به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری تسنیم، کاهش بیسابقه جمعیت روستایی، به یکی از بزرگترین معضلات اقتصادی و اجتماعی ترکیه تبدیل شده است. چرا که این کشور، با سهم بالایی از جمعیت روستایی و کشاورزی قدرتمند، زیرساخت و منابع انسانی بینظیری برای افزایش تولید در بخش کشاورزی داشت. اما حالا مشخص شده که در بین همه کشورهای اروپایی، این ترکیه است که بیشترین جمعیت آن در شهرها ساکن شدهاند و سکونتگاههای روستایی، اهمیت خود را از دست دادهاند.
به باور دکتر بیرو چتین استاد دانشگاه و پژوهشگر تاریخ و مهاجرت در کنفرانس «چالشهای مهاجرت و چشمانداز آینده»، عدم تمایل جوانان به ماندن در روستاها و خالیشدن تدریجی روستاها به معضل بزرگی تبدیل شده که در ترکیه و کشورهای بالکان نمود بیشتری دارد.
او درباره از دست رفتن تعادل انسان و زمین نگران است و تأکید میکند که حرکت از الگوی جمعی زندگی به فردگرایی، یکی از عواملی است که این فرایند را تقویت میکند.
گزارش «چشماندازهای شهرنشینی جهان» (World Urbanization Prospects) که توسط کمیتههای تحقیقاتی سازمان ملل متحد تدوین شده، نشان دهنده این است که عدد واقعی جمعیت شهرنشین ترکیه در حد 64.3 است و از این حیث در بین همه کشورهای اروپایی، بر صدر جدول ایستاده است.
این در حالی است که در برخی از مرفهترین و ثروتمندترین کشورهای اروپایی مانند سوئیس، فنلاند و نروژ، هنوز هم بخش قابل توجهی از جمعیت؛ ساکن روستا هستند و در نتیجه کشاورزی، صنایع غذایی و صنایع دستی، از رونق اقتصادی بالایی برخوردارند.

در گزارش چشم اندازهای شهرنشینی سازمان ملل متحد و در سال 2025 میلادی، برای اولین بار از دسته بندی متفاوتی استفاده شده که در آن، «شهر» به مجموعهای پیوسته از سلولهای یک کیلومترمربعی با تراکم حداقل 1500 نفر در هر کیلومترمربع و جمعیت دستکم 50 هزار نفر گفته میشود.
بر اساس این شاخص و در سال 2025 میلادی، سه نوع استقرار جمعیت در ترکیه به این شکل است:
جمعیت ساکن در شهرها 64.3 درصد.
جمعیت ساکن در شهرک و حومه 18.5 درصد.
جمعیت ساکن در روستا 17.2 درصد.
در مقایسه پراکندگی جمعیتی ترکیه با نمونههای اروپایی باید گفت: در کشور سوئیس تنها 32.5 درصد از جمعیت ساکن شهر هستند، در فنلاند این آمار به 26.2 درصد میرسد و در آلمان نیز در سطح 34.5 درصد گزارش شده است.
یک جهش تاریخی در یک بازه 26 ساله
بر اساس گزارش رسمی سازمان ملل متحد در سال 2000 میلادی یعنی در نخستین سال قرن جدید، 59 درصد از جمعیت ترکیه ساکن شهر بود. اما در سال 2025 میلادی، این رقم به 65 درصد نزدیک شده و جمعیت ساکن در حومهها نیز در سطح بالایی است.
پیشبینی شده که تا سال 2050 میلادی، کل جمعیت شهری ترکیه به 92 درصد برسد و چنین چیزی به این معنی است که هزاران روستای ترکیه در معرض تخلیه و ویرانی قرار گرفتهاند.
از دیگر سو، بانک جهانی هم با تدوین یک گزارش مبسوط نشان داده که روند بسیار شدید شهرنشینی در ترکیه نگرانکننده است و سهم جمعیت شهری ترکیه از 38 درصد در سال 1970 میلادی به 78 درصد در سال 2024 میلادی رسیده است. (با احتساب شهر و حومه).
بانک جهانی این تحول را با رشد جمعیت، مهاجرت روستا-شهر و توسعه اقتصادی مرتبط میداند. به عبارتی دیگر ترکیه طی چند دهه گذشته یک جابهجایی عظیم جمعیتی از سکونتگاههای روستایی و پراکنده به شبکههای شهری داشته است.
در ترکیه، بخش قابل توجهی از جمعیت روستایی در چند دهه گذشته واقعاً مهاجرت کرده و از شبکه روستایی خارج شده است. بنابراین کلانشهرهای استانبول، آنکارا، ازمیر، بورسا، آنتالیا، آدانا، قونیه، غازیعنتاب، دیاربکر و دهها مرکز دیگر، جمعیت عظیمی را جذب کردهاند.
این در حالی است که در مدلهای توسعه یافته اروپایی، از روستا گرفته تا شهرک، شهرکوچک و شهر بزرگ، شبکه سکونتگاهها بسیار پراکندهتر است. در این کشورها، ممکن است فردی در یک سکونتگاه کوچک زندگی کند که شهر محسوب نمیشود، اما از مدرسه و اینترنت گرفته تا جاده، قطار، بیمارستان منطقهای نزدیک و مشاغل صنعتی و خدماتی دارد. اما در ترکیه، حتی امکانات اولیه در شهرها متمرکز است و بنابراین نسل جدید، انگیزه بیشتری برای تخلیه سکونتگاههای روستایی دارد.

