به گزارش خبرگزاری تسنیم از کردستان، شهدا روایت روشن انسانهایی هستند که در کوتاهترین فصل زندگی زمینی خود، بلندترین درسهای انسانیت را به یادگار گذاشتند؛ مردانی که از آرامش و آسایش خود گذشتند تا امنیت و آرامش دیگران باقی بماند. آنان نه با ادعا، بلکه با عمل، مسیر ایثار را معنا کردند و نامشان در حافظه یک ملت جاودانه شد.
در میان برگهای پرافتخار تاریخ این سرزمین، نام شهدا تنها یادآور میدانهای نبرد نیست؛ بلکه روایتگر سبک زندگی، اخلاق، ایمان، محبت و دلبستگیهایی است که پیش از شهادت در وجود آنان شکل گرفته بود. هر شهید، قصهای از یک انسان کامل است؛ انسانی که در کنار خانواده، میان مردم و در مسیر مسئولیت اجتماعی، منش و رفتاری الهامبخش داشت.
مظلومیت شهدا تنها به لحظه شهادت آنان خلاصه نمیشود؛ مظلومیت واقعی آنجاست که بسیاری از این عزیزان با وجود داشتن دلهای بزرگ، روحیههای بلند و خدمات فراوان، در سکوت زندگی کردند و بیآنکه خود را ببینند، برای دیگران زیستند. خانوادههایی که سالها با دلتنگی و صبوری، یاد عزیزانشان را زنده نگه داشتهاند، خود راویان صادق این حماسههای ماندگار هستند.
شهیدان در زندگی روزمره نیز قهرمان بودند؛ در رفتار با پدر و مادر، در احترام به بزرگترها، در محبت به کوچکترها و در احساس مسئولیت نسبت به خانواده و جامعه. بسیاری از آنان پیش از حضور در میدان ایثار، در خانه و میان نزدیکانشان الگوهایی از اخلاق، صبر و مهربانی بودند.
شهدای جنگ رمضان نیز بخشی از همین مسیر نورانی هستند؛ مردانی که در شرایط دشوار، با ایمان و اراده، راه دفاع و فداکاری را برگزیدند. آنان با باور قلبی به مسئولیت خود، از تعلقات شخصی عبور کردند تا نامشان در کنار دیگر ایثارگران این مرز و بوم ماندگار شود.
در میان این نامهای پرافتخار، روایت زندگی جوانی از دیار قروه، تصویری از یک انسان مؤمن، خانوادهدوست و مهربان را پیش روی ما قرار میدهد؛ جوانی که پیش از آنکه در میدان شهادت شناخته شود، در خانه برای خانوادهاش تکیهگاه و در میان دوستان و آشنایان، رفیقی صمیمی و قابل اعتماد بود.
خبرنگار تسنیم در سیوسومین روایت خونهای ماندگار اینبار به شهرستان قروه رفته است؛ سجاد شریفی فرزند علی، متولد سال 1381 از قروه، جوانی بود که به گفته خانوادهاش، زندگی را با عشق به پدر و مادر، احترام به اطرافیان و روحیه خدمت معنا کرده بود. او از آن دست انسانهایی بود که حضورشان در خانه آرامش میآورد و نبودنشان، جای خالی بزرگی بر دل خانواده میگذارد.
مادر شهید از پسری سخن میگوید که همیشه دغدغه دیگران را داشت؛ پسری که کمکحال خانواده بود، در کنار پدر و مادر میایستاد و حتی کوچکترین نیازهای آنان را با عشق انجام میداد. سجاد برای خانواده فقط یک فرزند نبود؛ همراهی دلسوز و دوستی همیشگی بود.
او از کودکی با نماز و معنویت انس گرفته بود و ایمان در رفتار و گفتارش نمایان بود. آرامش، صبوری و خوشرفتاری از ویژگیهایی بود که خانواده و اطرافیان بیش از هر چیز در وجود او به یاد دارند؛ جوانی که کمتر کسی از او ناراحتی یا تندی دیده بود.
روایت مادر شهید سجاد شریفی، روایت مادری است که هنوز گرمای حضور فرزندش را در خاطراتش احساس میکند؛ مادری که از پسری میگوید که شب و روز نگران حال خانواده بود و همواره سفارش میکرد مراقب خودشان باشند.
اکنون نام سجاد شریفی در کنار دیگر شهدای این سرزمین به یادگار مانده است؛ اما آنچه این نام را ماندگارتر میکند، تنها لحظه شهادت نیست؛ بلکه زندگی کوتاه اما پربرکتی است که سرشار از محبت، ایمان، مسئولیتپذیری و انسانیت بود.
روایت مادر شهید
فاطمه سلطانی، مادر شهید سجاد شریفی، وقتی از فرزندش سخن میگوید، واژهها برای توصیف بزرگی شخصیت او کافی نیستند. صدای مادری است که هنوز دلتنگ فرزند است؛ اما در میان بغض و اندوه، از خوبیهای پسری میگوید که برایش افتخار بود.
او درباره فرزندش در گفتوگو با خبرنگار تسنیم میگوید: «هرچه از سجاد بگویم باز هم کم گفتهام. نمیدانید چه پسری بود؛ صبور، خوشاخلاق و خوشرفتار. همیشه به فکر پدر و مادرش بود، به فکر برادرش بود و کمکحال خانواده. واقعاً حیف شد، چنین پسری را از دست دادیم.»
مادر شهید از محبتهای فرزندش روایت میکند: «سجاد حتی یک لیوان آب هم بدون توجه به من نمیخورد. همیشه میگفت مامان چیزی لازم داری؟ کجا کاری داری؟ خودش میآمد و کارهای من و پدرش را انجام میداد. برای ما فقط پسر نبود، مثل یک رفیق و همراه بود.»
او ادامه میدهد: «همیشه به او میگفتم چرا اینقدر به فکر ما هستی؟ چرا به فکر خودت نیستی؟ میگفت نه مامان، شما را باید مراقبت کنم. شبها بارها زنگ میزد و میگفت مواظب خودتان باشید.»
مادر شهید با اشاره به ویژگیهای اخلاقی سجاد میگوید: «از بچگی نماز میخواند. اهل آرامش بود. هیچ وقت ندیدم کسی را ناراحت کند یا با کسی با تندی رفتار کند. با بچهها مثل بچه رفتار میکرد و با بزرگترها احترام بزرگتر را نگه میداشت.»
او از روحیه صبر و مهربانی فرزندش یاد میکند و میگوید: «اگر ناراحتی هم داشت، هیچ وقت نشان نمیداد. همیشه آرام بود. خدا چنین پسری را به ما داده بود و حالا باید با یاد و خاطراتش زندگی کنیم.»
برای مادر شهید، سجاد تنها یک فرزند نبود؛ تکیهگاهی بود که با رفتارش عشق، احترام و مسئولیت را معنا کرد؛ جوانی که اگرچه رفت، اما خاطرات مهربانیهایش همچنان در خانه و دل خانواده زنده است.
شهید سجاد شریفی، جوان 23 ساله دهه هشتادی، تنها 4 ماه پس از آغاز زندگی مشترک خود، در تاریخ 11 اسفند 1404، در راه دفاع از میهن اسلامی و در جریان حمله آمریکایی-صهیونی، در پایگاه دزلی سروآباد به درجه رفیع شهادت نائل آمد.
شهر قروه در فاصله 90 کیلومتری سنندج مرکز استان کردستان واقع شده است.
انتهای پیام/