دکتر سیده زهره برقعی، مدیر جامعة الزهرا(س)، در گفتوگو با گروه حوزه و روحانیت خبرگزاری تسنیم، به بررسی و بازنمایی نقشآفرینی زنان حوزوی در جنگ با هدف تقویت حوزه انقلابی و بازتاب رسانهای پرداخت و گفت: وقتی از مقاومت زنان طلبه سخن میگوییم، مراد ما فراتر از یک واکنشِ هیجانی است، ما با یک «هویتِ کنشگر» مواجه هستیم که بر پایه آگاهیِ عمیق و مسئولیتِ اجتماعیِ برخاسته از مکتبِ اهلبیت (ع) شکل گرفته است. در نگاهِ ما، مقاومت نه یک حادثه، که یک سبکِ زیستن و یک راهبردِ تمدنی است.
وی با اشاره به آیات قرآن کریم در آیات 11 و 12 سوره تحریم در معرفی الگوی زنانه برای مؤمنان افزود: قرآن کریم وقتی میخواهد قلههای مقاومت را برای «همه مؤمنان» ترسیم کند، به دو بانویِ بزرگوار اشاره میفرماید. الگوی اول آسیه است که در قلبِ کاخ فرعون، در مرکزِ تولیدِ استبداد و فضایِ ضدالهی، ایستادگی کرد. مقاومتِ امروزِ زنِ طلبه یعنی همین؛ یعنی در فضایِ غبارآلودِ رسانهای و تهاجمِ فرهنگی که میخواهد ارزشهایِ ما را استحاله کند، ما باید آسیهوار در قلبِ میدان حضور داشته باشیم؛ نه منفعل، بلکه مقتدر و اثرگذار. کنشگریِ ما در موکبهای تبیینی، رسانهای و خدماتی، دقیقاً تکرارِ همان ایستادگی در جبههیِ باطل است تا روایتِ حق، از بین نرود. ما یاد گرفتهایم که مقاومت، در کنار فریاد در خیابان، «ایستادگی در حفظِ باور و اقناعِ جامعه» است، حتی اگر در دلِ سختترین شرایط باشیم.
استاد حوزه علمیه، حضرت مریم(س) را الگوی قرآنی دیگری به عنوان نماد طهارت و استقامت در برابر تهمتها و مرجعیت حقیقت در فضای سنگین اجتماعی معرفی کرد و ادامه داد: ما در این جنگِ ترکیبی، دقیقاً نیازمندِ این وجه از مقاومت هستیم. زنِ حوزوی باید با آرامشِ برخاسته از توکل و با تکیه بر استدلالِ منطقی، جامعه را به حقیقت رهنمون شود و در برابرِ هجمههای سنگین، دچار تزلزل نشود. ما در فضای رسانهایِ نامتقارن که روایتها توسط دشمن مهندسی میشود، باید نقش «مریمِ زمانه» را ایفا کنیم. یعنی با استقامت بر حقیقت و تبیینِ عالمانه، روایتِ درست را به جامعه برگردانیم.
وی ترکیب این دو الگو را متجلی در حضرت زینب سلام الله علیها دانست و گفت: این دو الگو به ما میآموزند که مقاومت، ترکیبی از صلابت در نفیِ باطل (آسیه) و استقامت در اثباتِ حق (مریم) است. این همان جوهرهیِ مکتبِ زینبی است که ایام محرم، تجلیِ بارزِ آن است؛ جایی که عقلانیت و عاطفه، با بصیرت و حضورِ میدانی پیوند میخورد. بنابراین، مقاومتِ زنِ طلبه، حضوری هوشمندانه است که از سویی ساختارهای باطل را با تبیین و روایتگری به چالش میکشد، و از سوی دیگر، با حضورِ مسئولانه در میان مردم، سرمایهیِ اجتماعیِ انقلاب را بازتولید میکند. این نوع مقاومت، بیش از آنکه بر هیجانهای زودگذر تکیه داشته باشد، بر تربیت، آگاهیبخشی و ساختن سرمایه اجتماعی استوار است؛ و همین ویژگی آن را پایدار و اثرگذار میکند.
