خبرگزاری تسنیم ـ زهرا کبیریپور*؛ هر شنبه، روز خدمت در حرم مطهر حضرت معصومه(س)، فرصتی است برای تماشای زوایای پنهان زندگی مردمی که از دور و نزدیک میآیند. این بار، محل خدمت، دری بود که میزبان شمار زیادی از زائران عراقی بود. در میان رفتوآمد آنها، همکاری نکتهای را زمزمه کرد که مدتی بود ذهن من را مشغول کرده بود: اکثر زنان عراقیِ نسلهای گذشته، از نظر جسمی معمولیاند و حتی در نسل جوان، تغییر محسوسی در وزنشان دیده نمیشود. اما آنچه بیش از این مشاهدۀ ظاهری، جای تأمل داشت، تفاوت در سبک زندگی و اولویتهای فردی و اجتماعی بود.
نسل مادران ایرانی در دهۀ شصت، با قامتی پرصلابت و صورتی گرد، نماد زایش و زندگی بود. خانهها با پنج، شش یا حتی فرزندان بیشتر گرم بود و شلوغیِ آنها به برکت تربیت نسلی بود که آرمانهایشان در چشمهایشان خوانده میشد. در آن سالها، هیچ بنر یا تبلیغاتی به خانوادهها نمیگفت «فرزند کمتر، زندگی بهتر» و هیچ یارانهای برای فرزند بیشتر قطع نمیشد. ارزش زن، نه در کوچکی دور کمر، که در بزرگی سعۀ صدر او معنا مییافت. همانطور که در حدیثی از پیامبر اکرم(ص) نقل شده است که: «خَیْرُ النِّسَاءِ الْوَلُودُ الْوَدُودُ»؛ بهترین زنان، زن بسیار فرزندآور و مهربان است. این نگاه اصیل، زن را در مادری و مهربانی تعریف میکرد، نه در تطابق با ترندهایی که هر لحظه تغییر میکنند.
اما بهتدریج، شعارهای «فرزند کمتر، زندگی بهتر» و «دو تا کافیست» نه تنها بر در و دیوار خیابانها، که بر پیشانی باورها نیز نقش بست. کوپن یا همان یارانۀ قدیمِ فرزندان بیشتر حذف شد و همراه آن، انگیزههای مادی و معنوی برای افزایش جمعیت کمرنگ گردید. این در حالی است که قرآن کریم در آیۀ 46 سورۀ کهف میفرماید: «الْمالُ وَ الْبَنُونَ زینَةُ الْحَیاةِ الدُّنْیا»؛ مال و فرزندان، زیور و آرایش زندگی دنیایند. فرزندان نه مایۀ زحمت و مانع پیشرفت، که زیور و آرایشی الهی برای حیات دنیوی شمرده شدهاند.
در ادامه، سیل تازهای از سرگرمیها و دغدغهها جای بچهداری و تربیت نسل را گرفت: فیلر لب، تتوی ابرو، تمرینات فیتنس، رژیمهای کتوژنیک و هزاران جاذبۀ ظریف که هر یک، زن را از کارکردهای بنیادین خود دور ساخته است. این تغییر الگو، مصداق بارز همان «ابعاد نامطلوب سبک زندگی غربی» است که در بند 5 سیاستهای کلی جمعیت (ابلاغ 30 اردیبهشت 1393) بر لزوم مقابله با آن تأکید شده است؛ سیاستی که ترویج و نهادینهسازی سبک زندگی اسلامی-ایرانی را در برابر هجوم الگوهای بیگانه، ضروری میداند.
امروز، زنانی را میبینیم که پس از به دنیا آوردن اولین فرزند، بهجای غرق شدن در تجربۀ مادری، درگیر جنگی بیامان با فرمِ ازدسترفتۀ بدن خود میشوند؛ تلاشی مذبوحانه برای بازگشت به قبل از زایمان، نه از سرِ عشق به سلامت، که از ترس قضاوت همدورهایها و عقبماندن از مدلهای مجازی. این نگرانی چنان عمیق شده که برخی حتی از شیر دادن به فرزند خود دریغ میکنند تا مبادا تغییر فرم بدن، زیبایی ظاهریشان را خدشهدار کند. روزگاری نهچندان دور، متخصصان زنان، ماماها و پایگاههای بهداشت با تمام توان میجنگیدند تا شیرخشک جایگزین شیر مادر نشود؛ مبارزهای برای حفظ سنت الهی، در برابر هجمهای که میگفت «بدن تو، پیش از آنکه به کودک تعلق داشته باشد، به چشم دیگران تعلق دارد».
