و روایت خاطرههای جمعی، نهاد هیأت و جامعه ستایشگران خاندان عصمت و طهارت علیهمالسلام است. از جمله کارویژههای این نهاد مردمی، «تذکر» و «یادآوری» است. هیأت، حافظه تاریخی را از یک امر ذهنی، به تجربهای زنده، تکرارشونده و اجتماعی بدل میسازد. در واقع، آنچه در کتابها ممکن است صرفاً بهعنوان یک واقعه تاریخی باقی بماند، در هیأت بارها روایت، بازسازی و به نسلهای بعد منتقل میشود و از این رهگذر، گذشته همچنان در زمان حال حضور پیدا میکند.
این ظرفیت، بیش از هر چیز از طریق زنجیره خاطره فعال میشود. در مجالس اهلبیت علیهمالسلام، هر واقعه تاریخی، مخاطب را به واقعهای دیگر پیوند میدهد و مجموعهای از خاطرات در دل یکدیگر معنا پیدا میکنند. نمونه روشن این سازوکار را میتوان در «گریز روضه» مشاهده کرد؛ جایی که روایت یک واقعه، بهصورت طبیعی و عاطفی به واقعهای دیگر پیوند میخورد و مخاطب در فاصلهای کوتاه، میان چند کانون تاریخی حرکت میکند. به این ترتیب، هیأت با کنار هم نشاندن خاطرات، یک «روایت پیوسته» میسازد؛ روایتی که گذشتههای دور را به تجربه اکنون پیوند میدهد و احساس تعلق به یک مسیر تاریخی را به مخاطب القاء میکند.
از همین رو، نهاد هیأت را میتوان فراتر از کارکرد آیینی آن، بهعنوان یکی از ظرفیتهای جدی «تولید قدرت» دید. اگر خاطرات تاریخی بهدرستی روایت و بهصورت پیوسته در ساحت ذهنی و عاطفی جامعه بازتولید شوند، میتوانند در لحظات بحران، به افزایش تابآوری ملی، تقویت روحیه مقاومت و حفظ انسجام اجتماعی کمک کنند. با این نگاه، هیأت دیگر تنها روایتگر گذشته نیست؛ بلکه در لحظه اکنون و ساخت آینده نیز سهم دارد.
جمعبندی و نتیجهگیری
کوتاه سخن آنکه، درست در لحظهای که باید به «حال» اندیشید، بازخوانی «گذشته» اهمیت دوچندان مییابد. حافظه تاریخی میتواند در بحرانی ترین لحظات، نقش مهم ترین سلاح را ایفا کند. باید دانست وعدهای که در این پیام پرمضمون، توسط رهبر حکیم انقلاب داده شده است، یعنی «آن روزهای سابق که دشمن ما آرزوی بازگشت به آن را دارد، گذشت، و دیگر هیچگاه تکرار نخواهد شد»، جز با التفات به عنصر زمان در تحلیلها و زنده نگه داشتن حافظه تاریخی در میان مردم، محقق نخواهد شد. همان طور که دشمن نیز دقیقا بر روی همین نقطه دست گذاشته و همواره بر روی ضعف حافظه ما حساب باز کرده است. در این جنگ تمام عیار، باید از همه ظرفیت ها به خوبی بهره برد و یکی از مهمترین آنها، نهاد اجتماعی هیأت است. از آنجا که ماهیت هیأت، اساسا با خاطره و حافظه تاریخی گره خورده است، این نهاد میتواند گذشته را به مثابه سرمایهای برای مواجهه با چالشها و بحرانهای اکنون در اختیار ما بگذارد.