به گزارش خبرگزاری تسنیم از کاشان، اقتصاد مقاومتی نیاز به لایههای اصلاحی دارد اما باید این لایهها اولویتبندی شود لذا اولویت اول لایه نهادی و ایجاد فضاهای قانونمند و شفاف است تا «قواعد بازی» تغییر نکند، هیچ سرمایهگذاری یا تکنولوژیای به کار نمیآید.
در علوم سیاسی، ما با مفهوم "نهادینهسازی" سر و کار داریم و مشکل ایران، «شخص محوری» و «رانتمحوری» است تا زمانی که قدرت تصمیمگیری در دست اشخاص و لایههای پنهان باشد، اقتصاد مقاومتی فقط یک شعار خواهد بود.
ما نیاز به ایجاد «جزایر شفافیت» داریم یعنی ساختارهایی که در آنها قانون، بر منافع لایههای میانی پیروز شود و این لایه، «فضای امن» برای سایر لایههاست و بدون لایه نهادی، لایههای بعدی مثل ریختن آب در ظرف سوراخ هستند.
اولویت دوم لایه دیپلماتیک و ایجاد سیستمهای مالی جایگزین است و این لایه، «سپر دفاعی» ما را در برابر شوکهای خارجی میسازد واین لایه مربوط به «Autonomy» یا خودمختاری در روابط بینالملل است.
اگر ما همچنان در سیستم مالی جهانی مثل دلار که تحت کنترل دشمن بوده، گرفتار باشیم، هر تصمیم سیاسی ما، هزینه اقتصادی سنگینی خواهد داشت و پیوند با بلوکهای غیرغربی نظیر بریکس، شانگهای و ایجاد کانالهای مالی جدید، به ایران «فضای مانور» میدهد و این یعنی قدرت سیاسی ما از «انفعال در برابر تحریم» به «کنشگری در نظم جدید» تغییر ماهیت میدهد.
اولویت سوم لایه تکنولوژیک و ایجاد زیربنای قدرت نوین است لذا میتوان گفت که تکنولوژی، «اهرم قدرت» است و در رقابتهای قدرتهای بزرگ، تکنولوژی دیگر صرفاً ابزار نیست، بلکه خودِ «قدرت» است.
کشوری که در تولید نیمهرسانا، هوش مصنوعی یا صنایع استراتژیک خودکفا باشد، در میز مذاکره، از جایگاه یک «تأمینکننده» یا «رقیب» و نه یک «درخواستکننده» برخورد میشود.
با انتقال از اقتصاد مبتنی بر «منابع طبیعی» یا همان نفت به اقتصاد مبتنی بر «دانش» باعث میشود که قدرت ایران از «قدرتِ موقعیتی» بر اساس موقعیت جغرافیایی و منابع به «قدرت ساختاری» بر اساس توان علمی تبدیل شود.
اولویت چهارم لایه تولید و جایگزینی کالاهای مصرفی است و سوال مهم این است چرا تولید که اصل اقتصاد مقاومتی است، در اولویت آخر است؟
تولید، نتیجه سه لایه قبلی است و اگر لایهی نهادی یا همان قانون، لایه دیپلماتیک یا همان بازار و پول و اگر لایه تکنولوژیک یا همان ابزار تولید را نداشته باشیم، هر تولیدی که انجام دهیم، یا «بیکیفیت و غیرقابل رقابت» خواهد بود، یا «تحت فشار رانت» خواهد ماند، یا «با مشکل تأمین قطعات» روبرو میشود.
تولید در نهایت، «نتیجه نهایی» برای تامین نیازهای مردم و کاهش وابستگی است اما به تنهایی نمیتواند معجزه کند مگر اینکه زیرساختهای سه لایه قبل فراهم باشد بنابراین باید نهادها را اصلاح کنیم تا «رانت» حذف شود و باید دیپلماسی را تغییر دهیم تا «فشار خارجی» خنثی شود و تکنولوژی را تقویت کنیم تا «توانمندی» ایجاد شود و در نهایت، باید تولید را توسعه دهیم تا «استقلال و رفاه» حاصل شود.
یادداشت از رضا زمانی، دکتری علوم سیاسی
انتهای پیام/804