به گزارش گروه امام و رهبری خبرگزاری تسنیم، مرکز مطالعات خبرگزاری تسنیم در سلسله یادداشتهایی به بازخوانی اندیشه اقتصادی شهید آیتالله سیدعلی خامنهای پرداخته است که در ادامه، یازدهمین شماره آن با عنوان «اقتصاد فناورپایه به مثابه موتور تولید قدرت» تقدیم نگاه مخاطبان محترم خبرگزاری تسنیم میشود.
تاریخ اقتصاد جهان چند نمونه تلخ و آموزنده دارد که کمتر کشوری از آنها درس گرفته است. ونزوئلا با بزرگترین ذخایر اثبات شده نفت جهان، امروز در فهرست فقیرترین اقتصادهای آمریکای لاتین جا خوش کرده است. نیجریه با میلیاردها بشکه نفت صادراتی، هنوز بخش بزرگی از جمعیتش زیر خط فقر زندگی میکند. این پارادوکس نامی هم دارد و اقتصاددانان آن را «نفرین منابع» میخوانند. کشوری که ثروتش را از دل زمین بیرون میکشد اما مغزش را به کار نمیاندازد، دیر یا زود میبیند که همان ثروت به بندی برای پایش تبدیل شده است.
ایران هم نزدیک به یک سده با همین مسئله دستوپنجه نرم کرده. اقتصادی که ستون فقراتش فروش نفت خام، گاز و محصولات پتروشیمی بوده، طبیعتا هر بار قیمت جهانی نفت افت کرده یا تحریمی تازه اعمال شده، تکان خورده است. اما نکتهای که کمتر به آن پرداخته شده این است که رهبر شهید انقلاب اسلامی، از همان سالهای ابتدایی رهبری، این آسیبپذیری را دیده بود و راهی برایش ترسیم کرده بود. راهی که نه رها کردن منابع طبیعی بود و نه تکیه صرف بر آنها. ایشان پیوند زدن این دو با یکدیگر را دنبال کرد. این یادداشت تلاش میکند نشان دهد چگونه در اندیشه ایشان، اقتصاد فناورپایه و اقتصاد منبعپایه دو روی یک سکه بودند، نه دو مسیر رقیب. و همین فهم، معنای واقعی «اقتصاد مقاومتی» است.
دانشبنیانی که فقط شعار نبود
عبارت «اقتصاد دانشبنیان» در سالهای اخیر آنقدر تکرار شده که گاه رنگ باخته و به یک کلیشه اداری بدل شده است. اما وقتی سخنان رهبر شهید را با دقت بخوانیم، متوجه میشویم مقصود ایشان از این عبارت، تعریفی عملیاتی و کاربردی داشته است. ایشان در اول فروردین 1401 اقتصاد دانشبنیان را این چنین تعریف کردند و آن را برای ایران ضروری دانستند: «اقتصاد دانشبنیان یعنی چه؟ یعنی اینکه دانش و فنّاوری پیشرفته نقشآفرینیِ فراوان و کاملی داشته باشد در همهی عرصههای تولید. «همهی عرصههای تولید» که عرض میکنیم، یعنی حتّی انتخاب آن کار تولیدی؛ چون لزومی ندارد که انسان همهی کارهای تولیدی را انجام بدهد. انتخاب آن کار تولیدی هم [باید] برخاستهی از نگاه دانشی و بینشی و علمی باشد؛ این معنای اقتصاد دانشبنیان است که در همهی عرصههای اقتصاد دخالت داشته باشد. اگر ما این سیاست را دنبال کردیم و دانش را پایه و زمینهی اقتصاد کشور قرار دادیم و بنگاههای اقتصاد دانشبنیان را افزایش دادیم ــ که بعد عرض میکنم ــ منافع زیادی برای کشور و برای اقتصاد کشور خواهد داشت: هزینهها را کاهش میدهد؛ یعنی اقتصاد دانشبنیان موجب کاهش هزینههای تولید میشود؛ بهرهوری را افزایش میدهد که امروز یکی از مشکلات ما کاهش بهرهوری است؛ کیفیّت محصول را افزایش میدهد، بهبود میبخشد و محصولات را رقابتپذیر میکند؛ یعنی در بازارهای جهانی، ما میتوانیم از این محصولات به عنوان محصولات رقابتپذیر استفاده کنیم، در داخل کشور هم همین جور؛ یعنی در داخل کشور هم، ولو ما در مورد واردات هم خیلی تعرفه نگذاریم و واردات سرازیر بشود، وقتی محصول داخلی کیفیّت بهتری داشت، قیمت ارزانتری داشت، مردم طبعاً به آن اقبال میکنند؛ یک چنین خصوصیّاتی در تولید دانشبنیان وجود دارد».
