به گزارش فرهنگی خبرگزاری تسنیم، مهدی نورعلیشاهی پژوهشگر و نویسنده عرصه فرهنگ و ارتباطات در بیستمین پیشنشست علمی همایش ملی زن مسلمان در دنیای معاصر با بیان این که پدیده حجاب استایلینگ نه یک انتخاب صرفاً زیباییشناختی، بلکه یک سازوکار اقتصادیِ دقیق و هدایتشده توسط الگوریتمهای سرمایهداری دیجیتال برای تغییر ذائقه بصری زن ایرانی است، گفت: در معماری پلتفرمهای تصویرمحور مانند اینستاگرام، بقای کاربر منحصراً به تولید مداوم شوک بصری و فروش توجه وابسته است؛ ساختاری که در آن، زن ایرانی از یک سوژه آگاه، اندیشهورز و کنشگر اجتماعی، به چرخدندهای برای بازتولید چرخههای مصرف، تمایزطلبی طبقاتی و حراج حریم خصوصی تقلیل مییابد.
وی افزود: ما در قالب پدیده حجاب استایلینگ به نام نوگرایی، با جریانی روبهروییم که با بازنمایی یک زیست اشرافی و جعلی، رسالت واقعی و توانمندی فکری زن معاصر را در پای مناسبات تجاری و ارزشگذاریهای الگوریتمی ذبح میکند.
نورعلیشاهی در سخنان خود با تأکید بر اینکه «بحران امروز ما بحران سلیقه در پوشش نیست، بلکه بحران تسخیر ذهن و معنا توسط ماشینهای داده است افزود: حجاباستایلینگ دیگر یک حرکت فردی یا ابراز سلیقه شخصی نیست، بلکه یک بیزینس مدل بیرحم و مبتنی بر روانشناسی توجه است که در آن، کرامت و حریم زیست زنانه، به ماده خام برای تولید ثروت شرکتهای تبلیغاتی تبدیل شده است.
وی در ادامه، با نقدِ این باور که حجاباستایلینگ بیانگرِ آزادیِ انتخاب یا سبکِ زندگیِ نوگرایانه است، این جریان را گرفتارِ یک مدلِ کسبوکارِ اجباری دانست و اظهار داشت: این تصور که کنشگرانِ این فضا کاملاً آزادانه تصمیم میگیرند، یک خطای تحلیلی است؛ چرا که پلتفرمهای تصویرمحور مثل اینستاگرام، قوانینِ بازی را تعیین میکنند. سیستمِ این پلتفرمها برای اینکه به شما اجازه دیده شدن بدهد، عملاً شما را مجبور میکند تا مرزهایِ حریمِ خصوصی و زندگیِ روزمره را از بین ببرید و آن را به ویترین تبدیل کنید.
نورعلیشاهی در ادامه افزود: در واقع، آنچه در حجاباستایلینگ شاهد هستیم، نه یک کنشِ مستقلِ فرهنگی، بلکه دنبالهرویِ بیچونوچرا از منطقِ اقتصادِ توجه است. در این ساختار، فرد بهجای اینکه بر اساسِ هویت یا ارزشهایِ شخصیاش عمل کند، به ابزاری برایِ جذبِ مخاطب و نمایشِ برندها تبدیل میشود. نتیجه این است که زنِ امروز، به جای آنکه کنشگرِ مستقلِ اجتماعی باشد، به یک تابلویِ تبلیغاتی تقلیل یافته است که جایگاه و اعتبارش نه با تفکر و اثرگذاری، بلکه با اعداد و ارقامِ لایک و میزانِ فروشِ محصولات تعریف میشود.
این محقق و نویسنده در بخش دیگری از این سخنرانی، با واکاوی «شکاف بازنمایی» در این پدیده، الگوی برساختهشده توسط حجاباستایلها را فاقد هرگونه انطباق با واقعیتهای جامعهشناختی زن ایرانی دانست و تصریح کرد: مطالعه ساختار محتوایی این صفحات نشان میدهد که بازنماییِ ارائهشده از زن، بر مدار یک زیست اشرافی نمایشی و مبتنی بر مصرف متظاهرانه سازماندهی شده است؛ الگویی که در تضاد بنیادین با زیستجهان واقعی اکثریت جامعه زنان ایران اعم از تلاشهای شغلی، کنشگریهای علمی، مدیریت اقتصاد خانواده و تابآوری اجتماعی قرار دارد.
نورعلیشاهی در پایان این نشست، میدان دادن یا همراهی دستگاههای فرهنگی و تبلیغاتی با جریان حجاباستایلینگ را یک خطای محاسباتی و استراتژیک دانست و تأکید کرد: ورود یا حمایت نهادهای رسمی از این جریان حتی با تصورِ جذب مخاطب به معنای مشروعیتبخشی به منطقِ مصرفگرایی و بازتولیدِ همان نگرشهای سطحی و نمایشی است. راهبرد صحیح فرهنگی در مواجهه با اقتصاد توجه، تقلید از الگوهای تجاری پلتفرمها نیست؛ بلکه دستگاههای متولی باید با فاصلهگرفتنِ بنیادین از این رویکردهای تزئینی، به سمت پشتیبانی منطقی از الگوهای اصیل حرکت کنند.
گفتنی است همایش علمی «رسالت زن مسلمان در دنیای معاصر» در آذرماه 1405 برگزار میشود و پذیرای مقالات علمی نویسندگان و پژوهشگران در حیطۀ محورهای مختلف همایش است.
انتهایپیام/