خبرگزاری تسنیم، محمدباقر صنیعی منش: سی و هشتمین جشنواره فیلمهای کودکان و نوجوانان در پیش است و مانند هر سال بهمدت یک هفته قبل از روز کودک در اصفهان برگزار میشود.
اینجشنواره را با قدمت 38 ساله باید یکی از جشنوارههای معتبر سینمایی ایران و منطقه دانست؛ جشنوارهای در طراز بین المللی که سالانه از کشورهای مختلف آسیایی، اروپایی، آفریقایی و آمریکایی به آن آثاری را در قالبهای بلند سینمایی، کوتاه، پویانمایی و حالا هوش مصنوعی ارسال میکنند.
جشنواره فیلمهای کودکان و نوجوانان که به اختصار با عنوان جشنواره فیلم کودک بر سر زبانها است، پروندهای برای بررسی ابعاد آن در دل تاریخ دارد. از روزگاری که چهرههای مطرح این حوزه از کارگردان و عروسکساز تا شاعر و قصهگو در آن به عنوان هنرمندان صاحب آثار یا داور شرکت میکردند تا خود فیلمهای تاریخساز حوزه کودک و نوجوان که امروز به عنوان آثار طلایی و البته نوستالژیک به آن دیده میشود؛ که همگی آنها در رسانههای گوناگون در قالبهای مختلف سالیانی است که مورد بررسی و واکاوی قرار میگیرند.
اگر بخواهیم در یک جمله دلیل قوت جشنواره فیلمهای کودکان و نوجوانان را در آن دوران بگوییم، باید گفت جشنواره دارای آثاری بود که برای سینما و برای بچهها ساخته شده بودند نه برای بایگانی در اتاق مدیر یا کارنامه کارگردان و نه برای میزهای کارشناسی آسیبهای کودکان و نوجوانان توسط اساتید عصا قورت داده! این مسأله را میتوان اصلیترین آسیبی دانست که به جشنواره در سالهای اخیر وارد شده است.
همین نقاط برجسته و مهم جشنواره فیلم کودک رفته رفته و به مرور زمان مانند دیگر حوزههای فرهنگی و هنری دچار نوعی رکود و افت کیفیت شد و باعث شد تا تقریباً در یک دهه گذشته هرساله این سؤال از سوی اصحاب رسانه و کارشناسان مطرح شود که چرا باید این جشنواره برگزار شود؟ وقتی فیلم درخور توجه یا دستاورد جدی برای سینمای کودک و نوجوان نداشته باشد. این مسأله بدون شک ناشی از یک کمتوجهی یا بیتفاوتی نسبت به این جشنواره نبود چراکه مدت زمانی بود که دیگر خبری از آن جشنواره پرسروصدای گذشته نبود. دیگر فیلمهایی که در این جشنواره برای اولین بار اکران میشدند و همه بچهها و پدرومادرها منتظر اکران آن در سینماها بودند، نبود. خبری از آن حس و حال و فضای جذاب و پرنشاط کودکان نبود و شاید بتوان گفت که همهچیز در حالت ویترینی بسر میبرد.
اگر بخواهیم یکی از بدترین آسیبهایی را که به جشنواره وارد شده بود، نام ببریم پدیده معیوب فیلمهایی «درباره» کودکان و نوجوانان بجای فیلمهایی «برای» کودکان و نوجوانان بود؛ عاملی که باعث شد بیشتر مخاطب اصلی جشنواره که بچهها بودند به حاشیه بروند و زمانی که روی صندلیها نشسته بودند با بیحوصلگی و خستگی فیلمهایی را ببینند که برای والدینشان بود نه خودشان.
این گزارش در مقام بررسی سالهای گذشته این جشنواره نیست و اشاره به گذشته جشنواره، تنها برای یادآوری دوران طلایی آن و در ادامه، افتی است که طی یک دهه گذشته تجربه کرده تا با این مقدمه نگاهی بیندازیم به دوره پیشرو و اینکه آیا امسال قرار است تغییری در آن حاصل شود یا خیر.
گذشتهای که قرار است تکرار نشود
در سال گذشته با حضور مدیرعامل بنیاد سینمایی فارابی که هرساله دبیری جشنواره فیلم کودک را هم برعهده دارد، همین مسائل و نکات اجمالاً مطرح شد و دبیر جشنواره نیز قولهایی را برای تحولات و تغییرات چشمگیر جشنواره داد.
جعفری که خودش فعال حوزه سینمای کودک در صنعت پویانمایی است، ضمن اینکه بیان کرد که نمیتوان روی این جشنواره با قدمت طولانی خاک ریخت گفت که با روند پیچینگ و فرایند و طراحی علمی مطابق با شرایط روز دنیا، در تلاش است تا نه تنها جشنواره فیلم کودک و نوجوان بلکه کلیه تولیدات سینمایی بنیاد فارابی را به سمت مطلوبی هدایت کند.
حال با گذشت تقریباً یک سال از آن گفتگو خبرهایی که شنیده میشود حداقل از نظر کمی این نوید را میدهد که شاید امسال این دوره از جشنواره گامهایی را برای آغاز بازگشت به دوران پرشکوه خود برداشته است.