مدیر جامعة الزهرا ضرورت حضور بانوان طلبه در میدان را برخاسته از معماری اجتماعی قرآن کریم دانست و افزود: خداوند در آیه 71 سوره توبه، تعریفِی بنیادین از جامعهی ایمانی ارائه میدهد: «وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ». این آیه، «ولایتِ ایمانی» را دوطرفه میداند؛ یعنی مردان و زنان مؤمن، سرپرستان و پشتیبانانِ یکدیگرند. وقتی قرآن «امر به معروف و نهی از منکر» را که عالیترین و مهمترین رکنِ فعالیت اجتماعی است، وظیفهی مشترکِ «مؤمنون» و «مؤمنات» معرفی میکند، یعنی زنِ مسلمان در ترازِ قرآنی، یک ناظرِ منفعل نیست؛ او در قبالِ سلامتِ اخلاقی و فرهنگیِ جامعه، به اندازهی مردان دارای مسئولیتِ «اقدام» است. حضور بانوان طلبه در میدان، دقیقاً در راستای «ولایتِ اجتماعی» است.
وی در بیان ضرورتهای حضور اجتماعی بانوان اظهار کرد: یکی از این ضرورتها، ضرورتِ تخصصی و گفتمانی است. جامعه امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمندِ روایتهای صادقانه و تبیینهای اقناعی است. زنِ طلبه به دلیل برخورداری از دانش دینی و شناختِ آسیبهای اجتماعی، میتواند «زبانِ مشترک» میانِ حاکمیتِ دینی و بدنه جامعه باشد. حضورِ ما در موکبها و میدانهایِ خدمت، صرفاً توزیعِ خدمات نیست؛ بلکه ایجادِ «کانونهایِ گفتوگو» برای پاسخ به شبهات و گرهگشاییهای فکری است.
استاد حوزه علمیه ضرورتِ دیگر حضور بانوان را «تلطیفِ مقاومت» دانست و افزود: مقاومت در ذاتِ خود ممکن است خشن یا صرفاً سیاسی به نظر برسد؛ اما حضور بانوان طلبه، «مقاومت» را با عطوفتِ زینبی، با تربیتِ نسلِ آینده و با مدیریتِ عاطفیِ جامعه گره میزند. ما در میدان هستیم تا نشان دهیم مقاومت، نه در تقابل با آرامشِ اجتماعی، بلکه دقیقاً «تامینکننده» آن است.
وی، شکستنِ انحصارِ روایت دشمن را از ضرورتهای نقشآفرینی بانوان طلبه دانست و گفت: دشمن تلاش میکند تا زنِ ایرانی را یا در قامتِ یک فردِ منفعل و خانهنشین تصویر کند و یا او را به سویِ مدلهای غربیِ کنشگری بکشاند. ما با حضورِ فعالانه و مؤمنانه در میدان، مدلِ سوم «زنِ حوزویِ تمدنساز» را نشان میدهیم؛ زنی که هم عفیف است، هم عالم است و هم در عالیترین سطوحِ امر به معروف و نهی از منکر، به تعبیرِ قرآن، «ولیّ و سرپرستِ اصلاحِ جامعه» است. بنابراین، حضورِ ما، پاسخی است به این مطالبهیِ الهی که جامعهیِ ایمانی بدونِ کنشگریِ زنان، ناقص است و این ولایتِ ایمانی، بدونِ حضورِ عالمانهیِ ما در میدانهایِ حساس، به درستی محقق نمیشود.
