به گزارش خبرگزاری تسنیم از شیراز، مهدی شهسواری، تحلیلگر سیاسی ـ راهبردی طی یادداشتی اختصاصی با عنوان "از عملیات اطلاعاتی تا ضربات نقطهای همراه با گسست اجتماعی؛ سناریوهای واشنگتن برای خروج از باتلاق فرسایش" که در اختیار تسنیم قرار داده است، نوشت:
بررسی الگوی رفتاری آمریکا و رژیم صهیونیستی و تهدیدهای اخیر نشان میدهد که واشنگتن و تلآویو، در کنار گزینههای نظامی محدود و نقطهای، بر ظرفیتهای اطلاعاتی، عملیاتی و شناختی نیز تمرکز دارند.
این تحرکات الزاماً به معنای تصمیم برای ورود به یک جنگ تمامعیار نیست؛ بلکه میتواند با اهدافی همچون ایجاد یک دستاورد ملموس، تغییر محاسبات راهبردی تهران، افزایش هزینههای مقاومت و بهبود موقعیت طرف مقابل در هرگونه روند مذاکرات سیاسی احتمالی دنبال شود.
در این میان، متغیر سیاست داخلی آمریکا نیز قابل چشمپوشی نیست. نزدیک شدن به انتخابات میاندورهای نوامبر و حساسیت افکار عمومی نسبت به هزینههای اقتصادی و سیاسی تقابل با ایران، میتواند نیاز دولت ترامپ به یک دستاورد قابل ارائه را افزایش دهد. بنابراین، در محاسبات آینده باید این احتمال را در نظر گرفت که کاخ سفید برای نشان دادن یک «دستاورد سریع و کمهزینه»، بهجای ورود به یک جنگ فرسایشی، به سمت اقدامات محدود، اما پراثر حرکت کند.
در سوی مقابل، راهبرد بازدارندگی فعال ایران، با تحمیل هزینه و فرسایش به طرف مقابل، مانع از آن شده است که فشار نظامی بهتنهایی به یک دستاورد راهبردی برای دشمن تبدیل شود. در چنین شرایطی، طبیعی است که گزینههایی با اهداف محدود، اما شدت اثرگذاری بالا، از ضربات نقطهای علیه اهداف حساس گرفته تا عملیات اطلاعاتی و اقدامات هدفمند، در محاسبات دشمن اهمیت بیشتری پیدا کنند.
اما میدان تقابل تنها در حوزه نظامی و اطلاعاتی تعریف نمیشود. بهرهگیری از شکافهای اجتماعی و سیاسی میتواند لایه مکمل این راهبرد دشمن باشد. برجستهسازی اختلافات پیرامون موضوعاتی مانند حجاب، ایجاد دوگانههای فرسایشی میان «جنگ و مذاکره» و تشدید قطبیسازیهای سیاسی، در صورت اتصال به شبکههای نفوذ و عملیات شناختی، میتواند اختلافنظرهای طبیعی جامعه را به شکافهای امنیتی تبدیل کند.
از این منظر، هشدار اخیر رهبر معظم انقلاب درباره ممنوعیت هر اقدامی که به انسجام اجتماعی آسیب بزند، صرفاً یک توصیه سیاسی نیست؛ بلکه باید آن را در چارچوب الزامات امنیت ملی در مرحله جدید تقابل با دشمن تعریف کرد.
این مرحله نیازمند یک «سهگانه هوشیاری» است: هوشیاری نظامی: برای شناسایی و خنثیسازی ضربات محدود، دقیق و غافلگیرکننده.
هوشیاری اطلاعاتی: برای بستن منافذ نفوذ، کشف شبکههای عملیاتی و مقابله با اقدامات تروریستی و خرابکارانه.
هوشیاری اجتماعی: برای جلوگیری از تبدیل اختلافات طبیعی جامعه به شکافهای امنیتی و حفظ انسجام ملی.
در چنین شرایطی، نباید صرفاً منتظر اقدام بعدی دشمن ماند. اگر طرف مقابل در پی استفاده از ظرفیتهای اطلاعاتی و عملیاتی خود برای ایجاد یک دستاورد تعیینکننده باشد، ایران نیز باید مجموعهای از ظرفیتهای بازدارنده و پاسخهای متناسب را در اختیار داشته باشد؛ بهگونهای که محاسبه هزینه و فایده هر اقدام خصمانه برای طرف مقابل دشوار و پرهزینه شود.
در نهایت، نقطه تعیینکننده این تقابل فقط در توانایی وارد کردن ضربه نیست؛ بلکه در توانایی تحمل فشار، جلوگیری از فرسایش داخلی و حفظ قدرت تصمیمگیری ملی است.
آمادگی رزمی در بین نیروهای مسلح به همراه آموزش آحاد مردمی که به عنوان جان فدا شکل گرفتهاند، انسجام اطلاعاتی، پیوند اجتماعی و پایداری اقتصادی، چهار مؤلفهای هستند که میتوانند مانع تبدیل فشارهای مقطعی دشمن به دستاورد راهبردی شوند.
انتهای پیام/424