به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری تسنیم، یکی از مهمترین فرصتهای ایجادشده در جریان جنگ رمضان و تحولات متعاقب آن، نه در میدان نبرد مستقیم با دشمن آمریکایی و صهیونی، بلکه در مرزهای غربی کشور رقم خورد. مقابله بیسابقه با گروههای تجزیهطلب و ضد انقلاب در شمال عراق و به دنبال آن، عقب نشینی نظامی ارتش تروریستی آمریکا از این کشور به ویژه در اقلیم کردستان، دو دستاورد راهبردی هستند که میتوانند به امنتر شدن مرزهای ایران برای سالهای آینده کمک کنند.
این دو رویداد که حاصل فشار نظامی مستمر و هوشمندانه نیروهای مسلح ایران بود، معادلات امنیتی در غرب کشور را به سود تهران تغییر داد.
سالها بود که حضور گروههای تجزیهطلب و ضدانقلاب در شمال عراق، به عنوان یک تهدید مستمر و مزمن برای امنیت ملی ایران باقی مانده بود. این گروهکها که در سایه حمایتهای پنهان و آشکار برخی بازیگران خارجی، به ویژه آمریکا و رژیم صهیونیستی فعالیت میکردند، همواره به دنبال بیثباتسازی و ایجاد ناامنی در مناطق مرزی بودند. مذاکرات و قولهای مکرر مسئولان و مقامات ارشد عراقی برای برچیده شدن آنها هیچگاه به نتیجه نهایی نرسید و حملات پراکنده نیز تأثیر چندانی بر توان عملیاتی این گروهکها نداشت. اما جنگ رمضان شرایط را به گونهای دیگر رقم زد و فرصتی بینظیر برای نیروهای مسلح ایران فراهم آورد تا یک بار برای همیشه، این تهدید دیرینه را از میان بردارند.
سوال کلیدی و مهم این است که دستاوردهای راهبردی عملیاتهای اخیر ایران در شمال عراق چه بودند؟
یک) عملیات بیسابقه زمینی برای مقابله با گروهکهای تجزیهطلب
با شروع جنگ، تهران بهصراحت به اقلیم کردستان عراق هشدار داد که در صورت هرگونه اقدام گروههای تجزیهطلب علیه مرزهای ایران، همه تأسیسات اقلیم را هدف قرار خواهد داد. این هشدار، که با افزایش چشمگیر حملات پهپادی و موشکی به مقرهای این گروهها همراه شد، به سرعت به یک عملیات گسترده و مستمر تبدیل گردید. در طول چند ماه، کمتر شبی بود که خبری از انفجار در سلیمانیه و اربیل عراق به گوش نرسد و مقرهای گروههایی مانند کومله و پاک به طور مرتب هدف قرار میگرفت.
پس از آن، حملات پهپادی و موشکی ایران با شدت و دقت بیشتری ادامه یافت و گروههای تجزیهطلب که پیشتر به عنوان یک برگ برنده برای آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران عمل میکردند، یکی پس از دیگری متحمل ضربات سنگین شدند. فشار نظامی به حدی بود که این گروهها ناچار شدند مقرهای خود را ترک و به مناطق دورتر بگریزند. اعتراف دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، مبنی بر ارسال سلاح به داخل ایران از طریق همین گروهها در دیماه 1404 و همچنین حمایت صریح او از ورود کردهای تجزیه طلب به جنگ با ایران به روشنی نشان میداد که این گروهها نه یک تهدید داخلی، بلکه یک پروژه خارجی برای تجزیه و بیثباتسازی ایران بودهاند. سرکوب قاطع آنها، عملاً یکی از مهمترین ابزارهای فشار واشنگتن را از کار انداخت.
دو) خروج کامل آمریکا از عراق؛ پایان یک اشغال طولانی
در کنار تضعیف گروههای معارض، فشار نظامی ایران بر پایگاههای آمریکایی در عراق نیز به اوج خود رسید. نقطه عطف این حملات، عملیات کمنظیر و باورنکردنی نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران در روزهای ابتدایی جنگ بود. در شرایطی که سامانههای پیشرفته پاتریوت و C-RAM، آسمان منطقه را تحت پوشش داشتند، خلبانان ایرانی موفق شدند پایگاه نیروهای دلتا فورس آمریکا در شمال عراق را بمباران کنند. این عملیات شجاعانه و دقیق، نشان داد که حتی پیشرفتهترین سامانههای پدافندی نیز نمیتوانند از اهداف راهبردی آمریکا در برابر اراده و قدرت نیروهای مسلح ایران محافظت کنند.
حملات مکرر، دفاع از این پایگاهها را حتی با وجود سامانههای متعدد پدافندی، به کاری طاقتفرسا برای آمریکاییها تبدیل کرده بود. این فشار میدانی، در نهایت به یک تصمیم راهبردی از سوی واشنگتن منجر شد: عقب نشینی کامل از عراق. وزیر جنگ آمریکا رسماً اعلام کرد که تمام نیروهای نظامی این کشور تا تاریخ 30 سپتامبر 2026 خاک عراق را ترک خواهند کرد.
علی فالح الزیدی، نخستوزیر عراق نیز در دیدار با ترامپ در کاخ سفید، این موضوع را تأیید و تصریح کرد که نیروهای آمریکایی تا پایان سپتامبر بهطور کامل از این کشور خارج خواهند شد. همزمان با این خروج، گزارشها حاکی از انتقال سامانههای پدافند هوایی پاتریوت از پایگاه هوایی اربیل است که نشان از جدیت واشنگتن در جمعآوری تجهیزات و پایان دادن به حضور نظامی خود در عراق دارد. این تصمیم که به بیش از دو دهه حضور نظامی آمریکا در عراق پایان میدهد در شرایطی اتخاذ شد که ایران توانسته بود با حملات خود، امنیت پایگاههای آمریکا را با چالش جدی مواجه کند و همزمان، متحدان بالقوه واشنگتن در منطقه را نیز تضعیف نماید.
جمعبندی:
عملیاتهای هوشمندانه ایران علیه گروهکهای تجزیهطلب در اقلیم کردستان و خروج نظامیان آمریکایی از عراق، دو روی یک سکه هستند که در میدان نبرد رقم خوردند. از یک سو، ایران با حذف تهدیدات مرزی، امنیت غرب خود را تثبیت کرد و از سوی دیگر، با وادار کردن آمریکا به عقبنشینی از عراق، یکی از مهمترین پایگاههای نظامی و نفوذ این کشور در همسایگی خود را خنثی ساخت. این دستاوردها که حاصل تلاشهای مستمر و هوشمندانه نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران بود، نشان داد که فشار نظامی هدفمند، میتواند معادلات امنیتی منطقه را به نفع تهران تغییر دهد و مرزهای کشور را برای سالهای آینده امنتر کند.
آنچه در این میان اهمیت دارد، این است که ایران نه تنها در برابر تهاجم مستقیم مقاومت کرد، بلکه از بستر جنگ برای رفع تهدیدات مزمن و دیرینه خود بهره برد و گامی بلند در جهت تأمین امنیت پایدار در مرزهای غربی برداشت.
نویسنده: پوریا لوایی، کارشناس مسائل بین الملل
انتهای پیام/