به گزارش گروه حوزه و روحانیت خبرگزاری تسنیم، نشست علمی «حکمرانی جمعیت و خانواده در شکلدهی جوامع آینده» با ارائه حجتالاسلام زیبایینژاد با موضوع «تحولات جمعیتی و الگوهای مواجهه فقه راهبردی» و حجتالاسلامدکتر هدایتنیا با موضوع «تکثیر نسل؛ غایت شرعی یا مصلحت سیاستگذاری؟» و با دبیری حجتالاسلام نجم، 25 شهریورماه 1405 در پژوهشکده زن و خانواده برگزار شد.
حجتالاسلام زیبایینژاد در آغاز سخنان خود، بحث را با ارائه تعریفی از «فقه حکمرانی» و ضرورت ورود فقه به میدان گستردهتر حکمرانی آغاز کرد و سپس به تحلیل موضوع جمعیت از منظر حکمرانی پرداخت.
وی با طرح دو ادعا درباره سیاستهای جمعیتی، اظهار کرد که سیاستهای جمعیتی جمهوری اسلامی ایران، چه در دوره سیاستهای کاهش جمعیت و چه در دوره سیاستهای افزایش جمعیت، نیازمند بازنگری است.
وی در ادامه تأکید کرد که مسئله اصلی، تفاوت میان فقه در مقیاس فردی و فقه در مقیاس راهبری اجتماعی و کلان است. به گفته وی، در مقیاس فردی ممکن است فرد درباره فرزندآوری تصمیمی بگیرد و حکم این تصمیم با حکمی که درباره سیاستگذاری جمعیتی در مقیاس کلان صادر میشود یکسان نباشد. از این منظر، هنگامی که مسئله در سطح حکمرانی و توسعه اجتماعی مطرح میشود، موضوعاتی مانند استفاده از شیوههای تشویقی یا تهدیدی برای فرزندآوری مطرح میشود و ممکن است حکم فقهی آن با حکم رفتار فردی متفاوت باشد.
زیبایینژاد با اشاره به بحث مصلحت اجتماعی، گفت که مشروعیت مداخله حکومت در امور اجتماعی به وجود مصلحت اجتماعی مرتبط است و حتی در مواردی ممکن است اصل یک اقدام دارای مصلحت باشد، اما مصلحت در مداخله مستقیم حکومت وجود نداشته باشد و نهادهای دیگری مانند خانواده یا نهادهای اجتماعی باید وارد عمل شوند. وی همچنین هشدار داد که مداخله حکومت در برخی حوزهها میتواند به تضعیف نهادهای دیگر منجر شود.
وی در ادامه، درباره مأموریت حکومت اسلامی اظهار کرد که ایجاد نظم اجتماعی اگرچه از وظایف حکومت است، اما آن را مأموریت اصلی حکومت ندانست و بر «راهبری به سمت رستگاری از طریق مصلحت اجتماعی» تأکید کرد. از دیدگاه وی، حکومت در مقیاس کلان وظیفه ارتقای اعتقادی، اخلاقی و ارزشی و تقویت تعاون، تقوا و همبستگی اجتماعی را نیز بر عهده دارد.
ضرورت قرار گرفتن فقه در میدان عقلانیت دینی
رئیس پژوهشکده زن و خانواده بخش دیگری از سخنان خود را به آنچه «اشتباه استراتژیک» فقها در سده اخیر دانست اختصاص داد. وی معتقد بود فقه نباید در میدانهایی نامتجانس با منظومه دینی قرار گیرد و سپس بخواهد مسائل تولیدشده در آن میدانها را حل کند.
به گفته وی، اگر زمین و میدان تحلیل بر اساس عقلانیتهای دیگری مانند فردگرایی یا توسعه تعریف شده باشد، مسائل نیز متناسب با همان عقلانیت شکل میگیرند و در چنین شرایطی فقه در موقعیت حل مسئلهای قرار میگیرد که اساساً در میدان دیگری تولید شده است. او برای توضیح این دیدگاه، به تفاوت برداشت از مسئله جمعیت و فرزندآوری در جوامع مختلف اشاره کرد و تأکید داشت که هر میدان، مسائل متناسب با عقلانیت و ارزشهای خود را تولید میکند.
