به گزارش خبرگزاری تسنیم از شیراز، منصور قطرویی، پژوهشگر و کارشناس مسائل جنگ ترکیبی طی یادداشتی با عنوان "جنگ رسانهای؛ الگوی تکرارشونده آمریکا، از مرغهای مقلد تا جنگ شناختی" که در اختیار خبرگزاری تسنیم قرار داد، نوشت:
دشمن را باید شناخت، شیوههای آن را باید شناخت، از دشمن بایستی برحذر بود. (قائد شهید،1378)
آمریکا از دهه 1940 با دفتر اطلاعرسانی جنگ و سپس عملیات مرغ مقلد در دهه 1960، رسانه را به ابزار جنگ تبدیل کرد. امروز همان الگو در قالب جنگ شناختی و جنگ رسانهای علیه جمهوری اسلامی ایران بازتولید میشود؛ الگویی که همواره با ابزارهای جدید ادامه یافته است.
در سیاست جهانی امروز، قدرت تنها در تانک و موشک خلاصه نمیشود؛ بلکه بخش بزرگی از آن در ذهنها ساخته میشود. ایالات متحده از نیمهی قرن بیستم، رسانه و عملیات روانی را به ستون فقرات دیپلماسی و جنگهای خود بدل کرد تا روایتها نه فقط جنگها و سرانجام جنگ ها، بلکه ذهن ملتها را شکل دهند.
بررسی این روند تاریخی نشان میدهد که آمریکا چگونه از ابزار رسانه برای طراحی ادراک عمومی دربارهی «خوب»، «بد» و «دشمن» بهره برده است.
امروز، این الگو در قبال جمهوری اسلامی ایران با شدتی بیسابقه در قالب جنگ ترکیبی، و در ابعاد رسانهای و شناختی بازتولید میشود.
جنگ جهانی دوم؛ پیدایش جبههای تازه در میدان نبرد
با ورود آمریکا به جنگ جهانی دوم (1941)، نیاز به کنترل افکار عمومی و توجیه درگیری نظامی، دولت را واداشت تا «دفتر اطلاعرسانی جنگ» (Office of War Information – OWI) را تشکیل دهد. این دفتر مسئول تولید فیلم، پوستر و برنامههای تبلیغاتی برای مدیریت افکار عمومی و روحیهی مردم امریکا، مشروعیتبخشی به جنگها و تأثیر بر افکار عمومی جهانی بود.
در این دوره، هالیوود از صنعت سرگرمی به ابزار سیاست تبدیل شد؛ فیلمها دشمنان آمریکا را اهریمن و آمریکا را منجی آزادی معرفی کردند. «اینجا، برای نخستینبار، پیوندی ساختاری میان صنعت سرگرمی و اهداف ژئوپولیتیکی آمریکا شکل گرفت؛ به این معنا که هالیوود از یک صنعت صرفاً فرهنگی به ابزاری برای پیشبرد سیاست خارجی واشنگتن تبدیل شد. این الگو تا امروز تداوم دارد و اکنون در قالب جنگ رسانهای و شناختی علیه ایران نیز به کار گرفته میشود.
آغاز جنگ سرد؛ از تبلیغات تا جنگ ایدئولوژیک
پس از 1945، دشمنی تازه تعریف شد: اتحاد شوروی و کمونیسم. از اینجا سیاست رسانهای آمریکا وارد مرحلهای بلندمدت شد؛ نبردی برای حفظ «برتری روایت» در برابر ایدئولوژی رقیب. سه روند مهم این مرحله عبارتاند از:
1- رسانه بهعنوان ابزار بازدارندگی: رسانه نه برای خبررسانی، بلکه برای دفاع از «آزادی آمریکایی» در برابر نفوذ کمونیسم عمل کرد.
2- نهادینه شدن جنگ روانی: با تأسیس سازمان CIA در سال 1947، عملیات روانی رسماً در ساختار سیاست خارجی آمریکا جای گرفت.