دانشگاهیان چه میگویند؟
دکتر روشن کِلیش، استاد برجسته شهرسازی و سیاست شهری در ترکیه، معتقد است که شتاب کنونی نگرانکننده است و باید در سیاستگذاری کلان، فکری به حال تخلیه روستاها شود.
او میگوید: «ترکیه شصت سال با شهرنشینی بسیار سریع روبهرو بوده و افزایش جمعیت شهری و تعداد شهرها را نباید نشانه موفقیت دانست. باید دید این فرایند برای روستا، شهر و اقتصاد ملی چه چیزی تولید کرده است. شهرنشینی سالم زمانی رخ میدهد که مهاجر روستایی در اقتصاد شهری به شکل مولد جذب شود. در غیر این صورت، بخشی از بیکاری و اشتغال پنهان روستا به شهر منتقل میشود».
در پژوهش دانشگاهی مشابه دیگری، دکتر ایلهان تکلی مورخ شهر، برنامهریز و یکی از بزرگترین نظریهپردازان شهرنشینی ترکیه که برای نخستین بار درباره پیامدهای شهرنشینی بیرویه در این کشور کتابی نوشته، معتقد است که «مهاجرت و شهرنشینی را نباید فقط بهصورت انتقال فیزیکی جمعیت دید. این فرایند ساختارهای اجتماعی، اقتصادی و فضایی را دگرگون میکند. در دهههای اخیر وضعیت به جایی رسیده که جمعیت روستا بسیار کاهش یافته و مسئله دیگر صرفاً پیامدهای شهرنشینی نیست، بلکه الگوهای جدید جابهجایی میان شهرهاست».

از دیگر سو، دکتر عرفان کایگالاک، جغرافیدان و متخصص جغرافیای شهری و روستایی در دانشگاه استانبول، مستقیماً کاهش جمعیت روستایی را با دگرگونی کشاورزی پیوند میدهد.
او معتقد است که «کاهش تولید کشاورزی، تغییر الگوی محصولات، گسترش فعالیتهای غیرکشاورزی و کاهش جمعیت روستایی را باید در یک چارچوب واحد دید. در همین حال، سرمایه شهری و گروههای سرمایهای شهری در حال نفوذ بیشتر به روستا هستند و تولیدکننده کوچک روستایی قدرت چانهزنی خود را در برابر آنها از دست میدهد».
در تکمیل نگرانیهای این محقق دانشگاهی، دکتر شوکن ایشیک جغرافیدان و پژوهشگر شهرنشینی در مطالعه خود درباره مدلهای شهرنشینی ترکیه نشان میدهد که مهاجرت روستا به شهر یکی از موتورهای اصلی رشد شهری بوده است.
اما نکته نگرانکننده این است که در شرق و جنوبشرق ترکیه، برخی موجهای شهرنشینی با تخلیه مناطق روستایی همراه شدهاند و شهرهای مقصد نیز لزوماً ظرفیت اقتصادی کافی برای جذب دائمی این جمعیت نداشتهاند.
یعنی ممکن است یک کشور همزمان، روستا را از دست بدهد، ولی شهرِ قدرتمند و مولد هم ایجاد نکند و این یکی از خطرناکترین انواع شهرنشینی است.
در تایید دیدگاه این استاد دانشگاه، سازمان ملی آمار ترکیه (TÜİK) اعلام کرده که تنها در عرض 1 سال، جمعیت روستایی در استانهای جنوب و جنوب شرقی از 6.4 درصد به 6.2 درصد کاهش پیدا کرده است.
این یعنی شبکه روستایی ترکیه دیگر نقش جمعیتی سابق را ندارد. حالا در این استانها، به طور گسترده میتوان دید که روستاهای بزرگی که قبلاً بین 700 نفر تا 1 هزار نفر جمعیت داشتند، حالا نهایتاً جمعیتی 100 نفره دارند که بیشتر شامل سالمندان است، مدرسه تعطیل شده، جوانان مهاجرت کردهاند، کشاورزی افت کرده و مکانیزه و اقتصادی نیست و اغلب خانهها نیز فقط در عرض چند روز یا چند هفته در فصل تابستان مورد استفاده قرار میگیرند.
این معادله زمانی خطرناکتر میشود که پدیدههای نگران کنندهای مانند خشکالی و تغییرات اقلیمی را نیز به آن اضافه کنیم. یک پژوهش منتشرشده در «مجله مطالعات روستایی» (Journal of Rural Studies ) در سال 2026 درباره ترکیه نشان میدهد که رهاشدگی زمینهای کشاورزی حاصل برهمکنش چند عامل است: هزینههای اقتصادی، کاهش سودآوری، مهاجرت جوانان، تضعیف حس و عطوفت تعلق روستایی و خشکسالی.
این عوامل یک حلقه بازخورد ایجاد میکنند که در آن، جوانان از روستا میروند، نیروی کار و زندگی اجتماعی ضعیف میشود، کشاورزی دشوارتر میشود، زمین رها میشود و در دیگر سو، در شهرها نیز کل تعادل اجتماعی و اقتصادی بر هم میخورد.
انتهای پیام/