به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری تسنیم، یمن کشوری است که پس از رنج سالها جنگ داخلی ناشی از رقابتهای قدرتهای منطقهای و بین المللی همچون مصر و رعبستان از یک سو و شوروی و آمریکا از سویی دیگر سرانجام در سال 1990 متحد شد. طبق توافقاتی که بین سران دو کشور یمن شمالی و جنوبی وجود داشت علی عبدالله صالح که رئیسجمهور یمن شمالی بود، این سمت را نیز در یمن متحد به عهده گرفت. علی عبدالله صالح تا سال 2012 این منصب را برعهده داشت و به دلیل روابط گسترده با عربستان در طی سالهای حکومت او نفوذ این کشور در یمن رشد قابلتوجهی پیدا کرد.
در جریان بیداری اسلامی، مردم یمن در واکنش به سالهای متمادی دیکتاتوری و فساد علی عبدالله صالح دست به قیام زدند و به رهبری انصارالله قدرت را به دست گرفتند. با روی کار آمدن انصارالله در یمن که از لحاظ ایدئولوژیک به ایران نزدیک بود، عربستان که از گسترش نفوذ ایران در همسایگی خود و کاهش نفوذ خود در یمن واهمه داشت به بهانه حمایت از مزدوران خود در یمن با پشتیبانی همهجانبه آمریکا از مارس 2015 جنگی فرسایشی و محاصرهای همهجانبه را علیه یمن آغاز کرد که این محاصره تا 13 تیر 1405 ادامه داشت.
اقدام جمهوری اسلامی ایران در انجام دو پرواز مستقیم به صنعا در تاریخ 13 و 22 تیر 1405 پس از 11 سال انسداد کامل مسیر هوایی به یمن، نقطه عطفی در شکستن این محاصره بود که با واکنش سراسیمه عربستان سعودی و حمله به فرودگاه صنعا همراه شد. یمن نیز در پاسخ به تجاوز عربستان، زیرساختهای انرژی این کشور را هدف قرار داد و بابالمندب را به روی شناورهای این کشور بست.
در شرایط کنونی که ایران در پاسخ به جنایات آمریکا و رژیم صهیونیستی تنگه هرمز را مسدود کرده و جهان را با نگرانی شدید از بحران انرژی مواجه ساخته است، نقشآفرینی یمن ابعاد تازهای مییابد. ورود یمن به این نبرد و هدف قراردادن زیرساختهای انرژی عربستان در پاسخ به نقض حریم هوایی این کشور و بستن تنگه بابالمندب اگر چه پاسخی به سالها جنایت عربستان در این کشور است؛ اما در نگاه کلی این رخداد باعث شده شوک به بازارهای انرژی دوچندان شود و دشمن تحتفشار بیشتری قرار گیرد. این همان عینیتبخشی به راهبرد «وحدت میادین» است که در آن، تکتک اضلاع مقاومت فشاری همزمان و گریزناپذیر را بر شریانهای اقتصادی دشمن وارد میسازند.
وحدت میادین صرفاً یک موضع دیپلماتیک یا اعلام همبستگی سیاسی نیست. این مفهوم در عالیترین سطح خود، به معنای شکلگیری یک زنجیره عملیاتی یکپارچه، ریسکپذیری مشترک و تکمیل اقدامات میدانی اعضای جبهه مقاومت است. در این الگو، هرگونه فشار بر یک ضلع جبهه مقاومت، باید با پاسخ هماهنگ و سریع از سوی ضلع دیگر پاسخ داده شود. این پیوند عملیاتی در صورت عملیشدن، محاسبات راهبُردی دشمن را برهم میزند؛ زیرا ابزار تحریم و محاصره دیگر نمیتواند بازیگران مقاومت را بهصورت جداگانه مهار یا مستهلک کند.
در حال حاضر یمن در حصر همهجانبه قرار دارد و دشمن توانسته با جداسازی جغرافیایی به این عضو مؤثر جبهه مقاومت خسارات مهمی را وارد کند. در نتیجه ایران باید با استمرار و تثبیت رفع حصر یمن، این ساختار جداسازی را از میان بردارد و راهبرد دشمن را که با اعمال حصر طولانیمدت، ظرفیتهای داخلی ملل مستقل را به تحلیل میبرد را خنثی سازد. در نتیجه این اقدام، مردم شجاع و مقاوم یمن میتوانند با قوت بیشتری در این نبرد جبهه مقاومت را یاری کنند.
مطابق تأکیدات رهبر معظم انقلاب اسلامی، همراهی و همافزایی اجزای جبهه مقاومت با یکدیگر، کلید اصلی کوتاهتر شدن عمر فتنه و تجاوز صهیونی-آمریکایی در منطقه است. ازاینرو، شکستن حصر یمن صرفاً یک اقدام مقطعی یا یک ژست دیپلماتیک نیست، بلکه گامی حیاتی در تثبیت موازنه جدید قدرت به شمار میرود.
بر همین اساس، ضروری است جمهوری اسلامی ایران با اتخاذ دیپلماسی فعال، پشتیبانی همهجانبه میدانی و تداوم پروازها، شریانهای مواصلاتی به صنعا را تثبیت کند. مطالبه اصلی در شرایط کنونی، ایجاد یک «مسیر دائمی و بازگشتناپذیر» و «رفع کامل و پایدار محاصره» است تا با همافزایی کامل اضلاع مقاومت، ابزار حصر و تحریم برای همیشه از دست ائتلاف دشمن خارج شود.
نویسنده: علیرضا دمیرچی، کارشناس مسائل غرب آسیا
انتهای پیام/