دکتر برقعی حضور بانوان طلبه در فعالیتهای تبلیغی و تبیینی را تجسم عینی الگوی سوم زن برای اثرگذاری در مقاومت سایر زنان دانست و اضافه کرد: ما در دنیایِ امروز، با دو الگویِ شکستخورده مواجهیم: اول، الگوی «زنِ غربی» که زن را به مثابهیِ یک ابزار و کالا برایِ مصرفگرایی و سودِ اقتصادی تقلیل داده و او را از اصالتِ وجودیاش دور کرده است. دوم، الگوی «زنِ شرقی» که زن را به حاشیهنشینی، انفعال و دور ماندن از تحولاتِ اجتماعی محکوم میکند. در هر دو مدل، زن از «عاملیتِ تمدنی» خود تهی میشود. حضورِ بانوانِ طلبه در میدانهایِ تبیینی و خدماتی، تلاشی است برایِ اثباتِ یک حقیقتِ بزرگ: اینکه میتوان «عفیف» بود و «فعال»؛ میتوان «پایبند به ارزشهایِ دینی» بود و در عینِ حال «اثرگذار در پیچیدهترین مسائلِ جامعه».
وی افزود: الگوی سوم زن مسلمان، همان مفهومی است که رهبرشهید انقلاب به عنوان راهکارِ برونرفت از بنبستهایِ مدرنیته و سنتگراییِ افراطی مطرح فرمودند. تأثیرِ این حضور بر سایرِ بانوان، از زوایای مختلف قابل تحلیل است؛ اولین جهت، الگوسازیِ هویتبخش آن است. وقتی بانوانِ جامعه، طلبهای را میبینند که با لباسِ طلبگی و با همان متانتِ سنتی، در مرکزِ تحولاتِ اجتماعی حضور دارد، ذهنیتِ «انزوا» شکسته میشود. این حضور، به سایر زنان میآموزد که «حجاب و حیا»، نه تنها مانعِ حضورِ فعال نیست، بلکه موتورِ محرکِ کنشگریِ مقتدرانه است. ما با حضورمان، این پیام را مخابره میکنیم که زنِ مسلمانِ ایرانی، «خانه» را نه به مثابه «زندان»، بلکه به عنوان «پایگاهِ تربیتِ نسل»، و «جامعه» را به عنوان «میدانِ خدمت و تبیین» مدیریت میکند.
مدیر جامعة الزهرا اثر دیگر حضور اجتماعی بانوان طلبه را تکثیرِ گفتمانِ مقاومت معرفی کرد و گفت: مقاومت در الگوی سوم، دیگر یک واژهیِ سختِ سیاسی نیست. وقتی بانویِ طلبه با ادبیاتِ نرم و منطقِ دینی، در میدان حاضر میشود، مقاومت را به یک انتخابِ آگاهانه برای سایرِ بانوان تبدیل میکند. این باعث میشود مقاومت از سطحِ شعار، به سطحِ سبکِ زندگیِ آگاهانه برسد. اثر دیگر، قابلیتِ جهانیسازی این الگواست. «الگوی سوم» نسخه شفابخش برای همه زنانی است که در نظامهایِ سرمایهداریِ غرب از ابزارانگاری به ستوه آمدهاند. ما با نشاندادن مدل موفق «زنِ فعالِ مؤمن»، به دنیا اثبات میکنیم که زن میتواند بدونِ مسخ شدن در ارزشهایِ بیگانه، در عالیترین سطوحِ تمدنسازی حضور داشته باشد.
وی، فعالیتِ تبلیغی و میدانیِ بانوان طلبه را، دعوت به یک «بزرگمنشیِ زنانه» خواند و افزود: ما میخواهیم به سایرِ بانوان بگوییم که شما نه یک ابزارید و نه یک موجودِ حاشیهای؛ بلکه «پیشرانِ تغییراتِ اجتماعی» هستید و محرم، فرصتی است که این الگو را در اوجِ زیبایی و با بهرهگیری از فرهنگِ زینبی، به مخاطبانِ خود عرضه کنیم.
