به گزارش خبرگزاری تسنیم، بعضی ولادتها تنها آغاز زندگی یک انسان نیستند؛ آغاز یک معنا هستند. گویی تاریخ در لحظهای خاص، کودکی را به آغوش زمین میسپارد تا سالها بعد، حضور او معنای روزگار خویش را آشکار کند. ولادت امام حسن عسکری علیهالسلام از همین جنس است؛ میلادی که در هشتم ربیعالثانی سال 232 هجری قمری در مدینه رخ داد و بعدها در یکی از حساسترین مقاطع تاریخ تشیع، به حلقهای مهم در تداوم امامت تبدیل شد. برای فهم این میلاد، شاید نباید فقط به تقویم نگاه کرد؛ باید به فضای تاریخی آن روزگار رفت و دید کودکی که آن روز چشم به جهان گشود، قرار بود در چه جهانی زندگی کند. دوران امام حسن عسکری علیهالسلام، روزگار قدرت و مراقبت بود؛ روزگاری که حکومت عباسی نسبت به خاندان پیامبر صلیاللهعلیهوآله و جریان امامت حساسیت ویژهای داشت و زندگی امامان شیعه بیش از آنکه در آرامش بگذرد، در سایه محدودیت و نظارت سپری میشد. امام عسکری علیهالسلام نیز بخش مهمی از عمر خود را در سامرا گذراند؛ شهری که ساختار نظامی آن و حضور دستگاه خلافت، زندگی امام را بیش از پیش تحت کنترل قرار داده بود.
اما شاید شگفتی زندگی آن حضرت در همین تضاد نهفته باشد؛ مردی که در روزگار محاصره زیست، اما محصور نشد. در محیطی تحت نظارت قدرت سیاسی زندگی کرد، اما اندیشهاش در حصار قدرت باقی نماند. راههای ارتباطی او محدود شد، اما ارتباطش با جامعه ایمانی از میان نرفت. این همان نقطهای است که زندگی امام حسنعسکری را از یک روایت تاریخی به یک درس ماندگار برای انسان امروز تبدیل میکند. تاریخ همیشه انسان را با دیوار و زندان محاصره نمیکند. گاهی ترس، تردید، شایعه و بیاعتمادی، دیوارهایی میسازند که از دیوارهای سنگی بلندترند. انسان ممکن است در ظاهر آزاد باشد، اما در درون خود گرفتار فضایی شود که قدرت تشخیص و انتخاب را از او بگیرد. در چنین شرایطی، رسالت یک رهبر فکری فقط سخن گفتن نیست؛ ساختن انسانهایی است که بتوانند در تاریکی، راه را از بیراهه تشخیص دهند.
امام حسن عسکری علیهالسلام در چنین فضایی به امامت رسید. دوران امامت آن حضرت حدود شش سال بود، اما همین دوره کوتاه از حساسترین مقاطع تاریخ امامت به شمار میآید. جامعه شیعه از یک سو با فشار سیاسی و محدودیتهای اجتماعی روبهرو بود و از سوی دیگر باید خود را برای مرحلهای تازه آماده میکرد؛ مرحلهای که ارتباط مستقیم با امام معصوم همچون گذشته امکانپذیر نبود. در چنین شرایطی، تربیت نیروهای فکری، تقویت پیوندهای جامعه شیعه و آمادهسازی مؤمنان برای شرایط آینده، اهمیتی دوچندان پیدا میکرد. از این منظر، ولادت امام حسنعسکری را میتوان تولد یک پاسخ تاریخی دانست؛ پاسخی به این پرسش که چگونه میتوان در روزگاری که حقیقت زیر فشار قدرت، تحریف و هیاهو قرار گرفته است، انسان را به حقیقت وفادار نگه داشت.
