به گزارش خبرگزاری تسنیم از شیراز، منصور قطرویی پژوهشگر و کارشناس مسائل جنگ ترکیبی طی یادداشتی با عنوان " ارزیابی نقش دشمنان در تشدید اختلافات داخلی و راهکارهای پیشگیری" که در اختیار خبرگزاری تسنیم قرار داد، نوشت:
دشمن در جنگ ترکیبی، پس از ناکامی در عرصههای نظامی و دیپلماتیک، راهبرد خودرا در «جنگ معنا» و بهرهبرداری از اختلافات داخلی تشدید کرده است. هدف کلیدی این استراتژی، تبدیل «اختلافات حزبی به تنازع هویتی» و «برجستهسازی شکافهای اقتصادی بهعنوان بحران سیاسی» است.
این گزارش به بررسی ابعاد این پروژه، شواهد عینی آن و راهکارهای پیشگیری بر اساس الگوهای قرآنی و اصول حکمرانی نافع میپردازد.
1- سه سطح نقشآفرینی دشمن در اختلافافکنی
بر اساس اسناد و تحلیلهای موجود، نقش دشمنان در این زمینه در سه سطح قابل ارزیابی است:
الف) سطح راهبردی: طراحی پروژههای اختلافافکنی
- پروژه مشترک سیا و موساد: پس از شکست در جنگهای نظامی و شناختی، سازمانهای اطلاعاتی آمریکا و رژیم صهیونی پروژهای طراحی کردهاند که مبتنی بر «ایجاد و بسط اختلافات داخلی» است. گام نخست این پروژه، افزایش شکاف بین نیروهای انقلابی بر اساس موافقان و مخالفان مذاکره است.
هدف نهایی: ایجاد «شکاف و دوگانگی در نظام اسلامی در بالاترین سطح» و در نهایت «تجزیه اجتماعی».
- استفاده از مشکلات واقعی: دشمنان همواره تلاش کردهاند از مشکلات موجود (مانند مشکلات معیشتی) برای اهداف سیاسی خود بهرهبرداری کرده و نارضایتیها را به آشوبهای ویرانگر تبدیل نمایند.
ب) سطح عملیاتی: بهرهگیری از رسانههای معاند و عوامل داخلی
- رسانههای معاند: شبکههایی مانند اینترنشنال، بیبیسی، من وتو و یورونیوز با بودجهای از مراکز جاسوسی غرب، پروژه «القای اختلاف» میان سران قوا، مسئولان و فرماندهان نظامی را در دستور کار قرار دادهاند.
- هدفگذاری روی نهادهای کلیدی: یکی از محورهای اصلی، تلاش برای اختلافافکنی میان «دولت» و «نیروهای نظامی» است؛ پروژهای که با استفاده از جزئیات ساختگی و بدون هیچ سند و مدرکی دنبال میشود.
- دامن زدن به اختلافات قومی، مذهبی و سیاسی: دشمنان با بهرهگیری از رسانهها و عوامل داخلی، به دنبال ایجاد تنش و بیثباتی و تضعیف انسجام ملی هستند.
ج) سطح پیامدی: تبدیل جریانهای سیاسی به «بلندگو» یا «تشدیدکننده»:
- برخی جریانهای سیاسی داخلی، به تشدیدکنندگان شکافهای داخلی تبدیل شدهاند.
- برخی جریانها با استفاده ابزاری از سیاستهای دوقطبیسازی، منافع گروهی خود را به منافع ملی ترجیح میدهند.
- تبدیل به بلندگوی دشمن: «عدهای از افراد صاحبتریبون به بلندگوهای دشمن تبدیل شدند و آمریکا و رژیم صهیونیستی بدون اینکه متحمل هزینهای شوند، حرفهای خود را از زبان این افراد مطرح میکنند». این جریانها با طرح مطالبات غیرواقعبینانه و ایجاد تنش، سعی در بازسازی جایگاه خود دارند.
2- مستندات و شواهد عینی نقشآفرینی دشمنان
برای اثبات این نقشآفرینی، میتوان به موارد زیر استناد کرد:
الف) تحلیلهای اندیشکدههای غربی؛ راهاندازی «کمپین تأثیرگذاری چندرسانهای آرام» در داخل ایران برای شکلدهی به بحث داخلی علیه فعالیتهای هستهای و مقاومت.
ب) گزارشهای اطلاعاتی و رسانهای؛ طراحی پروژه مشترک سیا و موساد برای ایجاد و بسط اختلافات داخلی.
ج) اقرار مقامات دشمن؛ ترامپ در توییت مربوط به آتشبس، سخن از اختلافات داخلی در ایران بر سر مذاکره و جنگ به میان آورد.
د) شواهد میدانی از اغتشاشات قبل؛ اسناد افشا شده و اظهارات دشمن مبنی بر نقش مستقیم موساد و آمریکا در سازماندهی و حمایت از اغتشاشات در ایران.
