به گزارش گروه رسانه های خبرگزاری تسنیم، پیام رهبر انقلاب به مناسبت هفته دولت، اتمام حجت برای ایده «انسجام اجتماعی» بود و بدون هیچ استثنایی، مخاطب عمومی داشت و این پیام نوعی درزگیری برخی تلاشها برای عبور از این خط قرمز به حساب میآید. تأکید رهبر شهید انقلاب بر وحدت اجتماعی در حافظه تاریخی ملت ایران مانده، اما صحنه سیاسی به واسطه جنگ چهلروزه در موقعیتی به مراتب متفاوتتر از گذشته قرار دارد. از طرفی با فروکشکردن فضای جنگی و خاموششدن صدای موشکها ذهنیت سیاسی بهنوعی در حال بازگشت به دورانی است که «بزن بزن» سیاسی را مباح میدانست و حداقل جمع میان این دو، پای جدال داخلی را به فضای رسانهای آورده است. پیام آیتالله سیدمجتبی خامنهای برای هفته دولت اما اعلام هشدار نهایی بود که مخاطبش شامل همه افراد در دولت محترم و همه ارکان حکومتی از جمله مجلس شورای اسلامی و فعالان سیاسی و اجتماعی، چه منتقدان ارکان مذکور و چه مدافعان آنها میشود. این پیام همچنین سنگ محک جدی همه فعالان سیاسی برای پایبندی به امر ملی و ضرورت وجودی برای ایران است. اما سؤال اصلی این است که طرفین از جمله رسانهها چگونه به آن وفادار باشند؟
نقد وحدتشکنی با وحدتشکنی؟
ابتداییترین مسئله درباره مفهوم انسجام اجتماعی توجه به این است که نمیتوان در نقد عملکرد دیگری پیرامون آسیبرساندن به انسجام، وحدتشکنی کرد و با این فرض که او یا آنها، این کار را آغاز کردند؛ سنگ به شیشه جامعه زد. یعنی هیچکس در هیچ موقعیتی مجوز کنشی که فضای اجتماعی را ملتهب کند، ندارد و دنبال استثنا نباشیم. شاید اگر همه گروههای سیاسی و طرفین سیاست چه در منزلت حکومتی و چه غیر آن، خودشان را مخاطب این دستور و فرمان قرار دهند، اساس صورتمسئله راحتتر اجرایی شود. فرمول کنترل تنشهای سیاسی در موقعیتی که امروز قرار داریم و گرگهای درنده آمریکایی منتظر فرصت مجدد ضربه به ایران هستند، همین است و راه دیگری وجود ندارد. حتی اگر طرفی خطا کرد، طرفهای مقابل باید حد تنش را پایین بیاورند.
ضعیفنمایی ممنوع!
هم در تریبونهای رسمی و هم در تریبونهای منتقدان استفاده از نسخه «ضعیفنمایی» تکرار میشود. انگیزه اولی کنترل حد انتظار اجتماعی از عملکردش در وضعیت جنگی یک سال و نیم اخیر است و انگیزه طرف منتقد نشان دادن کارنامه منفی مسئولان است. اما فرمان «ضعف و نقص و کمبود، نیازمند روایت و برجستهسازی نیست؛ بلکه نیازمند برنامهریزی و اقدام برای رفع و حلّ مشکل است. گاه بیان صادقانه ضعفهای خود در وقتی که دشمن به روحیه نیاز دارد، کمک بزرگی به اوست و ایبسا دلهای دوستان و همراهان را دچار نگرانی نموده و ایشان را سرگردان و متحیر سازد» در پیام رهبری تکلیف را روشن میکند و باید برای حل مسئله راه دیگری غیر از ردیفکردن ضعفها پیدا کرد. شاید طرف دولتی تصور کند این دستور پایان مطالبهگری اجتماعی است و طرف منتقدان تصور کنند نتیجه آن، باقیماندن ضعفهاست. اما وقتی ضرورت عقلی ایجاب میکند باید راه دیگری پیدا کرد. به قاعده رسانهای حتماً پیداکردن این راه سخت است.
