به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری تسنیم، جمعه شب برای نخستین مرتبه در دور جدید درگیریها میان یمن و عربستان، انصارالله ریاض را به صورت مستقیم هدف قرار داد. بر اساس تصاویر منتشرشده در فضای مجازی، پایگاه هوایی شاهزاده سلطان در ریاض هدف حملات موشکی ارتش یمن قرار گرفته است. این حمله را باید یک تحول مهم در سطح و جغرافیای درگیری جدید میان صنعا و ریاض دانست؛ تحولی که در ادامه مجموعه اقداماتی صورت گرفته است که عربستان سعودی طی روزهای گذشته علیه یمن در پیش گرفته و نشان میدهد معادله درگیری بار دیگر در حال عبور از سطح حملات محدود و فشارهای پیرامونی است.
اهمیت این حمله صرفا در انتخاب یک هدف نظامی در عمق خاک عربستان خلاصه نمی شود. پیام اصلی اقدام صنعا آن است که هرگونه تلاش برای انتقال هزینه های جنگ به داخل یمن، بدون پاسخ متقابل در عمق خاک سعودی باقی نخواهد ماند. در واقع، انصارالله با این اقدام تلاش کرده است همان معادلهای را که در هفتههای اخیر شکل گرفته بود، به نقطهای بازگرداند که برای ریاض هزینه بیشتری ایجاد میکند؛ یعنی رویارویی مستقیم نظامی و هدف قرار دادن زیرساختهای نظامی و اقتصادی عربستان.
این موضوع زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که تحولات روزهای اخیر در صنعا را در کنار تشدید حملات سعودی قرار دهیم. یحیی سریع روز جمعه در پیامی کوتاه در کانال رسمی خود از خنثی سازی یک اقدام تروریستی در صنعا خبر داد. بر اساس گزارش برخی منابع، روز پنجشنبه در جریان یک حمله تروریستی به یکی از مراکز امنیتی در صنعا، چهار افسر امنیتی به شهادت رسیده و بیش از سه نفر نیز زخمی شدهاند. همین منابع از خنثی سازی یک عملیات تروریستی دیگر توسط دستگاه امنیتی انصارالله خبر داده اند. خود یحیی سریع نیز از خنثیسازی «تلاشهای جنایتکارانه» در صنعا با آنچه وی «صبغه داعشی» خوانده، خبر داده و تاکید کرده است که این اقدامات بدون پاسخ نخواهد ماند.

این تحولات را نمیتوان جدا از تغییر رویکرد عربستان در مدیریت جنگ یمن بررسی کرد. تجربه یک ماه گذشته به روشنی نشان داده است که جنگ در حوزهای که عربستان تصور میکرد دارای برتری تعیین کننده است، پیش نرفته است. نیروهای وابسته به ریاض در عرصه زمینی نتوانستهاند اهداف مورد نظر خود را محقق کنند و حملات هوایی نیز نتوانسته است واقعیات میدانی را به نفع عربستان تغییر دهد. در مقابل، صنعا توانسته است ضمن حفظ ابتکار عمل در میدان، فشار را به مناطق تحت کنترل نیروهای وابسته به عربستان منتقل کند و در سواحل غربی و مناطق راهبردی دریای سرخ دستاوردهای مهمی به دست آورد.
در چنین شرایطی، ریاض به تدریج تلاش کرده است شکل درگیری را تغییر دهد. اگر ادامه جنگ در عرصه زمینی و هوایی نتواند به تغییر موازنه منجر شود، طبیعی است که عربستان به دنبال باز کردن میدانهای دیگری برای اعمال فشار بر صنعا باشد. حوزه امنیتی، عملیات خرابکارانه، فشار اقتصادی و استفاده از محاصره، در این چارچوب اهمیت بیشتری پیدا میکند. عملیاتهای تروریستی در صنعا را نیز باید در همین چارچوب تحلیل کرد؛ یعنی تلاش برای انتقال جنگ از میدان نظامی مستقیم به حوزهای که عربستان تصور میکند در آن امکان اعمال فشار بیشتری بر ساختار حکمرانی و امنیتی صنعا دارد.
در کنار این مسئله، تلاش ریاض برای دستیابی به یک آتش بس موقت با صنعا و فعال کردن ظرفیت کشورهای مختلف برای میانجیگری نیز قابل توجه است. این تلاش را نمیتوان صرفا یک اقدام دیپلماتیک برای پایان دادن به جنگ دانست. آتش بس برای عربستان میتواند فرصتی برای متوقف کردن موقت فشارهای میدانی، بازسازی ظرفیتهای نظامی و امنیتی و انتظار برای روشن شدن برخی متغیرهای منطقهای و بین المللی باشد. انتخابات آمریکا و رژیم صهیونیستی و همچنین تحولات مربوط به جنگ در تنگه هرمز، از جمله متغیرهایی هستند که میتوانند بر محاسبات ریاض تاثیر بگذارند.

