به گزارش خبرگزاری تسنیم از یزد، از آنجا که در برخی محافل علمی، بهصورت مکتوب یا شفاهی، درباره میزان قطعیت انتساب کتاب دُرّة المعانی فی تفسیر سورة الإخلاص و السبع المثانی به علامه ملاعبدالله بهابادی پرسشها و ابهامهایی مطرح شده است، این نوشتار درصدد است برخی از قرائن و شواهد مؤید این انتساب را گردآوری و ارائه کند. بنابراین، مقصود از طرح این بحث، ایجاد تردید در اصل انتساب کتاب به علامه بهابادی نیست؛ بلکه هدف، بررسی و تقویت درجه اطمینان و قطعیت این انتساب بر اساس شواهد موجود است.
مطالب پیشرو بهصورت فشرده و اجمالی، و با رعایت اختصار، تقدیم خوانندگان و پژوهشگران میشود. بدیهی است بررسی جامعتر این موضوع، نیازمند مطالعه نسخههای خطی، مقابله متن، بررسی شیوه نگارش، تحلیل محتوایی و تطبیق آن با دیگر آثار مسلمالانتساب علامه بهابادی است.
1. سابقه تألیف در موضوع تفسیر قرآن کریم
در میان تألیفات ایشان، کتاب التجارة الرابحة فی تفسیر السورة والفاتحة از مهمترین آثار تفسیری ایشان است که مرحوم آقابزرگ طهرانی نیز به آن اشاره کرده است. همچنین وجود کتابی با عنوان حاشیه بر تفسیر بیضاوی از علامه بهابادی، از علاقه و تبحر ایشان در موضوع تفسیر قرآن کریم حکایت دارد.
2. تصریح مؤلف در ابتدای کتاب به اتمام رساله مشهور به التجارة الرابحة.
مؤلف در آغاز کتاب درة المعانی عبارتی آورده است که بهروشنی نشان میدهد پس از فراغت از تألیف کتاب التجارة الرابحة به نگارش اثر دیگری با نام درة المعانی پرداخته است. از آنجا که انتساب کتاب التجارة الرابحة به علامه بهابادی مسلم است، این تصریح میتواند مؤیدی بر صحت انتساب درة المعانی به ایشان نیز باشد.
عبارت ایشان در ابتدای کتاب درة المعانی: أما بعد فلما وفقنی الله لإتمام الرسالة المشهورة بالتجارة الرابحة فی تفسیر السورة والفاتحة [و] کانت مطولة مبسوطة مشتملة على علوم کثیرة، وکان من هو غایتها و بدولته و بحق تربیته و الطافه وصلت إلى نهایتها أعنی الذی جعلناها باسمه، وهی الحضرة السنیة المضیة من الأوجه الموسویة المحمدیة العلویة، المتطاولة رقاب الملوک والسلاطین دون ماطر سحابه و المفتخرة شفاه الأعالی والخواقین فی تلثیم عتبة بابه الخافض لأهل الفضل الجناح، و المربّی لهم تربیة الولد بل أعز لوجه الله تعالى ذخراً لیوم یمتاز فیه الفساد من الصلاح نافی الجهلة و الطغاة و الکفرة و جاعل أمر المعروف و نهی المنکر و مجالسة العلماء و الفضلاء بضاعته مدة عمره، المؤید من الرب السید السند عبد المطلب أبقى الله آثار جلال قدره إلى یوم البعث والطلب لکثرة شواغله فی تعدیل الممالک، وإصلاح ما ینجی من المهالک، و اهتمامه لطلب الفضل من کل باب و إقامة أمر «إنّ الله یَأمُرُ بِالْعَدْلِ وَالإِحْسَانِ» بین الأعداء و الأحباب، لم یمکنه الإحاطة بمکنوناتها، والوصول إلى ذروة إفاداتها، فاقتصرنا على ما یجزئ للفاتحة و السورة فجرى الشرح منهما الصیغة و المطارحة الصرفیة و النحویة، والقراءة مع بعض نکات العلوم العربیة، لتکون دستوراً لمعرفة دقائق هذه العلوم، مستعینین بالحی القیوم، و مؤملین منه أن ینظر إلیها نظر العارف، حتى یفوز بما فیها من المعارف. وسمیتها درة المعانی فی تفسیر سورة الإخلاص والسبع المثانی وأسأل الله التوفیق و هدایة الطریق، إنّه مفیض التدقیق و التحقیق. فنقول…
3. ارجاعات متعدد به کتاب مفصل خود، التجارة الرابحة. مرحوم علامه بهابادی در این کتاب، پنج مرتبه بهطور صریح از کتاب التجارة الرابحة خود یاد میکند یا به آن ارجاع میدهد. این امر نیز دلیلی دیگر بر انتساب درة المعانی به ایشان بهشمار میآید.
