به گزارش گروه رسانه های خبرگزاری تسنیم، هشتاد و سومین جشنواره فیلم ونیز یا به عبارتی قدیمیترین فستیوال سینمایی دنیا، چند روزی میشود که در حال برگزاری در جزیره لیدو است و نگاه سینمادوستان بهاصطلاح جدی را به خود معطوف داشته است. البته تفاوت جدی این دوره با ادوار پیشین را باید رواج هرچهبیشتر حواشی سیاسی به شکل اجرای برنامههای مختلف جشنواره و همینطور ترکیب آثار پذیرفتهشده در بخش اصلی و بخشهای فرعی دانست، بهطوریکه در همان ابتدا مشخص شد که مسئولان امر به دلیل درخواست اشخاصی چون «راجر واترز»، «آنی ارنو» و... مبنیبر حمایت ونیز از فلسطین تمایلی برای برگزاری نشست مطبوعاتی هیئت داوران ندارند، زیرا هیچ دوست ندارند که ونیز هم مانند کن و برلین به میدان کشمکش مسائل سیاسی تبدیل شود؛ البته مدیران این جشنواره در ادامه از تصمیم خود صرفنظر کردند، اما این تنها حاشیه مهم فستیوال ونیز نبود. در نگاهی گذرا به انتقادات و حواشی موجود میتوان به گلایه «مگی جیلنهال»، رئیس هیئت داوران از حضور بسیار کمرنگ فیلمسازان زن در بخش اصلی، انتقاد اوکراینیها به نمایش فیلم روسی «دائو» ساخته «ایلیا خرژانوفسکی»، هشدار «جرج کلونی» نسبت به خطرات هوش مصنوعی در مسیر فیلمسازی و درخواست جمعی از فعالان مدنی برای جلوگیری از اکران آثار رژیم صهیونیستی اشاره کرد، بهطوریکه مدیر فستیوال «آلبرتو باربارا» این دوره را یکی از سیاسیترین ادوار ونیز خواند.
از اینها گذشته، ونیز برای جریانات رسمی و فرعی سینمای ایران و همچنین بازیگران متعدد آن هم خالی از حاشیه نبود، زیرا دو نماینده غیررسمی بهطور خودخوانده نماینده سینمای ایران در هشتاد و سومین دوره جشنواره فیلم ونیز هستند. برخلاف تصور، «علی عسگری» با فیلم زیرزمینی «کمی نور» در بخش اصلی ونیز و «محسن قرایی» با «مراقب» در بخش افقها حضور دارند. بعد از انتشار فیلم قرایی در ونیز بود که بعضی از رسانههای فارسیزبان داخلی و خارجی به تمجید و تحسین از این اثر پرداختند و حتی در یکی از موارد فیلم جدید کارگردان «بیهمهچیز» را با آثار شاخصی نظیر «زیر پوست شهر» و «اجارهنشینها» مقایسه کردند!
با مروری بر آثار به نمایش درآمده در جشنواره فیلم ونیز درمییابیم که واکنشها به «مراقب» انگشتشمار و موردی بوده و نشریات و رسانههای معتبری مانند «کایهدوسینما» و «پوزتیف» اصلاً به آن نپرداختهاند، زیرا با وجود ادعای فیلمساز مبنیبر مقابله با آنچه خود بهعنوان ساختار پدرسالار باور دارد و همینطور بازنمایی اگزوتیک مسائل زنان باعث نشده تا منتقدان کایه و پوزتیف اقبالی به تماشای اثر جدید محسن قرایی نشان دهند، درحالیکه خورههای فیلم میدانند که کایه دو سینما بهطور ویژه بر مسئله برابری جنسیتی و حضور کارگردانان زن در این بخش تمرکز دارد و پوزتیف بیشتر بر جنبههای سیاسی، اجتماعی و فرم روایی آثاری که بازتابدهنده بحرانهای معاصر هستند تأکید میکند. بنابراین وقتی فرانسویهای اینکاره به هر فیلم بزرگ و کوچکی در بخش افقها واکنش نشان میدهند، اما بهسادگی از کنار فیلمی که در جراید بهاصطلاح تخصصی داخلی با معدود شاهکارهای تاریخ سینمای ایران مقایسه میشود، عبور کردند؛ خود گویای امر است. در ادامه این فرسته، نقدهای مثبت و منفی درباره فیلم «مراقب» را مرور و به ایرادهای آنها اشاره خواهیم کرد.