این تعریف یک منطق اقتصادی روشن دارد. وقتی دانش وارد چرخه تولید میشود، هزینهها پایین میآید، بهرهوری بالا میرود و محصول در بازارهای داخلی و جهانی رقابتپذیر میشود. خود ایشان در همان سخنرانی به این نکته اشاره کردند که حتی اگر تعرفههای وارداتی هم برداشته شوند، محصول دانشبنیان داخلی به دلیل کیفیت بهتر و قیمت مناسبتر، بازار را از آن خود میکند. این همان چیزی است که اقتصاددانان توسعه هم تأیید میکنند. کشورهایی مانند کره جنوبی یا فنلاند، از دهه هفتاد میلادی به بعد، رشد پایدارشان را مدیون همین جابهجایی موتور اقتصاد از منابع به فناوری و دانش بودهاند.
آنچه پیش از انقلاب نبود
برای فهمیدن اهمیت این نگاه، باید نگاهی هم به گذشته انداخت. رهبر شهید بارها تأکید کردند که فناوری بومی، محصول دوران پس از انقلاب است، نه میراث حکومتهای پیشین. ایشان در بهمن 1397 گفتند: «انقلاب به یک انحطاط تاریخی طولانی پایان داد و کشور که در دوران پهلوی و قاجار بشدّت تحقیر شده و بشدّت عقب مانده بود، در مسیر پیشرفت سریع قرار گرفت ... دهها برابر شدن صنایع از نظر کیفی، تبدیل صنعت مونتاژ به فنّاوری بومی، برجستگی محسوس در رشتههای گوناگون مهندسی از جمله در صنایع دفاعی، درخشش در رشتههای مهم و حسّاس پزشکی و جایگاه مرجعیّت در آن و دهها نمونهی دیگر از پیشرفت، محصول آن روحیه و آن حضور و آن احساس جمعی است که انقلاب برای کشور به ارمغان آورد. ایرانِ پیش از انقلاب، در تولید علم و فنّاوری صفر بود، در صنعت بهجز مونتاژ و در علم بهجز ترجمه هنری نداشت» (22/11/1397).
این تصویر، اگرچه ممکن است برای برخی شنیدنش تلخ باشد، اما با شواهد میدانی همخوانی دارد. صنعت مونتاژ خودرو که در دهه چهل و پنجاه شمسی، صرفا سرهمبندی قطعات وارداتی بود، امروز بخشی از زنجیره طراحی و تولید داخلی را در خود جای داده است. صنایع دفاعی که در دوران جنگ تحمیلی با کمبود شدید قطعات مواجه بودند، حالا در حوزههایی مانند موشک و پهپاد، توانمندیهای چشمگیری دارند. خود رهبر شهید به این نکته اشاره کردند که «جوانهای ما، دانشمندان ما نشان دادهاند که میتوانند نوآوری کنند، میتوانند ما را از آن سطحی که در فنّاوری داریم بالاتر ببرند. خب، این کار کوچکی است که موشک بُرد بلند را جوری تنظیم کنند که در دوهزار کیلومتری با انحراف دو متر یا پنج متر به هدف بخورد؟ خب آن مغزی که میتواند این کار را بکند، در موارد گوناگون دیگر هم میتواند؛ مثلاً فرض کنید که سطح موتور خودرو را با یک پیشرفتی بالا ببرد که فرض کنیم مصرفش کم بشود، یا موتور قطار را به فلان شکل بهوجود بیاورد؛ میتوانند. همین الان در کشور ما بنگاههای اقتصادی و تولیدیای وجود دارند که کارهایی که آنها انجام میدهند و تولید میکنند، یا از مشابه خارجیاش بهتر است یا برابر آنها است؛ همین الان داریم؛ خب اینها را باید تقویت کرد. پس بنابراین دانشبنیان شدنِ بخشهای مهمّ اقتصاد داخلی، یکی از کارهایی است که در اقتصاد مقاومتی شرط است و بایستی انجام بگیرد» (01/01/1395).
