خبرگزاری تسنیم ـ صدیقه صباغیان| زمانی نه چندان دور، برای خلق یک اثر انیمیشنی کوتاه، مسیری پرپیچوخم و طاقتفرسا طی میشد؛ مسیری که از تیمهای پرتعداد انیماتورها، طراحان سناریو تدوینگرها تا استودیوهای مجهز و هزینههای سنگین نرمافزاری و سختافزاری میگذشت. در آن دوران، هر فریم متحرک، حاصل ساعتها تلاش تخصصی بود و همین دشواری، سدی محکم در برابر انتشار هر نوع محتوای بیکیفیت یا غیرعلمی ایجاد میکرد.
.
اما امروزه با ظهور ابزارهای هوش مصنوعی، مرزهای تولید محتوا به سادگی تایپ کردن چند کلمه جابهجا شدهاند و آنچه روزی نیازمند ماهها بودجه و تخصص بود، حالا در عرض چند دقیقه و با هزینه کم و گاهی بهصورت کاملاً رایگان در دسترس همگان قرار گرفته است. این هوشمندسازی اگرچه فرصتی برای شکوفایی خلاقیتهاست، اما روی دیگری نیز دارد و سرعت تولید محتوا از اعتبارسنجی آن پیشی گرفته است.
این روزها، با چند کلیک ساده و بدون نیاز به دانش فنی آنچنانی، میتوان محتواهایی را تولید کرد که با ظاهر جذاب و فریبنده، در قالب تبلیغات و ... مفاهیم نادرستی را در رگهای فضای مجازی و پس از آن در ذهن مخاطبان تزریق میکنند. این روزها دنیای دیجیتال، دیگر تنها یک ابزار، مقصد یا گذرگاه نیست، بلکه ویترینی است رنگارنگ و بیانتها که سالهاست به بخشی از زندگیهای ما تبدیل شده است.
این ویترین، چنان با هنرمندی الگوریتمها چیده شده که گویی برای تکتک رهگذرانش، از کودکی که هنوز الفبایی نیاموخته تا سالمندی که به دنبال تکرار خاطرات است، پیشکشی اختصاصی دارد. شاید بتوان با اطمینان گفت که اینجا، جادوی محتواست که فرمان میراند نه دلیل و منطق. این فضا دیگر برای کودکان فقط یک سرگرمی ساده نیست، بلکه شهربازی بیپایان آنهاست که در آن، مرز میان واقعیت و تخیل مشخص نیست.
این روزها در فضایی که کودکان ناخواسته با قهرمانان مجازی، بزرگ میشوند و جهانبینیشان را نه از کوچهها و میدانهای شهر که از قابهای کوچک لپتاپها و گوشیها میسازند، ذائقه عمومی بسیاری از آنها در بند این محتواهاست اما اخیراً با ظهور ابزارهای قدرتمند هوش مصنوعی، با نوع جدیدی از تهدید مواجه شدهایم؛تهدیدی که نه با چهرههای ترسناک، بلکه با شخصیتهای خیالی در قالب میوهها، خوراکیها، ابزارآلات و ... ظاهر میشوند.
این محتواهای تولید شده با هوش مصنوعی، با استفاده از رمزگذاری کلامی و تصویری، لایههایی از مفاهیم جنسی را در پوششی از انیمیشنهای رنگارنگ پنهان میکنند و بسیاری از والدین هم که فرزندشان را در حال تماشای انیمیشنهایی با شخصیتهای کارتونی مانند پیاز و سیبزمینی یا یک میخ و چکش میبینند تصور میکنند که فرزندشان در امان است اما در حقیقت، تولیدکنندگان این محتواهای مخرب، از «زبان رمز» استفاده میکنند.
از آنجایی که هوش مصنوعی نظارتی پلتفرمهایی مانند اینستاگرام کلمات و الفاظ رکیک را شناسایی و مسدود میکند، سازنده این محتواها با چنین ترفندهایی بهنوعی الگوریتمها را دور میزنند و آنچه در ذهن دارند را در ذهن مخاطب جانمایی میکنند. تبلیغ داروهای جنسی، ترویج خیانت و عادیسازی بکار بردن الفاظ زشت و رکیک در چنین محتواهایی که کودکان و حتی بزرگسالان را به ادامه تماشا جذب میکند، جای تأمل دارد.