ه) تحلیل راهبردی: دشمن پس از شکست در میدان، اتاق فکر خود را بر مدار «ناامیدی، بیاعتمادی و واگرایی» بازتعریف کرده است.
3- راهکارهای پیشگیری از تبدیل شدن جریانهای سیاسی به بلندگوی تفرقه
بر اساس الگوهای قرآنی و با تکیه بر اصول حکمرانی نافع، راهکارهای پیشگیری در دو سطح قابل طراحی است:
سطح اول: این راهبردها در چهار محور عملیاتی به شرح زیر تبیین شده است:
1. هشدار راهبردی (مبتنی بر رکن بصیرت و هوشیاری): تأکید بر رصد هوشمندانه فضای روانی جامعه با این پیام راهبردی که هرگونه فضاسازی پرهیاهو، انفعال یا ارائه نسخههای تسلیمطلبانه، در عمل به مثابه پر کردن خشاب رسانهای و روانی دشمن خواهد بود.
2. ترسیم خطوط قرمز (مبتنی بر رکن اطاعت از اولیالامر): لزوم وحدت رویه و حاکمیت صدای واحد در تصمیمات کلان و مسائل حیاتی کشور؛ بهگونهای که زمینههای هرگونه اختلاف، دوگانگی و موجسواری دشمنان کاملاً مسدود و خنثی شود.
3. افشای بهموقع نقشههای تفرقهافکنانه (مبتنی بر رکن بصیرت): شناسایی و خنثیسازی زودهنگام نغمههای شوم تفرقه، ایجاد بدبینی نسبت به ارکان حاکمیت و مقابله با کارشکنیها در مسیر مقاومت، دیپلماسی و مذاکرات راهبردی نظام.
4. اولویتبخشی به منافع ملی (مبتنی بر رکن تقوا): ارجحیت کامل مصالح و امنیت کلان کشور بر منافع زودگذر جناحی و فردی و لزوم پرهیز جدی از رفتارهای تفرقهانگیز در بزنگاههای حساس ملی.
در ادامه تدوین راهبردهای جامع امنیت ملی برای مقابله با عملیات روانی دشمن، «سطح دوم» این طرح با محوریت اقدامات اصلاحی و نظارتی و با هدف مدیریت فضای عمومی کشور در چهار محور اصلی تدوین شد.
نظارت بر تریبونها: جلوگیری از تبدیل تریبونهای عمومی به بلندگوی دشمن؛ «تمام صاحبان تریبون، قلم، سخن و رسانه وظیفه خطیری برای مصون نگهداشتن» جامعه از آفات تفرقه دارند.
تفکیک نقد از تخریب: ایجاد تمایز میان «نقد منصفانه» و «ضربه مستقیم به منافع ملی».
مدیریت فضای مجازی: مقابله با عملیات روانی دشمن که با پایه «دروغهای بزرگ» شکل گرفته است.
تقویت گفتمان وحدت: تبیین این نکته که «اتحاد و انسجام، مهمترین عامل شکست دشمن» بوده و «همان نقطه امروز هدف اصلی عملیات روانی اوست.
4- جمعبندی: چهار اصل راهبردی برای پیشگیری از تفرقهافکنی
بر اساس تحلیلهای صورتگرفته، چهار اصل کلیدی برای ممانعت از تبدیل جریانهای سیاسی به ابزار تفرقه قابل استخراج است:
1-اصل هشیاری: «ملت ایران، چون میدانند دشمن به دنبال انشقاق بین ارکان حکومت، مردم، اقوام و مذاهب است، هوشیارتر از همیشه در زمین دشمن بازی نمیکنند»
2- اصل وحدت: «تا زمانی که این ملت متحد بماند، هیچ طرح دشمن نمیتواند اجرایی شود».
3- اصل مسئولیتپذیری خواص: «آگاهی و هشیاری خواص و شهروندان در قبال این فتنه طراحی شده، رمز خنثیسازی و شکست نهایی آن محسوب میشود».
4-اصل پرهیز از دوقطبیسازی: پرهیز از تبدیل تریبونهای مهم به تریبون دوقطبیسازی و جلوگیری از «نفرتپراکنی و ایجاد شکاف میان مردم و نظام».
دشمنان امروز با آگاهی از شکستهای خود در عرصههای سختافزاری، تمام توان خود را بر اختلافافکنی و تضعیف انسجام داخلی متمرکز کردهاند. تنها راه خنثیسازی این پروژه، هوشیاری همگانی، وحدت ملی، نظارت بر تریبونها و اولویتدهی به منافع کشور بر منافع گروهی است. رسانههای داخلی و نخبگان سیاسی نقشی کلیدی در افشای این توطئه و تقویت گفتمان وحدت دارند.
انتهای پیم/424