آیا «گاردین» واقعاً معتبر است؟
تاکنون دو یادداشت مثبت درباره مراقب محسن قرایی منتشر شده که نمونه مهمتر آن را «زان بروکس» منتقد ارشد نشریه انگلیسی «گاردین» به رشته تحریر درآورده است. ریویو بروکس مانند اغلب ریویوها لحنی توصیفی دارد و بیشتر متکی به مضمون - و نه زیباییشناسی - است. او مراقب را اثری رئالیستی و درعینحال تمثیلی از شرایط امروز ایران میداند و عنوان میکند که با تماشای فیلم مخاطب نگران سرنوشت ساکنان خانه در حال سقوط میشود! ذکر این نکته ضروری مینماید که منتقدان در واکنش به آثار جدید و آنها که نخستین اکران خود را در جشنوارهها تجربه میکنند، بهجای نقد، یادداشت و ریویو بنویسند و درصدد معرفی فیلم برآیند، اما از لحن و ارزشگذاریشان میتوان به میزان سواد و شعور سینماییشان و همینطور رسانهای که دست به انتشار این متون میزند پی برد. گاردین یکی از روزنامههای جریان اصلی غرب بهحساب میآید که بخشی را هم بهمرور اتفاقات روز سینما اختصاص داده است، اما آیا واکنش مثبت یا منفی این نشریه به آثار جریان اصلی و بهظاهر مستقل میتواند ضامن کیفیت فیلم باشد و مخاطب را با درک تازهای نسبت به سوژه مواجه کند؟
گاردین در مقایسه با رسانههای تخصصی مکتوب نظیر «فیلم کامنت»، «سایتاند ساوند»، «کایهدوسینما» حرفی برای گفتن ندارد و حتی چهرههای سرشناس آن نظیر «پیتر بردشاو» و «وندی آید» نیز در مقایسه با منتقدانی که به سلاح نظریههای سینمایی مسلحند چیزی در چنته ندارند. گاردین بیشتر اهمیت خود را بهخاطر پوشش آنی و لحظهای جشنوارههای رده الف اروپایی به دست آورده و از منظر عمق آکادمیک و تاریخی به گرد پای سایتاند ساوند، فیلم کامنت و باقی رسانههای شاخص سینمایی نمیرسد. برای نمونه در برابر گاردین، مجله سایتاند ساوند قرار دارد که با تمرکز بر تاریخ سینما، مقالات عمیق آکادمیک، بازبینی فیلمهای کلاسیک و... کارش را پیش میبرد و وابسته به «انستیتوی فیلم بریتانیا» یا همان BFI است. اگر فیلم مراقب ساخته جدید محسن قرایی اثر مهمی باشد حتماً و قطعاً وارد پانتئون سایتاند ساوند هم میشود، اما وقتی هیچکدام از مجلات و روزنامههایی که کارشان تنها پوشش لحظهای نیست و حتی در میان آنها که وظیفه ذاتیشان پرداختن به اخبار جشنوارهها و رویدادهای سینمایی است این فیلم را لایق پرداختن هم نمیدانند و تنها یک یادداشت مثبت از سوی گاردین در توضیح و معرفی آن نوشته میشود، کاملاً واضح و مبرهن است که با چه اثری روبهرو هستیم.
دومین نقد مثبت نوشتهشده در باب مراقب مربوط به وبسایت «راجر ایبرت» مشهور است. ایبرت یکی از شناختهشدهترین ریویونویسهای سینمایی در دنیا بود که آوریل سال 2013 پس از 11 سال مبارزه با بیماری سرطان از دنیا رفت. بعد از مرگ او، این چاز ایبرت، همسر منتقد معروف بود که سکان هدایت سایت را بر عهده گرفت. وی مطابق با نظرات ایبرت که در سالهای پایانی عمرش اعتراف کرده بود نقد سینمایی در آمریکا بیش از حد در اختیار مردان سفیدپوست قرار دارد، نوشتههای منتشرشده در وبسایت شوهرش را به منتقدان زن، افراد رنگینپوست، همجنسگرا و... اختصاص داد، تا مثلاً آنها بتوانند فیلمها را از زوایای فرهنگی مختلف مورد بررسی و مداقه قرار دهند. در نتیجه سینما بماهو سینما دیگر دارای ارزشی ذاتی نبود و این محتوای آثار بودند که برای نویسندگان سایت اهمیتی مضاعف پیدا میکردند. در مواجهه با نقد مثبت وبسایت راجر ایبرت بر فیلم مراقب، با مشتی جمله کلی و فاقد مفهوم در تعریف و تمجید روبهرو میشویم که نشان میدهد حتی با یادداشت متوسطی هم مواجه نیستیم.