پیامهای پنهان در دل کارتونهای محبوب کودکان
رضا فریدی، روانشناس بالینی و کارشناس آسیبهای اجتماعی در گفتوگو با خبرنگار تسنیم از کرج در این رابطه میگوید: کودک در سالهای ابتدایی رشد، بیشتر از آنکه بتواند درباره درست یا نادرست بودن یک پیام قضاوت کند، از طریق مشاهده و تکرار یاد میگیرد، بنابراین این داستانها میتواند الگوهایی را به کودک ارائه دهد که با ارزشهای تربیتی و فرهنگی خانوادهها فاصله دارد.
وی ادامه میدهد: نکته مهم اینجاست که سازندگان این محتواها بهخوبی میدانند که توجه کودک را چگونه و با چه محتواها و حتی جملاتی جلب کنند. آنها برای رسیدن به این هدف، حساب شده عمل کرده و از رنگها، کلمات، شوخیهای سریع و شخصیتهای دوستداشتنی استفاده میکنند تا کودک مدت بیشتری با محتوا همراه بماند. همین جذابیت، کار والدین را برای مدیریت و کنترل کودکان در تماشای این نوع محتوا دشوارتر میکند.
این روانشناس بالینی مطرح میکند: کودک به ظاهر، در حال تماشای کارتون است و احساس میکند با یک سرگرمی ساده و دوستداشتنی روبهروست، نه محتوایی که ممکن است پیامهای نامناسبی در خود داشته باشد، والدین نیز بیخبر از هدف تولیدکننده، به راحتی گوشی را در اختیار کودک قرار میدهند و کاری به او ندارند چون او را در حال تماشای یک محتوایی میبینند که متشکل از میوهها و سبزیجات است.
واقعیت این است که مخاطب با دیدن شخصیتهای خیالی سیب و پرتقال و ... آنها را بیخطر تلقی کرده و بهجای محدود کردن، آن را برای دیگران هم باز ارسال میکند. کودکان نیز که قدرت تشخیص معنای نهفته را ندارند، بدون توجه به نوع محتوا، کلمات واژههای بکار برده در این داستانها را بر زبان میآورند و بهنوعی تکه کلام آنها میشود چراکه آنها دیالوگها را شنیده، تصاویر را دیده و بدون آنکه بدانند، مفاهیم آسیبزا را در حافظه بلندمدت خود حک میکنند.
خطرناکترین مرحله زمانی است که این کلمات از دنیای مجازی به دنیای واقعی و زبان کودک، سرایت میکند. وقتی یک کودک در مدرسه یا مهدکودک از کلمهای استفاده میکند که در ظاهر بازگو کردن گفتوگوی دو یا چند میوه در فضای مجازی است، اما معنایی بیپرده دارد، ما با یک بحران رفتاری و گفتاری روبرو هستیم. این اتفاق، فرآیند عادیسازی مفاهیم غیراخلاقی را تسریع میکند و کودک دیگر نمیتواند مرز بین شوخی، بازی و مفاهیم ممنوعه را تشخیص دهد.
عادیسازی خیانت در انیمیشنهای کودکانه
سیده فاطمه حسینی دربرزی، مدرس دانشگاه در گفتوگو با خبرنگار تسنیم از کرج عنوان میکند: این داستانها هرچه جلوتر میروند، خطوط قرمز منطقی و اخلاقی را بیشتر زیر پا میگذارند تا جایی که اگر کودکی در مورد این دیالوگها از پدر و مادرش سؤال کند، شاید نتواند پاسخی درست و درخور سن و شرایط خود دریافت کند. نکته اصلی اینجاست که این ویدئوها آسیبهای اجتماعی و فرهنگی را در لایههای پنهان ذهن کودک، «عادی» میکنند.
وی میافزاید: تولید این نوع محتواها شاید بهعنوان هنر شناخته نشوند اما در رسیدن به هدفی که پشت خود دارند، استادگونه عمل میکنند و آن، جلبتوجه است؛ دقیقاً همان چیزی که ساعتها کودکان ما را برای ماندن در این فضا تشویق و ترغیب میکند. آنها با ترکیب اتفاقات غیرمنتظره و رفتارهای عجیب، مخاطب را در وضعیتی میان خنده و شوخی گرفتار میکنند تا راه فراری برای چشمها باقی نگذارند.
این مدرس دانشگاه بیان میکند: اگرچه این ویدئوها که به سرعت در فضای مجازی دستبهدست میشوند، مسائل روز زندگی را عنوان میکنند و بهنوعی از بستر جامعه ریشه میگیرند اما آسیب تصاویر، جملات واژههای بکار رفته در آنها هدفمندانه و هوشمندانه، بنیاد خانواده را هدف گرفته است. به نظر میرسد سازندگان و منتشرکنندگان این ویدیوها هدفی غیر از سرگرمی را دنبال میکنند.
