به گزارش خبرگزاری تسنیم از کردستان، گاهی تقدیر، قصه زندگی انسانها را کوتاه مینویسد، اما همان چند فصل کوتاه میتواند سرشار از بزرگی، عشق و ایثار باشد. شایان حسینی از همان جوانهایی بود که آرام و بیهیاهو زندگی کرد؛ پسری که دلبسته خانواده بود، احترام به پدر و مادر را در رفتار خود معنا کرده بود و تمام تلاشش را برای سربلندی خانواده به کار میگرفت.
او متولد ششم اسفندماه سال 1383 در شاهیندژ آذربایجان غربی بود؛ جوانی که هنوز فرصت زیادی برای تجربه زندگی نداشت، اما در همین سالهای کوتاه، چنان خاطرهای از خود در دل خانواده، دوستان و نزدیکانش به جا گذاشت که نامش برای همیشه ماندگار شد.
شایان حسینی سربازی بود که روزهای پایانی خدمت خود را سپری میکرد؛ تنها 16 روز تا پایان دوران خدمتش باقی مانده بود، اما تقدیر الهی برای او مسیر دیگری رقم زده بود. او در دهم اسفندماه سال 1404، هنگام حضور در محل خدمت در دیواندره و در جنگ تحمیلی رمضان در جریان حمله ناجوانمردانه رژیم صهیونیستی به این منطقه، بر سر سفره افطار به شهادت رسید و آسمانی شد.
در نهمین گفتوگو؛ برای روایت زندگی این شهید جوان، به سراغ پدرش، اقبال حسینی در آذربایجان غربی رفتیم؛ پدری که هنوز بغض نبودن فرزندش را در صدایش میتوان شنید و با افتخار از پسری سخن میگوید که همیشه مایه آرامش و سربلندی خانواده بود.
تسنیم: آقای حسینی ابتدا خودتان را معرفی کنید و درباره شایان برایمان بگویید.
اقبال حسینی هستم، پدر شهید شایان حسینی. شایان متولد ششم اسفندماه سال 1383 در شاهیندژ آذربایجان غربی بود. پسری بسیار خوب، آرام و بااخلاق بود. همیشه احترام پدر و مادر را نگه میداشت و هیچوقت باعث ناراحتی ما نشد.
تسنیم: شایان چه ویژگیهای اخلاقی داشت که بیشتر در ذهن شما مانده است؟
شایان پسر خیلی خوبی بود. آرام، متین و کمحرف بود، اما قلب بسیار بزرگی داشت. نسبت به خانواده احساس مسئولیت میکرد و همیشه همراه من بود. از کودکی کنارم کار میکرد و برای پیشرفت خانواده تلاش داشت.
او هیچوقت از حرف پدر و مادرش سرپیچی نمیکرد. همیشه باعث افتخار ما بود و حتی بعد از شهادتش هم با این افتخار بزرگ، نام خانواده را سربلند کرد.
تسنیم: از روحیات اجتماعی و رفتارش با دیگران چه خاطرهای دارید؟
شایان جوانی کمرو بود و خیلی اهل ارتباط گسترده با جامعه نبود، اما همان دوستان و اطرافیانی که او را میشناختند، همیشه از مهربانی، دستودلبازی و پاکی دلش تعریف میکردند.
او هیچوقت دیگران را قضاوت نمیکرد. انسان ساده، بیریا و خوشقلبی بود و همیشه نگاه خوبی به اطرافیان داشت.
تسنیم: آخرین دیدارتان با شایان چگونه گذشت؟
یک هفته قبل از شهادتش برای مرخصی آمده بود. همیشه شاد و خندان بود، اما آن روزها حال و هوای دیگری داشت. به مادرش میگفت: «دلم خوش نیست، روزها برایم طولانی میگذرد.»
شایان همیشه کم صحبت بود، اما در روزهای آخر بیشتر با پسرعمویش صحبت میکرد و حرفهای عمیقی با او داشت. چند ساعت قبل از شهادتش هم با من تماس گرفت و تا حدود ساعت دو بعدازظهر با من در ارتباط بود.
او در همان صحبتها گفت: «من امروز شهید میشوم.»