مسئله اصلی برای سعودیها این است که در شرایط فعلی، ادامه جنگ با همان الگوی موجود میتواند هزینههای بیشتری برای عربستان ایجاد کند. بنابراین یک آتش بس موقت می تواند از نگاه ریاض زمان لازم برای تثبیت دستاوردهای سیاسی و بازآرایی میدان را فراهم کند. در این فاصله، فشار محاصره میتواند ادامه پیدا کند و همزمان ظرفیتهای امنیتی و اطلاعاتی برای ضربه زدن به ساختار داخلی صنعا فعالتر شود. به بیان دیگر، آتش بس در این چارچوب لزوما به معنای کنار گذاشتن جنگ نیست، بلکه میتواند تلاشی برای تغییر شکل جنگ و انتقال آن به حوزهای باشد که عربستان تصور میکند امکان اثرگذاری بیشتری در آن دارد.
بر همین اساس، راهبرد صحیح در برابر این طراحی سعودی، همراهی با الگوی مورد نظر ریاض برای تغییر میدان درگیری نیست. اگر عربستان تلاش میکند جنگ را از عرصهای که در آن با ضعف میدانی مواجه است به حوزه امنیتی و اقتصادی منتقل کند، پاسخ صنعا باید حفظ درگیری در همان حوزهای باشد که انصارالله طی سالهای گذشته توانسته است در آن توان بازدارندگی خود را تقویت کند؛ یعنی درگیری مستقیم نظامی، حمله به عمق خاک عربستان و هدف قرار دادن زیرساختهای نظامی و اقتصادی این کشور.
اقدام موشکی شب گذشته صنعا به ریاض دقیقا در همین چارچوب قابل فهم است. انصارالله با انتقال مجدد منطقه درگیری به عمق عربستان، تلاش کرده است هزینه سیاست انتقال جنگ به داخل یمن را برای سعودیها افزایش دهد. این اقدام در واقع پاسخی به تلاش ریاض برای تعریف مجدد میدان جنگ است. اگر عربستان بخواهد فشار امنیتی در صنعا را افزایش دهد، پاسخ آن میتواند نه در همان سطح و نه در همان جغرافیا، بلکه در عمق خاک سعودی صورت گیرد.
این الگو پیش از این نیز در جنگ یمن تجربه شده است. هر زمان عربستان تلاش کرده است با تکیه بر برتری هوایی، فشار اقتصادی یا حملات محدود، موازنه را به نفع خود تغییر دهد، انصارالله تلاش کرده است هزینه جنگ را به داخل خاک سعودی منتقل کند. حمله به پایگاههای نظامی و زیرساختهای انرژی، در همین چارچوب بخشی از منطق بازدارندگی صنعا بوده است. در دور جدید نیز انصارالله با حملات موشکی به عمق سعودی سعی کرد از تحمیل معادله ریاض یه خود جلوگیری کند.
از این منظر، حمله به ریاض را باید فراتر از یک عملیات موشکی مقطعی دید. این حمله حامل یک پیام روشن برای ریاض است: صنعا اجازه نخواهد داد عربستان شکل و جغرافیای درگیری را به تنهایی تعیین کند. تلاش برای انتقال جنگ به داخل صنعا، چه از مسیر اقدامات امنیتی و تروریستی و چه از طریق فشار اقتصادی و محاصره، با انتقال متقابل هزینهها به داخل عربستان پاسخ داده خواهد شد.
در نهایت، نقطه اصلی در تحولات جدید همین کشمکش بر سر تعیین میدان جنگ است. عربستان تلاش میکند درگیری را از عرصهای که طی هفتههای گذشته در آن با مشکلات جدی مواجه شده، به حوزههای امنیتی، اقتصادی و اطلاعاتی منتقل کند. در مقابل، صنعا با پاسخ مستقیم موشکی به عمق سعودی تلاش میکند این تغییر زمین بازی را خنثی کند. بنابراین آنچه در روزهای آینده اهمیت خواهد داشت، صرفا تعداد حملات یا شدت تبادل آتش نیست؛ بلکه این است که کدام طرف بتواند جغرافیا و شکل درگیری را تعیین کند. اقدام اخیر صنعا نشان میدهد انصارالله در حال تلاش برای حفظ این ابتکار و جلوگیری از آن است که ریاض با یک آتش بس موقت و انتقال جنگ به حوزه امنیتی، ضعفهای میدانی خود را جبران کند.
نویسنده: احمد حاجی صادقیان، کارشناس مسائل یمن
انتهای پیام/