حسینی تأکید میکند: این تولیدات، در قالب کارتونها و انیمیشنهای جذاب، با جملات و کلمات نامتعارف و ناشایست، به طبیعی سازی موضوع خیانت و بیاعتنایی به بنیادهای اخلاقی پایهگذار خانواده میپردازند اما چون گفتوگوها در قالب طنز بیان میشوند شاید در نگاه اول جذاب به نظر برسند و لحظهای لبخند را بر لبان مخاطبان بنشانند اما در بلندمدت در ضمیر ناخودآگاه مخاطبان بهویژه کودکان جا میگیرند.
وی اذعان میکند: با دیدن این تصاویر، کودکان یاد میگیرند که اگر یکی از زوجین به دیگری خیانت کرد، با خیانت متقابل میتوان به آن پاسخ داد. آنها آموزش میبینند که با ورود شخص جدید به زندگی یا محل کار به سادگی میتوان از همسر خود چشمپوشی کرد وارد رابطه با نفر جدید شد. در این داستانها عملاً نتیجه ارتباط پیاز با پرتقال، هویج، کلم و ... یک نوزاد به شکل هفت میوه است.
این کارشناس رسانه عنوان میکند: آیا ما بهعنوان پدر و مادر به مفهوم این داستان و عمق این فاجعه فکر کردهایم؟ آیا متوجه خوراکی که از این طریق وارد ذهن و فکر کودکمان میشود، هستیم؟ با دیدن این تصاویر کودک ما مفهوم وفاداری را بیشتر یاد میگیرد یا تنوعطلبی و خیانت؟ قطعاً نتیجه این رفتار، زنجیرهای از روابط ناسالم در جامعه را ایجاد میکند که انتها ندارد.
این سطح از توصیف، نشاندهنده یک «فاجعه اخلاقی-دیجیتال» است. آنچه شما توصیف میکنید، فراتر از یک محتوای نامناسب، یک «فریب چندلایه» است. استفاده از شخصیتهای کارتونی مانند میوهها و سبزیجات، برای بیان و به تصویر کشیدن مسائل جنسی و با تکرار کلمات و الفاظ رکیک که مناسب محافل عمومی نیست و نشان میدهد سازنده آگاهانه در حال طراحی یک «بمب ساعتی» برای اخلاق جامعه است.
انیمیشنها گارد دفاعی والدین را دور میزنند
ابراهیم نوروزی فر، مسئول سازمان بسیج رسانه استان البرز و کارشناس رسانه نیز در گفتوگو با خبرنگار تسنیم از کرج در این رابطه توضیح میدهد: وقتی یک مفهوم غیراخلاقی در قالب یک شخصیت سیب یا موز عرضه میشود، گارد دفاعی والدین و سیستم ارزشی کودک بهشدت پایین میآید. در این حالت، محتوا بدون هیچ مقاومت ذهنی، مستقیماً وارد فضای امن خانواده و ضمیر ناخودآگاه کودک میشود.
وی با تأکید بر اینکه این پدیده را نمیتوان صرفاً یک سرگرمی نامناسب دانست، بلکه باید آن را یک تخریب ساختاری ارزشها تعریف کرد، میگوید: بیتوجهی به این محتواهای ظاهراً بیخطر، میتواند پیامدهای جبرانناپذیری در تربیت نسل آینده داشته باشد، پس والدین باید بدانند که جذابیت بصری یک انیمیشن، تضمینی برای سلامت محتوای آن نیست و هوشیاری در انتخاب آنچه فرزندان ما میبینند، امروز بیش از هر زمان دیگری یک وظیفه اخلاقی و حیاتی است.
مسئول سازمان بسیج رسانه استان البرز میافزاید: در عصر دیجیتال، میدان جنگ دیگر تنها در مرزهای جغرافیایی نیست، بلکه در کوچکترین صفحه نمایشهای گوشی هوشمند، درست در کنار دست کودکان ما جریان دارد. سازندگان این محتواها به خوبی میدانند که انیمیشن و شخصیتهای کارتونی در ذهن جامعه و بهویژه والدین، نماد معصومیت، سلامت و امنیت هستند. آنها از همین اعتماد برای دور زدن گارد دفاعی مخاطب استفاده میکنند.
نوروزی فر بیان میکند: برای مقابله با این موج، والدین نباید تنها به ممنوع کردن، اکتفا کنند، بلکه باید از رویکردی هوشمندانه و جایگزین استفاده کنند و بدانند که ظاهر کارتونی تضمینکننده محتوای سالم نیست. هر انیمیشنی برای کودک مناسب نیست و نباید فرزند را صرفاً با یک تبلت یا گوشی تنها گذاشت. آنها همچنین باید بهجای برخورد سرکوبگرانه و توقیف ناگهانی، با فرزند خود گفتوگو کنند واقعیت را برای او توضیح دهند.