نفت هم باید دانشبنیان شود
اینجاست که به قلب بحث میرسیم. نکتهای که شاید کمتر از آن سخن گفته شده باشد. برخلاف تصوری که گاه رواج دارد، رهبر شهید هرچند بر نحوه استفاده از منابع زمینی و خدادادی طرح بحث و نقدهایی داشتند، اما هرگز اقتصاد منبعپایه را در برابر اقتصاد فناورپایه قرار ندادند. ایشان در بهمن 1400 به همین نکته اشاره کردند: «ما در این چند سال به صنایع دانشبنیان تکیه کردیم... آنچه مورد غفلت قرار گرفته این است که ما صنایع بزرگ خودمان را دانشبنیان کنیم. صنعت نفت [باید] دانشبنیان بشود. ما در زمینه صنعت نفت دچار عقبماندگی فنّاوری هستیم. برخی از کشورهای منطقه از لحاظ نوع استخراج نفت و فنّاوریای که در این جور جاها به کار میرود از ما خیلی جلوترند» (10/11/1400).
این جمله، کلید فهم درست «اقتصاد مقاومتی» است. مقاومت اقتصادی به معنای پشت کردن به منابع طبیعی نیست. در واقع به معنای مسلح کردن همان منابع به دانش روز است. کشورهایی مانند نروژ، همان نفتی را که استخراج میکنند با پیشرفتهترین فناوریهای حفاری فراساحلی بیرون میکشند و صندوق ثروت ملیشان را با مدیریت دانشمحور اداره میکنند. عربستان سعودی هم در سالهای اخیر میلیاردها دلار در فناوری استخراج و پتروشیمی سرمایهگذاری کرده تا بهرهوری چاههای نفتش را بالا ببرد. ایران با وجود برخورداری از دومین ذخیره گاز و چهارمین ذخیره نفت جهان، در بسیاری از این فناوریها هنوز فاصله دارد. فاصلهای که با واردات ماشینآلات پر نخواهد شد و اهمیتش در تولید با تکیه بر دانش بومی است. در واقع توسعه دانش بومی به دستان جوانهای ایرانی یک اصل مهم برای رهبر شهید محسوب میشد: «نباید گمان کنیم که ارتقاء فنّاوری در صنایع گوناگون ما، از قبیل مثلاً فرض کنید همین صنعت نفت و غیره، فقط به وسیلهی کمپانیهای خارجی باید انجام بگیرد؛ نه، از جوانهای دانشمند کار بخواهید، آنها را به حمایت خودتان دلگرم کنید، خواهید دید که از آنها کار برمیآید، برای شما بهترین فراوردهها را فراهم میکنند؛ به نظر من این جور است.» (10/11/1400)
همچنین سند بالادستی سیاستهای کلی علم و فناوری هم دقیقا همین رویکرد را تثبیت کرده است: «توسعه صنایع و خدمات مبتنی بر علوم و فناوریهای جدید و حمایت از تولید و صادرات محصولات دانش بنیان و متکی بر فناوریهای بومی بویژه در حوزههای دارای مزیت و ظرفیت». این یعنی حتی در حوزههایی که کشور مزیت طبیعی دارد، مسیر رشد باید از دل دانش ایرانی عبور کند، نه از کنار آن.