آن حرف برای من عجیب بود، اما نمیدانستم که چند ساعت بعد، این پیشبینی به حقیقت تبدیل میشود.
ساعت پنج و چهلوشش دقیقه بعدازظهر، شایان در حالی که بر سر سفره افطار بود، به شهادت رسید.
تسنیم: آیا شایان قبل از شهادت درباره شهادت صحبت کرده بود؟
بله. شایان هر وقت از مرخصی به خانه میآمد، قبل از اینکه وارد خانه شود به مادرش میگفت: «من عاقبت شهید میشوم.»
در طول دو سال خدمتش چندین بار این حرف را زده بود. انگار خودش احساس کرده بود که مسیرش به شهادت ختم میشود.
تسنیم: از رابطه شایان با مادرش برایمان بگویید.
شایان علاقه زیادی به مادرش داشت. همیشه نگران او بود. قبل از شهادت به پسرعمویش که از کودکی با او بزرگ شده بود، گفته بود: «اگر یک روز من نبودم، مراقب مادرم باش. میدانم بعد از من شاید به دکتر نرود یا داروهایش را مصرف نکند، تو مراقبش باش و نگذار احساس تنهایی کند.»
او حتی یک فایل صوتی برای پسرعمویش به یادگار گذاشته بود و در آن هم سفارش خانوادهاش را کرده بود. بخشی از وصیتهایش خصوصی بود و طبق خواسته خودش بیان نشده است.
تسنیم: آیا شایان وصیتنامهای داشت؟
وصیتنامه رسمی زیادی نداشت، اما تمام وصیت شایان در محبت به خانوادهاش خلاصه میشد. همیشه دغدغه پدر و مادرش را داشت.
حتی پیش از شهادت به پسرعمویش گفته بود اگر روزی شهید شد، هنگام دفنش سکه شاباش روی قبرش بریزند و خانواده و نزدیکانش به خواسته او عمل کردند.
پدری که هنوز چشمانتظار بازگشت پسر است
پدر گرانقدر این شهید امروز از پسری سخن میگوید که شاید عمرش کوتاه بود، اما مسیر زندگیاش پر از احترام، محبت و مسئولیتپذیری بود. شایان حسینی برای خانوادهاش تنها یک فرزند نبود؛ تکیهگاهی بود که نبودنش، جای خالی بزرگی در خانه ایجاد کرده است.
او رفت، اما خاطراتش در خانهای که روزی با قدمهایش گرم میشد، همچنان زنده است؛ خاطرات جوانی که چند روز مانده به پایان خدمت، پایان دیگری برای خود رقم زد؛ پایان یک سربازی و آغاز یک ماندگاری.
مشخصات شهید:
نام و نام خانوادگی: شایان حسینی
تاریخ تولد: 1383/12/06
تاریخ شهادت: 1404/12/10
محل شهادت: دیواندره
محل دفن: شاهیندژ ـ گلزار شهدا
خونهای ماندگار؛ روایت انسانهایی که رفتند تا نامشان در حافظه یک ملت بماند.
در ادامه، قابهایی ماندگار از زندگی و خاطرات این شهید والامقام را میبینید؛ تصاویری که بهصورت اختصاصی از سوی خانواده شهید در اختیار خبرنگار تسنیم قرار گرفته است.



شاهیندژ؛ شهرستانی در جنوبشرق آذربایجان غربی با موقعیتی راهبردی
شاهیندژ یکی از شهرستانهای استان آذربایجان غربی است که در جنوبشرق این استان واقع شده و به دلیل قرار گرفتن در مسیر ارتباطی چند منطقه مهم شمالغرب کشور، از موقعیت جغرافیایی ویژهای برخوردار است.
مرکز این شهرستان، شهر شاهیندژ است که در کنار رودخانه زرینهرود (جغاتو) قرار گرفته و از شمال با میاندوآب، از شرق با تکاب، از غرب با بوکان و از جنوب با مناطق شمالی استان کردستان هممرز است.
این شهرستان به دلیل همجواری با استان کردستان و قرار گرفتن در مسیر ارتباطی میان شهرهای میاندوآب، بوکان، تکاب و مناطق جنوبی آذربایجان غربی قرار دارد.
انتهای پیام/481