گروه سیاسی خبرگزاری تسنیم ـ حسن روحانی رئیس جمهور اسبق کشورمان در تازهترین اظهارات خود در جمع استانداران و مسئولین دولتهای یازدهم و دوازدهم، انتقادات شدیداللحنی را درخصوص صداوسیما مطرح کرده و مدعی شده است:
"صداوسیما نباید ملی شود؟ چهکسانی آنجا الآن حرف میزنند؟ آیا صداوسیما میخواهد کماکان توسط یک گروهک اداره شود؟ آقای رئیسجمهور میگوید؛ "من نگاه نمیکنم."، اصلاً چهکسی میتواند نگاه کند؟ چهکسی حوصله دارد نگاه کند؟ چهکسی اعصاب دارد که اینها را گوش کند؟"
در اینجا قصد نفی نگاه منتقدانه و منصفانه نسبت به عملکرد سازمانهای مردممحور از جمله صداوسیما را نداریم، بدیهی است که هر سازمان و نهادی دارای نقاط قوت و ضعفی است که باید توسط کارشناسان دلسوز، معتمد و بیغرض مورد توجه قرار گیرد، نقد دلسوزانه و کارشناسانه، اگر ناظر بر بهبود عملکرد یک ساختار مورد توجه قرار گیرد قطعاً ثمرات مطلوبی برای جامعه و کشور خواهد داشت، اما آیا سخنان اخیر آقای روحانی مصداق یک نقد منصفانه، رو به جلو و مؤثر محسوب میشود؟!
آیا سخنان وحدتشکنانه او با فرمایشات اخیر رهبر معظم انقلاب اسلامی مبنی بر پرهیز از خلق دوقطبیهای کاذب در جامعه کمترین تناسب و سنخیتی دارد؟!
استفاده از تعابیری مانند "گروهکی ادارهشدن صداوسیما" و القای این گزاره که "اصلاً هیچکس رسانه ملی را نگاه نمیکند یا اعصاب دیدن برنامههای آن را ندارد" در حداقلیترین حالت، توهین به مخاطبان برنامههای گوناگون صداوسیما محسوب میشود. نکته اساسی اینکه آقای روحانی در دوران ریاستجمهوری خود، بارها منتقدان به برجام یا سیاستهای کلان اقتصادی و سیاسی دولت وقت را با تعابیری مانند "بزدل" و "نادان" تشبیه کرد!
بدیهی است که چنین سیاستمداری هرگز معنای نقد منصفانه را درک نکرده است و متعاقباً نمیتواند کمترین ادعایی بابت ترویج این مقوله در جامعه داشته باشد!
در نهایت اینکه سخنان اخیر آقای روحانی مصداق عینی "آب در آسیاب دشمن ریختن" و پاسگل آشکار به بدخواهان نظام و ملت ایران است، این سیاستمدار مدعی اعتدال و عقلانیت، این تعابیر غیرقابلتوجیه را درست زمانی بهکار میبرد که کشورمان مورد هجمه ترکیبی دشمن در ابعاد نظامی، اقتصادی و شناختی قرار گرفته است!
بهتر است اگر حسن روحانی حرمت ملّت مبعوثشده را حفظ نمیکنند، نسبت به بایستههای ابتدایی رفتار و گفتار یک شهروند که کشورش در معرض سختترین جنایات دشمنان آمریکایی ـ صهیونیستی قرار گرفته پایبند باشد! این انتظار زیادی از فردی که به هر جا رسیده از انقلاب و مردم بوده است، نیست!
چهکسانی صداوسیما را اصلاً نگاه نمیکنند؟!
رئیس دولتهای یازدهم و دوازدهم در تازهترین مواضع خود شدیداً به صداوسیما و البته مخاطبان عمومی آن تاخته و با طرح این سؤال که "اصلاً چهکسی میتواند صداوسیما را نگاه کند؟" یا "چهکسی اعصاب دارد اینها (برنامههای صداوسیما) را گوش کند؟" به تخریب علنی این مجموعه پرداخته است.