به عنوان نمونه دو مورد از این ارجاعات را میآوریم: در صفحه 50 این کتاب، در چاپ کنگره علامه ملاعبدالله بهابادی، در توضیح آیه «الحمدلله رب العالمین» میگوید: فقد أشبعت الکلام فی ذلک فی التجارة الرابحة سیما مع العالمین. در صفحه 52، ذیل «الرحمن الرحیم» میگوید: و فی هذین اللفظین من المعانی ما تعجز عنه الأقلام ولا ینقش بالأرقام، والله الموفق لإتمامه، فلیطلب بعضه من التجارة الرابحة لأن هذا المقام مقام اختصار الکلام.
4. نگارش کتاب مفصل و سپس تلخیص آن، روشی متعارف در میان علمای سلف. در میان علمای شیعه و سنی، بسیار دیده میشود که اثری را نخست بهصورت مفصل و مبسوط نگاشته، سپس به دلایلی آن را مختصر یا تلخیص کردهاند؛ گاه نیز مختصر، مشتمل بر نکات تازهای بوده است.
از جمله دلایل این امر میتوان به موارد زیر اشاره کرد: هزینه کمتر، سهولت در حمل و استفاده، امکان فراگیری و رواج بیشتر در میان عموم و حذف جزئیات و مطالب دشوار یا کمفایده برای همه مخاطبان. برای مثال در میان علمای شیعه، مرحوم ابنمیثم بحرانی شرحی مفصل بر نهجالبلاغه در چند جلد نگاشت و سپس آن را مختصر کرد، و بار دیگر نیز تلخیصی موجزتر از آن ارائه داد.
در میان اهل سنت نیز تفتازانی نمونهای شناختهشده است؛ چنانکه بر تلخیص المفتاح خطیب قزوینی شرحی مطول نوشت و سپس مختصر المعانی را تألیف کرد. بنابراین، نهتنها چنین کاری از سوی مرحوم علامه بهابادی بعید نیست، بلکه کاملاً در سنت علمی رایج قابل فهم است؛ بهویژه آنکه بهاحتمال، در درة المعانی نکاتی آمده که در تفسیر مفصل ایشان، یعنی التجارة الرابحة، بدان صورت نیامده است.
5. وجود نکات ادبی در عصری که صرف و نحو رونق داشته است. مرحوم علامه بهابادی استاد شیخ بهایی بوده است، و شیخ بهایی و همعصران او در علوم ادبی، بهویژه صرف و نحو، تبحر فراوان داشتهاند؛ بهگونهای که احاطه شیخ بهایی بر ادبیات عرب در آثار او، از جمله در رساله معروف صمدیه، بهخوبی آشکار است.
علامه بهابادی نیز در چنین فضایی علمی میزیسته است. با توجه به وجود نکات فراوان ادبی، صرفی و نحوی در این کتاب، این امر نیز میتواند مؤیدی دیگر بر صحت انتساب درة المعانی به ایشان باشد.
6. وجود نکات بلاغی در کتاب، مؤیدی دیگر
مرحوم علامه بهابادی از ذوق و شمّ بالایی در فصاحت و بلاغت برخوردار بوده است. وجود دو اثر ارزشمند در میان تألیفات ایشان، در حوزه معانی و بیان، مؤید این مطلب است: حواشی بر حاشیه خطائی و حاشیه شریفیه
با توجه به این سابقه، و نیز با عنایت به اینکه در درة المعانی نکات بلاغی متعددی آمده و مؤلف در ضمن تفسیر این دو سوره به مناسبت از ظرایف فصاحت و بلاغت نیز سخن گفته است، این ویژگی نیز میتواند مؤیدی بر مدعای ما باشد.
7. تعبیر «السید السند»، قرینهای دیگر
در مقدمه و خاتمه کتاب، از شخصی با عنوان «السید السند» یاد شده که کتاب به نام او نوشته شده است. نکته قابل توجه آن است که همین عنوان در برخی دیگر از آثار علامه بهابادی، از جمله رسالة التشکیک، نیز آمده است. این امر از ارتباطی عمیق میان مؤلف و آن شخصیت حکایت دارد. از مجموع این قرائن، مؤیدی خاص به دست میآید که نویسنده درة المعانی همان نویسنده رسالة التشکیک، یعنی علامه بهابادی است.
