به گزارش خبرگزاری تسنیم از مشهد، اگر به دنبال تئاتری هستید که پس از پایانش، ساعتی در سکوت بنشینید و به عمق احساسات خود فکر کنید، «دختری که خواب را نوشید» را از دست ندهید.
قصه پرغصه مدرسه میناب و پرپر شدن 168 کودک دانشآموز و معلمانشان، دستمایه این نمایش شده است که این روزها در مشهد روی صحنه آمده و آماده میزبانی از مخاطبانی است که دنبال تماشای خانوادگی یک اثر مفهومی هستند.
به برکت دلهای پاک شهدای مظلوم میناب، این نمایش بدون آنکه نامی از ماجرای میناب و شهدای آن ببرد، توانسته است از تماشاگر دلبری کند و اشک و لبخند را در بخشهای مختلف اثر، برای بیننده به ارمغان بیاورد.
این نمایش به کارگردانی محمد جهانپا، نویسندگی سید جواد رحیمزاده و تهیهکنندگی مرتضی اسدیمرام، تجربهای تئاتری است که فراتر از یک اجرای معمولی، به آیینی احساسی و شاعرانه تبدیل میشود.
این اثر هماکنون در تماشاخانه استاد نوری حوزه هنری خراسان رضوی (مشهد) روی صحنه میرود و روایتگر دردها، رؤیاها و زخمهای عمیق بچههای میناب است؛ کودکانی که با وجود تمام سختیها، هنوز به جادوی رویا باور دارند.
پوستر اثر نیز به زیبایی همین مفهوم را منعکس میکند؛ تصویر دختری که در میان امواج نور، ستارگان و پرهای درخشان شناور است و به سمت روشنایی پرواز میکند.
این فضای سوررئال و رنگآمیزی گرم و آرامشبخش، نویدبخش اثری بصری و مفهومی چشمنواز است که مخاطب را به عمق خواب و کابوس شخصیتها میکشاند.
نقطه قوت اصلی اثر، علاوه بر متن استعاری و نمادهای ارتباطی شایسته نمایشنامه، کارگردانی دقیق و هدایت درخشان بازیگران جوان و بعضاً نوجوان آن است. نازیلا نوروزی، یسنا اسماعیلی، حدیث نوروزی و دیگر بازیگران توانستهاند تراژدی و درام را با ظرافتی کمنظیر به هم بیامیزند.
حضور امیر احسان امیرپور نیز به قوت این ترکیب افزوده است. نویسنده با زبانی شاعرانه، از دل یک واقعیت تلخ اجتماعی، اثری خلق کرده که هم اشک میآورد و هم امید میبخشد؛ مهمتر آنکه با وجود بهرمندی از بازیگران زن، با وقار و قوام اثر، از نگاه جنسیتی و مبتذل فاصله دارد.
تیم خلاق نمایش، از جمله امید سنجر (آهنگساز)، مجید بخشنده (طراح صحنه) و محبوبه سلطانی (طراح لباس)، فضایی ملموس و در عین حال رؤیایی ساختهاند که اصالت اثر را دوچندان کرده است.
این نمایش ویژه کودکان و نوجوانان، نه فقط یک اجرا، که تجربهای زیسته از درد، مقاومت و رؤیاست. اجرای آن هر شب ساعت 19:30 در شهریور و مهرماه 1405 در مشهدالرضا، فرصتی برای باور دوباره به جادوی رویاهاست.
در پایان، اگر میخواهیم از میناب برای تغییر معادله جنگ روایتها استفاده کنیم، این نمایش نمونهای هنرمندانه و غیرمستقیم از ایجاد یک الگوی ایجابی ارتباطی جهانی است.
قصه پرغصه مدرسه میناب و پرپر شدن 168 کودک دانشآموز و معلمانشان، نماد ورشکستگی اخلاقی و راهبردی ایالات متحده آمریکا و رژیم کودککش صهیونیستی در جنگ با ایران بود که به احساسیترین تصویر از جنگ تحمیلی اخیر بر ایران تبدیل شد.
در دوران پس از جنگ و در جنگ روایتها، به تصویرسازی درست آن در منظر جهانیان نیازمندیم؛ چنانکه امام شهیدمان فرمود: «هیچ تفکری در جهان باقی نمیماند، مگر آنکه با هنر آمیخته شود.»
یادداشت از مجتبی محمودی مهماندوست؛ نویسنده و مدرس
انتهای پیام/282