استاد حوزه علمیه پرسشِ اساسی را چگونگی طراحی نقشه راه برای تبدیل انرژیِ متراکم حوزههای علمیه خواهران و حضور میدانیِ بانوان از یک واکنشِ هیجانی به یک «سرمایه پایدار و تمدنی»، برای اثرگذاری والهام بخشی دانست و پاسخ داد: پاسخ به این سؤال را باید در یک مفهوم کلیدی جستجو کرد: «تبدیل سوگ به کنشِ حماسهبخش». همانگونه که در سوالات قبل نیز اشاره کردم ما در جامعه الزهرا (س)، بر این باوریم که بانویِ ترازِ انقلاب، «الگوی سوم» است؛ الگویی که در آن زن، نه حاشیهنشین است و نه ابزار، بلکه پیشرانِ حرکت و ندایِ انگیزهبخش در خانواده و اجتماع است.
وی ادامه داد: ما برای تبدیل این حضور به سرمایهی پایدار، یک مدلِ سه لایهای را طراحی و اجرا کردیم که من آن را «زنجیره معنادارِ کنشگری» مینامم. اولین گام، گذار از «سوگ» به «سوگوارهیِ ایمان و بصیرت» است. وقتی فقدانِ رهبرِ معظمِ شهید رخ داد، ما اجازه ندادیم این اندوه به انفعال منجر شود. آن را به یک «سوگِ عالمانه، عزتمندانه و اقتدارآفرین» تبدیل کردیم. این «سوگواره»، کانونِ تبیینی بود که در آن کنشگریهایِ بانوانِ فرهیخته، دقیقاً بر مدارِ «تبیینِ دستاوردهای انقلاب» و «لبیک به رهبر جدید» تنظیم شد. ما با طراحیِ کلانبرنامه «چلههای اقتدار و استقامت»، نشان دادیم که میتوان «عزادار بود اما ایستاده ماند» و پرچمِ تولیدِ فکر را برافراشته نگاه داشت.
دکتر برقعی شبکهسازیِ «مسجدمحور و محلهمحور» را گام دیگر این کنشگری معرفی کرد و گفت: پایداریِ این کنشگری در گروِ اتصال به متنِ مردم است. برنامهیِ ما، خروج از فضایِ آکادمیکِ صرف و ورود به لایههایِ اجتماعی است. وقتی میگوییم «همراهی با همه اقشار»، یعنی بانوی حوزوی ما باید در مسجد و محله، به عنوان «مرجعِ حل مسئله» ظاهر شود. ما این شبکه را برای «پشتیبانی از مسئولان» و «پیگیری نیازمندیهای استانی» بهگونهای سازماندهی میکنیم که این حضور، در بافت محلات نهادینه شود و به یک «عادتِ اجتماعیِ کنشگرانه» تبدیل گردد.
وی گام دیگر کنشگری را پیوستگیِ آموزشی از «مهدکودک تا سطوحِ عالی» دانست و گفت: سرمایه اجتماعیِ پایدار، محصولِ یک شبکهسازیِ هدفمند است. ما در این مجموعه، یک زنجیره از مهدکودک تا سطوح عالی حوزوی و دانشگاهی داریم. هدف ما این است که «الگوی سوم» در تمام این سطوح سنی و علمی به عنوان یک «سبک زندگی» نهادینه شود. وقتی دختری از کودکی در فضایِ حوزوی با نگاهِ «کنشگری مسئولانه» رشد کند، در جوانی به یک نیروی پیشران تبدیل خواهد شد. برنامهی ما این است که این «تپشِ قلبی» که در میدانهای تبیینی اخیر شاهد بودیم را به یک «نظمِ ساختاری» تبدیل کنیم؛ نظمی که در آن، هر بانوی طلبه، یک «کانون کوچک تمدنساز» باشد. حوزهی خواهران با این برنامهها، به دنبال آن است که از این نقاط عطف، یک «جریان مستمرِ اجتماعی» بسازد که خروجی آن، جامعهای باشد که در برابر هجمههای فرهنگی، واکسینه و نسبت به سرنوشت خود، کنشگر و مسئول است.
خبرنگار: زهرا شعبان زاده
انتهای پیام/