به گزارش خبرگزاری تسنیم، بازار نقلوانتقالات تابستانی فوتبال اسپانیا بار دیگر به صحنه رقابت مستقیم دو غول تاریخی این کشور تبدیل شده است؛ رئال مادرید و بارسلونا. دو تیمی که در هفتههای اخیر نه تنها برای جذب بازیکنان موردنظر خود رقابت کردهاند، بلکه در بسیاری از موارد نامهای مشترکی را در فهرست خریدشان داشتهاند.
حتی در مقطعی این رقابت به یک شوخی تبدیل شده بود؛ هر بار خبری درباره علاقه بارسلونا به یک بازیکن منتشر میشد، چند روز بعد همان بازیکن سر از مادرید درمیآورد. ابراهیما کوناته، دنزل دومفریز، برناردو سیلوا و مارک کوکوریا از جمله بازیکنانی بودند که نامشان در ارتباط با بارسا مطرح شد ولی در نهایت به پروژه رئال نزدیک شدند. بارسلونا اما یک پاسخ بزرگ داشت: رودری.
رئال مادرید به شدت به جذب این هافبک اسپانیایی علاقمند بود؛ موضوعی که حتی ژوزه مورینیو نیز به آن اشاره کرده بود. با این حال، رودری تصمیم گرفت راهی بارسلونا شود تا یکی از مهمترین انتقالهای تابستانی فوتبال اسپانیا رقم بخورد.
اکنون رقابت دو تیم از بازار نقلوانتقالات به زمین فوتبال منتقل شده است؛ جایی که ژوزه مورینیو در رئال و هانسی فلیک در بارسلونا باید نشان دهند کدام پروژه آمادهتر است.

مورینیو و سختترین معمای رئال
رئال مادرید در تابستان یکی از فعالترین تیمهای بازار بود. فهرست خرید این باشگاه نشان میدهد که مدیران رئال قصد داشتند تقریباً تمام نقاطی را که در فصل گذشته با مشکل مواجه بودند، تقویت کنند.
ابراهیما کوناته و برناردو سیلوا بهعنوان بازیکنان آزاد، دنزل دومفریز، کارلوس اسپای و یان دیومانده با پرداخت هزینه انتقال و همچنین بازگشت اندریک از دوران قرضی، ترکیب رئال را عمیقتر کردهاند. در مقابل، چند بازیکن نیز از تیم جدا شدهاند اما مهمترین جدایی بدون تردید دنی کارواخال است.
مدافع اسپانیایی بیش از یک دهه یکی از ستونهای اصلی رئال به شمار میرفت. بازیکنی که شاید کمتر از ستارههای خط حمله دیده میشد اما نقش او در موفقیتهای بزرگ تیم غیرقابل انکار بود. با این حال، مصدومیتهای متعدد، به خصوص آسیب رباط صلیبی و نزدیک شدن او به 35 سالگی باعث شد رئال در نهایت تصمیم به تغییر بگیرد.
اکنون در سمت راست دفاع، ترنت الکساندر آرنولد و دنزل دومفریز گزینههای اصلی هستند و فده والورده نیز میتواند در مواقع ضروری در این منطقه بازی کند اما مهمترین چالش مورینیو در مرکز زمین و خط حمله است.
معمای ترکیب با امباپه، وینیسیوس و بلینگام
شاید بزرگترین معمای سرمربی پرتغالی این باشد که چگونه کیلیان امباپه، وینیسیوس جونیور و جود بلینگام را در یک سیستم متعادل کنار یکدیگر قرار دهد.
مورینیو نیز به همین نکته اشاره کرده و گفته است که آنچلوتی برای وینیسیوس، دشان برای امباپه و توخل برای بلینگام راهحل مناسبی پیدا کردند اما یافتن ترکیب ایدهآل برای هر سه بازیکن، مأموریت دشوارتری است. حالا یک معادله دیگر نیز وارد ترکیب شده است: یان دیومانده.
رئال برای دیومانده حدود 125 میلیون یورو هزینه کرده و چنین انتقالی به طور طبیعی به معنای انتظار برای حضور ثابت او در ترکیب است اما قرار دادن یک ستاره گرانقیمت در ترکیب بدون برهم زدن تعادل تیم، کار سادهای نیست.
مورینیو باید مطمئن شود که در کنار ستارههای هجومی، بازیکنانی هم وجود دارند که وظایف دفاعی را انجام دهند. اگر مورینیو بتواند این معادله را حل کند، پیش از کسب جام، یک موفقیت تاکتیکی بزرگ رقم زده است، زیرا وقتی تعادل میان کیفیت، وظایف تاکتیکی و جاهطلبی ستارهها ایجاد شود، رئال مادرید نیز شانس بیشتری برای رسیدن به جامها خواهد داشت.

