به گزارش خبرگزاری تسنیم از بوشهر، در شب شهادت هشتمین خورشید فروزان آسمان امامت و ولایت، حضرت علی بن موسیالرضا (ع)، استان بوشهر یکپارچه سیاهپوش شد و مردمان ولایتمدار این دیار ساحلنشین با برپایی مجالس سوگواری، بر مظلومیت آن امام غریب اشک ماتم ریختند و بار دیگر عهد و پیمان خود را با مکتب اهلبیت (ع) تجدید کردند.
امام رضا (ع) آن بزرگمردی است که نامش با رضا، علم، کرامت، عبادت و غربت درآمیخته است؛ امامی که در میان هیاهوی دنیا، دلش با خدا بود و در میان پرسشهای زمانه، زبانش به نور دانش و حقیقت گشوده میشد. او فرزند همان خاندان پاکی است که قرآن درباره جلالت آنان میفرماید: «إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَكُمْ تَطْهِیرًا» (احزاب، 33)؛ خاندانی که در پرتو روایات، جایگاهی بس والا در هدایت امت دارند و امام رضا (ع) یکی از همان مشعلهای هدایت، مردی از تبار پیامبر، فرزند موسیبنجعفر و از نسل علی و فاطمه علیهمالسلام است.
محبت اهلبیت؛ از احساس قلبی تا اخلاق رضوی
قرآن کریم در سوره شوری میفرماید: «قُلْ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَیْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبَى» (شوری، 23). این آیه نشان میدهد محبت اهلبیت (ع) در فرهنگ قرآن و حدیث، تنها یک احساس قلبی نیست؛ محبت حقیقی، انسان را به راه آنان نزدیک میکند. محبت امام رضا (ع) یعنی دل سپردن به اخلاق رضوی؛ یعنی راستگویی، تواضع، گذشت، عبادت، خدمت به مردم و ایستادگی در برابر باطل. کسی که امام رضا (ع) را دوست دارد، باید از خود بپرسد که آیا در خانهاش اخلاق رضوی جاری است؟ آیا در برابر خطای دیگران گذشت دارد؟ آیا دست نیازمندی را میگیرد و در برابر خداوند فروتن است؟ زیرا محبت حقیقی، انسان را شبیه محبوب میکند.
امامی که پیامبر از او سخن گفته بود
در روایات اسلامی، فضائل و جایگاه اهلبیت پیامبر (ص) بارها بیان شده است؛ چنانچه رسول خدا (ص) درباره ایشان فرمود: «إِنِّی تَارِكٌ فِیكُمُ الثَّقَلَیْنِ…»؛ میراثی که پیوندی ناگسستنی میان قرآن و عترت برقرار میکند. امام رضا (ع) نیز در امتداد همین سلسله نورانی، مردم را به قرآن، توحید و راه پیامبر دعوت میکرد؛ او نیامده بود که مردم را به خودش دعوت کند، بلکه آمده بود تا دلها را به خدا برساند.
آن حضرت در روزگاری زندگی میکرد که جهان اسلام شاهد بحثهای گسترده علمی، فلسفی و کلامی بود. دربار عباسی میکوشید جایگاه علمی امام (ع) را در عرصهای سیاسی به نمایش بگذارد، اما آنچه در نهایت آشکار شد، عظمت دانش آن حضرت بود. مناظرات علمی ایشان با پیروان ادیان و مکاتب گوناگون در منابع روایی شیعه گزارش شده است؛ در آن مجالس، امام با آرامش سخن میگفت؛ نه برای شکست دادن انسانها، بلکه برای آشکار کردن حقیقت. دانش رضوی، دانشی نبود که انسان را مغرور کند، بلکه دانشی بود که او را به خدا نزدیکتر میکرد؛ چنانکه قرآن میفرماید: «یَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَالَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجَاتٍ» (مجادله، 11).
توحید در مکتب رضا؛ شعار یا حقیقت زندگی
از مشهورترین سخنان امام رضا (ع) این حدیث است که فرمود: «كَلِمَةُ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ حِصْنِی، فَمَنْ دَخَلَ حِصْنِی أَمِنَ مِنْ عَذَابِی» و در ادامه در روایت مشهور میفرماید: «بِشُرُوطِهَا وَأَنَا مِنْ شُرُوطِهَا». این سخن، حقیقتی بزرگ را آشکار میکند که توحید در مکتب اهلبیت، تنها گفتن «لا إله إلا الله» با زبان نیست، بلکه توحید باید در زندگی انسان جاری شود. اگر خدا یکی است، دل نیز باید یک قبله داشته باشد؛ اگر خدا مالک حقیقی است، انسان نباید در برابر غیر خدا ذلیل شود؛ اگر خدا روزیرسان است، نباید برای رسیدن به دنیا حقیقت را بفروشد و اگر خدا ناظر بر اعمال ماست، باید در خلوت و آشکار یکسان باشیم.
رضا؛ معنای تسلیم عالمانه در برابر خدا
نام «رضا» در فرهنگ شیعه یادآور امام هشتم (ع) است؛ اما رضایت حقیقی به معنای بیتفاوتی در برابر ظلم نیست. رضا یعنی انسان در برابر اراده الهی، قلبی آرام داشته باشد؛ در سختیها خدا را فراموش نکند و در نعمتها مغرور نشود. قرآن میفرماید: «أَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ» (رعد، 28). امام رضا (ع) نمونه همین آرامش بود؛ او در میان فشارهای سیاسی از یاد خدا جدا نشد، در غربت خراسان خدا را فراموش نکرد، در برابر قدرت ظاهری مأمون حقیقت را قربانی نکرد و در نهایت مظلومانه به شهادت رسید، اما روحش در برابر خدا آرام بود.
