به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری تسنیم به نقل از آناتولی، «ارهان آک کاش» در گزارشی با اشاره به اقدامات ایران برای توسعه مسیرهای ترانزیتی و تلاش برای دسترسی به دریای سیاه و اروپا از طریق کریدور جاده ای شمال- جنوب نوشت: جستجوی ایران برای دسترسی به دریای سیاه را میتوان نه بهعنوان تهدیدی مستقیم برای ترکیه، بلکه تحولی دانست که ضرورت تنوعبخشی مستمر به ظرفیتهای لجستیکی و شبکههای ارتباطی را نشان میدهد.
تحولات نظامی و سیاسی در قفقاز جنوبی و همچنین تحولات خلیج فارس، بار دیگر اهمیت مسیرهای حملونقل منطقه را مورد توجه قرار داده است.
در این معادله جدید، تلاش ایران برای دسترسی به دریای سیاه از طریق ارمنستان و گرجستان و از آنجا به اروپا، قابل توجه است. با این حال، درست نیست که این ابتکار ایران را یا به عنوان یک جایگزین قوی که موقعیت لجستیکی ترکیه را در کوتاه مدت متزلزل میکند، یا به عنوان پروژهای که تحقق آن دشوار یا غیرممکن است، در نظر بگیریم.
مسئله اصلی این است که این ارتباط تا چه حد میتواند موازنههای حمل و نقل منطقهای را در طول زمان تغییر دهد.
مشخصترین بخش تلاش ایران در مسیر ارمنستان، کریدور جادهای شمال - جنوب ارمنستان است. این کریدور که از مرز ایران آغاز شده و از طریق ارمنستان به سمت شمال امتداد مییابد، میتواند با رسیدن به دریای سیاه از طریق گرجستان، امکان ایجاد و توسعه مسیرهای تجاری متنوعتری را برای ایران فراهم کند.
همچنین این مسیر را میتوان یکی از عناصر مهم شبکه حملونقل چندوجهی دانست که قرار است میان خلیج فارس و دریای سیاه ایجاد شود. از این رو، این پروژه برای ایران صرفاً تلاشی برای تقویت ارتباط حملونقلی با ارمنستان نیست، بلکه مسیری است که میتواند دسترسی ایران به بازارهای دریای سیاه و اروپا را نیز متنوعتر کند.
بهویژه در بخش جنوبی این پروژه، طی ماههای اخیر پیشرفت قابل توجهی حاصل شده است. در مسیر 32 کیلومتری کاجاران - آگاراک، عملیات گسترده عمرانی از جمله ساخت دو تونل و 15 پل در حال انجام است.
تا فوریه 2026، میزان پیشرفت فیزیکی این بخش از 40 درصد فراتر رفته بود. در آوریل 2026، مقامهای ارمنستان اعلام کردند که شرکت ایرانی، عملیات را طبق برنامه پیش میبرد و پیشبینی میشود این بخش در سال 2027 به پایان برسد.
همچنین در آگوست 2026، موضوع ساخت دومین پل روی رود ارس در مرز ایران و ارمنستان بار دیگر میان دو کشور مورد بررسی قرار گرفت. با این حال، هنوز برخی مشکلات زیرساختی وجود دارد که مانع از تبدیل شدن این خط به گزینهای در مقیاس شبکه حمل و نقل موجود که از طریق ترکیه به اروپا امتداد مییابد، میشود.
مهمترین این مشکلات، عدم اتصال مستقیم ریلی بین ایران و ارمنستان و این واقعیت است که حمل و نقل موجود تا حد زیادی مبتنی بر حمل و نقل جادهای است. همچنین نیاز به بهبود ظرفیت و شرایط فیزیکی در برخی از بخشهای جادهای در ارمنستان وجود دارد.
بنابراین، ایجاد اتصال ریلی و بهبود زیرساختهای جادهای از نظر افزایش ظرفیت حمل و نقل و سرعت خط مهم است.
تلاش ایران برای تنوعبخشی به مسیرهای حملونقل
پس از آغاز جنگ روسیه و اوکراین، امنیت و تداوم شبکههای حملونقل در اوراسیا اهمیت بیشتری پیدا کرده است.
تحولات پیرامون تنگه هرمز نیز نشان داد که جریان تجارت و انرژی تا چه اندازه به نقاط مشخص عبور و گذرگاههای محدود وابسته است. این تحولات، از دیدگاه ایران، اهمیت برخورداری از مسیرهای ارتباطی که در جهتهای مختلف امتداد داشته باشند را افزایش داده است.
بنابراین، تلاش ایران برای دسترسی به دریای سیاه از طریق ارمنستان را نمیتوان صرفاً از زاویه رقابت با ترکیه ارزیابی کرد. این اقدام را بیشتر میتوان تلاشی برای ایجاد مسیرهای جایگزین برای ارتباطات موجود و تنوع بخشی به گزینههای حملونقل دانست.