پاسخ آن حضرت را باید بیش از هر چیز در شیوه زندگی و سیره او جستوجو کرد. سیره امام حسنعسکری تنها مجموعهای از توصیههای اخلاقی نیست؛ مدرسهای برای ساختن شخصیت انسان است. در این مدرسه، ایمان از اخلاق جدا نیست و اخلاق از مسئولیت اجتماعی فاصله ندارد. کرامت انسان، مراقبت از زبان، حفظ آبروی مؤمن، پرهیز از خودنمایی، صبر، خردورزی و مسئولیتپذیری، اجزای یک منظومه واحد هستند که هدف آن ساختن انسانی متعادل و استوار است. این نگاه، امروز نیز اهمیت بسیاری دارد؛ زیرا جامعهای که انسانهای آن از درون ساخته نشده باشند، در برابر بحرانها شکننده خواهد بود. امام عسکری در دورهای زندگی میکرد که امکان فعالیت آشکار و گسترده برای او فراهم نبود، اما محدودیت به معنای تعطیلی رسالت نبود. گاهی رسالت در سکوت انجام میشود؛ در تربیت یک شاگرد، در پاسخ دادن به یک پرسش، در اصلاح یک رفتار، در ایجاد اعتماد میان انسانها و در حفظ چراغی که باید به دست نسل بعد سپرده شود.
از همین جا میتوان به یکی از مهمترین درسهای ولادت امام حسن عسکری رسید؛ اثرگذاری همیشه با دیده شدن نسبت مستقیم ندارد. انسان ممکن است در معرض نگاه قدرت باشد، اما قدرت حقیقی خود را در عمق جامعه بسازد. ممکن است صدایش کمتر در میدان عمومی شنیده شود، اما اندیشهاش در ذهن انسانهایی باقی بماند که سالها بعد آن را به نسلهای دیگر منتقل کنند. امامحسن عسکری علیهالسلام را از این منظر میتوان امام تربیت انسان در شرایط دشوار دانست. انسان مؤمن در روزگار بحران نمیتواند تنها با هیجان زندگی کند. او به بصیرت نیاز دارد؛ به توانایی تشخیص حقیقت از هیاهو، شناخت زمان و مراقبت از رفتار. جامعهای که قدرت تشخیص خود را از دست بدهد، به آسانی در معرض موجهایی قرار میگیرد که دیگران برایش میسازند.
این مسئله امروز بیش از هر زمان دیگری قابل تأمل است. انسان معاصر در محاصره اطلاعات زندگی میکند. هر روز با انبوهی از خبر، تحلیل، تصویر و روایت روبهرو میشود، اما فراوانی اطلاعات لزوماً به معنای افزایش آگاهی نیست. گاهی انسان در میان حجم عظیم پیامها، بیش از گذشته از حقیقت فاصله میگیرد. ارتباطات گسترده شده، اما این گستردگی همیشه به معنای فهم عمیقتر انسانها از یکدیگر نیست. در چنین جهانی، سیره امام حسنعسکری میتواند یادآور یک اصل مهم باشد؛ پیش از آنکه مصرفکننده پیام باشیم، باید صاحب تشخیص باشیم. هر صدایی شایسته شنیدن نیست و هر خبری ارزش باور کردن ندارد. انسان باید بتواند میان حقیقت و هیاهو فاصله بگذارد و اجازه ندهد سرعت انتشار یک سخن، جای اعتبار و حقیقت آن را بگیرد.
امام حسن عسکری در روزگاری زندگی میکرد که امکان انتشار گسترده پیام وجود نداشت، اما سخن او ماندگار شد. امروز یک پیام در چند ثانیه میتواند به هزاران نفر برسد، اما ماندگاری همچنان به عمق و صداقت آن وابسته است. زیاد دیده شدن، الزاماً به معنای عمیق اثر گذاشتن نیست. چه بسیار سخنانی که برای لحظهای فراگیر شدند و خیلی زود از حافظهها رفتند و چه بسیار کلمات و رفتارهایی که در سکوت شکل گرفتند و قرنها باقی ماندند. در مکتب امام حسن عسکری، شخصیت انسان بر شهرت او مقدم است. شاید همین نکته یکی از نیازهای اخلاقی جامعه امروز باشد؛ جامعهای که در آن دیده شدن گاهی به هدف تبدیل شده و ارزش انسان با میزان توجه دیگران سنجیده میشود. سیره آن حضرت اما مسیر دیگری را نشان میدهد؛ انسان پیش از آنکه برای نگاه دیگران زندگی کند، باید برای حقیقت زندگی کند.