نوبت نقدهای جدیتر هم رسید
فیلم مراقب، در مجموع پنج یادداشت از وبسایتها، مجلات و روزنامههای نسبتاً معتبر دریافت کرده که سه نمونه از این موارد منفی هستند، این رسانههای فارسیزبان داخل و خارج در اغلب موارد تنها به بولدکردن یا آگراندیسمان یادداشت نویسنده گاردین اشاره میکنند و از پرداختن به باقی موارد اجتناب میورزند. در میان نقدهای منفی، نشریه «اسکرین دیلی» سرآمد بقیه محسوب میشود. وندی آید، منتقد ارشد این نشریه تخصصی، در یادداشتش به چندین ضعف کلیدی در فیلم مراقب اشاره کرده که در نگاهی گذرا به آنها میپردازیم. این نویسنده برای نمونه نمادپردازی محسن قرایی را بیش از حد قلمداد میکند و مینویسد که فیلم در استفاده از تمثیل (مانند خانهای در آستانه فروپاشی) و ساخت استعاره از ساختار پدرسالارانه موجود زیادهروی میکند که این موضوع بهجای عمقبخشیدن به اثر، بر ساختمان فیلم ضربه زده است. در بخش دیگری از یادداشت وندی آید گرایش ماکسیمال به ملودرام هم آفت فیلم است.
او میگوید فیلمنامه در بخشهایی به سمت ملودرام افراطی و سانتیمانتالیسم غیرضروری حرکت میکند؛ بهویژه آنکه اضافهکردن مسئله بیماری سرطان سینه برای کاراکتر دختر خانواده، یک انتخاب کاملاً غیرضروری ارزیابی شده که بهجای نشاندادن وی در جایگاه یک شخصیت مستقل و قوی، او را صرفاً بهعنوان یک قربانی قرار میدهد. نویسنده در انتها به دیگر فیلم شاخص جریان سینمای زیرزمینی، یعنی «دانه انجیر معابد» اشاره میکند و در قالب مثالی بامزه، مراقب را به دلیل پرداخت کلیشهایاش در بازنمایی تقابل نسلها و مسئله جنسیت اثری میداند که در رقابت با فیلم «محمد رسولاف» کم میآورد! «تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل». «ویکتور فراگا» در رسانه DMovies نقد بسیار تندی بر جنبههای روایی فیلم نوشت و گفت که مراقب در مرحله اجرای ایده بسیار ضعیف به نظر میرسد. فراگا با اشاره به طولانیبودن فیلم، ساختار دیالوگها را غیرطبیعی و ساختگی میداند و فیلمبرداری یکنواخت کار و همینطور گریمهای ضعیف آن، بهویژه دررابطهبا شخصیتهای مکمل را با شدیدترین الفاظ مورد عنایت قرار میدهد.
فراگا نیز مانند وندی آید به قابلپیشبینی بودن پیچشهای روایی و استفاده افراطی از استعاره اشاره میکند و مراقب را فیلمی ضعیف میداند. مسئله «سوزان گاتلیب» در نشریه Cineuropa با فیلم مراقب در محافظهکار بودن اثر و نتیجهگیری سطحی آن در پرده پایانی است. منتقد اشاره میکند که فیلم در دام یک کلیشه رایج میافتد؛ به این صورت که برای حل تعارض، تلاش میکند «ستمگر» یا همان پدر خانواده را به درک و فهم موقعیتی که در آن قرار گرفته برساند و برای او ترحم بخرد. گاتلیب مینویسد شخصیتهای زن فیلم بارها مجبورند رنج خویش را بیان کنند تا توسط پدرشان آزاد شوند. در این فرایند، هیچ خبری از طغیان، انتقام یا شکستن واقعی قفس نیست و همه چیز به بخشش توسط زندانبان بستگی دارد. این رویکرد روایی، طبق آنچه نویسنده، مبارزه نسلهای گوناگون زنان برای رهایی میداند، سطحی و بیارزش است.
منبع: فرهیختگان
انتهای پیام/