نگاهی به فضای مجازی نشان میدهد که بازار تبلیغات انواع رژیمهای سختگیرانه، فستینگهای عجیب، مکملهای لاغری و جراحیهای زیبایی، داغترین خبرها را به خود اختصاص داده است. در این میان، زنانی دیده میشوند با صورتهایی که زیر لایههای ضخیم آرایش و انواع عملهای زیبایی، نتوانستهاند رنگ زرد و بیحالی و خستگی را بپوشانند؛ زنانی که برای رسیدن به فرم ساعتشنی یا هیکل باربی، از خواب، تغذیه، آرامش و حتی فرزندآوری گذشتهاند، اما بهجای سبکی، سنگینی پوچی را در جان خود حمل میکنند.
این تصویر، ناظران اجتماعی را با پرسشهای جدی روبهرو میسازد:
آیا کاهش وزن مادران، نشانۀ پیشرفت است یا تغییر در اولویتهای زیستی؟
چگونه میتوان میان «مراقبت از جسم» و «توجه به فرزندآوری» تعادل برقرار کرد، بیآنکه یکی فدای دیگری شود؟
چه نیروهایی در پشت صحنه، ارزش مادری را به حاشیه رانده و زیباییِ صرفاً ظاهری را جایگزین آن ساختهاند؟
بهنظر میرسد پاسخ در نوع نگرش به «هویت زن» نهفته است. هر جامعهای که زنانش را از مادر بودن به «کالایی دیدنی» سوق دهد، نسلهای خود را در معرض فرسایش قرار داده است. باربی، یک عروسک ساده نبود؛ پروژهای بود برای بازتعریف زن از «وجودی معناگرا» به «نمایی مصرفی». وقتی زن، خود را در آیینۀ چشم دیگران تعریف کند، جایی برای تربیت نسلی با عزت و اقتدار باقی نمیماند.
تغییر فرم بدن، صرفاً یک پدیدۀ زیستی نیست؛ آینهای است از تغییر نگرشها. آنگاه که جامعه نقش مادری را کمرنگ میکند، زنان ناخودآگاه به سمت جبران این خلأ از طریق ظاهر میروند. اما آنگاه که مادری بهمثابۀ ارزشی والا و بیبدیل ترسیم شود، زن حتی در طبیعیترین فرم بدنی، زیبا و مقتدر بهنظر میرسد. قائد شهید امت در پیام خود به فعالان حوزۀ جمعیت (28 اردیبهشت 1401) تأکید فرمودند که «تلاش برای افزایش نسل، و جوان شدن نیروی انسانی کشور و حمایت از خانواده، یکی از ضروریترین فرائض مسئولان و آحاد مردم است» و آن را «یک سیاست حیاتی برای آیندۀ بلندمدت کشور» دانستهاند. همچنین در پاسخ به نامۀ فعالان مردمی حوزۀ جمعیت (29 اردیبهشت 1405) فرمودند: «برآمدن ایران در مُستَوای قدرتی بزرگ و تأثیرگذار... نسبت مستقیمی با مسئلۀ جمعیت مییابد» و «با پیگیری مجدّانۀ سیاست صحیح و حتمی افزایش جمعیت، ملت بزرگ ایران قادر خواهد بود، در آینده نقشآفرینیهای بزرگ و جهشهایی راهبردی را تجربه کرده، قدمهای بلندی را در جهت خلق تمدن نوین ایران اسلامی بردارد.» پیامبر اکرم (ص) نیز در حدیثی دیگر میفرمایند: «تَنَاکَحُوا تَنَاسَلُوا تَکْثُرُوا فَإِنِّی أُبَاهِی بِکُمُ الْأُمَمَ یَوْمَ الْقِیَامَهِ وَلَوْ بِالسِّقْطِ»؛ ازدواج کنید و تولید نسل کنید و زیاد شوید که من در روز قیامت به شما مباهات میکنم؛ حتی به طفلی که سقط شده باشد.
باشد که بازنگری در این نگرش، راهی باشد به بازتعریف «زندگی بهتر»؛ نه با کمتر کردن فرزندان، که با عمیقتر کردن معناهای زندگی. بقای یک تمدن، در انحنا و سایز کمر نیست، در وسعت آغوشی است که برای فرزند باز میشود، نه برای آینه و دوربین.
منبع:
سنن أبیداود، کتاب النکاح، حدیث شماره 2050، «خَیْرُ النِّسَاءِ الْوَلُودُ الْوَدُودُ»؛
بحار الأنوار، جلد 44، صفحه 169. حدیث «تَنَاکَحُوا تَنَاسَلُوا تَکْثُرُوا فَإِنِّی أُبَاهِی بِکُمُ الْأُمَمَ یَوْمَ الْقِیَامَهِ وَلَوْ بِالسِّقْطِ» با همین مضمون در کتابهای جامع الأخبار، جلد 1، صفحه 101 و وسائل الشیعه، جلد 21، صفحه 357 نیز نقل شده است.
*دکتریتاریخ تشیع، عضو هیأت مدیره انجمن تاریخپژوهان حوزه علمیه
انتهای پیام/