صید انتخاباتی نکنید
برخی فضاسازیها اما ارتباطی با حل مسئله و رفع ضعفها ندارد و بوی انتخاباتی میدهد. مشاوران یک نسخه واحد برای مسئولان دارند و آن کاشتن بذرهایی است که بناست در انتخابات آن را برداشت کرد. ساختن برخی دو قطبیهای سیاسی و زنده نگهداشتن این دوگانهها نهتنها با هدف حل مشکل نیست که سازندگان میخواهند میوه آن را در دوران انتخاب آرای عمومی بچینند. عقل معمول بشری میگوید در زمان حاضر که در وضعیت جنگ وجودی با دشمن شیطانصفت خارجی هستیم، بیخیال فرمولهای قدیمی انتخاباتی بشویم. واضح است در این یادداشت برای کنترل سطح تنش سیاسی داخلی از ذکر مصادیق فاکتور گرفتیم!
حفاظت از اصول بدون دوگانهسازی
یکی از دغدغههای مهم بدنه اجتماعی انقلاب اسلامی محافظت از اصول اساسی در طول دوران و تحولات مختلف است. با این فرض که اگر به مسئولان نقدهای تندوتیز نکنیم، به حفظ آن اصول پایبندی نخواهند داشت و راهی غیر از فریاد اجتماعی نداریم. این فرض را چگونه با فرمان حفظ انسجام جمع کنیم؟ این سؤال جواب ساده و تکخطی ندارد. ابتدا باید قبول کنیم در شرایط سخت و پیچیده، درمان آسان وجود ندارد. مسئله بعدی جداکردن «مراقبت از اصول و منافع ملی» از «ممنوعیت دوگانهسازی» است. وقتی یک نگاه منظومهای به پیامها و فرامین رهبر انقلاب داشته باشیم، بهروشنی شرایط موردقبول رهبری و منطق مدیریت جنگ توسط حاکمیت با افکار عمومی در میان گذاشته شده و ضمن تأکید بر مسئولیت اعضای شعام در رابطه با آن، «مجوز مشروط» صادر شده بود. بنا بر عقل سیاسی و استفاده از پیامهای رسمی رهبری و تحولات سیاسی روشن است که میتوان اجرای شروط آن «تأیید مشروط» را مطالبه کرد بدون آنکه در دوگانههای جعلی و توطئهمحور افتاد. واضح است همانقدر که برچسب جنگطلب بودن به منتقدان زدن خطاست؛ مسئولان را با عناوین سازشگر خطاب کردن نیز خطاست. در دو طرف صحنه سیاسی تکرار این خطا وجود دارد. در منطق سیاست استفاده از دوگانهسازی کار راحت و نسخه جوابگویی است، اما در منطق و عقل سیاستمدار حافظ منافع ملی این کار سرطان انسجام اجتماعی و خطرآفرین است.
فرامتن پیام؛ کشور رهبر دارد
نکات اجمالی بالا از متن پیام رهبری نیاز به یک مکمل مهم دارد. این پیام نشانهای از تسلط رأس حاکمیت بر اوضاع است و به بدنه اجتماعی پیام میدهد مسیر کلان کشور در خط نورانی رهبر شهید باقی مانده و عدول از این خط با وجود رهبر انقلاب ممکن نیست. برای تقویت قدرت مدیریت رهبری اما به انرژی فراطبیعی انسجام نیاز است و همه دلسوزان باید به آن پایبند باشند. این فرامتن پیام رهبری اگر در قلب و روح جامعه بنشیند، آرامبخش است. آرامشی که نیروی اجتماعی را در دعوای داخلی با مسئولان مشغول نمیکند و ضدانفعال آنهاست، چراکه هدف روشن شده و راه تبیین میشود. رهبری که در میانه یک جنگ تمامعیار با شیاطین اپستینی کشور را راهبری میکند، به پشتوانه ملت واحد نیاز دارد و این خط، تدبیر عاقلانه نیروهای فعال سیاسی را میطلبد. وجود رهبر انقلاب که به اصول و آرمانهای اصیل انقلاب پایبند است و آن را در حاکمیت اعمال میکند، نافی مطالبهگری از مسئولان نیست، بلکه روش، راه و فرایندی را به همه فعالان سیاسی و رسانهای گوشزد میکند که در آن انسجام ضرورتی انکارناپذیر است. در این خصوص باید بیشتر فکر کرد.
منبع: فرهیختگان
انتهای پیام/