نفوذ خاموش از قاب انیمیشنها
فراموش نکنیم دشمنان اخلاق و فرهنگ جامعه، همیشه با لشکرکشی و بهصورت مستقیم وارد میدان نمیشوند؛ گاهی آنها در قالب یک انیمیشن کوتاه، چند ثانیهای و بسیار بامزه، بیصدا به خانه ما قدم میگذارند، بنابراین باید درک کرد که حریم خانواده، یک حصار فیزیکی نیست، بلکه یک مرز معنایی و اخلاقی است. خانوادهها باید بیش از هر زمان دیگری هوشیار باشند تا این «نفوذهای خندهدار اما ویرانگر» نتوانند از شکافهای بیتوجهی، به قلب ارزشهای خانوادگی رخنه کنند.
به خاطر داشته باشیم که تولید و انتشار گسترده چنین محتواهایی تصادفی نیستند بلکه طراحی شده، آگاهانه و هوشمندانه ذهن پاک کودکان و نوجوانان ما را هدف گرفتهاند تا به ذهن و فکر آنها آسیب وارد کنند. در واقع امروز جامعه ما در برابر موجی قرار گرفته که نه با شمشیر، بلکه با «الگوریتم» و «نماد» میجنگد که در این میان، والدین، مربیان و متولیان فرهنگی رسالت سنگینی را بر عهده دارند.
والدین نباید به امن بودن ظاهر محتوا اعتماد کنند؛ آنها بدانند که نظارت بر محتوا باید دقیقتر و هوشمندانهتر باشد. جامعه رسانه و تحلیل گران نیز موظف هستند که این الگوهای رمزگذاری شده را افشا کنند و آنها را گزارش دهند تا الگوریتمها تغییر کند و با این افراد برخورد شود. آموزش تفکر انتقادی به کودکان، حتی در سنین پایین نیز باید از اولویتهای آموزشی باشد تا آنها بتوانند تفاوت بین یک انیمیشن واقعی و یک تله دیجیتال را درک کنند.
محتوای جذاب را بیچونوچرا نپذیریم
رضا فریدی، روانشناس بالینی در این رابطه تأکید میکند: مغز کودک وقتی یک کاراکتر دوستداشتنی را میبیند، گارد دفاعی خود را پایین میآورد و درست در همین لحظه است که آن واژه زشت، مانند یک نیش پنهان، در ناخودآگاه او کاشته میشود، بنابراین محافظت از معصومیت کودکان، وظیفهای است که در عصر دیجیتال، از مرزهای خانه فراتر رفته و به مسئولیت همگانی تبدیل شده است.
وی ادامه میدهد: راهکار مؤثر در مواجهه با این نوع محتواها، ممنوعیت مطلق، ایجاد ترس یا محروم کردن کودکان از فناوری نیست، بلکه همراهی آگاهانه و مسئولانه والدین است. خانوادهها باید پیش از آنکه فرزندانشان در معرض این ویدئوها قرار گیرند یا پس از مشاهده آنها، خود نیز محتوا را با دقت بررسی و با گفتوگویی صمیمانه و متناسب با سن کودک، درباره شخصیتها، رفتارها و پیامهای پنهان این آثار با او صحبت کنند.
این روانشناس بالینی بیان میکند: والدین باید به فرزندان خود کمک کنند تا مرز میان شوخی و سرگرمی با ارزشها، هنجارهای اجتماعی و رفتارهای صحیح را تشخیص دهند و هر محتوای جذاب و پرمخاطبی را بدون تفکر نپذیرند. به یاد داشته باشیم تقویت قدرت تحلیل و تفکر انتقادی در کودکان، آنان را در برابر پیامهای پنهان و تأثیرات منفی فضای مجازی مقاومتر میکند.
فریدی با تأکید بر اینکه سواد رسانهای امروز یک امر فانتزی نیست و به یکی از مهمترین مهارتهای تربیتی تبدیل شده است، خاطرنشان کرد: افزایش آگاهی والدین نسبت به شیوههای اثرگذاری محتوای دیجیتال و گفتوگوی مستمر، صمیمی و بدون قضاوت با فرزندان، از مهمترین راهکارهای حفظ سلامت روانی، اخلاقی و اجتماعی کودکان در عصر شبکههای اجتماعی و هوش مصنوعی به شمار میرود.
انتهای پیام/