کرامت رضوی و گرهگشایی از مردم
امام رضا (ع) در میان مردم به بزرگواری و کرامت شناخته میشد؛ کرامتی که تنها در بخشش مال خلاصه نمیشد، بلکه آن حضرت با مردم با احترام رفتار میکرد، نیاز آنان را کوچک نمیشمرد و علم و اخلاق را وسیله برتریجویی قرار نمیداد. قرآن کریم میفرماید: «وَلَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِی آدَمَ» (اسراء، 70) و امام رضا (ع) این کرامت انسانی را در رفتار خویش زنده میکرد؛ در مکتب او فقیر تحقیر نمیشود، جاهل طرد نمیشود و انسان خطاکار برای همیشه محکوم نمیگردد. از آن حضرت روایت شده که «مَنْ فَرَّجَ عَنْ مُؤْمِنٍ كُرْبَةً فَرَّجَ اللَّهُ عَنْ قَلْبِهِ یَوْمَ الْقِیَامَةِ»؛ یعنی گشودن گره از کار مؤمن، سبب گشایش الهی در قیامت است. این همان اخلاقی است که قرآن در آیه شریفه «إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالْإِحْسَانِ» (نحل، 90) بر آن تأکید دارد. رضوی بودن یعنی گرهگشا بودن؛ اگر نمیتوانی باری از دوش کسی برداری، دستکم بار تازهای بر دوشش نگذاری و اگر مالی برای بخشیدن نداری، آبروی انسانی را حفظ کنی.
عبادت و غربت طوس
در روایتها، امام رضا (ع) به عبادت، نماز، دعا و شبزندهداری اهتمام فراوان داشت؛ برای او علم و عبادت دو راه جدا نبودند، بلکه علم او را به معرفت خدا میرساند و معرفت، او را به عبادت بیشتر میکشاند. قرآن میفرماید: «وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِیَعْبُدُونِ» (ذاریات، 56). آن حضرت زندگی را در همین مسیر معنا میکرد؛ برای او مقام، قدرت و دنیا مقصد نبودند و همه اینها اگر ارزشی داشتند، به اندازهای بود که انسان را به خدا نزدیک کنند.
چه واژه سنگینی است غربت؛ امام رضا (ع) از مدینه، شهر پیامبر، به سرزمینی دور منتقل شد. در ظاهر خراسان برای او مرکز توجه شد، اما در باطن این سفر مقدمه غربتی جانکاه بود. او در کنار قبر پیامبر بزرگ شده بود، اما سرنوشت او را به سرزمینی برد که فاصلهای بسیار با مدینه داشت. در طوس، شکوه علمی و معنوی او زبانزد شد، اما سرانجام همانجا مظلومانه به شهادت رسید. قرآن میفرماید: «وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْیَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ» (آلعمران، 169). امام رضا (ع) رفت، اما نامش نرفت؛ پیکر او در خاک آرمید، اما پیامش در دلها زنده ماند. امروز میلیونها دل از دور و نزدیک به سوی مشهد میرود؛ به سوی آن بارگاه نورانی که برای شیعیان، قبلهای از جنس محبت و زیارت است.
پیام مکتب رضوی برای بوشهر ولایتمدار
امام رضا (ع) به ما آموخت که علم بدون ایمان، انسان را نجات نمیدهد؛ عبادت بدون اخلاق، روح را کامل نمیکند و محبت بدون پیروی، تنها یک ادعاست. رضوی شدن یعنی قرآن را در دل نشاندن و اخلاق را در زندگی جاری کردن؛ یعنی توحید را با زبان گفتن و با رفتار ثابت کردن؛ یعنی در برابر خدا فروتن و در برابر بندگان خدا مهربان بودن.
عزاداران بوشهری در این شب حزنانگیز، با تأکید بر درسهای مکتب رضوی در بصیرت، وحدت و مقاومت، بار دیگر نشان دادند که پیروی از سیره امام رضا (ع) در شرایط سخت، یعنی تبدیل تهدیدات به فرصتها و ناامید کردن دشمنان. حضور باشکوه مردم در این مجالس، جلوهای از پیوند ناگسستنی جامعه با ولایت بود؛ پیوندی که در آن عشق به امام رضا (ع) با عشق به قرآن و راه رسول خدا (ص) در هم آمیخته است.
در پایان، دلهای سوگوار را با سلامی به آن امام غریب همراه میکنیم: «السلام علیک یا علی بن موسی الرضا؛ السلام علیک یا شمسالشموس؛ السلام علیک یا غریبالغرباء؛ السلام علیک یا امام الرؤوف». خدایا، دلهای ما را با محبت محمد و آل محمد زنده بدار و ما را از پیروان راستین قرآن و عترت قرار ده. یا علی بن موسی الرضا، ما را به اخلاق رضوی نزدیک کن تا در دنیا با نور ولایت زندگی کنیم و در آخرت، با امید رحمت خداوند محشور شویم.
نویسنده: محمود خدری مدرس دانشگاه بوشهر
انتهای پیام/