از سوی دیگر، زندگی امام حسن عسکری علیهالسلام یادآور نقش خانواده در ساختن آینده است. آن حضرت در خاندان امامت پرورش یافت و از کودکی با فضایی سرشار از معرفت، مسئولیت و مبارزه با انحراف آشنا شد. تاریخ بزرگ تنها در میدان سیاست ساخته نمیشود؛ بسیاری از سرنوشتهای بزرگ از خانهها آغاز میشوند. خانهای که در آن ایمان، عقل، مسئولیت و کرامت آموزش داده شود، میتواند انسانی بسازد که سالها بعد در برابر بحرانهای بزرگ فرو نریزد. ولادت امام عسکری از این منظر، یادآور اهمیت تربیت نسلی است که بتواند بار یک حقیقت را بر دوش بکشد. آینده هر جامعه، پیش از آنکه در تصمیمهای بزرگ سیاسی و اجتماعی شکل بگیرد، در شخصیت انسانهایی ساخته میشود که قرار است آن جامعه را اداره کنند، درباره آن تصمیم بگیرند و ارزشهایش را به نسل بعد منتقل کنند.
شاید به همین دلیل است که فاصله زمانی میان ما و امامحسن عسکری نتوانسته معنای حضور او را از میان ببرد. انسانها میآیند و میروند، حکومتها شکل میگیرند و فرو میپاشند، قدرتها تغییر میکنند و بسیاری از نامها از حافظه تاریخ محو میشوند، اما آنچه بر جان انسان اثر بگذارد، از جنس دیگری است. قدرت سیاسی میتواند شهری را کنترل کند، اما نمیتواند به آسانی معنایی را که در دل انسانها ریشه کرده است از میان ببرد. سامرا برای امام عسکری فقط محل زندگی نبود؛ صحنه آزمون بود. آن حضرت در شرایطی زیست که فشار سیاسی میتوانست بسیاری را به انزوا و انفعال بکشاند، اما این وضعیت مانع انجام رسالت او نشد. محدودیت، بهانهای برای کنار کشیدن از مسئولیت نبود و فشار، اخلاق را از میان نبرد.
این درس برای انسان امروز نیز شنیدنی است. هر دورهای شکل خاصی از محاصره را تجربه میکند؛ گاهی محاصره اقتصادی است، گاهی رسانهای، گاهی اجتماعی و گاهی محاصرهای که از ترسهای درونی انسان شکل میگیرد. آنچه سرنوشت انسان را تعیین میکند، فقط اندازه محاصره نیست؛ کیفیت ایستادن او درون این محاصره است. ولادت امام حسن عسکری علیهالسلام از همین منظر، ولادت امید است؛ اما نه امیدی ساده و زودگذر که با نخستین دشواری فرو بریزد. امید در مکتب آن حضرت، از شناخت، صبر، ایمان و مسئولیت سرچشمه میگیرد. او در دورهای به دنیا آمد که آینده برای بسیاری روشن نبود، اما خود به یکی از حلقههای تعیینکننده آینده تشیع تبدیل شد. روز ولادت امام مهربانی ها فرا میرسد، میتوان در کنار شادی این میلاد، لحظهای نیز درنگ کرد و از خود پرسید این مناسبت قرار است چه تغییری در نگاه و زندگی ما ایجاد کند. آیا میلاد امام برای ما تنها فرصتی برای تبریک و برگزاری آیینهای جشن است یا میتواند پنجرهای برای بازخوانی مفهوم انسان، مسئولیت و امید باشد؟
اگر پاسخ را در سیره امام حسن عسکری جستوجو کنیم، شاید به این حقیقت برسیم که بزرگترین میراث یک پیشوا فقط سخنان او نیست؛ انسانهایی هستند که در پرتو اندیشه و رفتار او ساخته میشوند. انسانهایی که در روزگار آشوب آرامش خود را از دست نمیدهند، در روزگار شایعه اسیر هر روایت نمیشوند، در روزگار فشار کرامت خود را نمیفروشند و در روزگار ناامیدی آینده را فراموش نمیکنند. ولادت امام حسن عسکری علیهالسلام در نهایت روایت یک تولد است، اما نه فقط تولد یک انسان؛ تولد نگاهی است که به ما میآموزد روشنایی همیشه در شرایط روشن متولد نمیشود. گاهی درست در روزهایی که دیوارها بلندترند، صداها محدودترند و آینده مبهمتر به نظر میرسد، انسانی متولد میشود که تاریخ بعدها درمییابد حضورش برای عبور از همان تاریکی ضروری بوده است. شاید راز ماندگاری این میلاد نیز در همین حقیقت نهفته باشد؛ تاریخ همیشه با کسانی تغییر میکند که در زمانه دشوار، اجازه نمیدهند دشواری، انسان درونشان را تغییر دهد.
انتهای پیام/