عبارت خاتمه کتاب: و کنت أرید لهذا السید السند - الذی دل فعله على أنه من أولاد محمد المصطفى علیه وآله صلوات العلی الأعلى - بعض الأوراد الخفیفة المؤونة، الکثیرة الثواب، فلم أر له أکثر من تکرار هذه السورة و أن یقول: اللهم صل على محمد و آل محمد کما صلیت على إبراهیم و آل إبراهیم.
8. اُنس با قرآن ناطق، مدخلی برای فهم قرآن صامت
از مناصب مرحوم علامه بهابادی، تولیت حرم مطهر امیرالمؤمنین علیهالسلام بوده است. این منصب، از ارادت قلبی ایشان و نیز قرب مکانی و معنوی او به ساحت امام علیهالسلام حکایت دارد. بر اساس روایات متعدد، حقیقت قرآن با اهلبیت علیهمالسلام و در رأس آنان امیرالمؤمنین علیهالسلام پیوندی عمیق دارد، و یکی از بهترین راههای ورود به فهم قرآن کریم، تمسک به آستان ولایت است.
مرحوم علامه، چه در دوران اقامت در نجف و چه در ایام تولیت، از این مصاحبت و مقارنت معنوی بهرهمند بوده است، و این قاعدهای طبیعی و الهی است که مصاحبت، مشابهت میآورد. از اینرو، بعید نیست که ایشان، که دلداده مفسر حقیقی قرآن بوده، خود نیز به تفسیر قرآن روی آورده باشد.
9. وجود برخی عقائد خاص شیعی، متناسب با شخصیت و منصب مؤلف.
در کتاب درة المعانی به مطالبی تصریح شده که از مختصات اعتقادی شیعه بهشمار میرود. این امر با شخصیت علمی و مذهبی علامه ملاعبدالله بهابادی و نیز با منصب تولیت ایشان تناسب کامل دارد. برای نمونه، در ابتدای بحث «بسم الله الرحمن الرحیم» از سوره مبارکه حمد میگوید: بسم الله الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ أجمع أصحابنا أنها آیة من الحمد و من کل سورة، وأن من ترکها فی صلاته بطلت، فرضاً و نفلاً، و أنه یجب الجهر بها فیما یجهر فیه بالقراءة.
در این عبارت، چند نکته قابل توجه است:
تعبیر «أصحابنا» که دلالتی روشن بر انتساب مذهبی شیعی دارد؛ اعتقاد به اینکه بسمله جزئی از سوره حمد و هر سوره است؛ و نیز احکام مترتب بر آن در نماز. اینگونه تصریحات و نکات مشابهی که در صفحات بعدی کتاب نیز دیده میشود، با هویت اعتقادی و جایگاه دینی و تولیتی علامه بهابادی سازگار است و میتواند از مؤیدات انتساب کتاب به ایشان بهشمار رود.
10. وصف دقیق خداوند در خاتمه کتاب
در پایان کتاب، مؤلف با عبارتی دقیق و سنجیده، خداوند را حمد و سپاس گفته و از او طلب رحمت میکند: إنه أکرم المسؤولین و أرحم الراحمین»
این نحوه کاربرد تعبیر، خود نکتهای بلاغی و ذوقی در بیان است، و صدور چنین تعبیر سنجیدهای از شخصیتی مانند مرحوم علامه بهابادی کاملاً متوقع و متناسب با شأن علمی اوست.
نتیجه
با توجه به مجموعه قرائن و شواهد بررسیشده ـ از جمله سابقه تفسیری علامه ملاعبدالله بهابادی، تصریح مؤلف در آغاز کتاب به تألیف پیشین خود، ارجاعات متعدد به التجارة الرابحة، همخوانی محتوای علمی و ادبی دُرّة المعانی با دیگر آثار مسلمالانتساب ایشان، کاربرد تعابیر و مضامین مشترک، و نیز سازگاری مباحث اعتقادی کتاب با شخصیت علمی و مذهبی مؤلف ـ میتوان گفت انتساب این اثر به علامه ملاعبدالله بهابادی، از پشتوانهای قابل توجه برخوردار است.
ازاینرو، شواهد موجود نهتنها اصل انتساب کتاب را تأیید میکند، بلکه در تقویت درجه اطمینان و قطعیت آن نیز مؤثر است. بااینحال، داوری نهایی درباره میزان قطعیت انتساب، نیازمند بررسیهای تکمیلی، از جمله مطالعه و مقابله نسخههای خطی، تحلیل دقیق سبکشناختی و زبانی، و تطبیق جامعتر متن با دیگر آثار مسلمالانتساب علامه بهابادی است.
یادداشت از: حجت الاسلام علی کارگر
انتهای پیام/