حسن روحانی با طرح این پرسشها در صدد القای یک گزاره انحرافی برآمده است: "هرکس برنامههای صداوسیما را نگاه میکند، دارای یک ذهنیت طبیعی و عقلانیت سیاسی متعادل (بر اساس تعریف شاذ او از کلیدواژه اعتدال!) نیست، در این خصوص دو نکته اساسی وجود دارد که نمیتوان بهسادگی از کنار آن گذشت:
نخست اینکه ریشه و دلیل نفرت حسن روحانی از برنامههای صداوسیما، فارغ از انتقاداتی که ممکن است نسبت به آنها وجود داشته باشد، مشخص است! صداوسیما در مواجهه با دشمن مروّج گفتمانی است که فرسنگها با گفتمان و رویکرد روحانی و همراهانش فاصله دارد.
"دوستانگاریِ دشمن" استراتژی و خبط راهبردی بزرگی بود که بین سالهای 1392 تا 1400 سختترین هزینههای ممکن را بر پیکره کشور تحمیل کرد. دلخوشکردن به امضای جانکری بهجای تمرکز بر واقعبینی در برابر دشمن قسمخورده آمریکایی و چشمبستن بهروی حقیقتی تلخ تحت عنوان امکان خروج یکجانبه واشنگتن از توافق هستهای سبب شد نقطهثقل ایدهآلگرایانه و توهمآمیزی که روحانی سرنوشت اقتصادی و معیشتی کشور را به آن گره زده بود بهناگهان منهدم شود.
تبعات و عوارض سخت این رویکرد متوهمانه هنوز گریبانگیر کشورمان است، در چنین شرایطی او بهجای عبرتگیری از گذشتهای سخت که خود در خلق آن اصلیترین نقش را ایفا کرده، به بازتولید همان گفتمان خطرناک و پرهزینه روی آورده است.
دوم اینکه پاسخ پرسش حسن روحانی کاملاً مشخص است؛ کسانی اصلاً صداوسیما نگاه نمیکنند که مقاومت در برابر دشمن را اساساً باور نداشته و در مقابل، معتقدند هر اندازه دستان ما در برابر دشمن به نشانه تسلیم بالاتر رود، به همان میزان شاخصههای زندگی و معیشت در کشور بهبود خواهد یافت!
کسانی از گفتمان حاکم بر رسانه ملی نفرت دارند که چشمان خود را بهصورت عامدانه بهروی صریحترین جنایات آمریکا در کشور میبندند و در مقابل به تطهیر دشمنی روی میآورند که "تجزیه ایران "را تبدیل به راهبرد کلان خود در عرصه سیاست خارجی کرده است!
بدون شک کسانی که با "مقاومت در برابر دشمن متجاوز" مخالفتی کینهتوزانه دارند و در مقابل، ادغام کشور در بطن منافع غرب را امری مطلوب و نشانه روشنفکری و عقلانیت قلمداد میکنند، نسبت به شنیدن عناوینی مانند "ایستادگی"، "ولایتمداری"، "خودباوری"و "استقلال واقعی" در صداوسیما و هر رسانه دیگری شدیداً حساس هستند!
در نهایت اینکه هیچکس منکر نقاط ضعف مجموعهای پیچیده و گسترده مانند رسانه ملی نیست اما حداقل این نقطهضعف را نمیتوان "زیربنایی"و " گفتمانی" تلقی کرد، بهعبارت بهتر، انتقاداتی که روحانی نسبت به رسانه ملی مطرح کرده، از جنس انتقادات سازنده و معطوف به رشد و ترویج گفتمان خودباوری در کشور نیست و بالعکس، منبعث از تقابل ذاتی جریان غربگرا با عزتمندی و سربلندی ذاتی و اکتسابی ایران است.
انتهای پیام/+