3- توسعهی رسانههای برونمرزی: شبکههایی، چون «صدای آمریکا»، «رادیو اروپای آزاد» و «رادیو آزادی» بهصورت هدفمند برای مخاطبان بلوک شرق ایجاد شدند تا روایتهای جایگزین و مدل زندگی آمریکایی را ترویج دهند. همین شبکهها امروز با پخش فارسی، مخاطب ایرانی را هدف گرفتهاند.
پروژهی CIA؛ عملیات مرغ مقلد (Mockingbird) و مهندسی افکار جهانی
در دهههای 1950 و 1960، CIA شبکهای غیررسمی از روزنامهنگاران و مدیران رسانهای را در داخل و خارج آمریکا به خدمت گرفت؛ طرحی که بعدها با نام «عملیات مرغ مقلد» (Operation Mockingbird) شناخته شد. هدف آن ساده بود: هدایت روایتها و کنترل منبع خبر در راستای منافع سیاست خارجی ایالات متحده.
این فعالیتها شامل تزریق روایتهای مطلوب در بحرانهای سیاسی (برلین، مجارستان، ویتنام)، بیاعتبارسازی منتقدان و حمایت مالی غیرمستقیم از رسانههای همسو در اروپا و آمریکای لاتین بود. رویکرد CIA نه سانسور مستقیم، بلکه کنترل سرچشمهی خبر بود؛ شیوهای که امروز نیز در جنگهای اطلاعاتی دیجیتال و رسانهای علیه جمهوری اسلامی ایران بازتولید میشود.
از گذشته تا امروز؛ الگویی که علیه ایران تکرار میشود
سیر تاریخی عملیات روانی آمریکا نشان میدهد که این کشور از جنگ جهانی دوم تا دوران حاضر، همواره به جنگ بر سر ذهنها باور داشته است.
از هالیوود و صدای آمریکا تا پروژههای اطلاعاتی مانند Mockingbird، روایتسازی و جهتدهی افکار عمومی در مقیاس جهانی بخشی جداییناپذیر از سیاست خارجی واشنگتن بوده است.
امروز، این الگو در قبال جمهوری اسلامی ایران بهطور نظاممند و در قالب «جنگ ترکیبی» اجرا میشود:
رسانههای فارسیزبان برونمرزی: شبکههایی، چون «اینترنشنال»، «صدای آمریکا»، «رادیو فردا» و «بیبیسی فارسی» با تولید محتوای هدفمند، درصدد شکلدهی به ادراک ایرانیان از مسائل داخلی و خارجی هستند.
دیپلماسی رسانهای و شبکههای اجتماعی: استفاده از پلتفرمهای مجازی برای انتشار روایتهای هدفمند، بزرگنمایی مشکلات، القای ناکارآمدی نظام و ایجاد شکاف بین مردم و حاکمیت.
جنگ شناختی و عملیات روانی: ترکیب ابزارهای رسانهای، اطلاعاتی و اقتصادی برای تأثیرگذاری بر افکار عمومی، ایجاد ناامیدی و تغییر رفتار سیاسی جامعهی ایران.
بیاعتبارسازی رسانههای داخلی: تلاش برای تخریب اعتماد عمومی به رسانههای داخلی و معرفی آنها بهعنوان ابزار تبلیغاتی، در حالی که خود الگوی «مرغ مقلد» را در مقیاس جهانی اجرا میکنند.
شناخت این روند نه با هدف صرفِ نقد گذشته، بلکه برای فهم حال ضروری است؛ زیرا امروز نیز جنگها بیش از آنکه در میدان نظامی رخ دهند، در عرصهی برداشتها، ذهنها و روایتها شکل میگیرند.
آمریکا با تکیه بر تجربهی هشتادسالهی خود در مهندسی افکار عمومی، امروز ایران را هدف جنگ ترکیبی و رسانهای قرار داده و مرغهای مقلد را به پرواز درآورده. آگاهی جامعهی ایران از این الگوی تکرارشونده، نخستین گام در جهت خنثیسازی آن است.
انتهای پیام/424