به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری تسنیم، بروز اختلالات و توقفهای پیدرپی در پالایشگاههای نفت روسیه، روند دگرگونی و بازآرایی مسیرهای سنتی و تثبیتشده تأمین سوخت در منطقه آسیای مرکزی را کلید زده است.
در شرایط جدید، قرقیزستان در حال هماهنگی برای واردات فرآوردههای نفتی از چین است؛ تاجیکستان بسته پیشنهادی عظیمی برای خرید نفت خام و انواع سوخت از ایران ارائه داده است؛ و قزاقستان نیز برنامهریزی گستردهای را برای بیش از دو برابر کردن ظرفیت پالایشی خود آغاز کرده تا علاوه بر تأمین نیاز داخلی، صادرات فرآورده به همسایگان را افزایش دهد.
قرقیزستان؛ چرخش به سوی چین و نوسازی پالایشگاه بومی
در میان کشورهای آسیای مرکزی، قرقیزستان و تاجیکستان بیش از سایرین پیامدهای بحران سوخت روسیه را احساس کردهاند؛ چرا که هر دو کشور از تولید ناچیز نفت برخوردار بوده و وابستگی شدیدی به واردات سوخت دارند.
«گالیا ابراگیمووا»، کارشناس مسائل آسیای مرکزی در مصاحبه با شبکه الجزیره تأکید کرد که این دو جمهوری بیشترین آسیب را از این وضعیت دیدهاند و تلاش آنها برای یافتن تأمینکنندگان جدید همچنان ادامه خواهد داشت، هرچند سوختهای جایگزین به احتمال فراوان گرانتر تمام خواهد شد.
برای بیشکک، الگوی سنتی تأمین سوخت از روسیه همواره راحتترین و بهصرفهترین گزینه بود. قرقیزستان به عنوان یکی از اعضای اتحادیه اقتصادی اوراسیا، سالانه مقادیر مشخصی از سوخت روسیه را بدون پرداخت عوارض گمرکی وارد میکند. مسکو برای سال 2026 با عرضه حدود 1.5 میلیون تن سوخت موافقت کرده بود که این رقم تقریباً معادل کل تقاضای سالانه قرقیزستان برای فرآوردههای نفتی است و بیش از 90 درصد نیاز این کشور را پوشش میداد.
اما این سیستم در طول تابستان سال جاری دچار تزلزل شد. «قاناتبک اشاتوف»، رئیس انجمن تجار و واردکنندگان نفت قرقیزستان، اعلام کرد که پالایشگاههای روسیه عملاً هیچ حجم مازادی برای عرضه ندارند. در نتیجه، محمولههای سوختی از مقاصد جدیدی نظیر بلاروس، جمهوری آذربایجان، ترکیه و برخی کشورهای اروپایی وارد بازار شد.
اشاتوف تأکید کرد که انتظار نمیرود وضعیت عرضه سوخت از سوی روسیه پیش از ماه اکتبر بهبود یابد.
در واکنش به این بحران، بیشکک مذاکرات مستقیمی را با غولهای نفتی چین آغاز کرد. به دنبال رایزنی با شرکت «ساینوپک»، هیئت قرقیزستانی با مدیران ارشد شرکت ملی نفت چین (CNPC) دیدار کرد.
به گزارش خبرگزاری دولتی قرقیزستان (خاور)، شرکتهای قرقیز قراردادهایی را برای تأمین فرآوردههای نفتی از طریق شرکت «لجستیک کونلون» به امضا رساندند.
اگرچه انتقال جادهای از مرزهای کوهستانی هزینه بالاتری نسبت به مسیر ریلی دارد و پکن در کوتاهمدت از نظر قیمتی جایگزین روسیه نخواهد شد، اما این توافقات یک کانال استراتژیک جدید را پیش روی بیشکک گشوده است.
گزینه دیگر قرقیزستان، افزایش ظرفیت پالایش نفت در داخل است. بزرگترین پالایشگاه این کشور یعنی مجتمع «جوندا» در منطقه قرهبالتا، وارد مرحله جدیدی از طرح نوسازی 193.75 میلیون دلاری شده است تا با ارتقای استانداردها به یورو 5، تولیدات خود را افزایش دهد؛ اگرچه این پالایشگاه نیز برای فعالیت در ظرفیت کامل، به شدت نیازمند واردات نفت خام است.
تاجیکستان؛ درخواست راهبردی واردات نفت خام از ایران
دولت تاجیکستان گزینهای در مقیاس بسیار بزرگتر را در دستور کار قرار داده است. در جریان مذاکرات فشرده دوجانبه با مقامات ایرانی، دوشنبه رسماً درخواست تأمین 2.55 میلیون تن نفت خام و انواع فرآوردههای نفتی را به تهران ارائه داد که شامل 2 میلیون تن نفت خام، 300 هزار تن گازوئیل، 150 هزار تن بنزین و 100 هزار تن سوخت هوایی است؛ موضوعی که از سوی وزارت ترابری تاجیکستان رسانهای شد.
این بسته درخواستی در حال حاضر یک پیشنهاد رسمی است و هنوز به قرارداد قطعی تبدیل نشده و به دلیل نبود مرز مشترک، نیازمند ترتیبات ترانزیتی از کشورهای واسطه است. از سوی دیگر، این پیشنهاد در بستر افزایش تهدیدات تحریمی دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، مطرح شده است.