نخستین نشانه، رکوردشکنی حضور فیلمها در این دوره است. در بخش ملی 771 اثر ثبتنام کردهاند که از میان آنها 46 فیلم سینمایی بلند حضور دارند؛ این در حالی است که سال گذشته 24 فیلم در این بخش ثبتنام کرده بودند. بنابراین از نظر تعداد فیلمهای بلند سینمایی، شاهد تقریباً دو برابر شدن آثار حاضر در این دوره از جشنواره هستیم.
اما نکته مهمتر سهم خود بنیاد سینمایی فارابی در این ماجرا است. فارابی امسال 6 فیلم را تولید کرده و در جشنواره شرکت داده است. فیلمهایی با حضور چهرههایی چون داریوش فرضیایی (عموی بچهها) و عمو فیتیلهایها (شوتینگا) که هم برای نسل جدیدتر و هم یک نسل قبل از آن یعنی پدرومادرهای بچههای امروز خاطرات زیادی را در دهه 70 و 80 ساختند.
جنگ، میناب و مسئله روایت کودکان
از میان کل آثار حاضر در جشنواره فیلم کودک و نوجوان 117 فیلم با موضوع جنگهای 12 روزه و رمضان وهمینطور فاجعه مدرسه میناب است. برخی از آنها در قالب بلند و برخی هم در قالب کوتاه ساخته شدهاند. نکته مهم این است که فرهنگ مقاومت امسال در این جشنواره یک جایزه جداگانه برای میناب در نظرگرفته است.
نشانه دیگر آن است که جشنواره تلاش دارد تا با اکران فیلمهای اورجینال کودک و نوجوان که تا قبل از آن اکران نشدهاند آن هم با حضور هم چهرههای دنیای بچهها و هم تازهنفسهای این حوزه، مستقل و جوشیده از درون خودش باشد تا بتواند پربار باشد و نه ویترینی از کارهای کمبار که حتی به اکران هم نمیرسند. فیلمهایی که از الان مشخص است برای سینما ساخته شدهاند نه کارنامه و اتاق بایگانی.
در عین حال جشنواره در روزگاری برگزار میشود که تهدیدهای دشمنان کودککش تمام نمیشود. دو نکته اینجا اهمیت بسیار جدی برای جشنواره دارد. اول، جشنواره فیلم کودک و نوجوان اینجا به مثابه پرچمدار صدای مظلومیت و معصومیت تمامی کودکان جنگزده جهان خصوصاً میهن پاک ما باید باشد. این صدا باید به بلندی هرچه تمامتر از تریبون جشنواره و از طریق رسانههای داخلی و خارجی به گوش مردم دنیا برسد. باید یادمان باشد که هرجا اسم بچهها باشد به دنباله آن خانواده نیز پایش به میان میآید. برای همین تنها صدای مظلومیت بچهها نباید بیان شود بلکه صدای مقاومت و ایستادگی خانوادههای ایرانی خصوصاً خانوادههای شهدای کودک و نوجوان از میناب تا لامرد و از هرجای ایران روایت شود.
در این بخش، کیفیت روایتگری و ابعاد رسانهای جشنواره اهمیت ویژهای پیدا میکند؛ چراکه بعد از فاجعه میناب، این یکی از نخستین رویدادهای بزرگ فرهنگی است که کانون آن را کودکان و نوجوانان تشکیل میدهند و همزمان با روزهای آغاز سال تحصیلی جدید برگزار میشود. از همین رو، روابط عمومی جشنواره و تیم مدیریتی آن باید برای روایتگری و پوشش رسانهای این دوره، بیش از سالهای گذشته برنامهریزی کنند.
نکته دوم این که فیلمهای مرتبط با جنگ و فضای کلی جشنواره، گرچه میتوانند روایتگر این فاجعه و دیگر حوادث تلخ باشند، اما نباید اجازه دهند فضای یأس، تلخی و غم بر کودکان، جشنواره و روان عمومی جامعه سایه بیندازد. حتی میتوان این روایتها را به پلی برای مقاومت، امید و نشاط تبدیل کرد؛ موضوعی که شنیدههای تسنیم نیز حاکی از وجود چنین فضایی در جشنواره است.
آیا جشنواره دوباره به مخاطب اصلی خود بازمیگردد؟
بنابراین جشنواره فیلمهای کودکان و نوجوانان 38 در مسیری است که میتوان امید داشت با آثار اصیل کودک و نوجوان و شاد و افزایش کمّی، رو به گذشته کند و برای بچههای این دوران، حکم یک برند جدید و جذاب را پیدا کند و برای قدیمیها نیز یادآور روزهای خوب خود باشد. همینطور در صورتی که میان فیلمها، هنرمندان و فضای کلی جشنواره با مسأله مقاومت و ایستادگی و مظلومیت کودکان شهید پیوند مناسبی برقرار شود.
باید منتظر ماند و دید افزایش کمی آثار و وعدههای مطرحشده درباره تغییر رویکرد جشنواره، در نهایت به تولید و نمایش آثاری منجر میشود که مخاطب اصلیشان کودکان و نوجوانان باشند یا خیر!
البته خوبی و خوشیمنی این موارد درصورتی است که جامه عمل بپوشند و مصداق پیدا کنند.
انتهای پیام/