وی با اشاره به برخی نوشتههای فقهی درباره کنترل جمعیت، اظهار کرد که در مواردی بحث از فقه فردی آغاز شده و سپس بدون تبیین کافی درباره فقه حکمرانی، به مسئله مداخله حکومت در جمعیت رسیده است. از نگاه وی، پرسش اساسی این است که مصلحت مورد استناد حکومت از چه میدانی به دست آمده و آیا کارشناسی مورد استفاده در این زمینه، کارشناسی متناسب با عقلانیت توحیدی است یا خیر.
نقد تحلیلهای صرفاً اقتصادی و امنیتی از مسئله جمعیت
زیبایینژاد در ادامه، بخشی از ادبیات کنونی درباره بحران جمعیت را نیز مورد نقد قرار داد و گفت که مسئله جمعیت نباید صرفاً از منظر اقتصاد، نیروی جوان، سالمندی یا امنیت مورد تحلیل قرار گیرد.
وی با اشاره به آموزههای دینی درباره رزاقیت الهی و توصیه به فرزندآوری، تأکید کرد که در تحلیل جمعیت نباید پیشفرضهای مربوط به برنامهریزی را به موضوع اصلی برنامهریزی تبدیل کرد. از نظر او، اصل برنامهریزی اجتماعی و کلان قابل پذیرش است، اما نباید پیشفرضهای آن به جای موضوع واقعی برنامهریزی قرار گیرد.
این استاد حوزه همچنین بر این نکته تأکید کرد که در آموزههای دینی، توصیه به فرزندآوری محدود به شرایط خاص اقتصادی یا اجتماعی نشده است و از این منظر، تحلیل جمعیت صرفاً بر مبنای محاسبات اقتصادی نمیتواند تمام ابعاد مسئله را پوشش دهد.
تغییر سبک زندگی و الگوهای تربیتی
بخش دیگری از سخنان حجت الاسلام زیبایینژاد به عوامل اجتماعی و فرهنگی تحولات جمعیتی اختصاص داشت. وی از شهرنشینی، صنعتیشدن و نظام آموزشی مدرن به عنوان عواملی یاد کرد که در تحولات سبک زندگی و نگرش افراد نقش دارند.
وی همچنین درباره ارتباط میان تعداد فرزندان و الگوهای تربیتی سخن گفت و بر ضرورت بررسی علمی نسبت میان الگوهای تربیتی، تعداد فرزندان و شکلگیری روابط خانوادگی تأکید کرد.
از نظر وی، کاهش تعداد فرزندان میتواند با الگوهای تربیتی فردگرا ارتباط پیدا کند و در خانوادههای پرجمعیت، نوع ارتباط والدین و فرزندان و روابط میان فرزندان میتواند متفاوت باشد. در پایان سخنان خود نیز تأکید کرد که مسئله جمعیت تنها از ابعاد اجتماعی، سیاسی و امنیتی قابل بررسی نیست و باید نسبت آن با اخلاق، تربیت و سبک زندگی نیز مورد توجه قرار گیرد.
تکثیر نسل؛ مطلوبیت شرعی، مصلحت اجتماعی یا الزام حکومتی؟
در ادامه نشست، حجتالاسلام دکتر هدایتنیا با موضوع «تکثیر نسل؛ غایت شرعی یا مصلحت سیاستگذاری؟» سخنان خود را آغاز کرد و پرسش اصلی خود را درباره نسبت میان ترغیب شرعی به فرزندآوری، الزام حکومتی و افزایش جمعیت مطرح کرد.
وی ابتدا به این مسئله پرداخت که آیا فرزندآوری فینفسه مطلوب شرعی است یا خیر و گفت این موضوع از مباحثی است که درباره آن دیدگاههای متفاوتی مطرح شده است. وی با اشاره به برخی روایات، اظهار کرد که نمیتوان بدون بررسی دقیق، مطلوبیت شدید و مطلق تکثیر نسل را مفروض گرفت. با این حال، هدایتنیا تصریح کرد که با تکثیر نسل موافق است و معتقد است این مسئله صرفاً از بعد اقتصادی قابل تحلیل نیست.
وی با اشاره به تجربه خانوادههای پرجمعیت، بر برخی کارکردهای عاطفی و اجتماعی فرزندان، بهویژه در دوران سالمندی، تأکید کرد. او در ادامه، از ابعاد اجتماعی و سیاسی مسئله جمعیت نیز سخن گفت و به موضوعاتی مانند جوانی جمعیت و نقش جمعیت جوان در جامعه اشاره کرد.
