به گزارش گروه عبری خبرگزاری تسنیم،وای نت در مقالهای که عصر امروز دوشنبه در این پایگاه عبری زبان منتشر شد تاکید کرد که در سایه تحولات پیچیده و راهبردی حاکم بر خاورمیانه میتوان اطمینان داشت که هدف ائتلاف سه جانبه سعودی، ترکیهای و پاکستانی هرگز اسرائیل نبوده بلکه ایران را هدف قرار داده است و این به نفع اسرائیل است که عربستان با کمک ترکیه و پاکستان، سدی را در مقابل ایران ایجاد کند.
در ادامه این مقاله آمده است: امضای «پیمان مکه» در هفتم اوت 2026 دیگر یک مراسم دیپلماتیک روتین به شمار نمیرود. این پیمان امنیتی سهجانبه است که میان عربستان، ترکیه و پاکستان امضا شد و به «پیمان مکه» شهرت یافت، نقطهای عطف در بازطراحی ژئوپلیتیک منطقهای محسوب میشود. جوهر اصلی این پیمان بر مبنای اصلی شفاف، قاطع و بیسابقه در خاورمیانه استوار است: هرگونه حمله مسلحانه به یک کشور عضو، حمله به تمامی کشورهای عضو تلقی میشود. این در واقع نسخه اسلامی-سنی از ماده 5 معروف پیمان ناتو است.
نویسنده که استاد رئیس دانشکده رامات گان و استاد حقوق است در بخش دیگری از مقاله خود آورده است: در نگاه نخست، ممکن است این تمرکز قدرت نظامی و تکنولوژیک سبب نگرانی مسئولان امنیتی در اسرائیل شود و این نگرانی بجاست. اما همانطور که در حکمت شطرنج فارسی گفته میشود: «تماشاگر بیرون از میدان، بازی را بهتر از بازیکنانِ روی صفحه شطرنج هدایت میکند»، یک تحلیل عمیقتر نشان میدهد که بیرون ماندن اسرائیل از «پیمان مکه» یک ضعف نیست، بلکه موقعیت استراتژیک ممتازی برای نظارهگری است. این موقعیت به تل آویو اجازه میدهد تا بدون تعهد به قواعد بازی روی صفحه شطرنج، از موازنه جدید منطقهای بهرهمند شود.
برای درک اینکه چرا بیرون ماندن اسرائیل از پیمان یک مزیت است و نه یک عیب، کافی است به رابطه ویژه اسرائیل با سه عضو این ائتلاف نگریسته شود:
ترکیه و دامی که از آن اجتناب شد: روابط دیپلماتیک و اقتصادی با آنکارا به پایینترین سطح خود رسیده است و رئیسجمهور اردوغان خطمشی خصمانه و علنی علیه اسرائیل را رهبری میکند. پیوستن ترکیه به یک ائتلاف دفاعی میتوانست دامی استراتژیک و سیاسی برای اسرائیل ایجاد کند. با خروج اسرائیل، صنعت و قدرت نظامی ترکیه برای مهار تهران در خلیج فارس به کار گرفته میشود، بدون آنکه تلآویو مجبور باشد خود را محدود کند یا به رژیمی که در عرصه بینالمللی علیه آن اقدام میکند، امتیازی بدهد.
در ادامه این مطلب آمده است: عربستان و عادیسازی خاموش: برخلاف ریاض که اسرائیل با آن روابط امنیتی و اطلاعاتیِ نزدیک و غیرمستقیمی زیر چتر آمریکا دارد، این پیمان ثابت میکند که مراسم امضای رسمی برای تحقق منافع مشترک ضروری نیست. بیرون ماندن اسرائیل از محافل نظامیِ عمومیِ اسلامی، هزینه سیاسی و مذهبیِ داخلیِ ولیعهد محمد بن سلمان را کاهش میدهد. همچنین به عربستان اجازه میدهد رهبریِ سنیِ مستقلی را ارائه دهد، در حالی که روابط رسمی میان قدس و ریاض بر پایهای محکم از اعتماد عملیاتیِ محرمانه استوار میشود.
پاکستان و بازدارندگی دشمن: پاکستان کشوری دارنده سلاح هستهای است که حق موجودیت اسرائیل را به رسمیت نمیشناسد. نبود روابط رسمی، اسرائیل را از نیاز به مانور در برابر کشوری دشمن معاف میکند، اما همزمان این امکان را میدهد تا از وضعیتی که در آن قدرت نظامی و هستهای پاکستان وزنه تعادلی علیه جاهطلبیهای توسعهطلبانه تهران ایجاد میکند، سود ببرد.
انتهای پیام/