نکته قابل توجه این است که نفت خام حدود چهارپنجم کل این حجم درخواستی را تشکیل میدهد. این امر نشان میدهد که هدف دوشنبه فراتر از جایگزینی بنزین روسیه با سوخت ایرانی است و مقامات تاجیک درصدد تأمین خوراک پایدار برای پالایشگاههای داخلی خود هستند.
با توجه به اینکه حجم 2 میلیون تن نفت خام از ظرفیت اسمی 1.2 میلیون تنی پالایشگاه «دانگارا» (بزرگترین پالایشگاه تاجیکستان) فراتر میرود، این محمولهها یا باید در یک دوره زمانی توزیع شوند یا زیرساختهای فرآوری جدیدی ایجاد شود. اگرچه تنوعبخشی واقعی مستلزم سرمایهگذاری زیرساختی و هزینههای بالاتر است، اما میتواند تاجیکستان را از وابستگی مطلق به واردات فرآوردههای نهایی رها سازد.
قزاقستان؛ جهش ظرفیت پالایشی و سوآپ با روسیه
قزاقستان با چالش متفاوتی دستوپنجه نرم میکند. این کشور به عنوان یک تولیدکننده عمده نفت، بخش اعظم نفت خام خود را صادر میکند و روسیه برای آستانه در درجه اول یک کشور ترانزیتی به شمار میرود؛ چرا که بیش از 80 درصد صادرات نفت قزاقستان از طریق «کنسرسیوم خط لوله خزر» (CPC) به پایانه نووراسییسک در دریای سیاه منتقل میشود.
اختلالات رخداده در خط لوله CPC در سال 2026 بار دیگر نشان داد که انتقال سریع چنین حجم عظیمی از نفت به مسیرهای جایگزین تا چه حد دشوار است.
در نتیجه، آستانه علاوه بر جستجوی مسیرهای ترانزیتی جدید در دریای خزر، به دنبال نگه داشتن بخش بیشتری از نفت خام برای پالایش در داخل کشور است. قزاقستان در سال 2025 میلادی 99.6 میلیون تن نفت تولید کرد اما تنها 18.4 میلیون تن از آن را در داخل پالایش کرد.
«یرلان آککنژنف»، وزیر انرژی قزاقستان، رسماً اعلام کرد که دولت قصد دارد ظرفیت پالایشی کشور را به 40 میلیون تن در سال افزایش دهد؛ هدفی که پیشتر برای سال 2040 تعیین شده بود اما اکنون دستیابی به آن تا سال 2033 برنامهریزی شده است.
این طرح شامل توسعه سه پالایشگاه اصلی و ساخت یک پالایشگاه جدید با ظرفیت 10 میلیون تن است که به قزاقستان امکان میدهد بنزین، گازوئیل و سوخت هوایی بیشتری برای صادرات به کشورهای همسایه تولید کند.
بحران سوخت در روسیه حتی به ایجاد یک سازوکار کمسابقه میان مسکو و آستانه منجر شده است؛ طرحی که بر اساس آن، نفت خام روسیه به پالایشگاه «کوندنسات» در غرب قزاقستان تحویل داده میشود و پس از فرآوری، تا 30 درصد از سوخت تولیدی در قزاقستان باقی مانده و 70 درصد مابقی به روسیه بازگردانده میشود.
ظهور «سیاست سبد چندگانه» در آسیای مرکزی
پیشبینی اینکه مشکلات پالایشی روسیه تا چه زمانی ادامه خواهد داشت دشوار است.
در حالی که گزارشهای بینالمللی از تمدید احتمالی ممنوعیت صادرات گازوئیل روسیه به دلیل ادامه کمبودها در بازار داخلی و خارج از مدار ماندن پالایشگاهها پس از حملات پهپادی حکایت دارد، مقامات روسی تصویر متفاوتی ارائه میدهند.
با این حال، تشکیل صفهای طولانی در پمپبنزینهای مسکو و اقدام نامتعارف این غول نفتی در واردات فرآورده و اعمال سهمیهبندی، واقعیتهای میدانی را آشکار کرده است.
با وجود این تحولات، صحبت از قطع کامل روابط آسیای مرکزی با روسیه زودهنگام خواهد بود؛ زیرا سوخت روسیه همچنان در دسترستر و ارزانتر است و پس از احیای ظرفیت پالایشگاهها، مسیرهای سنتی مجدداً توجیه اقتصادی خواهند یافت. آنچه تغییر کرده، نگاه کشورهای منطقه به مقوله «وابستگی به یک منبع واحد» است.
«جنیفر بریک مورتازاشویلی» استاد دانشگاه پیتسبورگ، این راهبرد جدید را «سیاست سبد چندگانه» (پورتفولیو) مینامد؛ رویکردی که در آن کشورها به جای جایگزین کردن یک شریک با شریک دیگر، روابط خارجی خود را به صورت هوشمندانه در بخشها و میان شرکای مختلف توزیع میکنند تا فضای مانور ژئوپلیتیک خود را حفظ نمایند.
در بازار نفت آسیای مرکزی، این منطق اکنون ماهیتی عینی یافته است و پیوندهای شکلگرفته با تأمینکنندگان جدید نظیر ایران و چین و سرمایهگذاری در پالایشگاههای بومی، به عنوان مؤلفههایی ماندگار در جغرافیای انرژی منطقه باقی خواهند ماند.
انتهای پیام/