داستان موفقی به نام نانو
برای اینکه ثابت کنیم این نگاه شعار نبوده، کافی است سری به تجربه فناوری نانو بزنیم. اوایل دهه هشتاد شمسی، وقتی بسیاری از کشورهای در حال توسعه هنوز نام نانو را نشنیده بودند، حمایت مستقیم رهبر شهید موجب شد ایران با سرعتی چشمگیر وارد این میدان شود. نتیجه این حمایت، جهشی بود که کمتر کشوری در دنیا تجربهاش کرده است. رتبه علمی ایران در حوزه نانو از جایگاه 57 جهان به رتبه چهارم رسید. ستاد ویژه توسعه فناوری نانو، نهادی بود که بیرون از بروکراسی سنگین اداری شکل گرفت و توانست این مسیر را با چابکی دنبال کند. امروز هزاران محصول مبتنی بر فناوری نانو، از دارو و پزشکی گرفته تا کشاورزی و ساختمان، در بازار ایران و حتی بازارهای صادراتی حضور دارند.
این تجربه یک درس روشن دارد؛ هرجا اراده راهبردی با ساختار اجرایی چابک همراه شد، جهش رخ داد. اما این درس، روی دیگری هم دارد که باید با صداقت به آن پرداخت. واقعیت این است که آنچه در حوزه نانو رخ داد، در همه حوزهها تکرار نشده است. قانون جهش تولید دانشبنیان، با وجود ظرفیتهای قانونی خوبی که دارد، در مسیر اجرا با موانع جدی روبهرو بوده است. آمار رسمی نشان میدهد در سال 1402، از مجموع 973 طرح تحقیق و توسعهای که به دستگاههای مسئول ارائه شد، تنها 146 طرح به تأیید نهایی رسید. رقمی که نشان میدهد بیش از هشتاد و پنج درصد طرحها در همان مراحل اداری متوقف ماندهاند. تلختر از این، سرنوشت اعتبارات مالیاتی پیشبینیشده برای نوآوری است. از حدود هزار و هفتصد میلیارد تومان اعتباری که باید صرف تشویق تحقیق و توسعه میشد، کمتر از دو درصد پرداخت شده است.
این ارقام، بدون هیچ اغراقی، خبر از یک واقعیت نگرانکننده میدهند. بخشی از بدنه اجرایی کشور، هنوز تحقیق و توسعه را به جای آن که سرمایهگذاری برای فردا بدانند، بار مالی برای امروز میبینند. این همان جایی است که فاصله میان اندیشه راهبردی و عمل اجرایی خودش را نشان میدهد. رهبر شهید مسیر را ترسیم کرده بود، نهادسازی هم تا حدود زیادی انجام شده بود، اما بدنه اجرایی در بسیاری از نقاط، هنوز با همان سرعت دیوانسالاری سنتی حرکت میکند. سرعتی که برای موتور فناوری، بسیار کند است.
سخن پایانی
رهبر شهید انقلاب، در طول سالهای گذشته تصویری روشن از پیوند فناوری و اقتصاد ترسیم کردند. اقتصادی که هم از نعمت نفت و گاز و پتروشیمی بهره میبرد و هم این بهرهبرداری را با دانش روز ایرانی تقویت میکند. تجربه نانو ثابت کرد این تصویر، دستیافتنی است. آمار قانون جهش تولید دانشبنیان هم ثابت کرد که بدون اصلاح ساختار اجرا، بهترین سیاستها هم میتوانند در راهرو ادارات گم شوند.
آنچه امروز اقتصاد ایران به آن نیاز دارد، قانون تازهای نیست. هماهنگ کردن بدنه اجرایی با همان معماری راهبردی است که به واسطه امام شهید ترسیم شده است. صنعت نفت باید دانشبنیان شود، صنایع بزرگ باید به سمت فناوریهای بومی حرکت کنند و اعتبارات نوآوری باید واقعا به دست شرکتهای دانشبنیان برسد؛ نه اینکه فقط روی کاغذ پیشبینی شوند. این همان راهی است که میتواند ایران را از نفرین منابع طبیعی نجات دهد و آن را به کشوری تبدیل کند که هم زیر پایش نفت دارد، هم در دستانش دانش.
انتهای پیام/