ایران در مواضع خود درباره کریدور زنگه زور-که دونالد ترامپ آن را «مسیر ترامپ برای صلح و شکوفایی بینالمللی» (TRIPP) نیز نامیده است- بر حاکمیت و تمامیت ارضی ارمنستان تأکید می کند.
تهران در عین حال نگرانیهای خود را مبنی بر اینکه این پروژه نباید برای اهداف امنیتی علیه ایران استفاده شود، ابراز میکند. در مقابل، طرف ارمنی اعلام کرده که TRIPP میتواند فرصتهای اقتصادی برای ایران ایجاد کند.
این تحولات نشان میدهد که رویکرد ایران نسبت به ارتباطات و مسیرهای حملونقل جدید در منطقه، تکبعدی نیست و میتواند بر اساس نحوه شکلگیری این مسیرها و میزان انطباق آنها با منافع امنیتی و اقتصادی ایران تغییر کند.
تلاش ایران در برابر «جاده توسعه» در چه جایگاهی قرار دارد؟
پیشرفت پروژه جاده توسعه همچنین از نظر پیگیری ایران برای تنوع بخشیدن به گزینههای حمل و نقل خود اهمیت دارد. این پروژه که قرار است با آغاز از بندر بزرگ فاو، از طریق عراق به مرز ترکیه و سپس اروپا امتداد یابد، شامل شبکهای جاده ای و ریلی به طول تقریبی 1200 کیلومتر است و هدف آن ایجاد یک ارتباط حملونقلی گسترده میان خلیج فارس و اروپا است. پیشبینی میشود این پروژه با سرمایهگذاری حدود 17 میلیارد دلاری اجرا شود.
در این چارچوب، باید جایگاه تلاش ایران برای دسترسی به دریای سیاه از طریق ارمنستان و گرجستان را در مقایسه با جاده توسعه نیز بررسی کرد. در حالی که جاده توسعه بر یک شبکه یکپارچه جادهای و ریلی استوار است، مسیر ارتباطی ایران با دریای سیاه علاوه بر حملونقل جاده ای از طریق ارمنستان و گرجستان، شامل حملونقل دریایی از طریق دریای سیاه نیز میشود.
همچنین طراحی کریدور خلیج فارس - دریای سیاه بهعنوان یک ساختار چندوجهی که اتصالات در ایران، ارمنستان، گرجستان و اروپا را به یکدیگر متصل میکند، تفاوت میان این دو مسیر را آشکار می سازد.
با توجه به این تفاوتها، به نظر میرسد ارتباط ایران با دریای سیاه در کوتاهمدت از نظر هزینه، سرعت و ظرفیت حملونقل نتواند در مقیاسی مشابه جاده توسعه با آن رقابت کند. با این حال، این مسیر که از طریق ارمنستان و گرجستان به دریای سیاه میرسد، برای ایران میتواند بهعنوان یک مسیر راهبردی برای افزایش دسترسی به جهتهای مختلف تجاری و متنوعسازی گزینههای حملونقل ارزیابی شود.
بنابراین، در اینجا موضوع اصلی این نیست که کدامیک از این دو مسیر جایگزین دیگری خواهد شد؛ بلکه موضوع اصلی، تلاش ایران برای برخورداری از چندین گزینه حملونقلی در مواجهه با شرایط متغیر منطقهای است.
رقابت نه بین کریدورها؛ بلکه بین شبکه ها
به نظر نمیرسد که تلاش ایران برای دسترسی به دریای سیاه از طریق ارمنستان و گرجستان به جایگزینی در مقیاسی تبدیل شده باشد که بتواند موقعیت لجستیکی فعلی ترکیه را در کوتاهمدت تغییر دهد.
با این حال، این ابتکار نشان میدهد که رقابت حمل و نقل منطقهای باید نه بر اساس ظرفیت کریدورهای منفرد، بلکه بر اساس نحوه اتصال و پیوند مسیرهای مختلف به یکدیگر ارزیابی شود.
رقابت های آینده احتمالاً نه بر اساس برتری کریدورها، بلکه به نفع کشورهایی شکل خواهد گرفت که بتوانند مسیرهای مختلف حملونقل را با هزینه کمتر، سرعت بیشتر و شرایط قابلپیشبینیتر به یکدیگر متصل کنند.
از این منظر، تلاش ایران برای دسترسی به دریای سیاه را میتوان نه تهدیدی مستقیم برای ترکیه، بلکه تحولی دانست که ضرورت تنوعبخشی مستمر به ظرفیتهای لجستیکی و شبکههای ارتباطی را برای ترکیه نشان میدهد.
برای حفظ مزیت کنونی ترکیه، علاوه بر موقعیت جغرافیایی این کشور، ایجاد یک شبکه لجستیکی قدرتمند که از طریق راهآهنها، بنادر، گذرگاههای مرزی و کریدورهای بینالمللی مختلف پشتیبانی شود، اهمیت زیادی دارد.
مزیت واقعی ترکیه نیز در موقعیت لجستیکی مرکزی آن نهفته است که کریدورهای مختلف بینالمللی را به هم متصل و ادغام میکند.
انتهای پیام/