ضرورت بررسی ادعاهای اقتصادی و زیستمحیطی
هدایتنیا در بخش دیگری از سخنان خود، به استدلالهایی اشاره کرد که بر اساس محدودیت منابع طبیعی، افزایش جمعیت را دارای پیامدهای اقتصادی و زیستمحیطی میدانند. وی ضمن اشاره به یک مقاله علمی درباره مدیریت منابع طبیعی و سیاست تکثیر نسل، تأکید کرد که چنین ادعاهایی باید از سوی متخصصان همان حوزه بررسی شود و درباره نتیجهگیریهای علمی مرتبط با منابع طبیعی نمیتوان صرفاً با استناد به آیات و روایات داوری کرد.
تعارض نقشهای اجتماعی، اشتغال و فرزندآوری
هدایتنیا بخش قابل توجهی از سخنان خود را به چالشهای زنان در جمع میان نقشهای مختلف اختصاص داد. وی اظهار کرد که در جامعه امروز نمیتوان انتظار داشت زنان میان تحصیل، اشتغال، فعالیت اجتماعی، ازدواج و فرزندآوری بدون توجه به ساختارهای اجتماعی و اداری انتخاب کنند. وی بر این نکته تأکید کرد که مسئله جمعیت را نمیتوان صرفاً به مسائل اقتصادی تقلیل داد و تغییر باورها و سبک زندگی را نیز از عوامل مهم مؤثر بر فرزندآوری دانست.
به گفته وی، اگر سیاستهای اشتغال، نظام اداری و نظام آموزشی با مسئولیتهای خانوادگی هماهنگ نشوند، سخن گفتن صرف از ارزشهای فرزندآوری اثر کافی نخواهد داشت. هدایتنیا همچنین درباره الزام حکومتی به فرزندآوری گفت که الزام حقوقی نیازمند ضمانت اجراست و درباره فرزندآوری، تصور چنین ضمانت اجرایی با دشواری مواجه است. وی هشدار داد که تبدیل این مسئله به الزام و استفاده از ادبیات نامناسب میتواند نتیجه معکوس داشته باشد.
وی در ادامه، بر اهمیت اصلاح ساختارها و طراحی نظریههایی برای هماهنگ کردن نقشهای اجتماعی و خانوادگی تأکید کرد و گفت باید شرایطی فراهم شود که نسل جدید مجبور نباشد میان کنشگری اجتماعی و نقشهای خانوادگی یکی را انتخاب کند. او همچنین بر ضرورت بازنگری در برخی الگوهای اداری و آموزشی، از جمله شناور کردن فرصتهای شغلی و آموزشی، فرصتهای شغلی پارهوقت و اصلاح برخی نظامات استخدامی و آموزشی تأکید کرد.
تأکید بر نظریهپردازی درباره نسبت خانه و اجتماع
در بخش پایانی نشست، حجت الاسلام زیبایینژاد در پاسخ به مباحث مطرحشده درباره زنان، اشتغال و خانواده، بر ضرورت شکلگیری نظریههایی درباره نسبت خانه و اجتماع تأکید کرد.
وی با اشاره به دیدگاههای متفاوت درباره امکان جمع میان فعالیت اجتماعی زنان و مسئولیتهای خانوادگی، بر اهمیت داشتن یک نظریه مبنا در این زمینه تأکید کرد. به گفته وی، اگر خانه و اجتماع دو عرصه کاملاً جدا در نظر گرفته شوند، مسئله به شکل متفاوتی حل خواهد شد؛ اما اگر اجتماع امتداد خانواده و خانواده امتداد اجتماع تلقی شود، میتوان درباره الگوهای دیگری برای حضور اجتماعی زنان بحث کرد.
وی همچنین بر ضرورت توجه به این مسئله تأکید کرد که کنش مردم تنها بر اساس شناخت و استدلال شکل نمیگیرد و عادتها، ذائقهها و ساختارهای اجتماعی نیز در شکلگیری رفتارها نقش دارند. از این رو، مداخلات فرهنگی و اجتماعی باید متناسب با نحوه شکلگیری کنشهای اجتماعی طراحی شوند.
زیبایینژاد در پایان، بر اهمیت نقش حکومت در شکلدهی به مطالبات اجتماعی و ایجاد معنا و آرمان در جامعه تأکید کرد و میان دو وضعیت «تحلیل یک امر واقع» و «مواجهه با یک مطالبه اجتماعی» تفکیک قائل شد.
انتهای پیام/