به گزارش خبرگزاری تسنیم، شکست گیبل استیوسون در UFC 331 در لسآنجلس یکی از بزرگترین شگفتیهای اخیر دسته سنگینوزن بود. قهرمان المپیک کشتی آزاد آمریکا که چهار مبارزه نخست حرفهای خود در MMA را با چهار ناکاوت پشتسر گذاشته بود، پیش از این مبارزه به عنوان یکی از مدعیان آینده دسته سنگینوزن شناخته میشد اما مبارزه برابر شاراف تنها 12 ثانیه طول کشید و با ناکاوت استیوسون به پایان رسید.
این شکست نشان داد که روند سریع پیشرفت استیوسون باعث شده برخی ضعفهای او در مبارزات قبلی کمتر مورد توجه قرار بگیرد. عملکرد او در اردوهای آمادهسازی، نتایج ابتدایی و البته حضور جان جونز به عنوان یکی از مربیانش، انتظارات را از این کشتیگیر المپیکی به شکل قابل توجهی افزایش داده بود. از سوی دیگر، بحران نسبی در دسته سنگینوزن UFC باعث شده بود استیوسون به عنوان یکی از امیدهای نسل جدید این وزن مطرح شود.
با این حال، یک شکست سنگین در آغاز مسیر حرفهای نمیتواند به تنهایی ظرفیت یک مبارز را زیر سؤال ببرد. چیل سونن، ستاره سابق UFC نیز پس از این مبارزه با اشاره به تجربه اسلام ماخاچف تأکید کرد که شکست در MMA لزوماً پایان مسیر یک مبارز نیست. ماخاچف پس از نخستین شکست دوران حرفهای خود بازگشت و در ادامه به قهرمانی UFC و صدرنشینی رنکینگ رسید.
مسئله اصلی برای استیوسون اکنون این است که از این شکست چه چیزی یاد میگیرد.

سلاح اصلی استیوسون هنوز به کار گرفته نشده است
مهمترین پرسش درباره مبارزه با شاراف این است که چرا استیوسون تقریباً فرصت استفاده از کشتی خود را پیدا نکرد. در MMA، برخورداری از مهارت سطح بالای کشتی به تنهایی کافی نیست؛ مبارز باید بتواند شرایطی ایجاد کند که این مهارت وارد مبارزه شود.
برای اجرای موفق فنون خاک کردن، کنترل فاصله، ایجاد تهدید با ضربات و وادار کردن حریف به واکنش اهمیت زیادی دارد. اگر مبارز اجازه دهد حریف با آرامش در فاصله مناسب برای ضربهزنی فعالیت کند، ممکن است فرصت مناسبی برای ورود به فاز کشتی ایجاد نشود.
استیوسون در برابر شاراف دقیقاً در چنین شرایطی قرار گرفت. او در فاصلهای باقی ماند که حریف میتوانست از تواناییهای خود در مبارزه ایستاده استفاده کند، در حالی که استیوسون هنوز نتوانسته بود فشار لازم برای کشاندن مبارزه به زمین را ایجاد کند.
در نهایت، مبارزه پیش از آنکه استیوسون بتواند مهمترین نقطه قوت خود را آزمایش کند، به پایان رسید. این اتفاق در دسته سنگینوزن اهمیت دوچندانی دارد، زیرا یک اشتباه کوچک میتواند در کسری از ثانیه به ناکاوت منجر شود.
بنابراین، مسئله استیوسون صرفاً بهتر کردن کشتی نیست، بلکه باید یاد بگیرد چگونه کشتی سطح بالای خود را با سایر اجزای MMA ترکیب کند.
دفاع در حالت ایستاده؛ نقطهای که باید اصلاح شود
بیشترین نگرانی درباره استیوسون به عملکرد او در مبارزه ایستاده مربوط میشود. او قدرت بدنی و ضربههای قدرتمندی دارد و چهار ناکاوت در چهار مبارزه نخستش این مسئله را ثابت کرده است. با این حال، در برخی مبارزات قبلی نیز نشانههایی از ضعف دفاعی او دیده میشد.
استیوسون گاهی بیش از حد مستقیم وارد حمله میشد و برای مدت زیادی در مقابل حریف باقی میماند. تا زمانی که قدرت بدنی و برتری فنی او در برابر رقبای قبلی این اشتباهات را جبران میکرد، این نقاط ضعف چندان تعیینکننده به نظر نمیرسیدند اما در مبارزه با شاراف، یک اشتباه کافی بود تا تمام این مشکلات به چشم بیاید.
به همین دلیل، هدف اصلی استیوسون نباید صرفاً تبدیل شدن به یک مبارز بهتر در حالت ایستاده باشد. او باید دفاع خود را به سطحی برساند که بتواند زمان و فضای لازم را برای اجرای کشتی به دست آورد. در واقع، ضربات و دفاع مناسب باید در خدمت مهمترین سلاح او قرار بگیرند.

مسئولیت بزرگ جان جونز
شکست اخیر همچنین کار کادر فنی استیوسون از جمله جان جونز را دشوارتر میکند. جونز از زمان انتقال استیوسون از کشتی به MMA در کنار او بوده و حالا باید کمک کند تا مهارتهای کشتی در سطح المپیکی این مبارز به شکل مؤثرتری در مبارزات ترکیبی مورد استفاده قرار گیرد.
پس از این شکست، اصلاح دفاع در برابر ضربات و نحوه ورود به خاک کردن باید از اولویتهای اصلی تیم باشد. در عین حال، استیوسون اکنون فرصت دارد بدون فشار سنگین انتظارات اولیه روی نقاط ضعف خود کار کند.
او تنها ابتدای مسیر حرفهای خود در MMA قرار دارد و 12 ثانیه مبارزه با شاراف نمیتواند سقف تواناییهایش را مشخص کند. این شکست بیشتر از آنکه پایان یک پروژه باشد، هشداری جدی درباره نقاطی بود که استیوسون باید روی آنها کار کند.
اگر قهرمان المپیک آمریکا بتواند از این شکست به عنوان تجربهای برای اصلاح سبک مبارزه خود استفاده کند، آینده حرفهای او همچنان میتواند بسیار متفاوت از چیزی باشد که نتیجه UFC 331 نشان داد.
انتهای پیام/