بارسلونا و خرید بزرگ رودری
در سوی دیگر، بارسلونا با جذب رودری یکی از مهمترین انتقالهای تابستان را انجام داده است. رودری فقط یک هافبک دفاعی معمولی نیست. او بازیکنی در کلاس جهانی است که میتواند کنترل مسابقه را در اختیار تیم قرار دهد و به بارسلونا چیزی بدهد که در سالهای اخیر بارها کمبودش احساس شده است: خونسردی و مدیریت لحظههای حساس.
بارسلونا در فصلهای گذشته بارها در مراحل حساس لیگ قهرمانان اروپا تا آستانه موفقیت پیش رفت اما به دلیل اشتباهات کوچک، بیدقتی یا از دست دادن کنترل مسابقه، حذف شد. رودری دقیقاً بازیکنی است که میتواند در چنین لحظههایی تفاوت ایجاد کند.
رودری با سبک بازی بارسلونا نیز هماهنگ است؛ مالکیت توپ، گردش سریع توپ، تصمیمگیری هوشمندانه و کنترل ریتم مسابقه، بخش جداییناپذیر فوتبال اوست. به همین دلیل حضور رودری میتواند به فلیک اجازه دهد ساختار میانه زمین را از نو طراحی کند اما مشکل اینجاست که رودری به تنهایی تمام مشکلات بارسلونا را حل نمیکند.
دو مشکل بزرگ بارسلونا
بارسا در کنار رودری، بازیکنانی مانند آنتونی گوردون و کریم آدیمی را نیز به ترکیب خود اضافه کرده و ژائو کانسلو نیز با قرارداد دائمی گرفته است. با این حال، دو منطقه همچنان نیازمند تقویت جدی هستند: مهاجم نوک و مدافع میانی.
رونالد آرائوخو راهی لیورپول شده است. این بازیکن از نظر فیزیکی قدرتمند است اما سبک بازی او کاملاً با خط دفاعی بسیار جلو و پرریسک فلیک هماهنگ نبود. از طرف دیگر، بارسلونا روبرت لواندوفسکی را از دست داده و فران تورس را به فروش رسانده است. مشکل اصلی اینجاست که جایگزین آمادهای برای مهاجم اسپانیایی وجود ندارد.
بارسا علاقه زیادی به جذب خولیان آلوارس داشت اما این انتقال همچنان دور از دسترس به نظر میرسد. در نتیجه فلیک فعلاً مجبور است به گزینههای داخلی تکیه کند. رافینیا میتواند در مرکز خط حمله بازی کند اما بهترین عملکرد او معمولاً زمانی رقم میخورد که پشت مهاجم یا از جناحین حرکت کند. مهاجم نوک بودن نیازمند ویژگیهای متفاوتی است.
در کنار او، حمزه عبدالکریم، مهاجم 18 ساله مصری در دیدارهای تدارکاتی درخشیده و گلهای متعددی به ثمر رسانده است. شاید این بازیکن جوان به یک پدیده تبدیل شود اما نمیتوان برنامه فصل را تنها بر اساس احتمال درخشش یک بازیکن 18 ساله بنا کرد.

رودری کافی نیست؛ فلیک هنوز کار دارد
بارسلونا با جذب رودری نشان داد که قصد دارد برای قهرمانی در اسپانیا و اروپا بجنگد. این انتقال هم از نظر فنی و هم از نظر روانی اهمیت زیادی دارد؛ به خصوص اینکه رئال مادرید نیز خواهان جذب این بازیکن بود اما بارسلونا هنوز دو قطعه مهم از پازل خود را پیدا نکرده است. اگر مهاجم نوک مناسب جذب و خط دفاع مرکزی نیز تقویت نشود، حضور رودری هم نمیتواند تمام ضعفهای تیم را پوشش دهد.
در مقابل، مورینیو در رئال با مشکلی کاملاً متفاوت روبرو است: وفور ستارهها و دشواری ایجاد تعادل میان آنها. بنابراین فصل جدید لالیگا فقط رقابت دو تیم برای قهرمانی نیست؛ بلکه یک آزمایش تاکتیکی بزرگ برای دو مربی باتجربه است.
مورینیو باید نشان دهد میتواند مجموعهای از بزرگترین ستارههای فوتبال جهان را در یک سیستم واحد هماهنگ کند و فلیک باید ثابت کند رودری میتواند قطعهای باشد که بارسلونا را از تیمی بسیار خوب به تیمی واقعاً قهرمان تبدیل کند.
در نهایت، شاید پاسخ این رقابت نه در نامهای بزرگ، بلکه در جزئیات کوچک باشد؛ همان جزئیاتی که در بازیهای بزرگ، معمولاً سرنوشت جامها را تعیین میکنند.
انتهای پیام/